به گزارش خبرنگار ایکنا از اصفهان، ریحانه واعظ شهرستانی، شاعر و پژوهشگر ادبی در نشست شاهنامهخوانی که بهمناسبت روز گرامیداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی و پاسداشت زبان فارسی، چهارشنبه، ۲۳ اردیبهشتماه در کتابفروشی جهاددانشگاهی واحد اصفهان برگزار شد، با بیان اینکه همه ما به شاهنامه، این شناسنامه ملیمان مدیون هستیم، اظهار کرد: شاهنامه حاوی داستانهایی کهن است که در قالب اسطوره به دست ما رسیده و به تاریخ و فرهنگ گذشته ما نیز نقبی میزند.
وی افزود: شاهنامه در بهترین وجه سبک شعر، یعنی سبک خراسانی سروده شده که روشنی، کوتاهی و استواری از ویژگیهای آن است. جدا از زبان ساده و قابل فهم، شاهنامه لایههای عمیقتر معنایی نیز دارد. زبان نمادین و اسطورهای آن، ما را به بخشهای تاریک تاریخ و در سطح فردی، به ناخودآگاه ناشناخته خودمان میبرد.
این پژوهشگر ادبی بیان کرد: انسان در گذشتههای بسیار دور، وقتی پاسخی برای سؤالات اساسی خود نمییافت، به داستانهای اسطورهای پناه میبرد. سؤالاتی از قبیل: جهان چگونه آفریده شد؟ انسان چگونه بهوجود آمد و... .
وی ادامه داد: اسطورهها نمادهای تکرارشوندهای هستند که در بین تمامی انسانها در سراسر جهان مشترکاند و بیانگر ارزشها، عواطف و افکار نوع بشر هستند. بعضی دیدهها، شنیدهها و آگاهیهای ما که در سطح خودآگاهمان آنها را درک میکنیم، گاه به سطوح عمیقتری از نهاد ما میلغزند. لایههای سطحیتر در رؤیاهای شخصی بروز پیدا میکنند، ولی عمیقترین لایه، تجربهای جمعی است و شامل اسطورهها میشود.
واعظ شهرستانی تصریح کرد: رستم، پهلوان پهلوانان و چکیده تمام صفاتی است که در قهرمانان بزرگ وجود دارد و به همین سبب، گاه ویژگیهایی مبالغهآمیز و غیرواقعی به او نسبت میدهند. داستانهای اسطورهای از جدال نمادهای خیر (مانند رستم دستان) و نمادهای شر (مانند ضحاک ماردوش) خلق میشوند. ادبیات حماسی نیز هنگامی پا به عرصه میگذارد که تقابل این نیروهای خیر و شر از سطح ایده عبور میکند و در جهان واقعی قابل رؤیت میشود.
وی اضافه کرد: شاید بتوان گفت آموزه داستان هفتخوان شاهنامه برای انسان امروزی، تابآوردن، ایستادگی و دلیری در شرایط سخت است. از آنجایی که هفت، عدد مقدسی است، در ادبیات عرفانی نیز داستانهایی با لزوم گذر از هفت وادی برای رسیدن به حق روایت میشود. رستم باید در تمام این هفت مرحله بهتنهایی با دیوها بجنگد و از جانب سیمرغ افسانهای، کمکی دریافت نکند تا در انتها به قهرمانی کامل تبدیل شود.
این شاعر افزود: خلاصه داستان آن است که رامشگری به دربار کیکاووس وارد میشود و از سرزمین مازندران تعریف و تمجید میکند. کیکاووس نیز که پادشاه سبکسری است، بر خلاف رأی بزرگان و مشاورانش قصد حمله به مازندران (سرزمین دیوان) را میکند. دیو بزرگ، آن منطقه را در تاریکی فرومیبرد، نور وجود کیکاووس و یارانش را میگیرد و آنها نابینا میشوند. به این ترتیب، فره پادشاهی از کیکاووس خارج و به بدن دیو وارد میشود. زال که پهلوان بزرگی است، از خطای کیکاووس چشم میپوشد و به رستم مأموریت میدهد که کیکاووس را از چنگ دیو سپید نجات دهد.
وی با بیان اینکه در متون اوستایی، اهریمنان گاه به شکل نیروهای طبیعی مانند سیل و طوفان، حیوانات وحشی و... درمیآیند، ادامه داد: رستم در آغاز سفرش، گورخری را کباب میکند، میخورد و به خوابی خوش فرومیرود. شیری وارد دشت میشود و قصد حمله به رستم را میکند که رخش (اسب رستم) با او مبارزه میکند و او را از پای درمیآورد. مبارزه با شیر، نمایانگر مبارزه انسان با موانع طبیعی در سراسر تاریخ است. رستم به رخش تذکر میدهد که دفعه بعدی، او را از خواب بیدار کند و خود به جنگ اهریمن نرود.
واعظ شهرستانی اظهار کرد: بیابان، نماد تنهایی است و گرسنگی و تشنگی هم عامل فشارهای مضاعف؛ در اینجا اهریمن، همان نیروهای درونی انسان است که گاه بهصورت صفات ناپسند انسانی بروز میکند. خشم، شهوت، آز، غفلت و...، دیوان این مرحلهاند. نهایتاً رستم میشی میبیند، بهدنبال او راه میافتد و به چشمه آبی میرسد. آب، نیروی حیات است؛ مردن از کالبدی و بهدنیا آمدن در کالبدی دیگر. این کالبد ممکن است مادی باشد یا روحانی و معنوی.
وی اضافه کرد: اینبار هنگامی که باز رستم در خواب است، اژدهایی حمله میکند. وقتی رخش میخواهد رستم را از خواب بیدار کند، اژدها ناپدید میشود. دفعه بعدی هم بهمحض پدیدارشدن اژدها، رستم را صدا میزند و دوباره اژدها ناپدید میشود. دفعه سوم، رستم خشمگین میشود و رخش را تهدید میکند. به مدد پروردگار، در دفعه بعدی، رستم اژدها را میبیند و او را از پای درمیآورد.
این پژوهشگر ادبی گفت: رستم به دشتی میرسد. در کنار نهری، بزم و سفره گستردهای همراه نوشیدنیها، نوازندگان و... میبیند. از دیدن این صحنهها خوشحال میشود و خداوند را شکر میکند. بهمحض اینکه نام ایزد را بر زبان جاری میکند، جادوگر پیکرگردانی میشود و از زنی زیبا به شکل عجوزهای بدشکل درمیآید. پیکرگردانی به توانایی تغییر شکل اهریمنان گفته میشود. رستم او را با کمند خود در دام میاندازد و به دو نیم میکند. شناخت فریبها از حقایق و سره از ناسره نیز یکی از مبارزات دائمی نوع بشر است.
وی افزود: دشتبانی با چوب به پای رستم میزند تا او را از دشت بیرون کند. رستم عصبانی میشود، گوشهایش را میبرد و کف دستش میگذارد. دشتبان نزد رئیسش، اولاد میرود و ماجرا را تعریف میکند. رستم با اولاد میجنگد، اما بهجای کشتن، با او معامله میکند و وعده میدهد که اگر جای کیکاووس را به او نشان دهد، به پادشاهی مازندران میرسد.
واعظ شهرستانی تأکید کرد: در این مرحله میبینیم که قهرمانی همیشه به قدرت بدنی نیست؛ گاه باید از راهبردهای نظامی بهره برد و دیگری را به نظم خود درآورد. رستم نهتنها اولاد را به همراهی با خود متقاعد میکند، بلکه از راهنماییهای دشمنش نیز بهرهمند میشود.
وی ادامه داد: رستم با همراهی اولاد، جای کیکاووس را که در تاریکی شدیدی فرورفته بود، پیدا میکند، مکان اختفای دیو سپید را از او میپرسد و با ارژنگدیو در دل مازندران به نبرد میپردازد. به این ترتیب، بر ظلم و بیخردی چیره میشود.
این شاعر بیان کرد: رستم در غار، با دیو سپید مواجه میشود که بدنی کاملاً سیاه با موهایی سپیدرنگ دارد. قهرمان داستان در حالت خواب سراغ دیو نمیرود؛ با نعرهای او را بیدار میکند، از پای درمیآورد، جگرش را خارج میکند و به اولاد میدهد که برای کیکاووس ببرد. کیکاووس خوناب جگر را در چشم خود میریزد و بیناییاش را دوباره به دست میآورد. با برگشتن نور (فره ایزدی) به کیکاووس، بصیرت و دانایی به او نیز بازمیگردد و از خودسری و نابخردی رها میشود.
وی گفت: تحلیلهای گوناگونی از داستانهای اسطورهای وجود دارد، از فروید گرفته تا یونگ، لکان و... . با این حال، در هر عصر و زمانهای، میتوانیم این نمادها را تحلیل کنیم، در زندگی خود بهکار ببریم و سفر قهرمانیمان در دنیا را به تکامل برسانیم.
عاطفه نصری
انتهای پیام