به گزارش ایکنا از اصفهان، آیتاللهالعظمی حسین مظاهری در سلسلهگفتارهایی، به شرح ۴۰ رذیلت اخلاقی پرداخته است که از سوی پایگاه اطلاعرسانی دفتر معظمله منتشر و در سایت خبرگزاری ایکنا بازنشر میشود. شماره بیستم این مجموعه به رذیله اخلاقی «حرص» اختصاص دارد.
حرص، یکی دیگر از رذائل اخلاقی است. این صفت ناپسند موجب زیادهروی در خواستههای انسان میشود. توضیح آنکه، هر انسانی غرایز و تمایلاتی دارد؛ حال اگر کسی در تأمین نیازهای مربوط به غرایز، به حد لازم و به حق خود اکتفا نکند و بیش از آن را مطالبه کند، حریص است.
بیشتر بخوانید:
بیماری روحی حرص از جنبههایی شبیه بیماری جسمی استسقا است. افراد مبتلا به استسقا، چنانچه تا سر حد مرگ نیز آب بنوشند، باز تشنهاند؛ حریص نیز اگر تمام عمر خود را صرف تأمین احتیاجات فقط یكی از غرائزش کند، باز موفق به برآوردن آن خواستهها نخواهد شد و نظیر جهنم، همچنان در پی یافتن طعمهای جدید است.
پیامبر اكرم(ص) میفرمایند: «هرچه انسان پیر شود، حرص او افزون میشود: يهْرَمُ ابْنُ آدَمَ وَ تَشِبُّ مِنْهُ اثْنَتَانِ الْحِرْصُ وَ الْأَمَلُ.» (تحفالعقول، ص 35) حریص مانند مورچه كه فقط دانه جمع میكند، فقط به جمعآوری ثروت یا کسب قدرت و مقام میاندیشد، هر چند سرانجام از حفظ آن ناتوان باشد و عجیب آنكه گاه محبتی از دنیا نیز در دل ندارد، اما نسبت به آن حرص میورزد.
ملکه حرص مفاسد ناگواری در پی دارد که هر یک بهتنهایی برای تباهی انسان کافی است. بعضی از آن مفاسد عبارتند از: محرومیت در دنیا و آخرت، اندوه و غم دائمی، اشتغال غیر قابل انفکاک به دنیا، فقر همیشگی و تنگی معیشت، ترس و اضطراب پیوسته و محرومیت از اطمینان و آرامش قلب، آرزوپردازی و دچار شدن به تخیلها و توهمهای بیاساس، بیباكی در انجام گناه، بهخصوص بیباکی در تضییع حقالناس، گرفتاری در دام افکار پریشان و آلوده، خروج از اعتدال و سقوط به ورطه افراط و تفریط، قرار گرفتن در شمار مترفین، تبعیت محض از هوای نفس، دچار شدن به ذلت و خواری، ایستادگی در برابر فرامین الهی و ابتلا به اقسام انحراف مالی.
از آنچه گذشت، این نتیجه حاصل میشود که ریشهکنکردن ملکه حرص، هر چند بسیار مشکل است، اما با عواقب خطرناکی که در پی دارد، از واجبترین واجبات انسان است و باید به آن اهمیت داده شود.
راهکارهای رفع این ملکه خطرناک، علاوه بر راهکارهایی که برای مبارزه با صفت رذیله دنیادوستی بیان شد، تمرین توکل و قناعت است؛ به این معنا که اگر انسان امور خود را به پرودگار متعال واگذار کند و او را در كارهای خود وكیل قرار دهد و جداً باور داشته باشد که مقدرات الهی به مصلحت اوست، بهتدریج میتواند بر رذیله حرص غلبه کند. همچنین، اگر آدمی تمرین کند که به حق خود قانع باشد و به دنبال بیش از آن نگردد، بهمرور زمان میتواند ملکه حرص را ریشهکن یا دستکم سرکوب کند.
انتهای پیام