ورود اسلام به ایران بر ابعاد گوناگون فرهنگی، اجتماعی و کالبدی زیست مردم تأثیراتی داشت. بهطور کلی، سنت وقف به کارکردهای متنوعی میانجامد؛ در این بین ساختار شهرها نیز بهمثابه مجموعههایی درهمتنیده و تأثیرپذیر از نیروهای اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و کالبدی از قاعده این اثرگذاری مستثنی نبودهاند؛ بهویژه ساختار فضایی شهرها بهمثابه مهمترین ارکان شکلدهنده هویت کالبدی عملکردی آنها از قواعد اسلامی تأثیر پذیرفته است. ساختار فضایی در مفهوم عام آن به عناصر اصلی شکلدهنده یک شهر در دورههای گذشته، از جمله محلهها، بازار، دولتخانه، مسجد جامع و مانند آن اشاره دارد که متأثر از دیدگاههای سیاسی، اجتماعی و مذهبی میتواند در دورههای گوناگون دستخوش تغییرات بسیاری شود.
در یادداشت پیش رو تلاش شده به سنت وقف، یکی از سنتهای اصلی در نهادهای مذهبی و تأثیر آن بر ساختار کالبدی شهرها پرداخته شود. اهمیت سنت وقف تا آنجاست که آندره ریمون معتقد است، از میان نهادهای شاخص اسلامی، وقف موضوعی قابل توجه در شکلدادن به سازمان فضایی شهر محسوب میشود؛ حتی حقوقدانان مسلمان معتقدند که اولین وقف، ساخت خانه کعبه در مکه بوده است. همچنین، در اهمیت جایگاه این مفهوم در جامعه ایران، کافی است به نقل قولی از کمپفر اشاره کنیم، مبنی بر اینکه «شناخت درست وضع دربار ایران بدون شناخت دقیق نهاد وقف مقدور نیست.»
البته ذکر این نکته نیز ضروری است که مطابق شواهد و قرائن، وقف پیشینه تاریخی عظیمی دارد و حتی قدمت آن به سالهای متمادی قبل از اسلام نیز برمیگردد؛ مابهازاهای بسیاری از سنت وقف در کشورهای غربی، نقاط دورافتاده استرالیا و آفریقا، در میان سرخپوستان آمریکایی، در کشورهای اروپایی و بهویژه آمریکای شمالی وجود دارد و البته یکی از کشورهای بانی وقف، آلمان فدرال است.
در ایران، این سنت در دوران صفویه بهصورت چشمگیری مورد توجه قرار گرفت و بنابراین، شهر اصفهان، پایتخت نامدار این عصر، از این فرهنگ بسیار تأثیر پذیرفت. برای نمونه، در اصفهان بیش از 30 محله به نام شخصیتهای معروف است که اغلب آنها اسامی واقفانشان را بر خود دارند که بعضاً بخشی از محله (مثلاً هسته اصلی مرکز محله) را وقف کردهاند. یکی از معروفترین این محلات که هنوز تا حدود زیادی هسته اصلی مرکز محله خود را منطبق بر سوابق تاریخیاش حفظ کرده، محله تاریخی علیقلیآقا واقع در مرکز شهر اصفهان است که اجزایی همچون بازارچه و چهارسوق، سقاخانه، کاروانسرا و مسجد ـ مدرسه آن برجای مانده و خوشبختانه هنوز سند وقفنامه آن نیز موجود است.
ساخت محلات با اتکا بر ایجاد فضاهای عامالمنفعه و در چارچوب سنت وقف، نهتنها مانع توسعه شهر نبوده، که به توسعه آن نیز کمک کرده است؛ بهگونهای که حتی بعد از تخریبهایی که در دورههای بعد در این مجموعه بهوجود آمد، ساختوسازهای جدید فضاهای عمومی همچنان پیرامون هستههای اولیه شکل گرفت.
برای نمونه، ایجاد پارک محلی، زورخانه جدید، حسینیه، کتابخانه و... همگی در جوار عناصر وقفی مرکز محله که پیش از این در آن ساخته شده و بر جای ماندهاند، ایجاد شدهاند که همین امر به تقویت مرکز محله منجر میشود و نشان از تأثیر ساختار وقفی اولیه دارد که حتی تا به امروز، افزودن هر عنصر دیگری را بهمثابه خدمات مرکز محلی در دوران معاصر و در ادامه همان ساختار اولیه مبتنی بر وقف به خود جذب میکند؛ اگرچه متأسفانه جانمایی و احداث این عناصر از پیوستگی فضایی و کالبدی قوی با ساختار اولیه پیروی نمیکند، اما در مجموع مرکز محله ایجادشده پیرامون مسجد ـ مدرسه علیقلیآقا در همه نقشههای ادوار گوناگون، ثابت بوده و تغییری نکرده است.
البته لازم به یادآوری است که سنت وقف بر نمودهای عینی و کالبدی تأثیرگذار نبوده و در این محله، چهرههای سرشناسی از معتمدین محل حضور دارند که از سرشناسترین آنها میتوان به آقای خبوشانی، نجار و منبرساز نامدار اصفهان) اشاره کرد که حسینیه و درمانگاهی که وی ساخته، در قالب سنت وقف به مردم محله اهدا شده است و این خود نمونهای از رسوخ سنت وقف در جریان زندگی رومزه و مرام و مسلک ساکنان محلی بهشمار میرود. همچنین، در سایر قسمتهای محله نیز شاهد وجود مساجد کوچکی هستیم که برآمده از سنت وقف هستند و تمامی این نمونهها نشاندهنده تسری فرهنگ وقف در توسعه کالبدی و عملکردی محله است.
از دیگر نمونههای بلندآوازه در این زمینه، میتوان به مجموعه گنجعلیخان در کرمان اشاره کرد که وقف بخشی از درآمد آن برای آستان مقدس امام رضا(ع)، اقدامی است که از سوی گنجعلیخان صورت گرفت. همچنین، ساخت اماکن وقفی در حاشیه بازارهای معروف تهران و اصفهان نیز از این قاعده پیروی کرده است. بنابراین، این مثال و بسیاری دیگر از این دست نشان میدهد که وقف در تولید فضاهای عمومی شهر نقش مؤثری داشته؛ بهگونهای که چنانچه بسیاری از این فضاهای عامالمنفعه را که در ساختار شهرهای سنتی ایران شکل گرفتهاند، در تصور ذهنی خود حذف کنید، آنچه باقی میماند، عملاً مجموعهای از خانهها و فضاهای خصوصی و بهصورت پراکنده خواهد بود.
بهطور کلی، فرهنگ وقف توانسته به تقویت مفهوم محله و مرکز محله کمک کند و همچنین، در توسعه ساختار مراکز محلات در شهر نقش درازمدتی داشته باشد و عملاً در حفظ و پایداری عناصر آن در دورههای زمانی گوناگون، سهم عمدهای داشته است. شما هم کافی است این بار در جایگاه یک شهروند، آن دسته از موقوفات عامالمنفعهای را که در شهر میبینید، بیشتر مورد کاوش ذهنی قرار دهید و آنچه را تأثیر مستقیم و غیرمستقیم آن بر زندگی شهری بوده است، منعکس کنید.
در همین زمینه، مقاله علمی مفصلی با عنوان «بازخوانی سازمان فضایی محله در شهر ایرانی از منظر فرهنگ وقف؛ مطالعه موردی: محله علیقلیآقا، شهر اصفهان» به قلم نگارنده در فصلنامه مطالعات «شهر ایرانی اسلامی» در سال 1399 چاپ شده است که علاقهمندان به این حوزه میتوانند از طریق جستوجو در فضای اینترنت، آن را مطالعه کنند.
مینا کشانی همدانی، پژوهشگر مطالعات شهری جهاددانشگاهی واحد اصفهان
انتهای پیام