به گزارش خبرنگار ایکنا از اصفهان، آیدا علیاکبری، روزنامهنگار و فعال فرهنگی در چهارمین نشست از سلسلهنشستهای «زیستن در زمانه پر هیاهو» با محوریت معرفی کتاب «چگونه رنجی را که نمیتوانیم درمان کنیم به دوش بکشیم» که امروز، ۳۰ اردیبهشتماه به همت معاونت فرهنگی جهاددانشگاهی واحد اصفهان بهصورت برخط برگزار شد، اظهار کرد: کتاب «چگونه رنجی را که نمیتوانیم درمان کنیم به دوش بکشیم» اثر مگان دیواین و پناهگاهی برای انسان در برهههایی از زندگی است. این کتاب با ترجمه مهشید شعبانیان و از سوی انتشارات میلکان منتشر شده و صرفاً کتابی برای خواندن نیست، بلکه تجربهای برای احساسکردن بهشمار میآید.
وی با اشاره به درونمایه اصلی کتاب گفت: موضوع اصلی این اثر رنج است؛ رنجی که انسان پس از فقدان و سوگ با آن روبهرو میشود. این کتاب خواننده را با واقعیتی عمیق و انسانی مواجه میکند و میکوشد به او بیاموزد که رنج چیست، چگونه تعریف میشود و چگونه میتوان با آن مواجه شد.
این روزنامهنگار و فعال فرهنگی با بیان برداشت شخصی خود از کتاب گفت: این اثر در حوزه روانشناسی سوگ و خودیاری نوشته شده است، اما تفاوت مهمی با بسیاری از کتابهای مشابه دارد؛ زیرا وعده خوبشدن سریع نمیدهد. برعکس، میخواهد به ما یاد بدهد که رنجمان را بفهمیم و زندگی را با این رنج ادامه دهیم.
وی به یکی از کلیدیترین آموزههای این کتاب اشاره کرد و افزود: مگان دیواین در بخشی از کتاب مینویسد: «رنج، نشانه شکست ما نیست؛ بلکه نشانه آن است که عمیق زندگی کرده و عمیق عشق ورزیدهایم.» به نظر من، این زیباترین خلاصهای است که میتوان از پیام اصلی این اثر دریافت کرد.
علیاکبری با بیان اینکه مطالعه این کتاب به افراد کمک میکند تا روایت فقدان خود را صادقانهتر و راحتتر بازگو کنند، تصریح کرد: پس از خواندن این کتاب، انسان احساس میکند که میتواند با سوگ خود مواجه شود و درباره آن با آسودگی بیشتری حرف بزند.
وی با اشاره به پیشینه نویسنده بیان کرد: مگان دیواین، رواندرمانگر و متخصص حوزه سوگ است و پیش از این همواره با افراد داغدیده در ارتباط بوده؛ اما انگیزه اصلی او برای نگارش این کتاب، زمانی شکل گرفت که با مرگ ناگهانی همسرش مواجه شد. او در آن شرایط درک کرد که دانش تخصصیاش بهتنهایی برای عبور از این بحران کارساز نیست.
این روزنامهنگار و فعال فرهنگی ادامه داد: یکی از محورهای پررنگ در این کتاب، نقد نگاه جامعه به مقوله غم است. دیواین معتقد است که جامعه امروز راهکارهای سازنده و همدلانهای برای همراهی با افراد سوگوار ارائه نمیدهد. درواقع، این کتاب میخواهد به ما بگوید که همه دردها قرار نیست درمان شوند؛ بعضی دردها همیشگیاند و شاید هیچگاه فراموش یا تمام نشوند. پیام نهایی کتاب این است که باید بهجای تقلا برای فراموشی، شیوه حملکردن و زندگی با این دردها را بیاموزیم.
وی با اشاره به کیفیت ترجمه کتاب، نثر روان و قابل فهم آن را ستود و گفت: با وجود اینکه موضوع کتاب جهانی و فراگیر است، ترجمه خانم شعبانیان بهگونهای است که تفاوتهای فرهنگی را کمرنگ و خواننده بهراحتی با آن ارتباط برقرار میکند.
علیاکبری اضافه کرد: این کتاب که در سه بخش و ۱۷ فصل تدوین شده است، بیشتر از آنکه یک راهنمای عملی صرف باشد، بهمثابه ابزاری برای رواندرمانگران و یار داغدیدگان عمل میکند تا بتوانند به شکل مؤثرتری با افراد دچار سوگ همراهی کنند.
وی به وجود روایتهای متعدد در کتاب اشاره کرد و افزود: کتاب سرشار از جملات قصار نویسنده و همچنین تجربیات و داستانهای افراد مختلف است. بسیاری از راهکارهایی که معمولاً رواندرمانگران ارائه میدهند، مانند نوشتن، نقاشیکردن یا گوشدادن به موسیقی، در این کتاب نیز به چشم میخورد.
این روزنامهنگار و فعال فرهنگی تمایز این اثر با آثار مشابه را در نحوه پرداختن به این راهکارها دانست و گفت: تفاوت اصلی در اینجاست که راهکارهای این کتاب در راستای درگیرشدن با همان رنج و فهم عمیقتر آن است، نه صرفاً برای انحراف ذهن یا فراموشی. این رویکرد، کتاب را از حالت کلیشهای «حواست را پرت کن تا فراموش کنی» خارج میکند و به سمت ایجاد درمانی پایدارتر سوق میدهد.
وی تأکید کرد: فضای کتاب، آرام و صادقانه است و خواننده را به احساس همصحبتی با نویسنده وامیدارد. حس میکنی کسی تو را میفهمد و در کنارت حضور دارد. نکته جالب توجه دیگر آن است که کتاب با وجود تمرکز بر رنج، در نهایت به آگاهیبخشی منجر میشود. این آگاهی را میتوان در شناخت بهتر خود، درک عمیقتر احساسات و لمس تجربیات درونی خلاصه کرد و آن را ارزشمندترین دستاورد پس از مطالعه کتاب دانست.
علیاکبری نخستین محور مهم کتاب را پذیرش رنج بیان کرد و ادامه داد: مگان دیواین در این کتاب میکوشد به خواننده یاد بدهد که برای عبور از سوگ و درد، پیش از هر چیز باید وجود آن را پذیرفت. نویسنده به ما یادآوری میکند که ممکن است این درد هیچوقت بهطور کامل درمان یا فراموش نشود؛ مهم این است که یاد بگیریم چطور با آن زندگی کنیم. مگان دیواین مینویسد: «بله، من رنج میکشم و این طبیعی است. به باور من، همین پذیرش، آغاز آرامش است.»
وی به یکی از محورهای مهم کتاب، یعنی فشار اجتماعی برای خوبشدن سریع اشاره کرد و گفت: دیواین با این نگاه مقابله میکند که جامعه همیشه از ما انتظار دارد زود خوب شویم؛ در حالیکه برای فردی که عزیزی را از دست داده، بازگشت سریع به حالت عادی ممکن نیست و اصلاً نباید چنین انتظاری وجود داشته باشد. نویسنده بر این نکته تأکید دارد که «درمان واقعی، فراموشکردن نیست؛ بلکه یادگرفتن زندگیکردن در کنار چیزی است که از دست دادهایم.»
این روزنامهنگار و فعال فرهنگی این نگاه را برای روابط انسانی نیز مهم دانست و اضافه کرد: این بخش از کتاب کمک میکند که یاد بگیریم در مواجهه با نزدیکان داغدیده، چطور همدلانهتر رفتار کنیم. همچنین، در دوران سختی، بسیاری مواقع خودمان بزرگترین دشمن خودمان میشویم؛ خودمان را سرزنش میکنیم که چرا زود خوب نمیشوی، چرا هنوز ناراحتی، چرا قوی نیستی؛ اما کتاب به ما یاد میدهد که به جای این رفتار، با خودمان مهربان باشیم. مگان دیواین در جایی دیگر مینویسد: «ما مجبور نیستیم همیشه قوی به نظر برسیم؛ گاهی صادقبودن با درد، بزرگترین شجاعت است.»
وی با اشاره به بخشی از کتاب که درباره اضطراب در دوران سوگ سخن میگوید، اظهار کرد: نویسنده اضطراب را واکنشی طبیعی به رنج معرفی میکند و توضیح میدهد که انسان در مواجهه با فقدان بزرگ، فقط غمگین نیست؛ بلکه احساس امنیتش نیز آسیب میبیند و ذهنش مدام درگیر پرسشهای ناراحتکننده میشود. همین هجوم پرسشها و ناامنی ذهنی است که اضطراب را شکل میدهد.
علیاکبری در پایان تأکید کرد: مگان دیواین یادآوری میکند که اضطراب در چنین شرایطی نشانه ضعف نیست، بلکه واکنشی طبیعی به رنجی است که انسان تحمل میکند.
انتهای پیام