کد خبر: 4353772
تاریخ انتشار : ۰۲ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۴:۱۷
یادداشت

سازمان آزادی‌بخش فلسطین؛ از آغاز تأسیس تا سازش با رژیم صهیونیستی

سازمان آزادی‌بخش فلسطین اگرچه تنها نهاد رسمی و قانونی فلسطین در عرصه بین‌المللی محسوب می‌شود، اما مسیری پرفراز و نشیب را از مبارزات چریکی تا سازش و دیپلماسی پیموده است.

سازمان آزادی‌بخش فلسطینسازمان آزادی‌بخش فلسطین (به عربی: مُنَظَّمَة التحریر الفلَسطینیة) که به اختصار ساف نامیده می‌شود، متشکل از احزاب و گروه‌های مبارز فلسطینی است. تا اوایل دهه 60 میلادی، احزاب و گروه‌های فلسطینی سازماندهی واحد و منظمی نداشتند و در بیشتر مواقع با هم اختلاف داشتند. از این‌رو، در مواجهه با رژیم صهیونیستی فاقد کارایی لازم بودند و از طرفی، مذاکره و توافق آن‌ها با کشورهای عربی به‌سبب وجود همین اختلافات و گرایش‌های گوناگون با دشواری همراه بود. بنابراین، در چهلمین نشست اتحادیه عرب در 15 سپتامبر ۱۹۶۳، کشورهای عربی به‌دلیل جلوگیری از پیدایش گروه‌ها و جریان‌های مستقل فلسطینی و بهره‌برداری از این گروه‌ها در راستای منافعشان در منطقه، تصمیم گرفتند تا گروهی را به نمایندگی از مردم فلسطین تحت نظارت رسمی دولت‌های عربی ایجاد کنند. 

سرانجام در سپتامبر همان سال، اتحادیه عرب این طرح را تصویب کرد و به موجب آن، احمد شقیری، نماینده فلسطین در اتحادیه عرب شد. او پس از مذاکره با دولت‌های عربی و مشورت با گروه‌های فلسطینی، پیشنهاد کرد تا سازمانی فلسطینی بر پایه منشور ملی فلسطین تأسیس شود و به‌دنبال آن در همایش ملی فلسطین که از ۲۸ مه تا دوم ژوئن سال ۱۹۶۴ در بیت‌المقدس با حضور گروه‌های مختلف فلسطینی و نمایندگان دولت‌های عربی برگزار شد، سازمان آزادی‌بخش فلسطین یا همان ساف شکل گرفت.

فتح؛ هسته تشکیلاتی ساف

همان‌طور که اشاره شد، ساف از گروه‌ها و جریان‌های مختلفی تشکیل شده است. از جمله این گروه‌ها عبارت است از جنبش فتح، جبهه خلق برای آزادی فلسطین که بعدها به دو گروه جبهه خلق برای آزادی فلسطین به فرماندهی کل و جبهه دموکراتیک برای آزادی فلسطین انشعاب یافت. با این حال، جنبش فتح از همان ابتدا هسته اصلی تشکیلاتی این گروه شد و تسلط زیادی بر آن پیدا کرد.

در اصل، فتح یکی از قدیمی‌ترین و مهم‌ترین سازمان‌های سیاسی و نظامی فلسطینی با گرایش‌های ملی‌گرایانه و چپ‌گراست که در سال ۱۹۵۹ به‌وسیله یاسر عرفات و خلیل الوزیر، معروف به ابوجهاد با هدف آزادی فلسطین از سیطره رژیم صهیونیستی، از طریق مبارزات چریکی بنیان‌گذاری شد.

این گروه از زمان تأسیس در سال ۱۹۵۹ تا سال ۱۹۸۲ که رژیم صهیونیستی برای درهم‌شکستن و سرکوبی ساف به جنوب لبنان حمله کرد، عملیات‌ مسلحانه‌ای، شامل نبرد الکرامه در سال ۱۹۶۸، عملیات سافوی در سال ۱۹۷۵ و عملیات کمال عدوان انجام داد و در این عملیات‌ها توانست به موفقیت‌هایی دست یابد. همچنین، فتح به‌دلیل برخورداری از امکانات مالی، نظامی و منابع انسانی گسترده، توانست بر سازمان آزادی‌بخش فلسطین غلبه کند و ریاست آن را به دست آورد.

ساختار تشکیلاتی سازمان آزادی‌بخش فلسطین

ارکان داخلی ساف سه نهاد اصلی و چند نهاد فرعی دارد که در زمینه امور سیاست‌گذاری، اجرای سیاست داخلی و خارجی و امور اجتماعی فلسطین فعالیت می‌کنند. در این میان، شورای اجرایی به‌مثابه قوه مجریه، قدرتمندترین نهاد اجرایی ساف است. اعضای آن از سوی مجلس ملی و رئیس آن نیز از میان اعضا انتخاب می‌شوند. رئیس کمیته اجرایی نیز ریاست ساف را برعهده دارد. احمد شقیری، یحیی حموده، یاسر عرفات و در حال حاضر، محمود عباس به ترتیب رؤسای ساف بوده‌اند.

شورای اجرایی، نمایندگی ملت فلسطین در مجامع بین‌المللی، نظارت بر تشکیلات سازمان، صدور آیین‌نامه‌ها و دستورالعمل‌های اجرایی و اجرای سیاست‌های مالی و تنظیم بودجه را برعهده دارد. مجلس ملی فلسطین هم قدرتمندترین نهاد قانون‌گذاری در ساف است و سیاست‌گذاری‌های کلان و برنامه‌های آن را تعیین می‌کند. اعضای آن نمایندگان احزاب و گروه‌های فلسطینی هستند. همچنین، شورای مرکزی حلقه رابط میان مجلس ملی و شورای اجرایی است و وظیفه تعیین برنامه‌های اجرایی را برعهده دارد و بر چگونگی اجرای آن‌ها نظارت می‌کند.

ساف و سازش با رژیم صهیونیستی 

با وجود مبارزات گسترده اعضای ساف، به‌ویژه جنبش فتح علیه رژیم صهیونیستی، این سازمان به‌دلایل متعددی از جمله اخراج از بیروت، پراکندگی اعضا در کشورهای عربی، به‌ویژه تونس و قطع حمایت‌های مالی بعضی از کشورهای عربی مانند عربستان و سایر موارد، به سمت مذاکره و توافق صلح با رژیم صهیونیستی سوق پیدا کرد.

در همین چارچوب، سازمان آزادی‌بخش فلسطین وارد مذاکرات محرمانه با رژیم صهیونیستی در اسلو، پایتخت نروژ شد. در ۱۹ سپتامبر ۱۹۹۳، یاسر عرفات در مقام رئیس ساف، در نامه‌ای به اسحاق رابین، نخست‌وزیر وقت این رژیم اعلام کرد که اسرائیل را به رسمیت می‌شناسد و خواستار بازگشت به مرزهای پیش از سال ۱۹۶۷ است. او همچنین تعهد ساف را به پایبندی به قطعنامه‌های ۲۴۲ و ۳۳۸ شورای امنیت اعلام کرد و بخش‌هایی از منشور ملی فلسطین که موجودیت رژیم صهیونیستی را انکار می‌کرد، ملغی اعلام کرد. در پاسخ، رابین نیز ساف را در جایگاه نماینده مردم فلسطین به رسمیت شناخت و موافقت خود را با آغاز مذاکرات با این سازمان اعلام کرد.

در سپتامبر ۱۹۹۳، اسحاق رابین و یاسر عرفات با میانجی‌گری بیل کلینتون، رئیس‌جمهور وقت ایالات متحده آمریکا در واشنگتن پیمان اسلو را امضا کردند. در نتیجه این توافق، دو طرف یکدیگر را به رسمیت شناختند. سپس قرار شد اصول تحقق صلح و خروج تدریجی رژیم صهیونیستی از کرانه باختری و نوار غزه اعلام و از طرفی، تشکیلات خودگردان با اختیارات محدود ایجاد شود و سایر مسائل باقی‌مانده نیز در طول حداکثر سه سال مورد بحث قرار گیرد.

به‌دنبال آن، توافق پاریس نیز در آوریل ۱۹۹۴ میان ساف و رژیم صهیونیستی در پاریس امضا و مطابق با آن، روابط اقتصادی میان فلسطین و این رژیم سازماندهی شد. پس از آن نیز با انعقاد توافقنامه اسلو ۲ در سال ۱۹۹۵، وضعیت حقوقی و سرزمینی کرانه باختری و نوار غزه مشخص شد و به امضای دو طرف رسید.

با این حال، توافقنامه‌های صلح اسلو و سازش ساف با رژیم صهیونیستی با مخالفت گروه‌های اسلام‌گرای فلسطینی، مانند حماس و جهاد اسلامی روبه‌رو شد. این گروه‌ها اعلام کردند که این توافق‌ها و سازش با اسرائیل را به رسمیت نمی‌شناسند و آن را خیانت به آرمان فلسطین می‌دانند. از سوی دیگر، این توافقنامه‌ها با مخالفت گسترده راست‌گرایان افراطی رژیم صهیونیستی نیز مواجه و در نتیجه این مخالفت‌ها و انتقادات، اسحاق رابین، از مهم‌ترین چهره‌های اصلی فرآیند صلح، در همان سال ۱۹۹۵ ترور شد. 

با عادی‌سازی روابط ساف و رژیم صهیونیستی، اختلافات و درگیری‌ها میان فلسطینی‌ها و اسرائیلی‌ها با شدت بیشتری ادامه یافت. رخدادهایی مانند انتفاضه دوم و جنگ‌ها و درگیری‌های سال‌های ۲۰۰۸ تاکنون، به‌ویژه تنش‌های گسترده پس از عملیات طوفان‌الاقصی شکل گرفت. این وقایع دامنه بحران را از مرزهای فلسطین فراتر برد و تقریباً کل منطقه را درگیر کرده است.

سیاست‌های اشغال‌گرایانه رژیم صهیونیستی در نوار غزه، به‌ویژه در کرانه باختری، ساخت شهرک‌های جدید و غیرقانونی در این منطقه، تلاش برای الحاق کامل آن به سایر سرزمین‌های اشغالی و در مقابل، انفعال مقامات تشکیلات خودگردان برآمده از ساف، به‌ویژه محمود عباس در برابر صهیونیست‌ها و از طرفی، تلاش برخی از مقامات فعلی رژیم صهیونیستی برای لغو رسمی توافقنامه‌های اسلو، همگی نشان‌دهنده شکست عملی پیمان‌های صلح و تداوم سیاست‌های توسعه‌طلبانه رژیم صهیونیستی است.

مناسبات خارجی سازمان آزادی‌بخش فلسطین

سازمان آزادی‌بخش فلسطین در بیشتر کشورهای جهان در جایگاه تنها نماینده رسمی و قانونی مردم فلسطین شناخته می‌شود و از سال ۱۹۷۴ در سازمان ملل در جایگاه عضو ناظر پذیرفته شده است. این رسمیت بین‌المللی به ساف اعتبار ویژه‌ای بخشید و زمینه‌ساز مشارکت فعال نخبگان فلسطینی و شناسایی رسمی از سوی بسیاری از کشورها شد. از آن زمان، این سازمان دیپلمات‌هایی به کشورهای دیگر فرستاده و تلاش کرده است، روابط دیپلماتیک خود را با کشورهای منطقه و حتی کشورهای غربی گسترش دهد.

با این حال، روابط ساف با بعضی از کشورهای منطقه، به‌ویژه ایران فراز و نشیب‌هایی داشته است. در دوران حکومت پهلوی دوم، به‌دلیل مناسبات نزدیک ایران با رژیم صهیونیستی، ساف با دولت ایران تعاملات نزدیکی نداشت؛ اما پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران و حمایت جمهوری اسلامی از جنبش‌های آزادی‌بخش، از جمله گروه‌های مبارز فلسطینی، روابط ساف با حکومت نوپای ایران برقرار و به دستور امام خمینی(ره)، دفتر ساف در تهران افتتاح شد. با این حال، به‌سبب حمایت ساف از رژیم بعث عراق در جنگ علیه ایران، روابط دو طرف تیره شد. پس از آن نیز با امضای پیمان صلح با رژیم صهیونیستی، شکاف میان دو طرف افزایش یافت و این سردی روابط تقریباً تا امروز ادامه پیدا کرده است.

مناسبات ساف با سوریه نیز هیچ‌گاه گرم و نزدیک نبوده است. با وجود آنکه سوریه از جمله حامیان این سازمان به‌شمار می‌رفت، تلاش حکومت بعثی این کشور برای تسلط بر ساف و حمایت از رقبای آن، همراه با امضای توافقنامه‌های صلح اسلو با رژیم صهیونیستی، موجب سردتر‌شدن روابط شد. هرچند پس از مرگ عرفات، روابط دو طرف تا حدی بهبود یافت، اما هیچ‌گاه به سطحی گرم و واقعی نرسید.

تفاوت‌های ساف با حماس

ساف و حماس هر دو از بازیگران اصلی سیاست فلسطین‌ هستند، اما از نظر ایدئولوژی، شیوه کنش سیاسی امنیتی و جایگاه بین‌المللی تفاوت‌های عمیقی دارند. ساف با منشأ ملی‌گرایانه و رویکرد نسبتاً سکولار شناخته می‌شود و پس از تغییر مسیر سیاسی، به‌ویژه با پذیرش راه‌حل دو دولتی و توافقنامه‌های اسلو، بیشتر بر دیپلماسی، مذاکره و مدیریت نهادی تکیه کرده است.

در مقابل، حماس از ابتدا بر مبنای اسلام‌گرایی و ایدئولوژی مقاومت شکل گرفت و مشروعیت خود را بیشتر از مسیر مبارزه مسلحانه و بسیج ایدئولوژیک دنبال کرده و معتقد به آزادسازی کل سرزمین فلسطین است؛ هرچند در چارچوب‌هایی مانند سند ۲۰۱۷ درباره دولت فلسطینی در مرزهای ۱۹۶۷ صحبت شده، اما منطق اصلی مقاومت تغییر ماهوی نکرده است.

در سطح بین‌المللی، حماس از سوی ایالات متحده آمریکا و اتحادیه اروپا در جایگاه سازمانی تروریستی طبقه‌بندی و تحریم شده است، در حالی‌که ساف چنین جایگاهی ندارد. از منظر توانمندی‌های کنش میدانی نیز معمولاً ساف و نهادهای امنیتی مرتبط با آن در قیاس با حماس، ظرفیت نظامی گسترده و منسجم مشابه غزه را ندارند و نقش آن‌ها بیشتر امنیتی، اداری و انتظامی است؛ در حالی‌که حماس به‌دلیل ساختار مقاومتی، سازمان‌یافتگی و ظرفیت عملیاتی بیشتری دارد.

روی هم رفته، سازمان آزادی‌بخش فلسطین در جایگاه قدیمی‌ترین ساختار فلسطینی، مسیری پرفراز و نشیب را از مبارزات چریکی تا سازش و دیپلماسی پیموده است. این سازمان با امضای توافقنامه‌های اسلو، عملاً رژیم صهیونیستی را به رسمیت شناخت و روش مبارزه خود را به هماهنگی امنیتی و دیپلماسی تغییر داد؛ اقدامی که نه‌تنها به صلح پایدار منجر نشد، بلکه با مخالفت گروه‌های اسلام‌گرای فلسطینی، مانند حماس و جهاد اسلامی و از طرفی‌، راست‌گرایان افراطی اسرائیل مواجه و با ادامه شهرک‌سازی‌ها، انفعال تشکیلات خودگردان در برابر سیاست‌های اشغال‌گرایانه و تلاش برای لغو توافقنامه‌های اسلو، شکست عملی آن‌ آشکار شد. با این حال، ساف همچنان تنها نهاد رسمی و قانونی فلسطین در عرصه بین‌المللی است و سرنوشت آن و آینده آرمان فلسطین، به توانایی این سازمان در بازتعریف نقش خود و پاسخگویی به مطالبات فلسطینیان بستگی دارد.

انتهای پیام
خبرنگار:
پگاه سادات طباطبایی
دبیر:
محبوبه فرهنگ
captcha