در تاریخ تحولات فکری جهان اسلام، عصر امام باقر(ع) را باید نقطه عطفی در نهادسازی فرهنگی دانست؛ زمانی که امویان با تکیه بر ابزارهای قدرت و تبلیغات مسموم، در پی استحاله هویتی جامعه اسلامی بودند، حضرت با درک دقیق از مقتضیات زمانه، استراتژی جایگزین جهاد نظامی را با جهاد علمی و فرهنگی پیریزی کردند. این رویکرد صرفاً کنشی آموزشی نبود، بلکه نوعی مهندسی اجتماعی کلان برای بقای تشیع و تربیت نسلی بود که بتوان در امتداد آن، تمدن اسلامی را بازتعریف کرد. بازخوانی این سیره نهتنها بحثی تاریخی، بلکه ضرورتی راهبردی برای بازشناسی وظایف مسئولان و نخبگان در جامعه امروز است. به همین منظور، خبرنگار ایکنا از اصفهان در گفتوگو با حجتالاسلام مجتبی امیریان، معاون تهذیب و تربیت حوزه علمیه اصفهان به بررسی مدیریت استراتژیک و اجتماعی عصر امام باقر(ع) پرداخته است که متن آن را در ادامه میخوانیم.
یکی از استراتژیهای مهم امام باقر(ع)، ارتباط مستمر با دانشمندان و نخبگان جامعه بود. به همین دلیل، در درس آن حضرت، پیروان فرقههای مختلف اسلامی و دانشمندان از طوایف گوناگون حضور مییافتند. جامعیت علمی امام(ع)، تعامل با نخبگان و تشکیل حلقههای علمی و کرسیهای نظریهپردازی، راهبرد اصلی ایشان برای اصلاح جامعه بود.
شایسته است مسئولان سیاسی و فرهنگی در زمان حاضر نیز از این سیره درس بگیرند. امروز علما و فرهیختگان، اعم از حوزویان و دانشگاهیان باید به رسالتشان عمل کنند و با تکیه بر ارتباط با مردم از طریق حلقههای علمی، فرهنگی و تربیتی، به اقتضای دانش و وظیفه خود، کلاسهای معرفتی و بصیرتی تشکیل دهند. این ارتباط تنگاتنگ با بدنه جامعه، سدی در برابر آسیبهای اجتماعی و اعتقادی خواهد بود.
عصر امام باقر(ع) را بهحق میتوان عصر تهاجم فرهنگی نامید؛ دورانی که امویان هویت و تمدن اسلامی را در معرض نابودی قرار داده بودند. در آن مقطع، مشکل اصلی جامعه دیگر تهدید نظامی نبود. اگر در زمانی جهاد نظامی فرض عینی بود، در آن دوره، جهاد فرهنگی ضرورتی اجتنابناپذیر بهشمار میآمد؛ چرا که دشمنان اسلام پس از شکستهای پیاپی نظامی در طول بیش از یک قرن، روش خود را تغییر داده بودند و با بهرهگیری از فرهنگهای گوناگون و حمایت خلافت اموی، قصد داشتند اسلام را از درون تهی کنند. از سوی دیگر، شرایط سیاسی برای قیام نظامی مهیا نبود و حضرت بارها تأکید داشتند که در صورت وجود یارانی کافی، کمتر از یاران امام حسین(ع)، قیام میکردند. بنابراین، ایشان با تشکیل گروههای علمی به مبارزه با نحلههای انحرافی پرداختند.
برای همه امامان معصوم(ع)، سه نقش کلیدی در جامعه تعریف شده است: نخست، مصونسازی و بازدارندگی جامعه از انحرافات فکری و آلودگیهای اخلاقی؛ دوم، ایجاد چارچوبی ویژه برای هدایت شیعیان در خط اسلام اصیل و سوم، آمادهسازی امت برای به دست گرفتن زمام امور و تحقق حکومت الهی.
در این میان، تأسیس دانشگاه علمی، فقهی و فرهنگی از سوی امام باقر(ع) و تربیت شاگردان برجسته که خود راویان احادیث نبوی بودند، نقشی بنیادین در ترویج جامعه توحیدی ایفا کرد. این فعالیت علمی به تکوین مدرسه اهل بیت(ع) در مدینه منجر شد؛ شهری که پس از دورهای پرآشوب، اکنون به کانون بزرگ علم و دانش تبدیل شده بود و محل تضارب آرای جریانهای مختلفی همچون مرجئه، اهل حدیث و عقلگرایان بود.
اگرچه گاه ممکن است ارتباط حداقلی با دستگاههای حاکم برای تأمین معاش ضروری به نظر برسد، اما امام(ع) نسبت به پیامدهای مخرب نزدیکی به دشمنان دین هشدار میدادند. ایشان خطاب به برخی یاران تأکید میکردند که چنین ارتباطی، محبت دنیا را در دل میکارد، یاد مرگ را از بین میبرد و روحیه قناعت را نابود میکند.
با این حال، نگاه امام(ع) به افراد درون دستگاههای حاکم، سیاه و سفید نبود. برای نمونه، حضرت از عمر بن عبدالعزیز بهدلیل اصلاحاتی همچون حفظ بیتالمال، ممنوعیت جسارت به ساحت امیرالمؤمنین(ع)، بازگرداندن فدک و رفع ممنوعیت نقل احادیث نبوی، با عنوان «نجیب بنیامیه» یاد کردند. این نشان میدهد که امام(ع) بهجای رویکرد صرفاً حذفی، بر اصلاح ساختار و استفاده از فرصتها برای کاهش رنج مردم و ترویج حقایق دین تأکید داشتند.
انتهای پیام