کد خبر: 4354054
تاریخ انتشار : ۰۹ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۳:۴۴
یادداشت

معمای جامعه‌شناسان خاموش دانشگاه

جامعه‌شناسی رسالت پزشکی اجتماع را بر دوش دارد و جامعه‌شناسان، پزشکان جامعه به‌شمار می‌روند. در شرایطی که جامعه ایرانی با بحران‌های متراکم دست‌وپنجه نرم می‌کند، سکوت و انزوای بخشی از بدنه علمی این رشته دانشگاهی در مواجهه با رسانه‌ها، پرسشی بنیادین ایجاد کرده است، مبنی بر اینکه وقتی طبیبان جامعه از درمان ناامید شده‌ یا به کنج عزلت روی آورده‌اند، چه امیدی برای بهبود زخم‌های واردشده بر پیکر جامعه باقی می‌ماند؟

جامعه انسانیبا آغاز انقلاب فرانسه و تغییر و تحولات اجتماعی در این کشور، برخی افراد به فکر مطالعه و بررسی مسائل انسانی و اجتماعی افتادند و تداوم این مطالعات به تولد جامعه‌شناسی در جایگاه علمی مدرن منجر شد. اولین متفکران این عرصه، آگوست کنت و امیل دورکیم، جامعه‌شناسان فرانسوی بودند. رفته‌رفته، این علم جهان‌شمول شد و تا امروز، دانشی بسیار مهم در علوم انسانی به‌شمار می‌رود.

جامعه‌شناسی درواقع به مطالعه فرهنگ، ارزش‌ها، هنجارها، روابط انسانی و تحولات اجتماعی می‌پردازد و به همه اقشار جامعه، اعم از مسئولان، اندیشمندان، صاحب‌نظران، صاحبان کسب‌وکار و... کمک می‌کند تا مسیری را که جامعه‌ محل تولد و زندگی آن‌ها طی کرده است و نیز وضعیت اکنون آن را بدانند، مطالعه کنند و با آگاهی از آن، به زندگی اجتماع انسانی خود، سمت‌وسو دهند.

در این میان، جامعه‌شناسان که تخصص آنان مطالعه جامعه انسانی و کمک به اعضای جامعه است، جایگاه پیامبرانی را دارند که همه خصوصیات جامعه و نواقص و خطرات موجود در آن را آشکار می‌کنند یا به بیان دیگر، می‌توان این گروه از اندیشمندان را پزشکانی درنظر گرفت که درمان انواع بیماری‌های اجتماعی را می‌دانند و برای زدودن آلودگی‌ها از پیکر جامعه بشری تلاش می‌کنند.

حضور جامعه‌شناسان دلسوز و شجاع، اهمیت ویژه‌ای برای رشد و بالندگی جامعه دارد، چراکه نبود این قشر از متفکران یا بی‌تفاوتی آن‌ها نسبت به جامعه‌ای که باید به شناسایی و مطالعه آن بپردازند، چنان عرصه را برای رشد هرج‌ومرج و نابهنجاری‌ها باز می‌کند که در نهایت، به تغییر‌ شکل جامعه یا از پا درآمدن آن منجر می‌شود؛ اگرچه جامعه انسانی هیچ‌گاه به‌طور کامل از بین نمی‌رود.

جامعه ایران نیز که تاریخی بلند و فرهنگی غنی دارد و دائماً در حال پویایی و تغییرات خاص خود است، به جامعه‌شناسانی دلسوز و حاذق نیاز دارد تا به‌طور پیوسته تحولات آن را بررسی کنند و از این تغییرات غافل نشوند. بدیهی است که اعضای هیئت علمی‌ و استادان دانشگاه‌های مادر در هر جامعه‌ای، از جایگاه ویژه‌ای در میان افکار عمومی و اصحاب رسانه برخوردارند. همچنین، مسئولیت مهمی در برابر جامعه انسانی برعهده دارند که نمی‌توانند نسبت به آن بی‌تفاوت باشند.

یکی از مهم‌ترین دانشگاه‌های ایران، دانشگاه اصفهان است که از جمله دانشگاه‌های مادر به‌شمار می‌رود و رشته‌های علوم انسانی، فنی مهندسی و ورزشی را در دل خود جای داده است. چهره‌ها و شخصیت‌های اثرگذاری در شهر اصفهان و دیگر شهرهای کشور نیز در این دانشگاه بالیده و آموزش دیده‌اند. یکی از رشته‌های موجود در این دانشگاه، جامعه‌شناسی است. این گروه علمی وظیفه آموزش دانشجویان این رشته را به‌خوبی انجام می‌دهد. نگارنده، خود در گروه جامعه‌شناسی دانشگاه اصفهان تحصیل کرده و از همان دوران تحصیل، دغدغه شناخت جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کند، به یکی از بن‌مایه‌های زندگی او تبدیل شده و بر این باور است که با فعالیت در رسانه، بهتر می‌تواند در این مسیر گام بردارد.

در سال 1398 که وارد رسانه شدم، به‌مرور فهمیدم به‌جز تعداد معدودی از استادان گروه جامعه‌شناسی دانشگاه اصفهان، دیگر اعضای این گروه به همکاری با رسانه علاقه‌ای ندارند. با این وجود، همان چند نفری هم که در میزگردها و مصاحبه‌ها حضور پیدا می‌کردند و امکان بهره‌مندی جامعه از دانش این افراد وجود داشت، با گذشت زمان تمایل خود به تعامل با رسانه‌ها را به‌گونه‌ای از دست دادند که امروز، در سخاوتمندانه‌ترین حالت ممکن می‌توان گفت، فقط دو نفر از آنان ارتباط خوبی با رسانه‌ها دارند.

در زمانه‌ای که جامعه دائماً با مسائل و تحولات تازه‌ای مواجه می‌شود، استادان باتجربه‌ این گروه علمی دانشگاهی که در این عرصه مو سپید کرده‌اند، از رسانه‌ها روی گردانده و به همکاری با آن‌ها که نقطه اتصال مسئولان، اندیشمندان و فعالان اجتماعی با بدنه جامعه هستند، علاقه‌ای ندارند.

امروز، همه ما از نواقص و گره‌های موجود در عرصه‌های گوناگون زندگی جمعی آگاهیم و می‌دانیم که مشکلات فراوان است؛ اما باید توجه داشت که نقطه تمایز پزشک با اطرافیان بیمار، فارغ از تخصص علمی، در امیدواری و تلاش برای بهبود او تحت هر شرایطی است. حال، پرسش این است که اگر جامعه‌شناسان از امید و تلاش برای بهبود حال جامعه دست بکشند، از دیگرانی که در این گستره زندگی می‌کنند، چه انتظاری می‌توان داشت؟

انتهای پیام
خبرنگار:
زهرا سادات مرتضوی
دبیر:
محبوبه فرهنگ
captcha