تاریخ تحلیلی اسلام، مأموریت حضرت مسلم(ع) در کوفه را فراتر از یک اعزام دیپلماتیک ساده ارزیابی میکند. ایشان در مقام نماینده تامالاختیار امام، وظیفه داشت تا عمق استراتژیک جامعه کوفه را برای ایجاد تحولی بنیادین و بازگشت از انحرافات دوران اموی بسنجد. مأموریت حضرت مسلم درواقع، مهندسی معکوس جریان ارتداد فکری بود که معاویه و یزید ایجاد کرده بودند. شکست ظاهری این جنبش در کوفه، نه ناشی از ضعف در طراحی مأموریت، بلکه محصول پیچیدگیهای روانشناسی اجتماعی مردمی بود که میان دینداری و منفعتطلبی، در لحظه سرنوشتساز دچار تردید شدند. این واقعه، الگویی کلاسیک برای تحلیل رفتار جوامع در مواجهه با قدرت، ثروت و تبلیغات مسموم دشمن است. در همین زمینه، خبرنگار ایکنا از اصفهان با اصغر منتظرالقائم، عضو هیئت علمی گروه تاریخ دانشگاه اصفهان گفتوگو کرده است که متن آن را در ادامه میخوانیم.
حضرت مسلم(ع) زمانی که از سوی امام حسین(ع) مأمور به هجرت به کوفه شد، مأموریتی چندلایه بر عهده داشت. ایشان موظف بود اوضاع اجتماعی را بررسی و ظرفیتهای موجود برای تشکیل حکومت اسلامی را ارزیابی کند تا زمینه حضور امام در عراق فراهم شود. علاوه بر ظرفیتسنجی، آمادهسازی تودهها برای یک تحول بزرگ تمدنی در دستور کار بود تا دگرگونی لازم در برابر انحرافی که در دوران اموی ایجاد شده بود، شکل بگیرد. با این حال، دشمن با اشراف اطلاعاتی و نفوذ در جریان جنبش، توانست بر روند قیام تأثیر بگذارد؛ اما اصل حرکت حضرت مسلم(ع)، سنگبنای تمدنسازی حسینی در تاریخ شد.
از منظر روانکاوی اجتماعی، وفای به عهد، رکن اصلی ثبات شخصیت است. تزلزل در رفتار و منش، به معنای فروپاشی شخصیت اجتماعی فرد است. در ماجرای کوفه، چهرههایی نظیر حبیب بن مظاهر یا سعید بن عبدالله حنفی با پایداری بر عهد خود تا پای شهادت، شخصیت اجتماعی و معنویشان را تثبیت کردند. در مقابل، اکثریت مردم بهدلیل نبود پاکی درونی و غلبه تمایلات مادی و ترس از دست دادن جایگاه، دین خود را به دنیا فروختند. این بیوفایی نهتنها شخصیت آنها را در تاریخ خوار کرد، بلکه به از دست رفتن امنیت اجتماعیشان نیز منجر شد؛ چنانکه بعدها از سوی حاکمان ستمگری چون ابنزیاد و حجاج بن یوسف ثقفی بهسختی سرکوب شدند.
ثبات قدم، همزمان باعث اوجگرفتن شخصیت معنوی و اجتماعی فرد میشود؛ همانگونه که در عصر حاضر، شهدایی چون حاج قاسم سلیمانی، شهید نیلفروشان و شهید همت با وفاداری به عقیده، در قلوب مردم ماندگار شدند. این پایداری را حتی در صبر مادران دارای چند شهید نیز میتوان دید که با وجود از دست دادن عزیزان، هرگز لب به شکایت نگشودند.
درک شرایط بحرانی و تصمیمگیری در لحظه مناسب، حیاتیترین عبرت است. قیام حضرت مسلم(ع) به این دلیل آسیب دید که اشرافیت کوفه، مردم را با تطمیع از مسیر حق دور کرد و مردم نیز موقعیتشناس نبودند. هنگامی که سلیمان بن صرد خزاعی و توابین بیدار شدند، دیگر زمان از دست رفته بود و اقدام آنها اگرچه اثرات فرهنگی داشت، اما نتیجه سیاسی آنی به دنبال نیاورد. ملتها باید از این وقایع درس بگیرند؛ حضور در صحنه و اتخاذ تصمیم درست برای ناامیدکردن دشمن، الزامی است.
مردم باید هویت و موقعیت تاریخی خود را بهدرستی درک کنند. در این میان، جهاد تبیین نقشی کلیدی دارد. رسانههای ما باید به همان اندازه که دشمن از ابزارهای خود برای تحریف استفاده میکند، از توانمندیهای رسانهای برای بازشناسی بزنگاههای تاریخی بهره ببرند. جامعهای به تمدن دست مییابد که به بلوغ تمدنی رسیده باشد. این بلوغ نیازمند بصیرت، شناخت پیشرانهای هویتی و تقویت سرمایههای اجتماعی است. با هوشمندی و تصمیمگیری صحیح در شرایط خاص، میتوانیم همانند دورههای درخشان تاریخی، تمدنی نمونه و جهانی ارائه دهیم.
انتهای پیام