تربیت افراد همواره یکی از مهمترین دغدغههای جوامع انسانی بوده است. در عصر امروز، چهار گروه اصلی که وظیفه تربیت را برعهده دارند، عبارتند از خانواده، همسالان، آموزش و پرورش و رسانه که در یادداشت پیش رو، بر نقش رسانه تمرکز شده است. رسانه در دنیای امروز یکی از مهمترین عوامل اثرگذار بر شکلگیری نگرشها، ارزشها و رفتارهای انسان محسوب میشود، بهطوری که بعضاً دورانی را که در آن زندگی میکنیم، عصر دیجیتال، عصر رسانه یا عصر اطلاعات مینامند. فیلمها و سریالها نیز فراتر از کارکرد سرگرمی، در تربیت، هنجارپذیری و الگوسازی برای مخاطبان، بهویژه جوانان و نوجوانان نقش مهمی ایفا میکنند.
تولیدات رسانهای توانایی ویژهای در فراگیرکردن آن دسته از ارزشهای انسانی دارند که مورد غفلت قرار گرفتهاند و برعکس، میتوانند ضدهنجارها و ضدارزشها را نیز در جامعه عادیسازی کنند. یکی از مصادیق این روند را میتوان در عادیسازی مصرف دخانیات، مواد مخدر و مشروبات الکلی مشاهده کرد. براساس گزارش خبرگزاری سلامت در چهارم خردادماه جاری، سن مصرف دخانیات در ایران به 13 سال رسیده است؛ بهطوری که ساعتی قدمزدن در پیادهروهای سطح شهر، این مسئله را برای هر کسی آشکار و قابل تأمل میکند. در این میان کافی است نگاهی به سریالهای پرمخاطب شبکه نمایش خانگی بیندازیم تا با نمونههای فراوانی از نمایش و گاه جذابنمایی مصرف سیگار مواجه شویم؛ مسئلهای که میتواند بر نگرش جوانان و نوجوانان نسبت به دخانیات اثر بگذارد.
سینمای ایران در تقلید و الگوبرداری از تولیدات سینمای هالیوود ید طولایی دارد، بهطوری که در بسیاری از آثار تولیدی داخل کشور، رد پای تولیدات سینمای اروپا و آمریکا را مشاهده میکنیم. یکی از معروفترین نمونههای آن که کمتر جوان و نوجوانی در جامعه ایران با آن ناآشناست، سریال «پیکی بلایندرز» است که در سال 2013 میلادی (1392 شمسی) تولید شد و مورد استقبال بسیاری در سرتاسر جهان، از جمله ایران قرار گرفت.
این مجموعه تلویزیونی محصول انگلستان در ژانر درام جنایی و مافیایی است که در شش فصل تولید شد و ماجرای خلافکاریها و زدوبندهای خانوادهای به رهبری توماس شلبی را روایت میکند. فارغ از خوشساختبودن و جذابیتهای متعدد این مجموعه، مصرف دخانیات و سیگارکشیدن نقشهای اصلی آن، بهویژه تامی شلبی، توجه مخاطبان و منتقدان را به خود جلب کرد. شیوه سیگارکشیدن او و شخصیت جذابی که داشت، بهسرعت بر مخاطبان و بهویژه جوانان تأثیر گذاشت و برای بخشی از آنها جذابیت پیدا کرد.
بعد از گذشت چند سال، سریال «زخم کاری» در سال 1399 در همان ژانر، یعنی درام جنایی و مافیایی در چهار فصل تولید شد. این مجموعه تولیدشده در شبکه نمایش خانگی نیز بهدلیل موضوع جذاب، بازی خوب بازیگران و... به یکی از پرسروصداترین تولیدات رسانهای کشور تبدیل شد و مورد توجه مخاطبان و منتقدان بسیاری قرار گرفت. داستان این مجموعه درباره مردی به نام «مالک مالکی» است که بعد از به قتل رساندن رئیس خود، بر سر وارثان او کلاه میگذارد و داراییهای او را که تشکیلاتی مافیایی است، تصاحب میکند.
یکی از نکات جالب توجه در «زخم کاری»، سیگارکشیدن تقریباً همه شخصیتهای فیلم، بهویژه زنان است که کمتر در جامعه ایرانی امری پذیرفتهشده محسوب میشود. همچنین، مالک که شخصیت اصلی سریال است، مانند تامی شلبی در «پیکی بلایندرز»، با حالت خاصی سیگار میکشد و این حالات او نیز برای مخاطب جذاب است. بهطور خاص، او در سکانسی از فیلم که پیروزی مهمی در برابر رقیبان خود بهدست آورده، با حالتی مقتدرانه از خانه خارج میشود و سیگار روشن میکند.
این صحنه در فضای مجازی و در میان مخاطبان بسیار مورد اقبال قرار گرفت و کاربران تا پایان سریال که بیش از یک سال طول کشید، برای نشاندادن موقعیتهای پیروزمندانه و شاد خود، از آن استفاده میکردند. در آن زمان بسیاری از منتقدان، شخصیت و حالات مالک را تقلیدی از تامی شلبی میدانستند. نمونههای نمایش مصرف دخانیات و مواد مخدر در تولیدات رسانهای داخلی کم نیست؛ اما «زخم کاری» بهدلیل ژانر مافیایی آن و اینکه پربینندهترین مجموعه در شبکه نمایش خانگی بود، در اینجا مثال زده شد.
از طرف دیگر، این روزها، ترکیه در حال ساخت و نمایش مجموعه جدیدی به نام «اشرف رؤیا» در ژانر درام جنایی و مافیایی است که هنوز هم به پایان نرسیده است. بسیاری از مخاطبان ایرانی، سریالهای ترکی را با روایتهایی مبتنی بر روابط عاطفی و خانوادگی پرحاشیه میشناسند که برای جامعه آسیبزاست؛ اما در این میان استثناهایی قابل تأمل نیز وجود دارد.
مجموعه «اشرف رؤیا» روایتگر زندگی مردی به نام «اشرف تک» است که در گروهی مافیایی به نام «یتیمها» عضویت دارد که از یتیمهای استانبول حمایت میکند و اعضای آن مسلک خاص و اصول ویژه خود را دارند. برای نمونه، دروغ نمیگویند، کودکان، زنان و پلیسها را نمیکشند و به خرید و فروش مواد مخدر که یکی از تجارتهای اصلی گروههای مافیایی است، نمیپردازند.
بهطور کلی، سریالهای ترکی سیگارکشیدن را نمایش نمیدهند؛ ولی نکته این است که در چنین اثر مافیایی که مصرف سیگار میتواند جزو بدیهیات زندگی مجرمان باشد نیز شخصیتها حتی یک نخ سیگار مصرف نمیکنند. در فیلم و سریالهای تولیدی دیگر کشورها، بهویژه کشور ما، از سیگارکشیدن برای جذابتر نشاندادن شخصیتها استفاده میشود، اما در مجموعههای ترکی، نبود سیگار اصلاً از جذابیت سریال و شخصیتها نمیکاهد.
درواقع، یکی از خطوط اصلی داستان، مقابله با شبکههای توزیع مواد مخدر و دخانیات است؛ اما نه مبارزه پلیس با قاچاقچیان مواد مخدر که در سینمای جهان به کلیشه تبدیل شده است، بلکه مبارزه افرادی از دل استانبول با مواد مخدر را به تصویر میکشد. در حقیقت، قهرمانان این سریال برای از بین بردن فروشندگان دخانیات و مواد مخدر در ترکیه تلاش میکنند. بهکار بردن این تکنیک تربیتی در رسانه، برای نگارنده که قرابت زبانی با کشور ترکیه ندارد نیز جالب توجه بود و بنابراین، این مجموعه میتواند تأثیر مثبتی بر جوانان این کشور نیز داشته باشد.
خلاقیت سازندگان این اثر در جایی از سریال آشکار میشود که اشرف تک و دوستان او که افرادی خلافکار و مجرم هستند، در درگیری برای متوقفکردن قاچاقچیانی که به فروش مواد مخدر در استانبول و دیگر شهرهای ترکیه اقدام میکنند، اجناس آنان را به آتش میکشند. سازندگان مجموعه تلاش کردهاند با حذف نمایش مصرف دخانیات و قراردادن قاچاقچیان مواد مخدر در جایگاه ضدقهرمان، پیام تربیتی مشخصی را منتقل کنند.
در نهایت، هدف از نگارش این یادداشت و مقایسه سه مجموعه «پیکی بلایندرز»، «زخم کاری» و «اشرف رؤیا» از سه کشور متفاوت، ستایش محصولات یک کشور خاص نیست؛ بلکه رسانه نمیتواند نسبت به پیامدهای اجتماعی محتوایی که تولید میکند، بیتفاوت باشد. در شرایطی که سن مصرف دخانیات در کشور رو به کاهش است، نمایش و جذابسازی سیگار در آثار پرمخاطب، نه یک انتخاب هنری بیطرفانه، بلکه اقدامی با پیامدهای اجتماعی گسترده است. از همینرو، انتظار میرود فعالان عرصه سینما و شبکه نمایش خانگی، خلاقیت و توانایی خود را در راستای ترویج سبک زندگی سالم و کاهش آسیبهای اجتماعی بهکار گیرند.
انتهای پیام