کد خبر: 4355304
تاریخ انتشار : ۱۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۵۰
در گفت‌وگو با ایکنا بررسی شد

چه عاقبتی در انتظار جامعه اسلامی بدون امام است

عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان با تأکید بر اینکه جامعه اسلامی بدون امام مسیر خود را گم می‌کند، گفت: نبود رهبری الهی می‌تواند استقلال و عزت جوامع اسلامی را تضعیف و آن‌ها را به پایگاه استکبار تبدیل کند.

جامعه اسلامی بدون امام؛ از گم‌کردن مسیر تا تبدیل‌شدن به پایگاه استکبارامامت در منظومه فکری شیعه، صرفاً عنوانی تاریخی یا باوری فردی نیست؛ بلکه جایگاهی راهبردی در هدایت انسان و سامان‌دهی جامعه دارد. در این نگاه، امام، چراغ راه و مصباح‌‌الهدی است؛ یعنی مسیر رسیدن به مقصد نهایی را نشان می‌دهد، اصول و قواعد کلی حرکت اجتماعی را تبیین و از انحراف و گم‌کردن راه جلوگیری می‌کند. در همین زمینه، خبرنگار ایکنا از اصفهان با حجت‌الاسلام علی غلامی، عضو هیئت علمی گروه معارف اسلامی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان گفت‌وگو کرده است که متن آن را در ادامه می‌خوانیم. 

ایکنا ـ جامعه اسلامی بدون امام یا رهبر الهی با چه آسیب‌هایی مواجه می‌شود؟

طبیعتاً نداشتن امام باعث می‌شود که انسان راه را گم کند. امام یعنی چراغ راه؛ همان تعبیری که درباره امام حسین(ع) به‌کار رفته که «مصباح‌‌الهدی» است؛ یعنی کسی که راه را تا آن مقصد نهایی نشان می‌دهد و اهداف با اصول و قواعد کلی را به جامعه معرفی می‌کند.  

طبیعتاً امروز شما خود شاهد هستید، جوامع اسلامی که بدون امام‌اند، چه گرفتاری‌هایی دارند؛ شاید به حسب ظاهر دیده نشود، ولی حداقل جنگ اخیر نشان داد، کشورهایی که اسم اسلام را یدک می‌کشند، بدون امام به پایگاه استکبار و مستعمره غربی‌ها تبدیل می‌شوند و طبیعتاً استقلال و عزت خود را از دست می‌دهند. بنابراین، وجود امام ثمرات و فواید دنیوی و اخروی زیادی برای جامعه اسلامی دارد.

ایکنا ـ شاخص‌های تشخیص رهبری حق از رهبری باطل چیست؟ مردم در قبال امام و رهبری چه وظایفی دارند؟

اصل تشخیص امام معصوم به دست خدا و پیامبر(ص) است؛ ولی ورای موضوع عصمت، بالاخره خدای متعال به انسان موهبتی به نام عقل داده است. انسان وقتی سراغ شخصی می‌رود، می‌بیند ویژگی‌هایی مثل علم و دانش (غرض بیشتر دانش معرفتی و علوم انسانی است که در هدایت جامعه اثر دارد)، ساده‌زیستی، زهد (تعلق‌نداشتن به دنیا)، شجاعت، مردم‌داری و پایبندبودن به اصول و اخلاق، به‌خصوص عدالت‌محوری و اخلاق‌محوری را دارد.  

در پنج سال حکومت امیرالمؤمنین(ع) می‌بینید که زمامداری مثل ایشان، عدالت‌محور و اخلاق‌محور است؛ ولی در نقطه مقابلش معاویه حضور دارد که هیچ پایبندی به عدالت و اصول و ارزش‌های اخلاق انسانی ندارد و به تعبیر امروزی، اندیشه‌های ماکیاولیستی دارد.  

این مربوط به خود امام است. جامعه هم وقتی به‌تبع امام، تعلقات دنیوی نداشته باشد، بصیرتش بیشتر می‌شود؛ یعنی بیشتر کسانی که بصیرت خودشان را از دست می‌دهند، به‌دلیل تعلقات دنیوی است. خود امام حسین(ع) هم فرمود که مردم بنده دنیا هستند و تا وقتی دنیای‌شان تأمین می‌شود، به حسب ظاهر دم از دینداری می‌زنند؛ ولی وقتی صحنه آزمایش و ابتلائات پیش می‌آید، دینداران کم‌اند. چرا آن دینداران کم‌اند؟ چون کسانی که تعلقات دنیوی دارند، از کسانی که تعلقات دنیوی‌شان کم است یا هیچ تعلقی ندارند، بیشترند.  

قائد عظیم‌الشأن و امام شهید ما که در این دوران، یعنی ۹ اسفند سال گذشته به شهادت رسید، این ویژگی‌ها را داشت و بخش زیادی از مردم، چه در جامعه ایران و چه در ورای ایران، پس از شهادت ایشان تازه متوجه شدند چه الگویی و چه غنیمتی را از دست داده‌اند و در زمان حیاتشان، قدر ایشان را ندانستند.

ایکنا ـ چه لزومی دارد که جامعه ولایت فقیه داشته باشد؟

در جامعه اسلامی، به قول هانری کربن، تنها مذهبی که حلقه اتصال زمین و آسمانش قطع نشده، مذهب شیعه است. امروز این حلقه اتصال ما پشت پرده قرار دارد که امام زمان(عج) هستند. خود ایشان فرمودند که در دوران غیبت به فقیهان روشنگر صاحب اندیشه‌ای مراجعه کنید که این ویژگی‌ها را داشته باشند: تعلقات دنیوی نداشته باشند و زمان‌شناس و مردم‌دار باشند.  

طبیعتاً امروز، جهان اهل سنت، آن‌هایی که آگاهی دارند، به حال تشیع غبطه می‌خورند که وجود یک فقیه چقدر می‌تواند در استقلال و عزت و آن اهداف والا و ارزش‌های انسانی تأثیرگذار باشد؛ برخلاف کسانی که چنین امامی ندارند. بنابراین، به تعبیر حضرت امام(ره) که فرمود: «پشتیبان ولی فقیه باشید تا آسیب نبینید»، درواقع ولی فقیه جامعه را از این آسیب‌ها بازمی‌دارد و راه و هدف اصلی را به آن نشان می‌دهد.

ایکنا ـ اینکه فرمودید تعلق‌داشتن به دنیا عامل بی‌بصیرتی بین مردم می‌شود، چه منافاتی هست بین اینکه مؤمن دارا باشد و تعلق به دنیا هم نداشته باشد؟ 

تعلق‌داشتن با دارابودن فرق می‌کند. خودمان می‌گوییم مسلمان باید رفاه نسبی‌اش را داشته باشد، با عزت زندگی کند و طبیعتاً فقر آسیب‌های خودش را دارد. ما نمی‌خواهیم جامعه‌ای فقیر داشته باشیم، مثلاً دینی که نتواند جامعه را از فقر نجات دهد، ما آن دین را اصلاً قبول نداریم. دین آمده که فقر را با اجرای عدالت در جامعه ریشه‌کن کند. منتها داشتن ثروت یک بحث است؛ تعلق‌داشتن و آن را هدف پنداشتن، یک بحث دیگر. 

این را هم باید افزود، در عین حال که می‌گوییم مسلمان باید رفاه و سرمایه داشته باشد، ولی ساده‌زیستی و دوری از تجملات یک ارزش است. نمونه‌اش را در امیرالمؤمنین(ع) می‌بینیم که زمامدار کل جهان اسلام بود، ولی ساده زندگی می‌کرد: بی‌آلایش، بدون تجملات و بدون اسراف. نمونه‌اش هم الگوی رهبر شهیدمان که همان راه را ادامه داد.  

بنابراین، این دو را نباید با هم خلط کنیم: تعلق‌داشتن یک بحث است، نداشتن سرمایه یک بحث دیگر. ما نمی‌گوییم سرمایه نداشته باشید، ولی کل قرآن و این آیه‌ای که در قنوت نماز ما شیعیان جا باز کرده، «رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَةً وَ فِی الآخِرَةِ حَسَنَةً»، جمع بین دنیا و آخرت است.

ایکنا ـ چه عواملی موجب می‌شود تعلق ما به دنیا کمتر شود؟

طبیعتاً ما باید هدف از خلقت را بشناسیم. اگر بدانیم برای چه آفریده شده‌ایم و تشخیص بدهیم که بین ابزار و وسیله با هدف و غایت تفاوت وجود دارد، طبیعتاً می‌توانیم سرمایه، بهترین خانه و بهترین وسیله را داشته باشیم، ولی به آن‌ها دل نبندیم. ریشه این بحث در معرفت است که وقتی هدف از خلقت را بدانیم، طبیعتاً تعلقاتمان هم کمتر خواهد بود.

ایکنا ـ اگر بخواهید مفهوم امامت را برای نسل جوان توضیح دهید که چه کارکردی در زندگی فردی و اجتماعی‌شان دارد، چه می‌گویید؟

ما می‌گوییم همان‌طور که روایت می‌فرماید، حسین «مصباح‌‌الهدی» است، درواقع امام چراغ هدایت است. همان‌طور که انسان در سفر، مخصوصاً هرچه طولانی‌تر و با اهداف مهم‌تر باشد، به علائم راهنمایی و رانندگی نیاز دارد که یک وقت راست و چپ نرود و انحرافی نداشته باشد و این عمر کوتاه را از دست ندهد، فرصت‌ها را این چراغ راهنما نشان می‌دهد که هدف آنجاست.  

بنابراین، امام آن مطلوب را همیشه به ما نشان می‌دهد که مواظب باش، از این جاده اصلی منحرف نشوی و چون خودش هم مهم‌ترین الگوست، مسیر را خودش به جامعه نشان می‌دهد؛ وقتی جامعه ببیند، علاقه‌مند می‌شود و آن مسیر را طی می‌کند و مهم‌تر از آن، از نظر اجتماعی مثل نخ تسبیح می‌ماند؛ می‌تواند تمام آحاد جامعه را با تمام تفاوت‌های قومی، نژادی، زبانی، اختلافات سیاسی و... دور هم جمع کند.

ایکنا ـ به نظر شما، آیا در حال حاضر، مصباح‌‌الهدی و نخ تسبیح بودن امامت برای ما کمرنگ نشده است؟ 

ما بالاخره در تنازع بین سنت و مدرنیته هستیم و این تنازع آسیب‌های خودش را دارد؛ یعنی از یک طرف می‌خواهیم سنت‌های اصیل خودمان را حفظ کنیم که بعضی وقت‌ها گرفتار تحجر و جمود می‌شویم و از آن طرف می‌خواهیم از دنیا عقب نیفتیم؛ طبیعتاً این مدرنیسم آسیب‌های خودش را دارد.  

اگر بتوانیم عقلانیتی داشته باشیم که بین سنت‌های اصیل خودمان و آن فرآورده‌های عقلانی دنیا که بشری هم است، جمع کند، آن وقت طبیعتاً از بسیاری از این آسیب‌ها در امان می‌مانیم؛ ولی معتقدم که بدنه جامعه اعتقادات خودش را دارد، مخصوصاً در این شب‌ها که مردم تجمع می‌کنند، برخی شاید ظواهر مذهبی هم نداشته باشند، ولی نشان می‌دهد که در درونشان هنوز آن آرمان‌ها و سنت‌ها زنده است.

ایکنا ـ آیا علت را می‌توان در ضعف مدیریت جست‌وجو کرد؟

کلاً پدیده‌های اجتماعی تک‌عاملی نیستند. علت‌های مختلفی از درون و بیرون می‌تواند به این‌ها آسیب بزند؛ یعنی ممکن است برخی‌ به نام دین تندروی و کار را خراب کنند؛ یا عده‌ای تفکرات غرب‌زده داشته و بیشتر به پیشرفت‌های ظاهری تمایل داشته باشند و این طرف قضیه را کمرنگ ببینند. اگر اعتدال و عقلانیت درستی داشته باشیم، می‌توانیم بین این دو جمع کنیم و حداقل آسیب‌هایش را کاهش دهیم. نمی‌توانیم بگوییم هیچ آسیبی نمی‌تواند داشته باشد، اما می‌توانیم این آسیب‌ها را کاهش دهیم.

ایکنا ـ و سخن پایانی

غدیر و ولایت بهترین عامل پیوند جامعه است و می‌تواند عامل اتحاد آن باشد. خواهشی که دارم، از کسانی که صاحب تریبون، قلم، روزنامه، خبرگزاری و... هستند، این است ک ولایت و مخصوصاً غدیر را به‌گونه‌ای مطرح کنند که به هیچ وجه عامل تفرقه نباشد و خودش عامل اتحاد باشد. همان‌طور که بزرگان ما هم مثل علامه امینی در نگارش «الغدیر» همین راه را پیمودند، بدون اینکه بخواهند توهینی به مقدسات مذاهب داشته باشند؛ مسیر اصلی غدیر را معرفی کنیم که عامل جذب و درواقع اتحاد بین آحاد جامعه شده است.

انتهای پیام
خبرنگار:
مریم فلاحتی
دبیر:
محبوبه فرهنگ
captcha