به گزارش خبرنگار ایکنا از اصفهان، مهرشاد متینفر نویسنده و پژوهشگر حوزه موسیقی در نشست «نغمههای اصفهان در دهلیزهای تاریخ» که سهشنبه، ۱۹ خردادماه به همت کانون اصفهانشناسی و مشاهیر قوس سازمان دانشجویان جهاددانشگاهی واحد اصفهان و دبیرخانه هویت فرهنگی اصفهان، با حضور علاقهمندان به تاریخ و موسیقی در محل کتابفروشی جهاددانشگاهی واحد اصفهان برگزار شد، با اشاره به سابقه مطالعاتی خود در حوزه تاریخ و نظریه موسیقی اظهار کرد: برای شناخت دقیق موسیقی اصفهان ناگزیریم از مرزهای موسیقی فراتر برویم و به حوزههایی همچون فلسفه اسلامی، معماری، خوشنویسی، نگارگری و ادبیات نیز توجه کنیم؛ زیرا بسیاری از حلقههای مفقوده تاریخ موسیقی ایران را میتوان از طریق مطالعه این حوزهها بازسازی کرد.
وی با بیان اینکه کمبود منابع شنیداری و مکتوب یکی از مهمترین مشکلات پژوهش در تاریخ موسیقی ایران است، افزود: در خصوص بسیاری از دورههای تاریخی اطلاعات اندکی از وضعیت موسیقی در اختیار داریم، اما درباره اصفهان عصر صفوی، اسناد و شواهد بیشتری وجود دارد و همین مسئله امکان تحلیل دقیقتر این دوره را فراهم میکند.
این پژوهشگر حوزه موسیقی به تبیین تفاوت میان سه مفهوم مکتب، سبک و روش پرداخت و گفت: مکتب به مجموعهای منسجم، نظاممند و مبتنی بر تفکر واحد اطلاق میشود که دارای اصطلاحشناسی، روششناسی و پیروان مشخص باشد. در مقابل، سبک به ویژگیهای زیباییشناختی و بیانی آثار هنری اشاره دارد و روش نیز بیشتر به شیوه آموزش یا اجرا مربوط میشود.
وی تأکید کرد: بسیاری از خطاهایی که در تحلیل موسیقی ایرانی رخ داده، ناشی از آن است که این مفاهیم به جای یکدیگر بهکار رفتهاند. برای نمونه، بعضی ویژگیهای شخصی و هنری استاد تاج اصفهانی را عناصر مکتب اصفهان معرفی کردهاند؛ در حالیکه این ویژگیها بیشتر به سبک فردی این هنرمند تعلق دارد. گاه بعضی از سلیقههای شخصی هنرمندان نیز به اشتباه، مؤلفههای یک مکتب معرفی شدهاند. چنین رویکردی نهتنها شناخت ما را از سنت موسیقایی اصفهان مخدوش میکند، بلکه موجب شکلگیری روایتهای نادرست از تاریخ موسیقی ایران نیز میشود.
متینفر با اشاره به پژوهشهای چند دهه اخیر خود در زمینه سبکشناسی موسیقی ایرانی بیان کرد: بررسی آثار و جریانهای موسیقی در یک قرن اخیر نشان میدهد که تقسیمبندیهای رایج نیازمند بازنگری هستند. به اعتقاد من، بسیاری از آنچه تاکنون با عنوان مکاتب موسیقی معرفی شدهاند، بیش از آنکه واجد ویژگیهای یک مکتب باشند، جریانها یا سبکهای موسیقایی محسوب میشوند.
وی به نسبت میان سنت و تجدد در موسیقی ایران پرداخت و ادامه داد: از دوره مشروطه به بعد، همانند بسیاری از حوزههای فرهنگی، در موسیقی نیز شاهد تقابل سنت و تجدد هستیم. این تقابل در شکلگیری جریانهای مختلف موسیقایی تأثیرگذار بوده و درک آن برای فهم تحولات موسیقی معاصر ایران ضروری است.
این پژوهشگر حوزه موسیقی با اشاره به جایگاه اصفهان در تاریخ فرهنگ و هنر ایران گفت: اصفهان از معدود شهرهایی در جهان است که میتوان آن را «اسطورهشهر» نامید؛ شهری که در طول تاریخ توانسته در حوزههای گوناگون از جمله فلسفه، معماری، شعر، نگارگری، خوشنویسی و موسیقی جریانسازی کند و الگوهای فرهنگی ماندگاری بهوجود آورد.
وی اضافه کرد: ویژگی مهم اصفهان آن است که میان مکاتب گوناگون هنری و فکری آن نوعی پیوستگی و ارتباط وجود دارد. به همین دلیل نمیتوان موسیقی اصفهان را جدا از سایر سنتهای فکری و هنری این شهر مطالعه کرد. بسیاری از ویژگیهایی که در معماری، شعر یا فلسفه اصفهان مشاهده میشود، در موسیقی این شهر نیز بازتاب یافته است.
متینفر با اشاره به مکتب فلسفی اصفهان در دوره صفویه تصریح کرد: هسته مرکزی بسیاری از جریانهای فکری و هنری اصفهان را میتوان در سنت فلسفی این شهر جستوجو کرد. همانگونه که اندیشههای مکتب فلسفی اصفهان پس از افول صفویه در تهران ادامه یافت، در حوزه موسیقی نیز شاهد انتقال بخشی از میراث موسیقایی اصفهان به پایتخت هستیم.
وی با نامبردن از بعضی چهرههای تأثیرگذار موسیقی اصفهان، از جمله سیدرحیم اصفهانی، نایب اسدالله، تاج اصفهانی، حسن کسایی و جلیل شهناز گفت: این هنرمندان نقش مهمی در حفظ و انتقال سنت موسیقایی اصفهان ایفا کردهاند و بخش مهمی از هویت موسیقایی این شهر مدیون تلاشهای آنان است.
این پژوهشگر حوزه موسیقی همچنین به اهمیت «ردیف مکتب اصفهان» اشاره کرد و افزود: انتشار این ردیف یکی از مهمترین رخدادهای پژوهشی موسیقی ایران در دهههای اخیر بهشمار میرود. این مجموعه امکان مطالعه دقیقتر ویژگیهای موسیقی اصفهان را فراهم کرده و بسیاری از تصورات رایج درباره این سنت موسیقایی را به چالش کشیده است.
وی با بیان اینکه برخی هنرمندان و پژوهشگران در سالهای گذشته نسبت به وجود ردیف مستقل اصفهان تردید داشتند، ادامه داد: انتشار و مستندسازی این ردیف نشان داد که سنت موسیقایی اصفهان از پشتوانه نظری و اجرایی قابل توجهی برخوردار بوده است و نمیتوان نقش آن را در شکلگیری موسیقی دستگاهی ایران نادیده گرفت.
متینفر در پایان تأکید کرد: اصفهان یکی از مهمترین کانونهای تولید اندیشه و هنر در تاریخ ایران است و موسیقی این شهر نیز باید در بستر همین منظومه فرهنگی مطالعه شود. بازخوانی علمی میراث موسیقایی اصفهان میتواند به شناخت دقیقتر تاریخ موسیقی ایران و احیای بخشی از ظرفیتهای مغفولمانده این حوزه کمک کند.
انتهای پیام