آیه مباهله بهعنوان یکی از محوریترین مستندات قرآنی در مباحث کلامی، همواره مورد توجه اندیشمندان و متکلمان برجسته تاریخ اسلام بوده است. بر اساس دیدگاه علمای بزرگ شیعه از جمله علامه حلی، قاضی نورالله شوشتری و علامه مظفر، این آیه نهتنها بر فضیلت اهلبیت(ع) تأکید دارد، بلکه دلیلی روشن بر افضلیت و در نتیجه امامت امیرالمؤمنین(ع) است. در همین خصوص حجت الاسلام والمسلمین محمدعلی چنارانی، پژوهشگر بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی یادداشتی در اختیار ایکنای خراسانرضوی قرار داده است که در ادامه میخوانیم:
واقعه مباهله و آیه ۶۱ سوره مبارکه آلعمران، فراتر از یک رویداد تاریخی، مبنای استدلالهای دقیق کلامی در باب ضرورت عصمت و افضلیت امام در جامعه اسلامی قرار گرفته است. متکلمان امامیه با استناد به واژگان و ساختار این آیه، به تبیین پیوند وجودی پیامبر اکرم(ص) و حضرت علی(ع) پرداختهاند.
علامه حلی در آثار متعددی همچون «نهج المسترشدین» و «الألفین»، آیه مباهله را سندی بر برتری مطلق امیرالمؤمنین(ع) بر سایر صحابه میداند. از دیدگاه وی، امامت تابعی از افضلیت است؛ به این معنا که امام باید در صفات کمالی همچون علم، شجاعت، زهد و تقوا، سرآمد امت باشد. علامه حلی معتقد است تقدیم مفضول (فرد با فضیلت کمتر) بر فاضل (فرد برتر)، از نظر عقلی قبیح و ناپسند است و چون علی(ع) بر اساس آیه مباهله در عالیترین سطح فضایل قرار دارد، امامت وی متعین میشود.
وی همچنین در کتاب «الألفین» با استناد به فراز «فَنَجْعَل لَّعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبِينَ»، استدلالی بر عصمت امام اقامه میکند. به باور علامه حلی، امام بهعنوان مرجع احتجاج در امور خطیر دین، نمیتواند در معرض کذب و خطا باشد و این آیه نشان میدهد که همراهان پیامبر(ص) در مباهله از هرگونه آلایش به دروغ و خطا مبرا بودهاند.
فاضل مقداد از شارحان برجسته آثار علامه حلی، در تبیین معنای «أنفسنا» (جانهای ما) در آیه مباهله بر این نکته تأکید میکند که مقصود از این تعبیر، اتحاد حقیقی و ذاتی نیست، بلکه یک «اتحاد مجازی» به معنای مساوات در فضایل است.
وی استدلال میکند که وقتی پیامبر(ص) حضرت علی(ع) را بهعنوان «نفس» خود معرفی میکند، بدین معناست که ایشان در تمام کمالات انسانی و مقامات معنوی به استثنای مقام نبوت که با پیامبر(ص) ختم شده است، با فرستاده خدا برابر است. از نگاه فاضل مقداد، این مساوات در فضل، بهطور بدیهی منجر به اولویت در امامت میشود.
یکی از بخشهای مهم تاریخ کلام، مناظرات مکتوب میان علمای شیعه و اهل سنت است. قاضی نورالله شوشتری در کتاب «إحقاق الحق»، به نقد دیدگاههای «فضل بن روزبهان» میپردازد. ابنروزبهان معتقد بود که حضور علی(ع) در مباهله صرفاً یک برنامه عادی و بر اساس سنت فراخوانی خویشاوندان بوده است.
قاضی نورالله در پاسخ با اشاره به اجماع مفسران بر مصادیق آیه تأکید میکند که اگر این یک امر عادی بود، پیامبر(ص) باید تمام نزدیکان خود را فرا میخواند، اما ایشان تنها چهار نفر (علی، فاطمه، حسن و حسین علیهمالسلام) را برگزید. این انتخاب گزینشی نشاندهنده جایگاه ممتاز و قدسی این افراد در نزد پروردگار است که استجابت دعای پیامبر(ص) منوط به همراهی آنان شده بود.
حکیم فیاض لاهیجی در کتاب «گوهر مراد»، به زبان فارسی به تبیین این موضوع پرداخته و افضلیت را شرط لازم برای ریاست عامه و مطاع بودن امام میداند. وی معتقد است امام به دلیل آنکه مرجع تمام امور مردم است، باید محتاجالیه همگان باشد، نه محتاج به دیگران.
در همین راستا، متکلمان متأخر در پاسخ به دیدگاههایی که امامت را صرفاً یک مدیریت سیاسی و دنیوی (مشابه نگاه سکولاریستی) میبینند، تأکید کردهاند که امامت در اسلام، استمرار وظایف رسالت در همۀ شئون به جز وحی است، بنابراین، امام باید از علم لدنی و عصمت برخوردار باشد تا بتواند هدایت، تعلیم و تربیت جامعه را عهدهدار شود؛ امری که تنها در وجود فرد «افضل» محقق میشود.
علامه شیخ محمدحسن مظفر در کتاب «دلائل الصدق»، با بهرهگیری از منابع معتبر اهل سنت همچون «صحیح مسلم» و «تفسیر فخر رازی»، ثابت میکند که آیه مباهله در حق اهل کسا نازل شده است. وی با اشاره به حدیث «منزلت» تأکید میکند که نسبت علی(ع) به پیامبر(ص) همچون نسبت هارون به موسی است و تعبیر «نفس پیامبر» در آیه مباهله، نهتنها برتری ایشان بر صحابه، بلکه اولویت ایشان بر جانهای مؤمنان را (بر اساس آیه «النبی اولی بالمؤمنین من انفسهم») به اثبات میرساند.
بهطور کلی، از مجموع دیدگاههای مطرح شده در کتب گرانسنگ کلامی برمیآید که آیه مباهله سندی تمامعیار بر پیوستگی مقام ولایت با مقام نبوت است و امیرالمؤمنین(ع) را به عنوان شایستهترین فرد برای جانشینی پیامبر(ص) معرفی میکند.
انتهای پیام