صرفهجویی و مصرف بهینه از جمله مفاهیمی هستند که همواره در ادبیات اقتصادی، فرهنگی و دینی ما مورد تأکید قرار گرفتهاند. در شرایطی که جامعه با چالشهایی همچون محدودیت منابع، بحرانهای اقتصادی و ضرورت افزایش تابآوری مواجه است، اهمیت پایبندی به این مفاهیم بیش از گذشته نمایان میشود. بر این اساس، خبرنگار ایکنا از اصفهان در گفتوگو با محمدرضا حیدری، عضو هیئت علمی گروه اقتصاد دانشگاه اصفهان به بررسی ابعاد صرفهجویی و اصلاح الگوی مصرف و نقش این دو در تقویت همدلی اجتماعی و تحقق اقتصاد مقاومتی پرداخته است که در ادامه آن را میخوانیم.
اگر صرفهجویی را بهرهوری در همه عرصهها تعریف کنیم، میتواند در تولید، مبادله و مصرف معنا پیدا کند؛ بهطوری که در برنامهریزی برای سفر، تفریح و لذایذ زندگی نیز مبنایی داشته باشد. بهطور کلی، هر آنچه لازمه انجام صحیح کار باشد، معادل بهرهوری است. بهرهوری ترکیبی از رعایت صرفه و صلاح برای موقعیت موجود، از جمله منزل، شرکت و... است. برای نمونه، مصرف بهینه برای آبیاری مزرعه بهگونهای است که کمترین میزان از حجم آب در زمان مناسب به محصول برسد یا در کارخانهای، مواد اولیه را بهگونهای تنظیم کنیم که کمترین ضایعات مواد اولیه و بیشترین محصول از آن خارج شود.
در قلمرو دینی نیز در حدیث جنود عقل و جهل بیان شده که یکی از یاران عقل، قنوع (قناعت) و ضد آن، حرص است و هر چه لازمه مقابله با حرص، طمع، اسراف، اتلاف و تبذیر باشد، ذیل این مفهوم قرار دارد. از سوی دیگر، در سطح ملی ظرفیتهایی با عنوان سیاستهای اصلاح الگوی مصرف داریم که رهبر شهید انقلاب در ۱۵ تیرماه سال ۱۳۸۹ به دستگاهها ابلاغ کردند.
با مراجعه به این الگوها، هر آنچه لازمه تشویق فرهنگ بهرهوری و ارائه الگوهای موفق در این عرصه باشد، مانند شاخصهای انضباط، کارآمدی، مسئولیتپذیری، رضایتمندی و... و روشهای بهینهسازی مصرف در سطوح گوناگون را دریافت میکنیم. هر جزئی از این کشور مسئولیتهایی در رابطه با مصرف درست دارد که با انجام آن میتوان تأثیر ویژهای بر میزان مصرف گذاشت.
در سطح حکمرانی، اتلاف شبکه برق و منابع آب در کشور بسیار سنگین است؛ بهگونهای که رهبر شهید انقلاب در یکی از سخنرانیهای خود، صفت مصرف را برای ملت ایران در نظر گرفتند. بنابراین، هر آنچه برای کاهش اسراف، تبذیر، اتلاف منابع انرژی و مصرف از روی سرمستی در جامعه ایرانی لازم باشد، باید انجام دهیم.
کشور ما منابع فراوانی دارد و ضایعات کمی هم ندارد. برای نمونه، در بعضی از گزارشها بیان شده که ضایعات کشاورزی، از مزرعه تا سفره ۳۰ درصد است و ۷۰ درصد زبالههای کشور، تر و ۳۰ درصد آن خشک است؛ در حالیکه این نسبت در اروپا برعکس است. میزان استفاده از مواد پلاستیکی نیز بسیار زیاد است که به محیط زیست آسیب میرساند. ظرفیتهای فرهنگی، آگاهیبخشی و قانونی برای اصلاح الگوی مصرف و اصلاح قیمتهای نسبی، استفاده از ظرفیت محصولات جایگزین و ظرفیتهای اقتصاد چرخهای بسیار فراوان است.
کشورهایی مانند آلمان بهطور جدی به اقتصاد چرخهای پرداختند. اقتصاد چرخهای به این معناست که فعالان اقتصادی پیش از تولید محصول، خروجی آن را بهخوبی بررسی میکنند تا آسیبی برای محیط زیست بهدنبال نداشته باشد و بتوان از ضایعات آن برای دیگر فعالیتها استفاده کرد. اقتصاد چرخهای شامل بازیافت و بازتولید مواد، تابآوری اقتصادی، تعمیر و نگهداری، مدیریت پسماند، تولید و مصرف پایدار، حکمرانی چرخهای، تولید غیرمتمرکز و... است.
تابآوری به معنای انعطافپذیری و بازیابی اقتصادی و اجتماعی در شرایط بحران است. به میزانی که مردم جامعه اهمیت مشارکت فعال در تصمیمگیریها و کمک به استفاده از ظرفیتهای عالی در اقتصاد جامعه و ارتقای روحیه مواسات، تعاون و نوعدوستی را دریابند، تابآوری جامعه نیز افزایش مییابد. در حافظه تاریخی جامعه ایرانی، زنان هر خانه، همه نیازهای خود را در ارتباط متقابل با اقوام و همسایهها برطرف میکردند.
امروز چنین روابطی در جامعه ایرانی کمرنگ شده است. فرهنگ یاریگری در تمدن ایرانی اسلامی ریشه دارد، بهطوری که اقداماتی مانند حفر قنات، لایروبی رودها، استفاده مشترک از منابع آب و زمین در گذشته رواج داشت؛ امروز نیز در شرایط بحران، پررنگکردن چنین خردهفرهنگهایی بهصورت امروزی، بسیاری از مشکلات را برطرف میکند. برای نمونه، کارخانهای که با ۳۰ درصد ظرفیت خود کار میکند، میتواند از شخص دیگری که توان تولید دارد، اما زیرساختهای کارخانه را ندارد، کمک بگیرد و با مشارکت یکدیگر، اقتصاد را رونق دهند.
همه عرصههای اجتماعی مانند محیطهای اداری، محلات، مساجد، همسایگی، خویشاوندی و... زمینه را برای مشارکت افراد در تأمین نیازهای متقابل فراهم میکنند. همه انسانها نیازها و تواناییهایی دارند که در بستر همدلی، تعاون و همیاری، به یکدیگر یاری میرسانند و تابآوری جامعه را در شرایط بحرانی افزایش میدهند تا انعطافپذیری در شرایط ویژه نیز بیشتر شود.
برای نمونه، کسی که در بازار درآمد کسب میکند، میتواند کالای موجود خود را با سود متعارف قیمتی که تهیه کرده است، بفروشد یا احتکار کند یا به قیمت روز به فروش برساند. هر یک از این اقدامات روحیه خاص خود را لازم دارد؛ بهطوری که اقدام اول به روحیه انصاف، اقدام دوم به روحیه خودخواهی و اقدام سوم به تجاوز به حقوق دیگران برمیگردد. در نتیجه، میتوان بهوسیله ترویج روحیات انسانی و اسلامی که مبتنی بر حافظه تاریخی و تمدن ایرانی اسلامی است، ظرفیتهای تعاون، همیاری، انعطافپذیری و تابآوری را ارتقا داد.
بیشتر این اقدامات با آگاهیبخشی عملی میشوند. برای نمونه، انصاف مفهومی پیشادینی است و در علم اقتصاد به این معناست که اگر دو نفر بخواهند کیکی بین خود تقسیم کنند، یکی از آنها کیک را تقسیم کند و طرف مقابل حق انتخاب داشته باشد؛ اگر غیرمنصفانه تقسیم کرده باشد، طرف مقابل براساس غریزه خودخواهی تکه بزرگتر را برمیدارد؛ در حالیکه براساس انصاف، تقسیمکننده باید خود را جای طرف مقابل بگذارد و اقدام کند.
اگر مؤلفههای اخلاقی، هویت، الگوهای ارزشمند دینی و آگاهیبخشی نسبت به لزوم رعایت حقوق دیگران، مسئولیتپذیری، تعهد، وفاداری و صبر و شکیبایی در شرایط بحران را ترویج کنیم، فرآیندی را شاهد خواهیم بود که در آن انسانها حقوق دیگران را بیشتر رعایت میکنند و به آسانی حقوق یکدیگر را زیر پا نمیگذارند. به این ترتیب، بازگشت به هویت دینی و ملی، ارزشهای مشترک، باورهای تقویتکننده همبستگی و روایتهای مصور از ظرفیتهای همدلی برای همافزایی منابع در راستای مدیریت بحران صورت میگیرد.
برای نمونه، فروشنده یا تولیدکنندهای که در شرایط کنونی از گرانفروشی و کمفروشی پرهیز کند، در کنار مصرفکنندهای که قناعت پیشه کند و از احتکار خانگی بپرهیزد، ارزشهای مشترک و الگوهای موفق فرهنگی را در جامعه ترویج میکنند. شیوه زیست، خانه و امکانات زندگی رهبر شهید انقلاب که بعد از شهادت ایشان منتشر شد، الگویی برای جامعه ایرانی است.
حضرت علی(ع) میفرمایند: «من از دنیای شما، نان جویی برای خوردن و لباسی پشمی برای پوشیدن دارم. شاید شما نتوانید مانند من زندگی کنید، اما میتوانید بهواسطه پرهیز، تلاشگری و اجتهاد مرا یاری کنید.» با مراجعه به این الگوها میتوانیم فرهنگ و هویت ملی خود را بازخوانی و بازسازی کنیم تا روحیه همدلی و همیاری افزایش یابد.
صرفهجویی در هزینههای عمومی کشور با تأکید بر تحول اساسی در ساختارها، منطقیسازی اندازه دولت، حذف دستگاههای موازی و هزینههای زائد امکانپذیر است که یکی از بندهای بیستوچهارگانه سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی بهشمار میرود. البته بخشی از مسئله صرفهجویی به حکمرانان و قوای سهگانه بازمیگردد و بخش دیگر آن مردم هستند.
بند هشت سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی به مدیریت مصرف با تأکید بر اجرای سیاستهای کلی اصلاح الگوی مصرف و ترویج مصرف کالاهای داخلی، همراه با برنامهریزی برای ارتقای کیفیت و رقابتپذیری در تولید اشاره دارد. هر کسی در جامعه میتواند با توجه به شرایط خود، مؤلفههای بند هشت و ۱۶ سیاستهای اقتصاد مقاومتی را در عرصه مصرف، دستور کار زندگی خود قرار دهد.
این اقدامات میتواند مبتنی بر انگیزه درونی و تشخص فردی باشد. امام هادی(ع) میفرماید: «از شر کسی که نفسش نزد او خوار شد، در امان نباش.» بنابراین، کسی که کرامت و عزت نفس داشته باشد، بر خود لازم میداند که در حد توان، وظیفهاش را در عرصه تولید و مصرف انجام دهد. نهادهای متکلف تولید، بیشترین سهم رعایتکردن را در سطح دولت دارند و در نظام فرهنگی و اجتماعی، نهادهایی از جمله آموزش و پرورش، دانشگاه، رسانه و... و در خانه، مادران نقش ویژهای در تعیین میزان مصرف دارند.
منطق همدلی و همیاری در جایجای سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی، اصلاح الگوی مصرف و آموزههای دینی و فرهنگ ملی ایران موجود است؛ البته این اراده باید ذرهذره در جامعه شکل گیرد تا اعضای آن مصرف خود را کنترل کنند. محدودیت منابع و ارزشهای ملی و دینی، درست مصرف کردن و درست تولید کردن را ایجاب میکند. هر کسی باید توجه داشته باشد که میزان تولید او از مصرفش بیشتر باشد، چراکه اگر برعکس باشد، ورشکستگی بهدنبال دارد. اینها مؤلفههای انگیزشی دینی، ملی و انسانی هستند.
انتهای پیام