کد خبر: 4359686
تاریخ انتشار : ۰۱ تير ۱۴۰۵ - ۱۰:۴۶
فراستخواه:

توحید بدون ولایت، ناقص است

یک استاد دانشگاه شهید بهشتی در سلسله نشست‌های «چراغی دیگر» بیان کرد: توحید تنها به معنای باور به خالقیت خداوند نیست، بلکه تبیین می‌شود که چگونه پذیرش «آقایی و ولایت الهی» از طریق رسول‌الله(ص) و ائمه(ع)، شرط لازم برای رسیدن به مقام موحد حقیقی است. در این جلسه با تحلیل آیاتی چون «آیه ولایت» و بررسی روایاتی از امام صادق(ع) و امام باقر(ع)، پیوستگی میان ایمان، تبعیت از اولیای الهی و ضرورت توبه برای دستیابی به شفاعت مورد بررسی قرار گرفت.

اراسل/ امام صادق(ع) امامت را شعبه‌ای از توحید معرفی کرده استبه گزارش ایکنا، مقصود فراست‌خواه؛ استاد دانشگاه شهید بهشتی در سلسله نشست‌های «چراغی دیگر» که از سوی خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار شد، با موضوع «صورت‌بندی و بی‌صورتی عاشورا» به ایراد سخن پرداخت. 
 
متن سخنان وی به شرح زیر است: 
 
توحید در قرآن، تنها به معنای اعتقاد به وجود خالقی برای جهان نیست؛ بلکه مرتبه دیگری از توحید نیز وجود دارد که برای رسیدن به مقام «موحد حقیقی»، باور به «آقایی و ولایت خداوند» الزامی است. حتی بت‌پرستان نیز به خالقیت خداوند واقف بودند، اما با ساخت بت‌ها و عبادت آن‌ها، می‌پنداشتند که این واسطه‌ها آنان را به خدا نزدیک می‌کنند. در مقابل، پیامبران همواره بر این نکته تأکید داشتند که این بت‌ها هیچ قدرت و توانایی برای چنین کاری ندارند و دعوت آنان به سوی خدا، صرفاً به‌اجرای دستور الهی است. چنان‌که در قرآن آمده است: «أَمِ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِيَاءَ ۖ فَاللَّهُ هُوَ الْوَلِيُّ وَهُوَ يُحْيِي الْمَوْتَىٰ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ» (آیا غیر از او سرپرستانی گرفتند؟ در حالی که تنها خداست که سرپرست است و مردگان را زنده می‌کند و بر هر کاری تواناست) و همچنین: «بَلِ اللَّهُ مَوْلَاكُمْ ۖ وَهُوَ خَيْرُ النَّاصِرِينَ» (بلکه خدا سرپرست شماست و او بهترین یاوران است).

خداوند، ولایت و آقایی خود را در عالم به‌واسطه رسول‌الله (ص) پیاده می‌کند؛ از این رو، امر و نهی ایشان، همان دستور خداوند است. در این راستا، آیه «إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ» گواه آن است که ولیّ شما، خداوند، رسول او و آن آقایی است که در حال رکوع، انگشتر خود را بخشید. بنا بر این منطق، اگر تمامی مسلمانان گرد هم آیند تا کسی را به‌عنوان امام انتخاب کنند، این اقدام مشروعیت نخواهد داشت (زیرا انتخاب امام، امری الهی است).
 
وقتی برخی زیر سقیفه جمع شدند و به زور مردم را وادار به بیعت کردند مسلمانان یمن و مکه و شهرهای دیگر کجا بودند که این‌ها مدعی هستند اجماع وجود داشته است؛ گیریم که همه مردم هم بودند ولی باز هیچ مشروعیتی ندارد ولی امام هشت نه ساله امام می‌شود و مشروع است زیرا انتخاب خداست و زیرا اینان به تعبیر خودشان، لا یقاس بنا احد هستند. پس باید فرمان‌روایی و آقایی خدا مورد پذیرش قرار بگیرد.

توحید بدون ولایت قبول نیست

امام صادق(ع) می‌فرمایند که مردم مأمور به شناخت اهل‌ بیت(ع)، رجوع به ایشان و تسلیم در برابر آن‌ها هستند. بر این اساس، اگر کسی نماز بخواند، روزه بگیرد و همواره شهادت به توحید دهد، اما قصد رجوع و تسلیم در برابر اهل‌ بیت(ع) را نداشته باشد، در حقیقت مشرک است؛ چرا که در برابر حکم الهی تسلیم نشده است. همان‌گونه که بت‌پرستان با وجود پذیرش وجود خداوند، از پذیرش اوامر الهی سر باز زدند؛ بنابراین، توحید دوم پس از توحید خالقیت، پذیرش ربوبیت و آقایی خداوند است.

این آیه، نقطه اوج آموزه‌های شیعه را در بر دارد: «إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ». از نظر قواعد ادبی زبان عرب، در این آیه تضادی به نظر می‌رسد؛ زیرا مبتدا (وَلِيُّ) مفرد است در حالی که خبر آن جمع است (اولیاء). طبق قواعد معمول، باید می‌آمد: «انما اولیاءکم...»؛ اما از آنجا که قرآن هیچ‌گونه خطایی ندارد، مفرد آوردنِ «ولی» بیانگر این حقیقت است که ولایت الهی، پیامبر و امام، همگی یک حقیقت واحد و یکی هستند.
 
همچنین امام هادی (ع) در سن هشت سالگی و در حالی که در مدینه بودند، از شهادت پدرشان آگاه شدند. هنگامی که از ایشان پرسیدند چگونه این موضوع را دریافت کردید، فرمودند: «همه ذرات عالم در برابر من خضوع کردند و متوجه شدم که اکنون بار امامت بر دوش من قرار گرفته است.

توفیق توبه برای پذیرندگان ولایت الهی

روایتی نقل شده است که شخصی نزد امام باقر (ع) حاضر شد و در حالی که نقاط ضعف شیعیان را می‌شمرد، به رفتار آنان خرده گرفت و در مقابل، از مخالفان تعریف کرد. حضرت در پاسخ فرمودند: «هیچ ملامتی برای دوستان ما نیست و مخالفان ما در پیشگاه خداوند هیچ ارزشی ندارند.» سپس ایشان با تلاوت آیاتی در مجاورت آیت‌الکرسی، فرمودند که خداوند ولیّ مؤمنان است و آنان را از تاریکی‌ها به سوی نور می‌برد؛ بدین معنا که خداوند مؤمنان را از تاریکی‌های گناه به سوی توبه سوق می‌دهد، زیرا آنان تسلیم ولایت الهی شده و ولایت امیرالمؤمنین (ع) را پذیرفته‌اند؛ لذا اگر گناهی مرتکب شوند، خداوند مسیر توبه را برای آنان گشوده است.

در مقابل، کسانی که کافر شدند، ولیّ آن‌ها طاغوت است و خداوند آنان را از نور به سوی تاریکی می‌برد. امام (ع) تبیین فرمودند که مراد از «والذین کفروا» در این آیات، مسلمانانی هستند که به ولایت مولای علی (ع) معتقد نبودند، نه یهود و نصاری؛ چرا که این گروه در ابتدا نور اسلام را داشتند اما با قرار گرفتن در ذیل خلافت‌های نخستین، از دایره ولایت خارج شدند.

در همین راستا، استاد ما می‌فرمودند که آیه مباهله از حیث اثرگذاری، برتر از غدیر است؛ زیرا در غدیر اعلان لفظی پیامبر(ص) صورت گرفت، اما در مباهله، ولایت اهل‌ بیت(ع) به‌صورت عملی و عینی نشان داده شد. خداوند هدایت را از طریق طرق گوناگون تکمیل کرد تا کسی در قیامت حجتی نیاورد. نمونه‌ای دیگر از این موضوع، آیه‌ای است که به ماجرای اهدای انگشتر از سوی حضرت امیر(ع) مرتبط است. همچنین در آیه مباهله، استفاده از ضمایر جمع نشان می‌دهد که این گروه (نساء، ابناء و انفس)، همگی متعلق به پیامبر(ص) هستند.
 
مسیحیان که افرادی هوشمند بودند، عظمت این بزرگان را تشخیص دادند و مقام حضرت فاطمه(س) و امیرالمؤمنان(ع) را شناختند؛ اما برخی افراد خبیث که نام مسلمان را یدک می‌کشیدند، نه تنها این مقام را نفهمیدند، بلکه اهل‌بیت رسول‌الله (ص) را مورد اذیت قرار دادند. نمونه‌ای از عظمت ایشان در ماجرای سوره توبه (برائت) مشهود است؛ زمانی که آیات این سوره نازل شد، قرار بود خلیفه اول آن را بخواند، اما در میانه راه مکه، وحی نازل شد که ایشان باید بازگردند و این کار باید توسط خود پیامبر یا کسی مانند ایشان (که جز علی (ع) کسی نبود) انجام شود. آیا فضیلتی بالاتر از این می‌توان یافت؟

لعن قرآن بر ظالمین

در دوران حکومت آل بویه، یکی از حکیمان دربار، مناظره‌ای میان شیخ صدوق و یکی از علمای مخالف شیعه ترتیب داد. در این گفتگو، آن عالم مخالف در مورد علت «لعن» توسط شیعیان سؤال کرد. شیخ صدوق در پاسخ اظهار کرد که این عمل، نه از روی میل شخصی، بلکه بر اساس دستور الهی و تبعیت از قرآن است.

ایشان برای اثبات این مدعا، ابتدا ماجرای سوره توبه را ذکر کردند و توضیح دادند که جبرئیل(ع) فرموده بود «رجلٌ منک» (مردی از خود تو/از خاندان تو) باید این سوره را برای مردم مکه قرائت کند. سپس این واقعه را به این مضمون پیوند زدند که هر کس تابع پیامبر (ص) باشد، در حقیقت از خودِ پیامبر است (با استناد به عبارت «فَمَنْ تَبِعَنِي فَإِنَّهُ مِنِّي»). بنابراین، وقتی قرائت سوره از آن شخص پس گرفته شد، ثابت شد که وی در حقیقت از پیامبر (ص) نبوده و در نتیجه، در زمره مخالفان ایشان قرار گرفته است.

در ادامه، شیخ صدوق با استناد به آیات قرآن، از جمله «لعنت الله علی الظالمین» و «لعنت الله علی الکافرین»، بر این نکته تأکید کردند که این آیات، حکم الهی هستند و شیعیان حتی نیم‌قدم بدون اذن خداوند برنمی‌دارند. بنابراین، ادله شیعه در اثبات حقانیت ولایت و امامت بسیار روشن و متقن است. در همین راستا، نقل شده است که سلمان(ره) می‌فرمود هرگاه نزد پیامبر (ص) می‌رفتم، ایشان بر شانه من می‌زدند و می‌فرمودند: «نجات ابدی تنها در تبعیت از این آقا (علی ع) است.» شایان ذکر است که این رشته امامت تنها منحصر به حضرت علی (ع) نبود، بلکه در ادامه مسیر نیز جاری است.

پاداش پذیرش ولایت علی(ع)

روایت شده است که حارث اعور در یکی از روزهای بسیار گرم عراق، به محضر امیرالمؤمنین(ع) رسید. هنگامی که حضرت از علت آمدن ایشان پرسیدند، وی پاسخ داد: «به خاطر محبت شما آمده‌ام.» در پاسخ، حضرت فرمودند هر کس حب و ولایت ما را صادقانه بپذیرد، در سه موقعیت به دیدار ما خواهد رسید: هنگام مرگ، در گذر از صراط و در کنار حوض کوثر.

همچنین کسی که در خانه اهل‌ بیت(ع) خدمت کند، یکپارچه نور خواهد شد و این همان ثمره غدیر است؛ چرا که شناخت غدیر، همان حقیقت هدایت است. لذا بر ماست که از فرصت عمر بهره جوییم تا هر لحظه به ایشان نزدیک‌تر شویم. ابن طاووس نقل کرده است که برای ائمه(ع)، احترام به قرآن و دستورات الهی حتی از جایگاه زن و فرزندانشان نیز برتر بود؛ به همین سبب، امام حسین(ع) فرزندان خود را در راه دین فدا کردند. بنابراین، نباید نسبت به آنچه اهل‌ بیت(ع) برای آن جان دادند، بی‌احترامی کنیم. کسی که مرتکب گناهانی چون ربا شود و در خطا بماند، در حقیقت به چیزی ارزشمندتر از فرزندان اباعبدالله(ع) بی‌احترامی کرده است و در چنین حالتی نمی‌تواند ادعای دوست‌داری و محبت به ایشان را داشته باشد.

از سوی دیگر، امام صادق(ع) تأکید فرمودند که ما ریشه تمام خیرات و یکی از شعب توحید هستیم و خداشناسی حقیقی، همان است که ما معرفی می‌کنیم. ایشان فرمودند که ریشه هر شری، دشمنان ما هستند و کسی که خود را از اهل‌بیت بداند اما آلوده به گناهان باشد، دروغ می‌گوید. همچنین حضرت هشدار دادند که اگر دوستان ما توبه نکنند، دوران برزخ طولانی خواهند داشت و شفاعت ما به آنان نمی‌رسد مگر پس از گذشت سیصد هزار سال عذاب.
انتهای پیام
خبرنگار:
علی فرج زاده
دبیر:
سلما آرام
captcha