به گزارش ایکنا، محمد محمدرضایی؛ استاد فلسفه دانشگاه تهران و نظریهپرداز علوم انسانی، شامگاه 13 تیرماه در نشست علمی «دیدگاه رهبر شهید انقلاب درباره فلسفه و علوم عقلی» به ایراد سخن پرداخت. متن سخنان وی به شرح زیر است:
برخی بر این باورند که چون خاستگاه فلسفه یونان بوده است، پس ذاتاً با اسلام و وحی در تضاد است. اما حضرت علامه آیتالله سبحانی معتقدند سابقه این تفکر — یعنی ناسازگار نشان دادن معلومات عقلانی و وحیانی — به دوران حکومت بنیامیه بازمیگردد. امویان برای تثبیت حکومت خود و جلوگیری از هرگونه پرسش درباره شایستگی و لیاقتشان، جریان «جبرگرایی» را ترویج کردند تا القا کنند که حاکمیت آنان قضا و قدر الهی است و مردم باید بدون اعتراض و قیام، این وضعیت را بپذیرند.
معاویه برای (مشروعیت بخشیدن) به حکومت یزید، تلاش کرد مبانی عقلانی و دینی برای این امر بتراشد؛ لذا جبرگرایی را ترویج کرد و مدعی شد که تمامی اعمال بندگان، از جمله حکومت او، بر اساس اراده الهی صورت میگیرد. برای نمونه، هنگامی که عایشه از معاویه درباره تحمیل خلافت یزید بر مردم سؤال کرد، او در پاسخ استدلال کرد که این امر قضا و قدر الهی است و بندگان در برابر خواست خدا اختیاری ندارند.
البته این تفسیری ناروا از مفهوم قضا، قدر و اراده الهی است؛ زیرا قضا و قدر از طریق اختیار انسان مقدر میشود. اگر انسان مختار نباشد، مفهوم مسئولیت نیز معنا نخواهد داشت و در این صورت، هدف از آفریدن بهشت و دوزخ و همچنین ارسال پیامبران و انزال کتب آسمانی برای هدایت انسانها به مسیر سعادت، زیر سؤال میرود. اگر واقعاً جبر حاکم بود، حضور پیامبران و نزول قرآن چه توجیهی داشت؟
معاویه تلاش کرد تا حد امکان، عقلانیت را از دینداری دور کند. این رویکرد در مسیحیت تحریفشده نیز دیده میشود؛ جایی که مفاهیمی چون عشاء ربانی، گناه ذاتی، تجسد و مصلوب شدن حضرت عیسی(ع) مطرح شد تا ایمان صرفاً بر پایه پذیرش باشد، نه تعقل. تا جایی که یکی از پدران کلیسا، «آکادمی» را نماد تعقل و فلسفه و «اورشلیم» را نماد دین دانست و مدعی شد ربطی میان این دو نیست، یا اینکه باید مراقب بود تا فلسفه و مکر باطل، انسان را از دین بربایند (البته تأکید میشود که خودِ مسیحیتِ حضرت عیسی(ع) تحریف نشده است).
در مقابل، قرآن و دین همواره بر تعقل تأکید دارند و ما را میخوانند تا دین را با اندیشیدن بپذیریم. در روایات آمده است که «حکمت، گمشده مؤمن است و هر کجا آن را یافت باید برگیرد». همچنین پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «علم را طلب کنید هرچند در چین باشد». قرآن کریم نه تنها از عقلانیت تمجید کرده، بلکه آن را راهی برای پی بردن به خدا میداند؛ چنانکه در آیات شریفه اشاره شده که آیات الهی در آفاق و انفس قرار داده شدهاند تا انسان از طریق آنها به وجود خدا پی ببرد. امام علی(ع) نیز در تعجب از کسانی بودند که با وجود مشاهده نظم عالم و مخلوقات، در وجود خدا شک میکنند؛ چرا که خلقت و آفرینش، خود گواه خداست و اگر خدایی جز او بود، جهان دچار هرجومرج میشد.
امیرالمؤمنین(ع) فرمودند: «هرچه غیر از خداست، معلول است و هر غنی غیر از او، ضعیف است». ما از طریق عقل به خدا، وحی و معجزه پی میبریم. آیا ممکن است انسانی عقل خود را کنار بگذارد؟ امام رضا(ع) فرمودند با عقل است که بندگان، خالق خود را میشناسند. همچنین در قرآن کریم آمده است: «لا تقف ما لیس لک به علم» (بر آنچه به آن علم نداری، گواه مگیر).
باید دانست که قرآن برای تعقل نازل شده است؛ حتی ذکر زبان عربی آن نیز برای این است که مردم در آن تعقل کنند. از این رو، بدترین جنبندگان نزد خدا کسانی هستند که تعقل نمیکنند و اهل جهنم در حسرت آناند که: «اگر میشنیدیم یا تعقل میکردیم، در میان اصحاب سعیر نبودیم». به همین دلیل است که «ساعتی تفکر، از هفتاد سال عبادت برتر است» و در روایات آمده است هر کس عاقل باشد، دین دارد و هر کس دین داشته باشد، به بهشت میرود.
با این مقدمه، به دیدگاه امام خمینی(ره) — مشعلدار جوامع بشری در دوره معاصر — میپردازیم. ایشان معتقدند فلسفه، «فقه اکبر» و مبنای تمامی معارف دینی در ذهن و عمل است. خواجه نصیر نیز اشاره کرده است که بدون مباحث عقلی، نمیتوان در ابعاد نظری و عملی، خدا و دین را ثابت کرد؛ چرا که استدلال به خدا، پیامبر و معجزه، همگی بر محور عقلانیت استوار است. رهبر شهید فرمودند پایه علم، فلسفه است و بدون فلسفه، علم شکل نمیگیرد؛ زیرا دانشمندان بر مبنای قواعد عقلی و فلسفی فعالیت میکنند.
برای مثال، «قانون علیت» یک قانون عقلی است و اینکه طبیعت تصادفی نیست و یکنواخت عمل میکند، خود مبتنی بر قواعد فلسفی است. برخلاف کسانی که میگویند فلسفه اسلامی ما را از خدا دور میکند، امام(ره) فلسفه را «نردبان قرب الهی» میدانستند. همین فلسفه بود که ملاصدرا را به کمال رساند تا با بیاعتنایی به زخارف دنیا و در مسیر حقیقت، حتی هشت سفر پیاده به حج برود. فلسفه الهی، برخلاف فلسفه مادی، انسان را به خدا نزدیک میکند
ملاصدرا برای حل مشکلات علمی خود، حتی با پای پیاده از «کهک» به قم میآمد تا به زیارت حضرت معصومه(س) نائل شود و در فضای معنوی آن مکان به جستوجوی حقیقت بپردازد.
جایگاه علوم عقلی از دیدگاه رهبر شهید
رهبر عزیز ما معتقد بودند که علوم عقلی، بستر و زمینهای را فراهم میکند تا بتوانیم به شبهات موجود در حوزه دینپژوهی، تفکرات فلسفی، دینشناسی و کلام پاسخ دهیم. در عصر حاضر، با ظهور جریاناتی چون سکولاریسم، لیبرالیسم و الحاد مدرن، اشراف بر مباحث عقلی یک ضرورت است؛ چرا که بدون تسلط بر این مبانی، نمیتوان در برابر این تفکرات ایستاد و بطلان آنها را به اثبات رساند.
ایشان تأکید داشتند همانگونه که در حوزه فقه نیازمند اجتهاد و نوآوری هستیم، در حوزه فلسفه نیز باید چنین کنیم و مسائل نوپدید عقلی و فلسفی را مورد اجتهاد قرار دهیم. از دیدگاه امام شهید، نباید میان فلسفه و کلام تفاوتی قائل شد؛ چنانکه ایشان کتاب «تجوید الاعتقاد» خواجه نصیرالدین طوسی را یکی از مهمترین آثار کلامی میدانستند. در واقع، فلسفه با کلام و الهیات چنان ممزوج شده است که غایت هر دو، اثبات خداوند و تبیین صفات و افعال الهی است و در این راستا قرابت بسیاری با یکدیگر دارند.
ما در مواجهه با مادیگرایان، سوفسطاییان، ایدهآلیستها و ملحدان، باید از مبانی اولیه و استدلالی آغاز کنیم. برای اثبات خدا و دین، ابتدا باید از طریق مباحث عقلی به اثبات برسیم و سپس آموزههای دین را بهگونهای تفسیر کنیم که با عقلانیت سازگار باشد. لذا ترویج تفکر عقلی در تمامی حوزهها ضروری است. معظمله حتی بر ضرورت تدوین ادبیاتی مناسب برای آموزش فلسفه به کودکان تأکید داشتند تا ذهن آنان از کودکی فلسفی شود و با پرسشگری، در برابر جریانات فکری انحرافی که هدفشان سلب دین و استقلال از انسان است، مصون بمانند.
توصیههای فلسفی رهبر شهید به حوزه و دانشگاه
امام شهید معتقد بودند که حوزه، دانشگاه و مراکز علمی صالحه باید به این مسائل بپردازند؛ زیرا اگر خدایناکرم افراد ناصالح متولی این امور شوند، مشکلات فکری جامعه شدت خواهد یافت. از نظر بنده، مطالعه فلسفه غرب باید به گونهای باشد که هم تفکر آنان عرضه شود و هم مورد نقد قرار گیرد؛ اما متأسفانه امروزه در فضای دانشگاهی، به نقد مکاتب فلسفی (بهویژه مکاتب غربی) توجه کافی نمیشود.
برای تغییر این وضعیت، باید مجلات، انجمنها و «کافههای فلسفی» ایجاد شود تا بستری برای تبادل نظر و انتقال تجربیات اندیشمندان به جامعه فراهم گردد. بنده سالها پیش کتابی از «جان هاسبرز» را ترجمه کردم با این هدف که این اثر در اختیار علما قرار گیرد و پاسخهای ما به زبان انگلیسی منتشر شود. هنگامی که این ترجمه را به پیشگاه مقام معظم رهبری بردم، ایشان با استقبال و تشویق بسیار، فرمودند که انشاءالله این دست اقدامات به صورت جمعی و نهادی سازمانیافته انجام شود. ایشان همواره از آزاداندیشی و تفکرات فلسفی عمیق استقبال میکردند.
در نهایت، جبهه استکبار، امام ما را شهید کردند؛ اما ما باید با تکیه بر تفکر و اندیشه صحیح، راه ایشان را ادامه داده و استقلال کشور را تأمین کنیم تا بتوانیم در برابر این متجاوزان و وحشیهای انساننما مقابله کنیم. این جریانها سعی دارند جوانان عزیز ما را فریب دهند، اما رهبر ما هشدار دادند که به ظاهر، لباس و کراوات آنان نگاه نکنید؛ زیرا اینها کسانی هستند که از حیوانات وحشی درندهترند و برای رسیدن به منافعشان، میلیونها انسان را قربانی کرده و هر جنایتی را روا میدارند.
امروز امام شهید ما، پرچمدار عزت، استقلال و هویت اسلامی برای تمامی کشورهای مسلمان بودند و انشاءالله آیتالله سید مجتبی خامنهای این راه نورانی را ادامه خواهند داد و با صلابت و استوارتر، این مسیر را تداوم بخشند.
انتهای پیام