دانیال بصیر مدرس و پژوهشگر تاریخ اسلام طی یادداشتی که در اختیار ایکنای قم قرار داد، نوشت: در میان آثار مقتلنگاری، کتاب «لهوف» از مهمترین و مشهورترین منابع بهشمار میآید که بیش از سایر مقاتل مورد توجه و استفاده قرار گرفته است. این اثر از سیدرضیالدین علی بن موسی بن جعفر، معروف به ابن طاووس یا سید ابن طاووس، ابوالقاسم، است.
وی از عالمان برجسته امامیه محسوب میشود و به سبب زهد، تقوا و مراتب معنوی، شهرت فراوانی در منابع تراجم و تاریخ دارد. او در سال ۶۶۴ هجری قمری، اندکی پس از سقوط بغداد به دست مغولان، وفات یافته است. اگرچه اصل انتساب وی به حله است، اما در بغداد اقامت داشته و به نجف و دیگر شهرهای علمی نیز رفتوآمد میکرده است.
نسب وی از طریق جد پنجمش به طاووس، به این عنوان مشهور شده است. همچنین نسب او از سوی پدر با واسطههای متعدد به حسن مثنّی، فرزند امام حسن مجتبی(ع)، و از سوی مادر به شیخ طوسی منتهی میشود. سید ابن طاووس نسبت به شیخ طوسی اهتمام و ارادت ویژهای داشته است.
کتاب «لهوف» تنها اثر مستقل وی در حوزه مقتل امام حسین(ع) است. این کتاب، هرچند یک تاریخ جامع و تفصیلی از نهضت عاشورا محسوب نمیشود، اما مشتمل بر گزیدهای از گزارشهای مرتبط با مقتل است که از دیدگاه مؤلف، برای مجالس عزاداری مناسب بودهاند.
عنوان کامل کتاب «الملهوف علی قتلی الطفوف» است. واژه «ملهوف» به معنای شخص اندوهگین و گرفتار حزن و اندوه است. مؤلف در مقدمه کتاب تصریح میکند که هدف وی فراهم آوردن متنی مناسب برای زائران عتبات بوده است تا در هنگام زیارت، منبعی برای ذکر مصیبت و گریه بر امام حسین(ع) در اختیار داشته باشند؛ همانگونه که در کتاب «مصباح الزائر» به بیان ادعیه پرداخته است.
درباره نسبت میان «لهوف» و «مثیر الأحزان» اختلاف نظر وجود دارد. برخی قائل به تأثیر مستقیم یکی بر دیگری هستند، اما به نظر میرسد هر دو اثر از منابع مشترکی بهره بردهاند که امروز در دسترس نیست؛ زیرا با وجود شباهتهای فراوان، تفاوتهای محتوایی قابل توجهی میان آنها مشاهده میشود.
کتاب «لهوف» تأثیر قابل توجهی بر آثار پس از خود گذاشته است. از نخستین آثاری که بهصورت گسترده از آن بهره بردهاند، کتاب «تسلیة المجالس» اثر محمد بن ابیطالب در قرن دهم و دوره صفویه است. پس از آن، علامه مجلسی نیز در آثار خود بهطور گسترده از آن استفاده کرده است. رواج و گسترش استفاده از این کتاب عمدتاً در دوره صفویه مشاهده میشود.
سید ابن طاووس قائل به نوعی تفسیر خاص از شهادت امام حسین(ع) است و آن را در چارچوب اراده الهی تحلیل میکند. در همین راستا، در این کتاب گزارشهای متعددی از پیشگویی شهادت امام حسین(ع) نقل شده است.
از جمله این گزارشها، عبارت «إنَّ الله شاء أن یراک قتیلاً» است که شهرت آن تا حد زیادی از طریق این کتاب تثبیت شده است. همچنین عبارت «وإنَّ الله شاء أن یراهُنَّ سبایا» نیز در همین اثر نقل شده و در منابع دیگر کمتر دیده میشود. مؤلف در برخی موارد منابع خود را ذکر کرده، اما در بسیاری از موارد، نقلها را بهصورت کلی و با تعبیر «قال» یا «قال الراوی» ارائه میدهد.
روش ابن طاووس در این کتاب، تلفیقی و ترکیبی است؛ بهگونهای که گزارشهای مختلف را از منابع گوناگون گردآوری و در یک روایت واحد ترکیب کرده است. بهطور نمونه، در گزارش پیوستن حر به امام حسین(ع)، از روایات ابومخنف و ابن اعثم بهره برده و آنها را در هم آمیخته است. همچنین در گزارش شهادت وهب نیز از چند منبع مختلف استفاده کرده است.
در موضوع مناشده امام حسین(ع)، وی از «امالی» شیخ صدوق نیز استفاده کرده و روایت را با گزارشهای دیگر تلفیق کرده است.
ویژگی برجسته دیگر این اثر، غلبه جنبه عاطفی بر ساختار تاریخی آن است. هدف اصلی مؤلف، نگارش اثری مناسب برای مجالس عزاداری بوده است، نه تدوین تاریخ دقیق و تقویمی. از اینرو، نثر کتاب در بسیاری از موارد دارای ویژگیهای ادبی و در برخی موارد مسجع است.
برای نمونه، در گزارش مربوط به عمر بن قرضه انصاری، عباراتی ادیبانه و مسجع بهکار رفته که نشاندهنده سبک ادبی مؤلف است. این امر بیانگر آن است که هدف کتاب، تأثیرگذاری عاطفی بوده نه صرف تاریخنگاری.
همچنین شعر «یا دهر أفٍّ لک من خلیل» با اختلاف زمانی نسبت به منابعی مانند ابومخنف نقل شده است. در منابع معتبر، این واقعه مربوط به شب عاشورا دانسته شده، در حالیکه در «لهوف» در زمان ورود به کربلا ذکر شده است.
نمونههای دیگری همچون گزارش اعزام قیس بن مسهر، توبه حر، و مسئله بازگشت اسرا نیز نشاندهنده اختلافات زمانی میان «لهوف» و منابع معتبر تاریخی است. همچنین خود سید ابن طاووس در آثار متأخرتر خود، مانند کتاب «اقبال»، در برخی از این نقلها بازنگری کرده است.
با وجود این نکات، «لهوف» همچنان از آثار بسیار مهم و تأثیرگذار در سنت مقتلنگاری و ادبیات عاشورایی بهشمار میآید و در سنت منبر و روضهخوانی جایگاه ویژهای دارد.
وقتی گفته میشود لهوف آخرین منبع معتبر است، مقصود این است که این کتاب مجموعهای از گزارشهای ارزشمند را برای ما حفظ کرده است. هرچند ممکن است از نظر علمی و فنی نقدهایی بر آن وارد باشد، اما در مقایسه با مقاتل متأخر، از اعتبار بالاتری برخوردار است.
این کتاب گرچه فضای مقتلخوانی دارد، اما بسیاری از نقلهایی را حفظ کرده که یا در منابع پیشین آمده یا از منابعی گرفته شده که امروز در دسترس عموم نیست.
در عین حال، برای پژوهشهای تخصصی، محقق باید به نقد سندی، منبعشناسی و بررسیهای علمی مراجعه کند؛ اما برای استفاده عمومی، «لهوف» جایگاه ویژهای دارد.
از جمله مواردی که در این کتاب آمده، ماجرای محمد بن بشیر حضرمی است که در منابعی مانند کتاب ابن سعد و «مقاتل الطالبیین» ابوالفرج نقل شده است. در این گزارش آمده که فرزند او اسیر شده بود و امام حسین(ع) به او فرمودند بماند و برای آزادی فرزندش نیز امکاناتی به او عطا کردند. این مطلب در ابومخنف نیامده، اما در منابع کهن ذکر شده و «لهوف» نیز آن را از همان منابع نقل کرده است.
نمونه دیگر، ماجرای پیوستن 30 نفر از سپاه ابن سعد به یاران امام حسین(ع) در شب عاشوراست که در کتاب «العقد الفرید» نیز آمده است. هرچند این کتاب اساساً اثر ادبی است، اما مشتمل بر گزارشهای تاریخی نیز است و همین نقل در «لهوف» نیز آمده است.
همچنین خطبه معروف «هیهات منا الذلة» که در طبری، ابن اعثم و حتی شیخ مفید نیامده، اما «لهوف» آن را حفظ کرده است.
همچنین درباره حضرت علیاکبر(ع)، مسئله تشنگی و نیز شعر «أحق الناس أن یبکی علیه» درباره حضرت ابوالفضلالعباس(ع)، از جمله نقلهای مهم این کتاب است.
این شعر در کتاب «شرح الأخبار» و نیز «مقاتل الطالبیین» آمده و احتمال دارد سید بن طاووس آن را از همان منبع اخذ کرده باشد.
باید توجه داشت که «لهوف» صرفاً یک کتاب تاریخی محض نیست، بلکه اثری در حوزه مقتلنگاری است که ساختار آن بر سه بخش: ۱- پیش از جنگ و مقدمات حرکت امام حسین(ع)، ۲- وقایع جنگ و روز عاشورا و ۳- حوادث پس از شهادت و وقایع بعد از عاشورا استوار است.
یکی از نقلهای مهم «لهوف» درباره بازگشت اسیران و ملاقات با جابر مطرح شد. این گزارش در کنار نقلهای ابوریحان بیرونی و برخی منابع دیگر، منشأ بحثهای تاریخی درباره اربعین شده است.
در مقابل، دیدگاه شیخ مفید و شیخ طوسی بازگشت مستقیم اسیران به مدینه را مطرح میکند. محدث نوری و شیخ عباس قمی نیز همین نظر را پذیرفتهاند.
در مقابل، مرحوم قاضی طباطبایی در کتاب «تحقیق در اول اربعین سیدالشهدا» به تفصیل این مسئله را بررسی و از امکان تاریخی آن دفاع کرده است.
انتهای پیام