سوگواره دانشجویی «طنین آزادگی» که به همت معاونت ترویج و توسعه سازمان قرآنی دانشجویان جهاددانشگاهی برگزار میشود از شنبه، ۲۷ تیرماه آغاز به کار کرده و با هدف ترویج معارف عاشورایی، تبیین مفاهیم قرآنی و تقویت بصیرت دینی در میان دانشجویان، مجموعهای از برنامههای علمی، فرهنگی و هنری را ارائه خواهد کرد. از جمله اهداف این رویداد میتوان به تبیین الگوی عملی توبه و بازگشت به حق از زندگی حُر بن یزید ریاحی، ارتباط مفاهیم قرآنی با تصمیمگیری اخلاقی در شرایط بحرانی و تقویت بصیرت دینی در مواجهه با آزمونهای زندگی مدرن اشاره کرد.
سوگواره «طنین آزادگی» در بخشهای مختلفی برگزار میشود که یکی از این بخشها سخنرانیهای کوتاه سجاد مهدیزاده، عضو هیئتعلمی دانشگاه امام صادق (ع) با موضوع «درسهای اخلاقی از زندگی حُر بن یزید ریاحی» است. در ادامه قسمت ششم این گفتارها را با هم میبینیم و میخوانیم.
در جلسات گذشته درباره جناب حر سخن گفتیم؛ شخصیتی که تصمیم گرفت مسیر زندگی خود را تغییر دهد. او در واپسین لحظات در وقت اضافه زندگی و در آخرین ساعات عمر خود تصمیمی بسیار بزرگ و سرنوشتساز گرفت؛ تصمیمی که در تاریخ جاودانه شد.
در جلسه قبلی عرض شد که این تغییر دو شرط اساسی دارد. نخست آنکه انسان متوجه خطاها و اتفاقاتی که در حال وقوع است بشود و نسبت به آنها تصمیمی عاقلانه اتخاذ کند. دوم آنکه بتواند خوبیهای درون خود را حفظ کند. همین خوبیهای انسان است که زمینه نجات او را فراهم میکند؛ بنابراین هیچگاه نباید ناامید شد.
جناب حر نیز ویژگیهای ارزشمندی داشت. اهل نماز بود، شجاعت داشت و از فضایل اخلاقی بهرهمند بود، اما آنچه در تاریخ بیش از همه مشهور شده و به نظر میرسد نقش بسیار مهمی در نجات او داشته، ادب اوست.
اگر صحنه عاشورا و کربلا را مرور کنیم، درمییابیم که این میدان صحنه تقابل ادب و بیادبی بود. یکی از مصیبتهای سنگین حضرت اباعبدالله الحسین (ع) که کمتر به آن پرداخته شده، بیاحترامیها، هلهلهها، تمسخرها، فحاشیها و ناسزاهایی است که سپاه دشمن نسبت به آن حضرت روا داشت.
در چنین فضایی که سرشار از بیاحترامی و بیادبی بود، جناب حر جایگاه ویژهای داشت. او فردی عادی نبود، بلکه از فرماندهان نظامی کوفه به شمار میرفت. کوفه نیز اساسا شهری نظامی بود و در چنین شهری قرار گرفتن در زمره فرماندهان نشاندهنده شجاعت، اقتدار و جایگاه اجتماعی بالاست. اینکه انسانی با چنین موقعیت و اقتداری در گفتوگو با طرف مقابل با سخنی تند مواجه شود، اما حرمت را حفظ کند، نشانه ادب و بزرگواری اوست.
آنچه در تاریخ نقل شده این است که هنگامی که گفتوگوی میان جناب حر و حضرت اباعبدالله الحسین (ع) به اوج خود رسید، امام فرمودند: «مادرت به عزایت بنشیند» یعنی روزی خواهد رسید که کشته خواهی شد و مادرت بر تو عزادار خواهد شد. این سخن در آن فضای گفتوگو خطاب تندی به جناب حر بود.
حر تصمیم گرفت پاسخی بدهد، اما بلافاصله خود را کنترل کرد و گفت: «من مادر شما را میشناسم و هرگز این جایگاه را برای خود قائل نیستم که نسبت به ایشان بیاحترامی کنم». همین ادب همان نقطه روشن قلب او را زنده کرد و تلنگری به وجدانش زد؛ تلنگری که به او فهماند با چه کسی روبهرو است؛ با نوه پیامبر اکرم (ص) و فرزند دختر رسول خدا (ص).
این ادب بسیار ارزشمند است و یکی از گمشدههای زندگی امروز ما نیز به شمار میآید؛ موضوعی که لازم است بیش از پیش به سوی آن حرکت کنیم.
البته درباره ادب تعابیر مختلفی وجود دارد. گاهی تصور میشود که ادب تنها در نوع نشستن یا بهکار بردن برخی الفاظ خاص خلاصه میشود، اما تعبیری که در روایات اسلامی مورد تأکید فراوان قرار گرفته، این است که ادب یعنی انسان حد و جایگاه خود را بشناسد.
بسیاری از خطاهای تاریخی، بسیاری از مشکلات خانوادگی و بسیاری از آسیبهای زندگی روزمره از آنجا ناشی میشود که انسانها خود را بهدرستی نمیشناسند و حدود خود را رعایت نمیکنند. در طول تاریخ، اتفاقات تلخ فراوانی رخ داده است، تنها به این دلیل که افراد از مرزهای خود عبور کردهاند.
حتی پدیده اسراف نیز که معمولا آن را تنها در مسائل مالی، خوراک و مصرف میشناسیم، در حقیقت به معنای عبور از حد و مرز است. در قرآن کریم نیز بسیاری از گناهان حتی گناهانی که جنبه اخلاقی دارند، با تعبیر «اسراف» معرفی شدهاند؛ زیرا در همه آنها انسان از حد خود تجاوز کرده است.
بنابراین، آنچه از ادب میآموزیم، همان حد نگه داشتن است. بسیار مهم است که انسان حریم و جایگاه خود را بشناسد. انسان باادب هم برای خود احترام و حرمت قائل است و هم برای دیگران.
در روایتی آمده است که از کسی که برایش تفاوتی ندارد مردم درباره او چه میگویند و چگونه درباره او سخن میگویند، بترسید. انسانهایی که هیچ حریمی برای خود قائل نیستند و برایشان اهمیتی ندارد چگونه با آنان رفتار میشود، در حقیقت حرمت نفس ندارند و به همین دلیل، برای دیگران نیز حرمتی قائل نخواهند بود. چنین افرادی، انسانهای خطرناکی هستند.
از همین رو، در معارف دینی فحاشی و بدزبانی بهشدت نهی شده است. متأسفانه این رفتار امروز در کوچه و خیابان، در روابط دوستانه و حتی در روابط خانوادگی و زناشویی نیز مشاهده میشود. بخشی از ادب، در شیوه سخن گفتن و روابط کلامی انسان جلوه میکند و این مسئله از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است.
شایسته است که ادب جناب حر را الگوی خود قرار دهیم. البته بسیاری از صفات نیک میتوانند زمینه نجات انسان را فراهم کنند، اما در معارف دینی، ادب بر بسیاری از فضایل و کرامتهای اخلاقی برتری داده شده است. در روایتی آمده است که بهترین میراثی که یک پدر میتواند برای فرزند خود به جا بگذارد، ادب است.
هنگامی که به روایات مراجعه میکنیم، تأکید فراوانی بر این موضوع مشاهده میشود؛ تأکیدی بر رعایت حدود و حفظ حریمها.
انشاءالله خداوند توفیق دهد که در زندگی حد و جایگاه خود را بشناسیم، حریم خود را حفظ کنیم، برای اطرافیان خود نیز حرمت و جایگاه قائل باشیم و همواره مراقب رفتار خود و دیگران باشیم. انشاءالله.
انتهای پیام