به گزارش ایکنا از خراسان رضوی و به نقل از پایگاه اطلاعرسانی امام جمعه مشهد، آیتالله سید احمد علمالهدی، نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی، در هفدهمین شب ماه صفر و در یکصد و پنجاهوچهارمین اجتماع خیابانی مردم انقلابی و بصیر منطقه پیروزی مشهد با موضوع «خونخواهی تا ظهور»، با اشاره به فلسفه بزرگداشت اربعین حسینی، اظهار کرد: در این شبهای مقارن با اربعین سیدالشهدا(ع)، دلهای شما برادران و خواهران سرشار از عشق و محبت حضرت اباعبدالله الحسین(ع) است و امروز قلبهای بسیاری نیز متوجه عزیزانی است که در مسیر پیادهروی اربعین، با پای پیاده عازم کربلای معلی هستند. خداوند متعال این توفیق را نصیب همه شما عزیزان کند که در سالهای آینده نیز در این مسیر نورانی حضور پیدا کنید.
وی با طرح این پرسش که چرا اربعین حسینی هر سال با این عظمت گرامی داشته میشود، افزود: معمولاً وقتی فردی به شهادت میرسد، چهلم نخست او را گرامی میدارند و پس از آن، در سالهای بعد تنها سالگرد شهادتش مورد تکریم قرار میگیرد و دیگر مراسمی با عنوان سالگرد اربعین برگزار نمیشود؛ اما درباره سیدالشهدا(ع)، ائمه معصومین(ع) به ما دستور دادهاند که هر سال در اربعین، زیارت مخصوص آن حضرت را بخوانیم و کسانی که توانایی دارند، خود را در این روز به زیارت آن حضرت برسانند.
وی ادامه داد: حتی در ایام عاشورا نیز چنین سنتی برای پیادهروی به سمت کربلا وجود ندارد، اما درباره اربعین، پیادهروی به زیارت حضرت اباعبدالله الحسین(ع) مورد تأکید قرار گرفته و به یک سنت بزرگ تبدیل شده است. این پرسش مطرح میشود که علت این همه اهتمام به سالگرد اربعین چیست و چرا هر سال باید این مناسبت با چنین شکوهی برگزار شود؟
وی تصریح کرد: اربعین نخست، زمانی بود که اهلبیت(ع) پس از پایان دوران اسارت به کربلا بازگشتند و مراسم اربعین را در کنار قبور مطهر شهدا برگزار کردند؛ اما اینکه بیش از هزار و سیصد سال از آن واقعه گذشته و همچنان اربعین با این عظمت گرامی داشته میشود، به این دلیل است که اربعین، پایان اسارت اهلبیت(ع) و نماد فصل دوم نهضت عاشوراست.
آیتالله علمالهدی با بیان اینکه نهضت کربلا دارای دو بخش «شهادت» و «اسارت» است، خاطرنشان کرد: بخش نخست، شهادت بود؛ حادثهای که در ظاهر، نبردی نابرابر میان حدود یکصد و بیست هزار نفر و حدود یکصد و بیست نفر بود. البته همین جمع اندک، چنان مقاومتی از خود نشان دادند که نبردی که میتوانست با یک حمله پایان یابد، یک روز کامل ادامه پیدا کرد و آنان پیش از شهادت، تلفات سنگینی بر دشمن وارد کردند.
وی افزود: اما آنچه این شهادت را به یک انقلاب جاودانه تبدیل کرد، اسارت اهلبیت(ع) بود. اگر تنها حادثه کربلا رخ داده بود، شاید در تاریخ به عنوان یک نبرد ثبت میشد؛ اما اسارت اهلبیت(ع)، این حادثه را به یک انقلاب بزرگ تبدیل کرد؛ انقلابی که در طول بیش از هزار و سیصد سال، منشأ شکلگیری انقلابهای فراوانی شد و انقلاب اسلامی ایران نیز از دل همین نهضت عاشورا و کربلا پدید آمد.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی ادامه داد: ائمه معصومین(ع) خواستهاند با بزرگداشت اربعین، مردم متوجه فصل اسارت شوند؛ فصلی که شهادت را به یک انقلاب ماندگار تبدیل کرد. باید ببینیم در این بخش چه ویژگیای وجود دارد که این همه بر زنده نگه داشتن آن تأکید شده است.
وی در ادامه با نقل ماجرایی از دوران اسارت اهلبیت(ع) گفت: هنگامی که کاروان اسرا را به شام آوردند، یزید روزی را تعیین کرد تا فرماندهان لشکر عمر سعد حاضر شوند، گزارش عملکرد خود را ارائه کنند و جایزه بگیرند. یکی از فرماندهان وارد شد، اما چنان روحیه خود را از دست داده بود که حتی توان سخن گفتن نداشت.
آیتالله علمالهدی افزود: یزید از او پرسید: «اگر از من میپرسیدند قویترین فرمانده این جنگ چه کسی بود، تو را معرفی میکردم؛ چه شده که اینگونه روحیه خود را از دست دادهای؟» آن فرمانده پاسخ داد: «این هشتاد و چهار زن و کودک، روحیه را از من گرفتند.»
وی ادامه داد: او توضیح داد که پس از شهادت امام حسین(ع)، غارت اموال و اسارت اهلبیت(ع)، عمر سعد به آنان دستور داده بود که این اسرا را همچون سایر اسیران جنگی تقسیم نکنند؛ زیرا آنان فرزندان پیامبر اکرم(ص) هستند و برای اسارت آنان اهداف ویژهای در نظر گرفته شده است.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی اظهار کرد: به گفته آن فرمانده، هدف نخست این بود که اهلبیت آنقدر تحقیر و آزار ببینند که نسبت خود را با پیامبر اکرم(ص) فراموش کنند. هدف دوم این بود که با تحقیر آنان، جایگاه رسول خدا(ص) در نگاه مردم تضعیف شود و بنیامیه جای آن را بگیرد. هدف سوم نیز این بود که با شکنجه و سختگیری بر اهلبیت، دیگران عبرت بگیرند و هیچکس جرأت قیام در برابر حکومت یزید را نداشته باشد.
وی افزود: بر همین اساس، آنان را گرسنه و تشنه نگه میداشتند تا ناچار به التماس شوند، بر شتران بیجهاز سوار میکردند و برای آنکه کودکان از روی شتر سقوط نکنند، پاهای آنان را به چوبهای روی کوهان شتر میبستند.
آیتالله علمالهدی ادامه داد: آن فرمانده اعتراف کرد که با وجود همه این فشارها، در تمام مسیر حتی یک بار هم از هیچیک از اسرا درخواست آب یا غذا نشنیدیم. آنان تشنگی و گرسنگی را تحمل کردند، اما هرگز دست نیاز به سوی دشمن دراز نکردند. هرچه بیشتر آنان را تحت فشار قرار میدادیم، مقاومتشان بیشتر میشد.
وی تصریح کرد: حتی هنگامی که آنان را با تازیانه میزدند، کوچکترین التماسی برای توقف این شکنجهها نمیکردند. تنها کاری که بزرگترها انجام میدادند، این بود که خود را سپر کودکان میکردند تا ضربات شلاق کمتر به آنان برسد. همین مقاومت، روحیه ما را درهم شکست.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی خاطرنشان کرد: ائمه معصومین(ع) به ما دستور دادهاند که اربعین امام حسین(ع) را گرامی بداریم تا این مقاومت را فراموش نکنیم؛ مقاومتی که دشمن را تحقیر کرد، آبروی او را برد و موجب شد پس از قرنها، مردم همچنان بنیامیه را مورد لعن قرار دهند.
وی تأکید کرد: ما که خود را پیرو مکتب سیدالشهدا(ع) میدانیم و نسبت به آن حضرت اظهار عشق و ارادت میکنیم، باید فلسفه این بزرگداشت را نیز درک کنیم. اربعین تنها یادآور یک حادثه تاریخی نیست، بلکه یادآور مقاومت، ایستادگی و استقامت اهلبیت(ع) در سختترین شرایط است و ما نیز باید به عنوان پرورشیافتگان این مکتب، در برابر دشمن با همان روحیه مقاومت و پایداری بایستیم.
آیتالله علمالهدی ادامه داد: ما نمیخواهیم بگوییم مانند امام حسین(ع) مقاومت کنید یا مانند حضرت ابوالفضلالعباس(ع) ایستادگی کنید؛ بلکه میخواهیم بگوییم از مقاومت یک کودک سهساله و چهارساله اهلبیت(ع) درس بگیرید. این کودکان را کتک میزدند، اما حتی یکبار هم نمیگفتند: «نزن».
انتهای پیام