به گزارش ایکنا، حجتالاسلام والمسلمین سیدضیاء مرتضوی؛ عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، شامگاه 20 مردادماه در سخنرانی خود در مراسم شهادت نبی اعظم و سبط گرامی ایشان امام حسن مجتبی(ع) در
مؤسسه فهیم قم به موضوع اخلاق اجتماعی پیامبر(ص) پرداخت. متن سخنان وی به شرح زیر است:
در مورد پیامبر اکرم(ص) و اخلاق حسنه ایشان آیات شریفه زیادی در قرآن وجود دارد از جمله آیه: فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ ۖ وَلَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ ۖ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ ۖ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ. همچنین آیه شریفه: وَمِنْهُمُ الَّذِينَ يُؤْذُونَ النَّبِيَّ وَيَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ ۚ قُلْ أُذُنُ خَيْرٍ لَكُمْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَيُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ وَرَحْمَةٌ لِلَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ ۚ وَالَّذِينَ يُؤْذُونَ رَسُولَ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ. مفسران گفتهاند که پیامبر(ص) خیر برای مؤمنین و اذن خیر برای آنان است.
نتیجه تمام اوصافی که قرآن برای پیامبر(ص) بیان فرموده است چه در جایی که وارد جزئیات شده و چه به صورت کلی این است که ایشان را اسوه معرفی کردهاند: لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا؛ در سوره قلم هم با تاکیدات مضاعفی آمده است: وَإِنَّكَ لَعَلَىٰ خُلُقٍ عَظِيمٍ.
خطاب آیه به پیامبر(ص) به صورت مستقیم است که ایشان را به وصف خلق عظیم ستوده است. شارح معتزلی در شرح نهجالبلاغه از عایشه نقل کرده است که وقتی از او در مورد خلق پیامبر(ص) پرسیدند او گفت: کان خلقه القرآن. البته ما نیازی به بیان این افراد در مورد پیامبر(ص) نداریم و خود قرآن به خوبی اسوگی و خلق عظیم نبی اعظم را بیان فرموده است اما باز نکته قابل توجهی است. در مجموع معتقدم بررسی شخصیت پیامبر(ص) از منظر قرآن برای محققان و پژوهشگران جای بحث و تحقیق زیادی دارد.
دیدگاه امام حسین(ع) و امام حسن(ع) در مورد پیامبر(ص)
روایتی از امام حسن(ع) به نقل از امام حسین(ع) از حضرت امیر(ع)نقل شده است که در این روایت که ناقل امام مجتبی، پرسشگر امام حسین(ع) و حضرت علی(ع) هم(که بدون تردید اعرف به هر کسی نسبت به پیامبر(ص) بودند) بیانگر اوصاف نبی گرامی هستند. امام حسین(ع) از پدرش پرسید که رفتار پیامبر(ص) در داخل خانه چگونه بود؟ حضرت فرمودند که پیامبر(ص) اوقات داخل منزل را سه بخش کرده بود؛ بخشی برای عبادت خدا، بخشی برای خودش و بخشی برای خانواده و آن بخش از وقت خودشان را هم دوباره به چند جزء تقسییم کرده بودند از جمله بخشی برای اصحاب و مراجعین خاص و عام.
پیامبر(ص) اهل علم و فضیلت و جهاد را به اندازه فضلشان مورد توجه بیشتری قرار میدادند البته نه آنقدر که مایه ترجیحات در چشم افراد شود؛ از آنان سؤال میپرسید و چیزهایی را که لازم بود به آنان گزارش میداد یعنی هم از آنان میپرسید و هم به آنان گزارش میداد و تاکید داشت که این مسائل را به اطلاع دیگران هم برسانید تا افرادی که دسترسی ندارند در جریان امور قرار بگیرند و از طرفی اخبار آنان را هم دریافت کرده و به من برسانید.
امروز کار رسانههای عمومی همین است که پیامبر(ص) تاکید فرمودند یعنی افرادی که به هر نحوی دسترسی به رهبر جامعه ندارند نیازهایشان از طریق این رسانهها بیان شود. کار رسانه ابلاغ نیازمندیهای عمومی دنیوی و اخروی مردم است.
امام حسین(ع) در مورد حال پیامبر در بیرون خانه پرسید و حضرت علی(ع) فرمود پیامبر(ص) زبان خود را نگه میداشت مگر در موارد لازم. از ویژگیهای پیامبر این بود که تالیف قلوب بین مردم داشت نه اینکه چیزی بگویند که باعث اختلاف مسلمین و یا نفرت بین آنان شود. روی خوش را از هیچ کسی دریغ نمیکرد. از خود مردم نیازهایشان را میپرسید نه اینکه صرفا به بولتنها اکتفا کند.
عادت ایشان این بو د که اگر از یک کوچه به مسجد میرفت در برگشت از کوچه دیگری به خانه میرفتند تا بتوانند از حال و احوال همه با خبر باشند همچنین عدالت را بین مردم برقرار کنند. طوری نبود که رفتار ایشان غیرقابل پیشبینی باشد و مردم نتوانند روی او حساب کنند؛ همچنین برای هر وضعیتی پیشبینی داشتند تا غافلگیری جامعه را نابود نکند.
پیامبر(ص) دوست نداشت در بالای مجلس بنشیند
پیامبر(ص) وقتی وارد مجلسی میشدند اولین جای خالی مینشست و جای اختصاصی برای خودش قائل نبود و به دیگران هم سفارش میکردند. طوری رفتار میکردند که کسی تصور نکند به پیامبر از دیگران نزدیکتر است و همه در نگاه او یکسان بودند.
در هنگام خداحافظی دستش را زودتر از دست طرف مقابل نمیکشید و اگر درخواست کسی را نمیتوانست برآورده کند با قول خوش او را راضی نگاه میداشت. اخلاق خوب او فقط با افراد طرفدار و حامیانش نبود بلکه چنان گسترده بود که شرح صدر ایشان شامل حال اکثریت جامعه بود. مجلس او مجلس صبر و امانت و اخلاق بود نه داد و بیداد و مجلسی که حرمتهای الهی زیر پا گذاشته شود یا غیبت و بدگویی شود.
نگاه انسانی و عاطفی
نقل شده است که در یکی از نمازها دو رکعت آخر را با سرعت خواندند طور ی که برای مردم سؤال شد چرا؟ وقتی نماز تمام شد از ایشان پرسیدند و ایشان فرمود که آیای صدای گریه بچه را نشنیدید؟ چون بچه گریه میکرد و ممکن بود خودش و مادرش اذیت شود من نماز را سرعت دادم. این نکته کلیدی در اخلاق ایشان است.
حضرت به زنان احترام میگذاشت و در جداگانه به مسجد داشتند و اینطور آنان را تکریم میکرد تا از گریه بچه خجالت نکشند ولی اگر ما باشیم به این مادر توصیه میکنیم که شما اگر در خانه نشسته بودی و بچهات را نگه میداشتی ثواب بیشتری میبردی. اینقدر ایشان به فکر یک بچه و مادر او بود.
قضیه بلال حبشی هم معروف است که وقتی زنان یهودی را از کنار کشتههای آنها در جنگ بدر عبور دادند این زنان شیون کردند و پیامبر(ص) به بلال نهیب زد که مگر تو رحم نداری. رحم تو دل تو نیست؟ چرا آنها را از کنار کشتههایشان عبور دادی؟ البته دیدیم بعد از 50 سال چه با خاندان اهل بیت(ع) و امام حسین(ع) کردند همین کسانی که مدعی طرفداری از پیامبر(ص) بودند.
ثواب آب دادن به حیوانات
براساس نقل مجلسی، پیامبر(ص) مشغول وضوگرفتن بودند که گربهای آمد و خودش را به پیامبر(ص) مالید و ایشان از ظرف آب که وضو میگرفت به او آب داد و بعد با باقیمانده آن وضو را ادامه داد. همچنین توصیه به رسیدگی به سگ و حیوانات را دادند که در فقه به قاعده تبدیل شده است و فقها بر این اساس، صدقه و وقف و وصیت برای غیرمسلمین را جایز دانستهاند.( «فی کل کبد رطبة اجر)
پیامبر(ص) در برخورد با اصحاب نگاه یکسانی داشتند؛ یک روز فردی به اجتماعی در منزل ایشان آمد و چون جا نبود نتوانست وارد اتاق شود؛ پیامبر(ص) در حالی که مشغول سخن بود لباسش را درآورد و به سمت این فر د که بیرون از اتاق و روی زمین نشتسته بود پرت کرد تا زیر پایش قرار دهد.
این یک الگو ارائه میدهد که در جامعه اسلامی نگاه به همه مردم در توزیع شغل و خدمات و امکانات اجتماعی یکسان باشد ولی ما متاسفانه دایره خودی و غیرخودی را گاهی خیلی توسعه میدهیم.
در روایات دیگری نقل است که بچهای را نزد پیامبر(ص) آوردند تا بر گوش او اذان بگوید و تکریم کند و بچه گاهی دامان پیامبر(ص) را نجس میکرد؛ برخی افرادی که کاسه داغتر از آش بودند معترض میشدند ولی خود پیامبر(ص) با آنان برخورد میکرد؛ کسانی که در مسئولیت بالا در جامعه هستند باید این سعه صدر را فرابگیرند.
در روایت دیگری بیان شده است که ایشان در مورد کودکی که بر لباسشان ادرار کرد فرمود با بچه کاری نداشته باشید و نگذارید ادرارش را از روی ترس قطع کند؛ اجازه میداد او به کارش ادامه دهد و تا خوشحالی را به خانواده او و این کودک برنمیگرداند بچه را رها نمیکرد. همانجا نمیگفت که آب بیاورید لباسم را بشویم و برای این خانواده دعا میکرد و بعد نام خوبی برای فرزند هم انتخاب میکرد و بعد آنان را از نزد خودش مرخص میکرد در حالی که اصلی این احساس در آنان ایجاد نمیَشد که بخواهند خجالت بکشند. در مورد امام حسن و امام حسین(ع) هم این مطلب نقل شده است.
مواجهه کریمانه پیامبر(ص) با یک کودک
اگر ما همین تعبیر«لا تزرموا بالصبی» را در جامعه خودمان توسعه معنایی بدهیم به تاین نتیجه میرسیم که باید در برابر خطاهای مردم و به خصوص نوجوانان و جوانان مدارا کنیم و البته مدارا به معنای کوتاهآمدن در احکام شرعی نیست بلکه مدارا برای حفظ آنان است زیرا اگر آنان را برانیم سهم و نصیب مفسدین و دشمنانی خواهند شد که قصدشان نابودی کشور است.
صدوق در عللالشرایع از امام صادق(ع) نقل کرده است که پیامبر(ص) با فردی در کنار سنگی قرار گذاشتند و آن فرد بدقولی و خلف وعده کرد؛ ایشان در همان مکان و زیر آفتاب منتظر ایستادند و هرقدر اصحاب به ایشان اصرار کردند که بروید در سایه و منتظر او باشید قبول نکرد و فرمود قرار ما اینجا کنار این سنگ بوده است.
همچنین مجلسی نقل کرده است فردی از نوادگان عمار یاسر و او از عمار نقل کرده است که پیامبر(ص) قبل از بعثت با عمار قرار گذاشت که به یک صحرای سرسبزی برای چراندن گوسفند بروند؛ پیامبر(ص) صبح زودتر به وعدگاه رفت ولی دائما مراقب گوسفندان بود تا زمانی که عمار نیامده است گوسفندان از این مکان علفی نخورند زیرا قرار گذاشته بود که با هم از این چراگاه استفاده کنند.
پرهیز از عوامفریبی و جهل مردم
مجلسی از حسین بن خالد از امام کاظم(ع) نقل کرده است وقتی ابراهیم پسر پیامبر(ص) رحلت کرد خورشیدگرفتگی ایجاد شد و افراد زیادی گفتند این کسوف به خاطر مرگ ابراهیم بوده است؛ ما اگر بودیم از این فرصت به عنوان کرامت استفاده میکردیم و طرفداران و مریدان ما هم پیاز داغ آن را زیاد میکردند ولی پیامبر(ص) نه تنها سکوت نکردند بلکه فرمودند که شمس و قمر دو آیه خدا هستند و برای مرگ احدی، کسوف و خسوف رخ نمیدهد و به مردم فرمودند که نماز آیات بخوانند.
کلینی نقل کرده است که همسری از پیامبر(ص) از قبیله کنده در مورد مرگ ابراهیم حاشیه درست کرد و گفت این مرد اگر پیامبر(ص) بود نباید پسرش میمرد؛ این زن پیامبر آنقدر بی معرفت بود که چنین قضاوتی کرد؛ ببینید در بیرون پیامبر آنچنان با جهل مردم و خرافات مبارزه کرد و این زن را هم وقتی این سخن را گفت رها کرد.
دفع شبهات
پیامبر(ص) اجازه نمیداد شبهات در جامعه رواج یابد. کلینی نقل کرده است که اموالی به پیامبر(ص) رسید و ایشان بین فقرای اهل صفه تقسیم کرد ولی چون کم بود به بخشی از آنان رسید و برخی هم بهرهای نبردند لذا نزدکی بود اعتراضاتی شروع شود لذا پیامبر(ص) برای دفع شبهه فرمودند چون مقدار این امکانات کم بود من مجبور شدم به افرا د فقیرتر و ضعیفتر در صفه بدهم.
زهری از امام سجاد(ع) از همسر پیامبر نقل کرده است که شبی صفیه، همسر دیگر پیامبر وقتی ایشان در حال اعتکاف بود به مسجد رفت تا پیامبر را ملاقات کند و چون شب و دیروقت بود پیامبر(ص) با صفیه همراه شد تا او را به خانه برساند. در راه برخی اصحاب او را در این شرایط دیدند و بر سرعتشان افزودند به این نیت که مبادا پیامبر از هرماه شدن با این زن خجالت بکشد؛ پیامبر(ص) بلافاصله برای رفع این شبهه آنان را نگه داشت و به آن اصحاب فرمود این صفیه، همسر من است. آنها گفتند سبحان الله. ما به شما گمان بد نداشتیم؛ یعنی ببینید پیامبر تا این حد ملاحظه داشت که مبادا بهانه برای ایجاد شبهه بدهد.
انتهای پیام