به قلم زهراسادات محمدی
یک واژه در آیه پنجم سوره قصص، پرسشی مهم پیش روی خواننده میگذارد: مستضعفان چه کسانی هستند؟ آیا قرآن فقط از بنیاسرائیلی سخن میگوید که زیر سلطه فرعون بودند، یا این تعبیر، سنتی الهی را ترسیم میکند که در دورههای دیگر نیز مصداق پیدا میکند؟ یادداشت پیش رو با کنار هم گذاشتن سیاق آیات، تفاسیر معتبر شیعه و روایات اهل بیت(ع)، ما را از واقعهای تاریخی به مفهومی گستردهتر میرساند؛ مفهومی که میتوان از آن برای فهم نسبت استضعاف، استکبار و عدالت در جامعه امروز نیز بهره گرفت.
برای فهم آیه پنجم سوره قصص، باید ابتدا آیه پیش از آن را دید؛ جایی که قرآن درباره فرعون میفرماید: «إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلَا فِي الْأَرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِيَعًا يَسْتَضْعِفُ طَائِفَةً مِنْهُمْ يُذَبِّحُ أَبْنَاءَهُمْ وَيَسْتَحْيِي نِسَاءَهُمْ إِنَّهُ كَانَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ؛ همانا فرعون در آن سرزمین سرکشی کرد و مردم آن را گروهگروه ساخت؛ گروهی از آنان را به استضعاف میکشید، پسرانشان را میکشت و زنانشان را زنده میگذاشت؛ زیرا او از فسادکنندگان بود.»
بلافاصله پس از این توصیف، خداوند از اراده خود سخن میگوید: «وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ؛ و میخواستیم بر کسانی که در آن سرزمین به استضعاف کشیده شده بودند، منت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان قرار دهیم.»
در این سیاق، تردیدی نیست که مصداق نخست و مستقیم مستضعفان، بنیاسرائیل تحت سلطه فرعون هستند. علامه طباطبایی(ره) در «المیزان» نیز آیه را در ادامه همین جریان تاریخی تفسیر میکند؛ گروهی که فرعون آنان را سرکوب کرده بود و خداوند اراده کرد آنان را از این وضعیت خارج کند.
اما در همینجا نکتهای ظریف وجود دارد؛ قرآن نمیگوید آنان ضعیف بودند؛ تعبیر «اسْتُضْعِفُوا» را بهکار میبرد؛ یعنی به استضعاف کشیده شده بودند. پس استضعاف صرفاً به معنای ناتوانی جسمی یا فقر اقتصادی نیست؛ بلکه وضعیتی است که در آن قدرتی مسلط، گروهی از انسانها را از حقوق، جایگاه و امکان اثرگذاری طبیعی خود محروم میکند.
داستان بنیاسرائیل در قرآن، فقط گزارش یک پیروزی تاریخی نیست. خداوند در آیه پنجم از سه مرحله سخن میگوید: منتنهادن، امام و پیشوا قرار دادن و وارثساختن. این وعده نشان میدهد که اراده الهی میتواند معادلهای را که قدرتهای زمینی قطعی تصور میکنند، دگرگون کند.
از همین منظر، مفهوم مستضعف را نباید با فقیر یکی دانست. همانگونه که ثروتمندبودن بهخودیخود انسان را مستکبر نمیکند، کمبرخوردار بودن نیز بهتنهایی کسی را مستضعف نمیسازد. مسئله اصلی، نسبت انسان با قدرت، حق، عدالت و حقوق دیگران است.
اما آیا این وعده فقط به بنیاسرائیل محدود میشود؟ در تفاسیر و روایات شیعه، پاسخ منفی است؛ البته با یک تفکیک مهم. در روایات، این آیه بر اهل بیت(ع) نیز تطبیق داده شده است. در «معانی الأخبار» شیخ صدوق، از امام صادق(ع) نقل شده: «أَنْتُمُ الْمُسْتَضْعَفُونَ بَعْدِي... مَعْنَاهُ أَنَّكُمُ الْأَئِمَّةُ بَعْدِي... فَهَذِهِ الْآيَةُ جَارِيَةٌ فِينَا إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ؛ شما پس از من مستضعفان هستید... معنای آن این است که شما امامان پس از من هستید... پس این آیه درباره ما تا روز قیامت جاری است.»
بنابراین، نباید گفت مصداق آیه از ابتدا اهل بیت(ع) بودهاند و بنیاسرائیل در آن نقشی ندارند. سخن دقیقتر این است که بنیاسرائیل، مصداق تاریخی آیه هستند و روایت، این سنت الهی را بر اهل بیت(ع) نیز جاری میداند. از همین مسیر است که در روایات شیعه، آیه با ظهور حضرت مهدی(عج) و تحقق نهایی وعده الهی درباره حاکمیت حق و عدالت پیوند میخورد.
اگر این مفهوم را به جامعه امروز بیاوریم، باید مراقب باشیم که آیه را به یک مصداق سیاسی روزمره تقلیل ندهیم. نمیتوان گفت هر فرد فقیر، مستضعف قرآنی است و هر فرد برخوردار، مستکبر؛ چنین برداشتی با معیارهای قرآنی سازگار نیست.
اما آیه میتواند معیاری برای تأمل درباره جامعه امروز به دست دهد. اگر گروهی از مردم ثروت، رفاه یا قدرت کمتری داشته باشند و در عین حال، تحت فشار ساختارهای ناعادلانه از فرصتها و حقوق طبیعی خود محروم شوند، مفهوم قرآنی استضعاف میتواند برای تحلیل وضعیت آنان راهگشا باشد. بهویژه اگر این محرومیت با حفظ کرامت، ایمان، اراده و مطالبه عدالت همراه باشد.
از این منظر، حتی در جامعه امروز ایران نیز میتوان پرسید: آیا کسانی که با وجود دشواریهای اقتصادی و اجتماعی، همچنان بر باورها و آرمانهای خود ایستادهاند، برای عدالت و استقلال هزینه میدهند و تسلیم فشارها نمیشوند، میتوانند از منظر مفهوم قرآنی استضعاف مورد مطالعه قرار گیرند؟ بله؛ اما در قالب تطبیقی تحلیلی، نه تفسیر مستقیم آیه.
در نهایت، پیام آیه فقط این نیست که مستضعفان روزی ثروتمند میشوند؛ خداوند میفرماید آنان را «أَئِمَّةً» و «الْوَارِثِينَ» قرار میدهد. سخن از بازگشت کرامت، نقشآفرینی و جایگاه شایسته انسان در جامعه است. شاید همینجاست که آیه از گذشته به امروز میرسد؛ از بنیاسرائیل گرفتار فرعون تا افق ظهور مهدی(عج) و از آنجا به زندگی اجتماعی ما. پرسش قرآن فقط این نیست که مستضعفان چه کسانی هستند؛ پرسش عمیقتر این است: در برابر استضعاف چه موضعی داریم؟ در صف مستضعفان، در کنار آنان، یا در جایگاهی که استضعاف دیگران را ممکن میکند؟
انتهای پیام