سیدحسین سیدموسوی عضو هیئت علمی گروه معارف اسلامی دانشگاه فردوسی در گفتوگو با ایکنا از خراسانرضوی در خصوص سه دیدگاه رایج ارائه شده در ارتباط با صفات الهی اظهار کرد: در این باره گروهی بر این باورند که
صفات الهی از جهت ازلی بودن خداوند به هیچ وجه قابل شناخت نیست. دسته دوم نیز معتقدند همانگونه که صفات انسانی را اداراک میکنیم، صفات خدا را نیز اداراک خواهیم کرد و در مقابل گروه دیگری هستند که نه اعتقاد دارند صفات الهی کاملاً قابل شناخت نباشد و نه میگویند معنایی که از صفات انسان ادراک میکنیم، همچون صفات الهی است و البته دیدگاه شیعیان نیز مبتنی بر نظریه سوم است. درباره صفات الهی، برخی بر این باورند که این صفات به هیچوجه قابل شناخت نیست و دلیلشان نیز این است که خداوند موجودی قدیم، ازلی و ابدی است، در حالیکه ما ازلی نیستیم.
عضو هیئت علمی گروه معارف اسلامی دانشگاه فردوسی با بیان اینکه خداوند واجبالوجود است و ما ممکنالوجود، تصریح کرد: صفات خداوند ذاتی، ولی صفات ما اکتسابی است و از اینرو، موجود ممکن نمیتواند به حقیقت موجود واجب دست یابد. در مقابل، دیدگاه اصطلاحاً «تشبیهی» وجود دارد که میگوید ما میتوانیم همه صفات الهی را بشناسیم و همانگونه که درباره انسانی میگوییم که عالم، قادر، کریم یا حکیم است، درباره خداوند نیز دقیقاً میتوانیم همین مفاهیم را درک و فهم کنیم.
سیدموسوی ادامه داد: اما گروه سومی نیز هستند که نه میگویند صفات الهی کاملاً قابل شناخت نیست و نه معتقدند که دقیقاً همان معنایی که از صفات خودمان درک میکنیم، میتوانیم به خداوند اطلاق کنیم. نظر این گروه درواقع در میانه دو دیدگاه پیشین قرار دارد و ایشان معتقدند که ما مفهوم صفات را میفهمیم و یا میتوانیم درک کنیم که عالم، قادر، حکیم و مرید بودن چیست، اما مصداق این صفات در ذات الهی را نمیتوانیم درک کنیم، زیرا ذات الهی صفاتی غیراکتسابی، ازلی و ابدی دارد و زوالپذیر نیست.
وی با تأکید بر اینکه مکتب شیعه بر قبول دیدگاه سوم مبتنی است، بیان کرد: در اصل ما مفهوم صفات الهی را میفهمیم؛ بهطور نمونه وقتی میگوییم خداوند عالم است، معنای آن را درک میکنیم و به همین دلیل در روایات و آیات نیز به این نکته توجه و برای خداوند صفاتی مطرح شده است، در قرآن نیز فراوان بیان شده است که خداوند غفور، علیم، حکیم و قادر است.
این استاد دانشگاه در ادامه با اشاره به دیدگاه
الهیات سلبی اظهار کرد: دیدگاه دیگری نیز در زمینه خداشناسی وجود دارد که به «الهیات سلبی» معروف است که براساس این دیدگاه وقتی میگوییم خدا قادر است، درواقع نمیدانیم این صفت دقیقاً به چه معناست و تنها میفهمیم که خداوند عاجز نیست، همچنین وقتی میگوییم خدا عالم است، همین مقدار را درک میکنیم که خداوند جاهل نیست، اما نمیدانیم عالم بودن به چه معناست که این رویکرد تحت عنوان الهیات سلبی شناخته میشود.
سیدموسوی با تأکید بر اینکه در مورد خداوند، صفات به دو دسته ثبوتی و سلبی تقسیم میشوند، تصریح کرد: صفات ثبوتی، صفاتی است که خداوند داراست و معروفترین آنها هفت صفت است: علیم، سمیع، بصیر، متکلم، قادر، حیّ و مرید و در مقابل، صفات سلبی، صفاتی است که خداوند ندارد و این بدین معناست که مثلاً خداوند زن و بچه ندارد، ماده، قابل رؤیت و یا جسم نیست و هرگز نمیتوان خدا را بهطور مستقیم مشاهده کرد، اگر چه ما میتوانیم مظاهر الهی را ببینیم و بشناسیم.
وی در بخش دیگری از سخنان خود با بیان اینکه خداوند عادل است و جهان بر مبنای عدل استوار است، بیان کرد: براساس ویژگیهایی که ما برای خداوند در نظر میگیریم، وقتی با جهان خارج برخورد میکنیم که در آن گاهی شرور طبیعی مانند سیل، زلزله و طوفان که باعث خرابی و گرفته شدن جان انسانها میشود و یا گاهی شرارتهای انسانی مانند ظلم و جنگ را مشاهده میکنیم، این پرسش مطرح میشود وقتی خداوند گرداننده جهان و به تعبیری ناخدای هستی است، چرا باید در جهان این امور وجود داشته باشد و آیا حکمتش ایجاب میکند که این ستمها وجود داشته باشد و یا آیا در مسیر تکامل، این اقتضای ذات اوست تا بتوانیم حقایق را دقیقتر درک کنیم؟ بنابراین، ما مبنای عدل الهی را بر آن صفات الهی میدانیم که البته تمام این موارد براساس اینکه چه ایرادی به خداوند گرفته شود، پاسخ دارد.
عضو هیئت علمی گروه معارف اسلامی دانشگاه فردوسی در پایان با تأکید بر اینکه اعتقاد به صفات الهی در انسان زمانی واقعیت پیدا میکند که در عمل وی نیز تجلی یافته باشد، گفت: چنین اعتقادی به این معناست که ما صرفاً نگوییم خداوند قادر، سمیع و بصیر است، اما از سوی دیگر با یکدیگر رقابت کنیم و یا نسبت به هم حسادت داشته باشیم، چراکه چنین اعمالی نشان میدهد که اعتقاد به صفات الهی در ما نهادینه نشده است، ولی چنانچه به صفات خداوند به جد ایمان بیاوریم، نگاه ما به جهان هستی متفاوت خواهد شد و دیگر درگیر بسیاری از مسائل نخواهیم شد.
انتهای پیام