کد خبر: 4370451
تاریخ انتشار : ۲۷ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۲:۱۶
حکیم‌زاده تشریح کرد

از اندیشه تا ثمره؛ کالبدشکافی مدل تربیتی امام شهید در پیشران تمدن‌سازی

آیا می‌توان مدرسه را نقطه آغاز تمدن‌سازی دانست؟ معاون ابتدایی وزارت آموزش و پرورش، در آیین بزرگداشت امام مجاهد(شهید)، منظومه تربیتی ایشان را در سه لایه «اندیشه، سیره و ثمره» تحلیل کرد و بر ضرورت تبدیل این مبانی به برنامه‌های عملیاتی در مدارس تأکید نمود.

حکیم زاده
به گزارش ایکنا آیین بزرگداشت امام مجاهد شهید عصر دوشنبه 26 مردادماه در حوزه هنری انقلاب اسلامی با حضور اندیشمندان و فعالان عرصه بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی برگزار شد. گزارش بخش اول این آیین با عنوان بیانیه گام دوم؛ کتیبه آغاز «چله دوم» و سند جامع حکمرانی برای تمدن اسلامی و راهبرد امت‌سازی و نقش حضور فعال مردمی در تحقق گام دوم انقلاب تقدیم مخاطبان شد.
 
در بخش دوم این مراسم، پنل تخصصی با حضور حجت‌الاسلام والمسلمین سعید صلح‌میرزایی نماینده مردم تهران در مجلس خبرگان رهبری با موضوع(حوزه انقلابی _ حوزه سکولار)، رضوان حکیم‌زاده معاون ابتدایی وزارت آموزش و پرورش با موضوع (جایگاه آموزش و پرورش در اندیشه امام حکیم شهید)، سکینه‌ سادات پاد، دستیار رئیس جمهور شهید در پیگیری حقوق و آزادی‌های اجتماعی با موضوع (جایگاه زن در اندیشه رهبر حکیم شهید) و ابوذر یاسری عضو هیئت علمی دانشگاه امام حسین با موضوع (جوان و پیشرفت ایران) برگزار شد که در ادامه مشروح سخنان؛ رضوان حکیم‌زاده با موضوع(جایگاه آموزش و پرورش در اندیشه امام حکیم شهید) تقدیم می‌شود.
 
در آغاز سخن، یاد و نام شهدای گرانقدر وطن را گرامی می‌دارم؛ به‌ویژه امام مجاهد (شهید)، یار دیرینه نظام تعلیم و تربیت و پشتوانه اصلی آموزش و پرورش. همچنین یاد سرداران، امیران، سربازان و شهروندان عزیز ایران و به‌طور خاص، فرهنگیان و دانش‌آموزانی را یاد می‌کنم که در حادثه مدرسه «مدرسه شجره طیبه» به شهادت رسیدند. هرچند شهادت آنان داغی عمیق بر دل‌های ما نشاند، اما گواهی بر حقانیت و مظلومیت ملت ایران و سندی بر باطل بودن ادعاهای دروغین دشمنان بود.

سخن گفتن از شخصیتی چون امام مجاهد(شهید)، که احیاگر «زیست عاشورایی» در عصر بردگی مدرن بود، نیازمند مجالی بسیار گسترده‌تر از این لحظات است؛ اما به قول مولانا: «آب دریا را اگر نتوان چشید... هم به قدر تشنگی باید چشید». لذا در این فرصت کوتاه، مایه‌ امتنان است تا اجمالی از آنچه «منظومه تربیتی امام شهید» می‌نامم، در محضر شما ارائه دهم. معتقدم در تحلیل یک مکتب تربیتی، توجه به یک «چهارچوب مفهومی سه لایه‌ای» ضروری است:

۱. اندیشه تربیتی: این لایه مربوط به آرا و مبانی نظری است که معمولاً هنگام مراجعه به علمای تعلیم و تربیت، بیش از همه مورد توجه قرار می‌گیرد. امام مجاهد (شهید) در این راستا، محورهای بسیار مهمی را مطرح کردند که در ادامه به آن‌ها خواهم پرداخت.

۲. سیره تربیتی:
سیره، در واقع تجلی اندیشه‌ها در عمل است. هرچند ما گاهی دچار «حجاب معاصرت» می‌شویم و شاید به دلیل زیست هم‌زمان، برخی ویژگی‌های برجسته ایشان را به‌درستی درک نکنیم، اما این توفیق را داشتیم که جلوه‌های رفتاری، سبک زندگی و نحوه تعاملات ایشان را در جلسات و خاطرات خود مشاهده کنیم و ببینیم که چگونه اندیشه در رفتار تجلی می‌یابد.

۳. ثمره تربیتی: موضوعی که کمتر مورد توجه قرار گرفته و من در این جلسه بر آن تأکید دارم، «ثمره تربیتی» است. اگر کسی حتی بدون شناخت قبلی، تنها آثار ایشان را مطالعه کند، بی‌گمان به این نتیجه می‌رسد که ایشان یک «عالم تربیتی» بوده‌اند. ثمره تربیتی یعنی خروجیِ اندیشه و سیره؛ به گونه‌ای که مبانی فکری راهگشا شوند و زیست روزانه به الگویی برای دیگران تبدیل گردد. در همین راستا، به سخنان جناب سردار جعفری و سایر دوستان اشاره می‌کنم؛ موضوع «نقش‌آفرینی مردم در میدان» در واقع یکی از برجسته‌ترین «ثمرات تربیتی» امام مجاهد (شهید) است.

در محور اول، یعنی «اندیشه تربیتی»، باید به این نکته اشاره کرد که ایشان «مدرسه» را به مثابه «پیشران تمدن‌سازی» می‌دیدند. همه می‌دانند که تعلیم و تربیت از موضوعات مورد علاقه و مورد توجه ایشان بود و در هر زمینه‌ای، ورود تخصصی و رهنمودهای دقیقی داشتند.

به عنوان مثال، در دوره قبلی مسئولیتم، زمانی که قصد داشتیم برنامه‌ای برای «عید-داستان» اجرا کنیم تا دانش‌آموزان با داستان‌خوانی و داستان‌نویسی آشنا شوند و مهارت زبان فارسی و فرهنگ کتابخوانی آن‌ها توسعه یابد، یا زمانی که به دنبال راه اندازی «بازی و یادگیری» بودیم، رهنمودهای ایشان بسیار اثرگذار بود. جالب است که ایشان بر اهمیت بازی‌های قدیمی و بومی و حتی نام این بازی‌ها.
 
ایشان تأکید داشتند که ما باید از بستر بازی‌های بومی و قدیمی برای کودکان بهره ببریم و این بازی‌ها را در مسیر پرورش و تربیت آنان به کار گیریم. همچنین در رابطه با اثرات تربیتی «داستان»، رهنمودهای ایشان چنان دقیق و جامع بود که ما حتی نیازی به جست‌وجو در پژوهش‌های علمی و استناد به متون دانشگاهی برای اثبات ضرورت آن نداشتیم؛ چرا که ایشان به طور مشخص و کاربردی به این موضوع اشاره کرده بودند.

ایشان به جزئیات بسیار مهمی در مورد «اسباب‌بازی‌ها» اشاره کردند که برای من نیز تازگی داشت. ایشان با نگاهی تحلیلی، به شکست برخی پروژه‌های تولید عروسک اشاره کردند که به دلیل فقدان «پیوستگی فرهنگی» و عدم «شخصیت‌سازی» صحیح، به نتیجه مطلوب نرسیده بودند.

از نگاه امام مجاهد (شهید)، بازی‌های سنتی مانند «گرگم به هوا» یا «لی‌لی»، تنها سرگرمی نبودند، بلکه دارای مؤلفه‌های تحرک، آموزش و پرورش روحی و جسمی بودند. ایشان با انتقاد از اسباب‌بازی‌های رایج امروزی، به ویژه «تفنگ‌های پلاستیکی» که الگوی کشورهای متخاصم (مانند آمریکا) است، اشاره کردند و فرمودند: «آمریکایی‌ها خود در این راه پیش رفتند اما اکنون درمانده‌اند و پشیمان‌اند». در مقابل، ایشان بازی‌های بومی و سنتی را که هم تحرک جسمی داشت و هم ذهن کودک را به تصویرسازی و تعامل با طرف مقابل وا می‌داشت، ستودند.
 
از اسباب‌بازی تا «جنگ شناختی»

بزرگواران، اگر بخواهم این بحث را در قالب یک جمع‌بندی نهایی تبیین کنم، باید به این نکته اشاره کنم که ما در این مدت در اجتماعات مختلف با همکاران خود تأکید کرده‌ایم که اگرچه شاید نزدیک به یک سال است که درگیر یک «جنگ فیزیکی» با ابزارهای مشخصی چون موشک، پهپاد و راکت هستیم، اما در حقیقت، ما دهه‌هاست که درگیر یک جنگ بسیار گسترده‌تر، عمیق‌تر و نابرابرتر به نام «جنگ شناختی» هستیم. در جنگ شناختی، رقابت بر سر «تسخیر ذهن»، «تصرف قلب» و «هدایت تفکر» است. این جنگ، خطرناک‌ترین نوع نبرد است، زیرا هدف اصلی آن، حساس‌ترین قشر جامعه یعنی کودکان، نوجوانان و جوانان ما هستند. این نبرد ۲۴ ساعته است و در هر زمان و مکانی ادامه دارد.

زمانی که امام مجاهد (شهید) درباره «اسباب‌بازی‌ها» سخن می‌گویند، در واقع به ما هشدار می‌دهند که این‌ها تنها وسیله سرگرمی نیستند، بلکه ابزارهایی برای «تسخیر ذهن» هستند. این تحلیل، دقت و ژرف‌نگری ایشان در شناسایی ابعاد جنگ نرم را نشان می‌دهد.
 
رسالت هنر و خلق الگوی مطلوب
 
در این فضای جنگ شناختی، هر کسی نقشی دارد. از منظر من، «زبان هنر» ابزاری بسیار قدرتمند است. شاید غفلتی که در دهه‌های گذشته صورت گرفته، نادیده گرفتن ظرفیت هنر، به‌ویژه «انیمیشن» برای خلق شخصیت‌های مطلوب و الگویی برای فرزندانمان بوده است. امام شهید در سخنانشان به این نکته اشاره می‌کنند که کودک باید شخصیت را بشناسد، عروسک او را داشته باشد و کارتون او را ببیند؛ یعنی ما باید روی این زنجیره سرمایه‌گذاری کنیم تا جای خالی الگوهای مطلوب را پر کنیم.
 
اگر بخواهم محورهای بنیادین و شاکله‌ «اندیشه تربیتی» ایشان را بررسی کنم، می‌توانم به نکات زیر اشاره نمایم:
 
نخست؛ تعلیم و تربیت به مثابه پیشران تمدن‌سازی:

از نگاه امام مجاهد(شهید)، تعلیم و تربیت تنها یک دستگاه در کنار سایر دستگاه‌های اجرایی نیست، بلکه محور اصلی پیشرفت و تمدن‌سازی است. ایشان نگاهی استراتژیک به این حوزه داشتند و جمله مشهوری در این باره فرمودند که: «هر چه سرمایه‌گذاری کنیم، هزینه نیست، بلکه سرمایه‌گذاری برای آینده است». این دیدگاه کاملاً با نتایج پژوهش‌های بین‌المللی هم‌سو است. من سال‌ها در دانشگاه تهران درس «آموزش و پرورش تطبیقی» تدریس کرده‌ام و می‌دانم که در گزارش‌های معتبر جهانی، حتی از واژه «هزینه» اجتناب شده و بر مفهوم «سرمایه‌گذاری» تأکید می‌شود تا ذهن‌ها از نگاه هزینه‌بر به این حوزه، فاصله بگیرد.

دوم؛ جایگاه و تکریم معلم:
 
در مورد معلمان، ایشان بر دو محور تأکید داشتند: یکی «نقش معلم» و دیگری «تکریم معلم». در مورد نقش معلم، تعبیری به کار بردند که از هر توصیفی عمیق‌تر و برازنده‌تر است: «افسران سپاه پیشرفت». این تعبیر، افق دیدی است که هر کسی با نظام تربیت معلم سر و کار دارد، باید آن را در نظر بگیرد. همچنین ایشان تکریم معلم را وظیفه‌ای همگانی و بر عهده تمام دستگاه‌ها می‌دانستند.

سوم؛ برنامه درسی در مسیر «علم نافع»:
 
ایشان برنامه درسی را مسیری برای تحقق «علم نافع» می‌دیدند. در اینجا باید به نکته‌ای مبنایی توجه کرد؛ در حالی که قرائت‌ها و خوانش‌های متعددی از برنامه درسی وجود دارد، تعبیر «علم نافع» بسیار دقیق است. برنامه درسی باید پیوندی ناگسستنی با علم نافع داشته باشد تا زمان، انرژی و فرصت حضور دانش‌آموز در مدرسه، به دستاوردی سودمند و کاربردی تبدیل شود. این یک بحث بنیادی در ساختار برنامه‌ریزی آموزشی است.

چهارم؛ عدالت آموزشی:

در سال ۱۴۰۰، در ماه رمضان و در دورانی که به دلیل کرونا جلسات به صورت مجازی برگزار می‌شد، من این توفیق را داشتم که در جمع اساتید منتخب، درباره «عدالت آموزشی» سخن بگویم. به باور من، امام مجاهد (شهید) دقیق‌ترین تعبیر را از عدالت آموزشی داشتند. ما سال‌ها عدالت آموزشی را تنها در «نرخ ثبت‌نام» یا «جذب بازماندگان» می‌دیدیم که این تنها یک روی سکه است. اما ایشان تعبیر کلیدی «نصیب آموزشی برابر» را مطرح کردند. به این معنا که دانش‌آموزی که در دورترین نقطه کشور زندگی می‌کند، باید از نظر «امکان یادگیری» و «فرصت یادگیری»، تفاوتی با دانش‌آموزی که در پایتخت است، نداشته باشد. در واقع ایشان شاخص عدالت را از «کمیت ثبت‌نام» به «کیفیت آموزش» تغییر دادند؛ یعنی برابری در کیفیت معلم، کیفیت فلسفه آموزشی و کیفیت تجهیزات. این‌ها محورهای اصلی در لایه‌ی «اندیشه تربیتی» ایشان بود.


لایه دوم: سیره تربیتی (تجلی اندیشه در رفتار)

اندیشه‌ای که در رفتار متجلی شود، الگو می‌سازد. شاید من در این جمع، آخرین کسی باشم که باید درباره این موضوع سخن بگوید؛ چرا که همه‌ شما بزرگواران، توفیق داشتید تا در محضر ایشان باشید و ایشان را از نزدیک ادراک کنید. اما بسیار حیاتی است که بدانیم تمام آن اندیشه‌های بنیادین و حتی جزئیاتی که درباره نگاه تربیتی ایشان می‌گوییم، در «سیره» ایشان به الگویی تبدیل شده است.

به‌عنوان مثال، اهتمام مستمر ایشان به کتاب و مطالعه، تنها یک عادت شخصی نبود؛ حضور سالانه ایشان در نمایشگاه کتاب، پیامی عمیق‌تر از صرفِ مطالعه داشت و در واقع نوعی «رفتار سازی» برای ترویج فرهنگ مطالعه بود. همچنین «جامعیت در تربیت انسانی» در سیره ایشان متجلی بود؛ ایشان با وجود مشغله‌های بسیار، برای هر گروه از جامعه — از جوانان و بانوان گرفته تا ورزشکاران، شاعران و اهل ادب — زمانی اختصاص می‌دادند که نشان‌دهنده نگاه چندبعدی و جامع ایشان به انسان بود. در همین راستا، اعتماد عمیق و بی‌بدیل ایشان به نسل جوان، خود یک «مشق تربیتی» بزرگ و گواه بر توجه ویژه به سرمایه‌های فرهنگی جامعه بود.

لایه سوم: ثمره تربیتی (پایداری مسیر پس از فقدان)

یکی از تفضلات الهی در مورد امام مجاهد (شهید) این بود که ثمرات تربیتی ایشان، هم در زمان حیات و هم پس از شهادت، به وضوح مشاهده شد. «ثمره تربیتی» یعنی پاسخ به این پرسش که: «آنان که تربیت شده‌اند، در لحظه‌ی بحران چگونه عمل می‌کنند؟» دشمن به گمان خود تصور می‌کرد که با شهادت ایشان، سیستم فرو می‌پاشد؛ اما آنچه رخ داد، یک «معجزه تربیتی» بود. نسلی از فرماندهان و سرداران که تحت نظر ایشان تربیت شده بودند، چنان استوار ایستادند که هیچ خدشه‌ای به سیستم وارد نشد و مسیر با همان صلابت ادامه یافت. ثمره تربیتی ایشان، مردمی بود که چنان آگاه شده بودند که در سخت‌ترین لحظات، مبعوث شده و میدان را به دست گرفتند. بنابراین، منظومه تربیتی امام مجاهد (حکیم شهید)، ترکیبی از «اندیشه، سیره و ثمره» است: اندیشه، افق و مبانی ساخت انسان و جامعه را ترسیم می‌کند؛ سیره، این اندیشه را در سبک زندگی متجلی می‌سازد و ثمره، پایداری مسیر را پس از فقدان رهبر تضمین می‌کند.

سخن پایانی: از رویکرد همایشی به برنامه عملیاتی

در پایان، پرسش اساسی این است که: «اکنون چه باید کرد؟» ما امروز در جمع فرهیختگان و اندیشمندانی گرد هم آمده‌ایم تا از منظومه تربیتی ایشان رونمایی کنیم، اما باید باور کنیم که تکرار کلمات به تنهایی کافی نیست. ما نباید تنها به «رویکرد همایشی» بسنده کنیم؛ بلکه باید این اندیشه‌ها و سیره را به «برنامه‌های عملیاتی» تبدیل کنیم. تبیین و صورت‌بندی دقیق برای تبدیل این مبانی به برنامه عمل، اولویت ماست.

در همین راستا، دیروز در نشست سراسری رؤسای مناطق آموزش و پرورش کشور و در میزگردی که با پیشنهاد خودم برگزار شد، موضوع «ارتقاء هویت ملی-دینی دانش‌آموزان و تعلق آن‌ها به ارزش‌های ایرانی-اسلامی در فضای جنگ» را مطرح کردم. حرف اصلی ما این بود: رسالت ما اکنون فراتر از برگزاری نمایشگاه یا نوشتن جزوه است. فرزندان ما امروز با حقیقت روبه‌رو شده‌اند؛ آن‌ها وحشی‌گری دشمن در مدارس میناب، حمله به زیرساخت‌ها و دروغ‌های سازمان‌یافته را دیده‌اند و در مقابل، ایستادگی و مقاومت سربازان وطن و همدلی مردم را لمس کرده‌اند.

ما باید با امام مجاهد (شهید) عهد ببندیم که از این سرمایه عظیم بهره ببریم تا بتوانیم «میدانی امن از جهت شناختی» برای فرزندان این سرزمین ایجاد کنیم. امیدواریم این نشست‌ها و دیدارهای علمی، ما را به سوی تدوین یک «برنامه عملیاتی» سوق دهد که مستقیماً به مبانی سه‌گانه (اندیشه، سیره و ثمره) امام شهید متصل باشد.
امیدوارم این سخنان، مقدمه‌ای باشد تا در مجالس فرا‌تر و با وسعتی بیشتر، تک‌تک این محورهای تربیتی را واکاوی کنیم و آن‌ها را به «برنامه‌های عملیاتی» تبدیل نماییم.
انتهای پیام
دبیر:
سلما آرام
captcha