این راهبرد نه تنها جامعه شیعه را برای پذیرش دشوارترین تغییر تاریخ یعنی «غیبت» آماده کرد، بلکه امروز در عصر فناوریهای نوین و فضای مجازی، الگویی برای ترویج معارف اهل بیت(ع) و عبور از بحرانهای اجتماعی و مدیریتی به دست میدهد. ایکنا در گفتوگو با حجتالاسلام خدامراد سلیمیان، عضو هیئت علمی پژوهشکده مهدویت و آیندهپژوهی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم ابعاد این مدیریت هوشمندانه را بررسی کرد که مشروح آن را در ادامه میخوانیم:
ایکنا ـ اگر بخواهیم سیره امام حسن عسکری(ع) را بهعنوان یک «مدل مدیریت در شرایط فشار» تحلیل کنیم، چه نکاتی در برخورد ایشان با محدودیتهای شدید نظامی و نظارتی وجود دارد که امروز برای ما در محیطهای کاری یا اجتماعی پرتنش کاربرد داشته باشد؟
پیش از بیان پاسخ، لازم است این مقدمه را بیان کنم که خداوند برای هدایت انسانها پیامبرانی را فرستاده است که براساس برخی روایات، تعداد آنها ۱۲۴ هزار نفر بوده است. این پیامبران در ادوار مختلف مبعوث شدهاند؛ البته گونههای مختلفی داشتند؛ برخی بر امتی گسترده و بزرگ مبعوث میشدند و برخی برای جمعیتی محدود. در میان آنها، برخی از پیامبران «اولیالعزم» و صاحب کتاب آسمانی بودند و برخی نیز بدون کتاب آسمانی مبعوث شدند.
براساس اعتقاد ما، این راه، بیفرجام و نافرجام نیست؛ چرا که شیعه بر این باور است که امامت، استمرار خط انبیاء است. آنها برای هدایت بشر از هیچ تلاشی فروگذار نمیکردند، هرچند همواره افرادی مخل این مسیر بودند و شرایط را برای پیشوایان معصوم سخت میکردند؛ لذا وضعیت همه ائمه(ع) یکسان نبود.
از آنجایی که مسیر ائمه(ع) همانند انبیاء، ایجاد عدل و قسط و اجتناب از طاغوت در جامعه است، طاغیان و ظالمان این مسئله را برنمیتافتهاند. در دوره ۲۵ ساله امیرالمؤمنین(ع)، محدودیتها و تنگناهای زیادی برای حضرت وجود داشت و این محدودیتها در دوره امام مجتبی(ع) و امام حسین(ع) تا امام زمان(عج) نیز به نحو مختلفی ادامه یافت. از جمله امامانی که بهشدت در محدودیت، سختی و فشار قرار داشتند، ابامحمد حسن بن عسکری(ع) است که زندگی پرمخاطرهای داشتند.
ایشان عمر کوتاهی داشتند، دوره امامتشان محدود بود و با محدودیتهای فراوانی روبهرو بودند. از جمله این محدودیتها، این واقعیت بود که شنیده شده بود از نسل امام حسین(ع) فرزندی خواهد آمد که کاخ استبداد و ظلم را ویران و عدالت را برقرار خواهد کرد؛ لذا محدودیتها برای امام عسکری(ع) نسبت به ائمه پیشین بیشتر بود.
در گزارشهای تاریخی شاهد هستیم که از هر ابزاری برای محدود کردن حضرت استفاده کردند؛ از آمد و شد و پیوندها و ارتباطات جلوگیری کرده و ایشان را زیر نظر داشتند. با این حال، امام(ع) در این شرایط سخت، سازوکارهای فراوان و راهبرد مدیریتی جامعی را مدنظر قرار دادند که حائز اهمیت است.
این کاربستِ «مدیریت تحت فشار»، الگویی برای امروز جامعه است که در تنگناهای اقتصادی و سیاسی از سوی دشمنان قرار دارد. از جمله اقدامات امام عسکری(ع) برای کاهش این محدودیتها در ارتباط با شیعه، طراحی نهادی و ایجاد «شبکه پنهان وکالت» بود؛ شبکهای که پیش از ایشان نیز در دوره ائمه(ع) وجود داشت، اما از آنجا که امام عسکری(ع) شرایط سختتری نسبت به سایر ائمه داشتند، این شبکه را در ابعاد مختلفِ مالی، آموزشی، پاسخگویی به سؤالات و شبهات و غیره توسعه دادند.
امام عسکری(ع) در حلقه میانیِ فشاری بودند که در دوران ائمه پیشین کمتر بود و در دوره ایشان توسعه یافت؛ و همین نوع مدیریت حضرت بود که سبب شد تا شیعه بتواند در دوره غیبت، بهنحو بهتری از پس امور برآید و دچار مشکل نشود.
ایکنا ـ حضرت در دورانی بودند که نمیتوانستند به صورت عمومی سخنرانی کنند. این «ارتباطات غیرمستقیم» یا «نامههای رمزدار» چه درسهایی درباره «ارتباطات موثر در فضای بسته» یا «سخن گفتن با مخاطبی که در دسترس نیست» به ما میدهد؟
حضرت، افراد لایق و شایسته را بهعنوان وکیل انتخاب میکردند و در عرصههای مختلف، ایشان را با سازوکارهای امنیتی به شیعیان معرفی مینمودند. برای این منظور، یک سازوکار امنیتی و پنهان وضع شد که بر اساس آن، وکلا در حالی که امام(ع) حضور ظاهری در جامعه را نداشتند، به امور شیعیان رسیدگی میکردند؛ از این طریق، نوعی نهادسازی برای آینده شیعه نیز صورت گرفت. ارتباط امام با وکلا نیز با دشواری بسیار و گاه از طریق نامههای مخفیانه و رمزدار انجام میشد. برخی از وکلا نیز در چهرهی تجار یا افرادی که اجناس مختلف را میفروختند، به ایشان میرسیدند تا معارف و مسائل را با هم رد و بدل کنند.
ده امام پیشین و همچنین امام عسکری(ع)، هرچند در اواخر دوران خود به صورت بسیار اندک با شیعیان ارتباط چهره به چهره داشتند، اما امام عسکری(ع) به تدریج این رابطه را قطع کرده و آن را به افراد بسیار اندکی تقلیل دادند. حضرت از مواجهه هیجانی با مخالفان خود پرهیز داشتند تا بتوانند جامعه را به گونهای مدیریت کنند که جامعه آمادگی ورود به مقطع غیبت صغری و کبری را داشته باشد.
این سازوکارِ «سازمان وکالتِ امام عسکری(ع)» را میتوان امروز در بخشی از جامعه تسری داد. امروزه فضای مجازی به ابزاری گسترده در دست مردم جهان تبدیل شده است؛ در گذشته، برای اینکه کسی بتواند سخنرانی کند یا مطلبی را به صورت چهره به چهره ارائه دهد، حتماً باید منبر، مسجد یا حسینیهای برپا میبود، اما امروز میتوان با الگوگیری از سازمان وکالت، از طریق رسانهها و فناوریهای جدید به تبلیغ دین و معارف اهل بیت(ع) اقدام کرد.
با توجه به تهدیدات دشمنان و شرایط ویژه کشور، امروزه این اهمیت دوچندان شده است. از وظایف محبان و دوستداران اهل بیت(ع)، تبیین معارف ایشان است؛ لذا هر فردی که امکان و وسع لازم برای رساندن این آموزهها به علاقهمندان را دارد، باید این کار را انجام دهد. خودِ اهل بیت(ع) فرمودند: «رحمالله من احیا امرنا» (خداوند رحمت کند کسانی را که امر ما را احیا میکنند)؛ و همین که افراد در مسیر اهل بیت(ع) قرار بگیرند، بهترین خرسندی برای ایشان است.
ایکنا ـ نقش امام حسن عسکری (ع) در آمادهسازی ذهنی جامعه برای پذیرش مفهوم «غیبت» بسیار کلیدی بود. این یعنی مدیریت «انتظار» و «پذیرش تغییرات سخت». چگونه میتوانیم از این رویکرد برای عبور از بحرانهای اجتماعی یا تغییرات ناگهانی زندگی استفاده کنیم؟
نکته حائز اهمیت این است که امام عسکری(ع) علاوه بر مدیریت زمانه خود، در واقع ذهن جامعه را برای شرایط بحرانی دیگری آماده میکردند؛ بحرانی که در میان جوامع بشری، با چنین ابعاد و اندازه و سوابقی وجود نداشته است. البته برخی از پیامبران پیشین نیز گاه به مدت کوتاهی از میان قوم خود غایب میشدند؛ برای نمونه، حضرت موسی(ع) هنگامی که برای دریافت الواح به کوه رفت، غیبتی ۴۰ روزه داشت، اما این مدت در مقایسه با غیبت امام زمان(عج)، امری بیسابقه و بسیار طولانی است. بنابراین، امام عسکری(ع) با فراهم کردن سازوکارهای لازم، جامعه مخاطب شیعه را برای دوره غیبت مهیا ساختند.
معتقدم خداوند براساس حکمت بالغه خود، شرایط را بهگونهای رقم زد که انسانها به صورت ناگهانی با مقوله غیبت مواجه نشوند تا خلأ بزرگی در جامعه ایجاد نگردد؛ لذا از دوره چند امام آخر، به ویژه از دوران امام عسکری(ع)، این مسئله کاملاً زمینهسازی شد. از این رو، دوره امام عسکری(ع) در واقع دوره گذار تدریجی از «وابستگی مستقیم و چهرهبهچهره با امام» به «وابستگی به وکلا و سازمان وکالت» بود. این نظام وکالت نیز ابتدا بهصورت «وکالت خاص» بود و بهتدریج به «وکالت عام» تبدیل شد.
قطعاً سازوکاری که امام عسکری(ع) فراهم کردند، بسیار حائز اهمیت است؛ بهطوری که دو نفر از وکلای چهارگانه حضرت مهدی (عج) با نص و تعیین امام عسکری(ع) منصوب شدند. وکیل اول و دوم امام مهدی(عج) و وکیل اولِ امام زمان، همان وکیل دومِ امام عسکری(ع) است؛ و همین پیوستگی و استمرار، موجب اعتماد مردم شده است. این «مرجعیت جایگزین»، نقش مهمی را در گذار از مرحله مواجهه چهرهبهچهره به مرحله مواجهه غیرمستقیم ایفا میکند.
اضطراب ناشی از گذار از این مرحله، بهواسطه سازمان وکالت و وکلای خاص، بهخوبی مدیریت شد و ما شاهد تنشهای جدی نبودیم؛ هرچند ریزشهای اجتنابناپذیری نیز در این مقطع وجود داشت، چرا که همهی انسانها در یک سطح از ایمان و معرفت نیستند؛ کما اینکه در کنار این ریزشها، رویشهایی نیز وجود داشت.
ایجاد این «مرجعیت جایگزین»، بهحسب فرمان ائمه اطهار(ع) و بهویژه امام عسکری (ع)، حاصلِ این مرحلهی گذار است. امروزه که دست ما از حضور مستقیم حضرت حجت(عج) کوتاه است، باید مطیع امر کسانی باشیم که عهدهدار بخشی از مسئولیتهای امام زمان(عج) در دوره غیبت هستند.
ایکنا ـ برخی تصور میکنند محدودیتهای شدید، باعث انزوا میشود، اما سیره امام عسکری (ع) نشان میدهد که میتوان در اوج محدودیت، تاثیرگذارترین فرد جامعه بود. این پارادوکس چگونه ممکن است؟
بحث اصلی در اینجا این است که تفاوتهایی در این روندِ تربیت وجود دارد که نشاندهنده تفاوت در سازماندهی جامعه است؛ امام عسکری(ع) را از این جهت «عسکری» مینامیدند، چرا که ایشان در نوعی لشکرگاه محاصره شده بودند و کمترین ارتباطی با محیط بیرونی نداشتند؛ در حالی که امام صادق(ع) هزاران شاگرد تربیت کردند، زیرا آن خفقان و محاصره وجود نداشت. با این حال، این محاصره باعث نشد که جامعه دچار خلأ مدیریتی شود، چرا که همان وکلای خاص این نقش را ایفا کردند.
امام عسکری(ع) در مدیریتِ ارتباطات غیرمستقیم واقعاً موفق عمل کردند و شبکه گستردهای ایجاد نمودند که امروز میتواند به عنوان یک راهبرد مدیریتی برای ما قابل استفاده باشد و کارِ ترویج معارف اهل بیت(ع) را تسهیل کند. نکته دیگر این است که روش حضرت، الگویی کاملاً کاربردی است؛ بهویژه برای کسانی که محدودیتها را بهانه میکنند تا از انجام مسئولیتهای خود بازبمانند.
بنابراین، از فضای ایجادشده در دوره امام عسکری(ع) میتوان چنین نتیجه گرفت که حضرت با اعمال «مدیریت شبکهایِ پنهان»، دشواریها، سختیها و فشارها را تا حد بسیار زیادی کاهش دادند.
ما شاهد انزوای شدید برای امام عسکری(ع) بودیم؛ امروز نیز ممکن است کسی احساس کند محدودیتهای اقتصادی، سیاسی و غیره، مانع از انجام مسئولیت و تکالیف است. متأسفانه امروزه شعائر دینی، مانند حجاب، در معرض خطر و بیتوجهی قرار دارند و ممکن است فرد در فضای موجود احساس غربت کند و بگوید: «من نمیتوانم اثرگذار باشم»؛ اما اگر امام عسکری(ع) امام هستند و ما مأمومین ایشان، باید جای پای ایشان بگذاریم. حضرت هرگز احساس محدودیت نکردند و تلاش کردند تا از فضای موجود نهایت بهره را ببرند؛ یعنی من و شما نیز حتی در شرایط غربت، باید به اندازه توان خود بکوشیم.
دوره آخرالزمان و غیبت، به تعبیر برخی روایات، «دوره غربت» است؛ اما این احساس غربت، از مسئولیت ما نمیکاهد: امیرالمؤمنین(ع) از قول پیامبر(ص) نقل میکنند که فرمود: اسلام با غربت به دنیا آمد و دوباره هم به غربت مبتلا خواهد شد؛ پس خوشا به حال غریبان! سؤال شد: یا رسولالله! غریبان چه کسانی هستند؟ فرمود: کسانی که وقتی توده مردم به سوی فساد میروند، آنان صالح باقی میمانند؛ اینها نه وحشت میکنند و نه احساس غربت میکنند و اگر چنین مؤمنی در حال غربت بمیرد، فرشتگان آسمان بر او میگریند، حتی اگر گریهکنندگان اندک باشند؛ وگرنه در قبر، نور درخشانی پدید میآید که از جایی که به خاک سپرده شده تا محل ولادتش، میتابد.
هر امامی الگویی در اختیار ما قرار داده است؛ امام عسکری(ع) نیز با ایجاد «شبکه پنهانیِ وکالت»، الگویی مدیریتی برای چنین شرایطی در اختیار ما قرار دادهاند. ما نیز امروز در این شرایط بحرانی، باید تا حد امکان از تمامی ابزارهای خود بهره ببریم.
انتهای پیام