کد خبر: 4336166
تاریخ انتشار : ۰۵ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۹:۳۰
۳٠ تپش از قلب قرآن/ ۶

پیروی از بدعت و خرافات؛ ریشه مشکلات اجتماعی

یک پژوهشگر قرآنی خرافه و بدعت را تهدیدی جدی برای جامعه دینی دانست و گفت: آیات ۱۸ و ۱۹ سوره یاسین به‌وضوح نشان می‌دهند که ریشه مشکلات اجتماعی و بدبختی‌ها، نه ایمان به خدا، بلکه اسراف، طغیان و پیروی از خرافات است.

بدعتماه مبارک رمضان، ماه نزول قرآن و ماهی که شب قدر در آن چون قلبی تپنده می‌درخشد، فرصتی است تا از دریچه‌ای تازه به عمق قرآن کریم بنگریم. سوره مبارکه یس که پیامبر(ص) آن را قلب قرآن نامیده‌اند، نه‌تنها راهنمای ما در مسیر ایمان و هدایت است، بلکه هر آیه‌اش پنجره‌ای به‌سوی رازهای توحید، معاد و رحمت الهی می‌گشاید. خبرنگار ایکنا از اصفهان در سلسله‌گفت‌وگوهایی به‌مناسبت این ماه با علی‌اکبر توحیدیان، پژوهشگر قرآنی و دکترای علوم قرآن و حدیث، در شماره ششم به بررسی خرافه فال بد و نسبت‌دادن بحران‌ها به پیام‌آوران حق، ریشه‌های تکذیب پیامبران، مقابله با خرافه، بدعت و تهدید کفار و وظیفه فرد و جامعه در برابر خرافات و بدعت‌های دینی براساس تفسیر حجت‌الاسلام والمسلمین محسن قرائتی می‌پردازد. این مجموعه ۳۰ قسمتی، ما را با پیوند عمیق مفاهیم هدایت، انذار، تقدیر و سبل السلام در قرآن و همچنین رازهای نهفته در آیات سوره‌های یس و قدر آشنا می‌کند.

ایکنا ـ در آیات ۱۸ و ۱۹ سوره یاسین، موضوع فال بد و رفتار مردم با پیامبران مطرح شده است. لطفاً تفسیر این آیات را توضیح دهید.

در آیه هجدهم سوره یاسین می‌فرماید: «قَالُوا إِنَّا تَطَيَّرْنَا بِكُمْ لَئِن لَّمْ تَنتَهُوا لَنَرْجُمَنَّكُمْ وَلَيَمَسَّنَّكُم مِّنَّا عَذَابٌ أَلِيمٌ؛ کافران به آن پیامبران گفتند: ما شما را به فال بد گرفته‌ایم، اگر از این سخنانی که می‌گویید، دست برندارید، قطعاً شما را سنگسار می‌کنیم و از طرف ما عذابی دردناک به شما خواهد رسید.» به اصطلاح امروزی گفتند شما بدقدم هستید. واژه «تَطَيَّرْ» که در این آیه آمده، به معنای فال بد زدن است؛ یعنی حضور شما شوم و مایه بدبختی ماست.


بیشتر بخوانید:


در تفاسیر دیگر آمده که این جریان با قطع باران و خشک‌شدن مزارع و باغ‌ها همزمان شده بود؛ یعنی آمدن این پیامبران با خشکسالی و قحطی مصادف شد. این‌ها گفتند قدم شما بد بود، ما خشک شدیم، باران نیامد؛ در حالی‌که این نتیجه گناهی بود که خودشان کرده بودند. گناه، مقدمه‌ای برای عذاب الهی بود که در آیات بعدی به‌روشنی نازل می‌شود؛ اما آن‌ها این را به حساب بدقدمی این سه پیامبری گذاشتند که برایشان فرستاده شده بود.

بعد از تکذیب، آن‌ها را تهدید کردند و گفتند: «لَئِن لَّمْ تَنتَهُوا لَنَرْجُمَنَّكُمْ»، یعنی اگر از این حرف‌هایی که می‌زنید، دست برندارید، شما را سنگسار می‌کنیم. «رجم» یعنی سنگ انداختن. سپس افزودند: «وَلَيَمَسَّنَّكُم مِّنَّا عَذَابٌ أَلِيمٌ»، یعنی از جانب ما عذابی دردناک به شما خواهد رسید.

در پاسخ، پیامبران در آیه ۱۹ فرمودند: «قَالُوا طَائِرُكُم مَّعَكُمْ أَئِن ذُكِّرْتُم بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ مُّسْرِفُونَ؛ شومی و بدیمنی که می‌گویید، با خود شماست؛ آیا اگر تذکر داده شدید، باید فال بد بزنید؟ نه، بلکه شما قومی اسراف‌کار و از حد گذشته‌اید.»

ایکنا ـ به خرافه‌بودن فال بد اشاره کردید. از نگاه قرآن و روایات، این موضوع چه جایگاهی دارد؟

فال بد و فال خوب اساساً خرافه است. هیچ ریشه علمی و هیچ ریشه دینی ندارد. با این حال عجیب است، با وجود اینکه همه می‌دانند خرافه است، حتی در کشورهای پیشرفته همچون فرانسه و ایتالیا هم هنوز رواج دارد. به نظرم جایی می‌خواندم که ایتالیا کشور فال است؛ یعنی بسیاری از کارهایشان را براساس فال انجام می‌دهند، در حالی که هیچ مبنای علمی و دینی ندارد.

در روایات ما صراحتاً آمده است: «الطِّیَرَةُ شِرْكٌ؛ فال بد زدن شرک است» و خط بطلانی بر آن کشیده شده است. همچنین می‌فرماید: «كَفَّارَةُ الطِّيَرَةِ التَّوَكُّلُ؛ کفاره فال بد، توکل بر خداست.» یعنی این حرف‌های چرت‌و‌پرت را کنار بگذارید، به خدا توکل کنید و تلاش کنید، همه‌چیز باید براساس واقعیت و عقلانیت باشد.

فال بد تبعات منفی زیادی دارد، از جمله سبب سوءظن به افراد می‌شود. برای مثال، مشکلی برای کسی پیش می‌آید و آن را گردن دیگری می‌اندازد، می‌گوید: «قیافه‌اش نحس بود»، «قدمش بد بود»، در حالی که سوءظن خودش گناه است.

باعث رکود در کارها می‌شود؛ انسان منتظر فال خوب می‌ماند. اثر منفی دیگرش این است که انسان مدام شکست را به خودش تلقین می‌کند، احساس حقارت می‌کند و می‌گوید: «من آدم بدشانسی هستم» و...، در حالی‌که باید تلاش کند و راه‌حل بیابد.

فال بد نسبت به مقدسات دینی و اولیای الهی بدترین نوع آن است، همان‌گونه که مردم آن شهر لطف الهی را نادیده گرفتند؛ خداوند سه پیامبر برای هدایتشان فرستاد، اما آنان نه‌تنها استقبال نکردند، بلکه گفتند: «شما دروغ می‌گویید» و بعد تهدید به سنگسار کردند.

ایکنا ـ پیام‌های این دو را برشمرید و اینکه در ادامه آیات، به تهدید و عذاب الیم اشاره شده است. این مفهوم چه ابعادی دارد و چه مطالبی از آن برداشت می‌شود؟

پیام‌های این دو آیه عبارت است از:

پیام اول: در برابر سخن انحرافی سکوت نکنید؛ باید شجاعانه، روشن و مستدل پاسخ داد، همان‌گونه که پیامبران در برابر «إِنَّا تَطَيَّرْنَا بِكُمْ» فرمودند: «طَائِرُكُم مَّعَكُمْ؛ بدیمنی از خود شماست.»

پیام دوم: روش همیشگی کفار برای تضعیف مؤمنان چند مرحله دارد؛ مرحله اول، تکذیب: «فَكَذَّبُوهُمَا»؛ مرحله دوم، تحقیر و اتهام: «إِنَّا تَطَيَّرْنَا بِكُمْ»؛ مرحله سوم، تهدید و خشونت: «لَنَرْجُمَنَّكُمْ» و این الگویی تکرارشونده در تاریخ است.

وقتی می‌گویند «وَلَيَمَسَّنَّكُم مِّنَّا عَذَابٌ أَلِيمٌ»، در بعضی تفاسیر آمده که این عذاب فقط شکنجه جسمی نیست. «لَنَرْجُمَنَّكُمْ» یعنی شکنجه جسمی با سنگ، اما شکنجه روحی هم هست؛ یعنی آن‌قدر تحقیرتان می‌کنیم، شما را استهزا و پیش مردم کوچک می‌کنیم که از نظر روحی هم در عذاب باشید و گاهی شکنجه‌های روحی از شکنجه‌های جسمی دردناک‌تر است. بنابراین، تعبیر «عَذَابٌ أَلِيمٌ» به‌کار رفته است.

پیام سوم: فال بد از آداب و رسوم جاهلیت است.

پیام چهارم: کسی که منطق ندارد، به خرافات متوسل می‌شود. چون کفار چیزی نداشتند در برابر پیامبران بگویند، به سراغ فال بد رفتند.

پیام پنجم: انحراف فکری مقدمه انحراف عملی است. انحراف فکری در «إِنَّا تَطَيَّرْنَا بِكُمْ» و انحراف عملی در «لَنَرْجُمَنَّكُمْ» ظاهر می‌شود. هیچ انحراف عملی‌ بدون مقدمه فکری شکل نمی‌گیرد.

پیام ششم: استفاده از تعبیر «لَنَرْجُمَنَّكُمْ» نشان‌دهنده سنگدلی کفار است، تا آنجا که به پیامبر خدا هم جسارت می‌شود. ضمن اینکه «رجم» معنایی دیگر هم دارد و آن فحش‌دادن و تهمت‌زدن است. گاهی ناسزا و تحقیر از سنگ دردناک‌تر است.

پیام هفتم: کفار وقتی در برابر منطق پیامبران حرفی ندارند، بعد از تکذیب به تهدید رومی‌آورند.

پیام هشتم: کار انبیا هم غفلت‌زدایی و توجه‌دادن مردم به فطرت پاک الهی‌شان است که از تعبیر «أَئِن ذُكِّرْتُم» فهمیده می‌شود.

پیام نهم: همچنین می‌فرماید: «بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ مُّسْرِفُونَ»؛ یکی از جلوه‌های اسراف، سرکشی و طغیان است و ریشه بدبختی‌ها طغیان و اسراف خود ما، نه ایمان به خدا و پیامبران به‌شمار می‌رود. به عبارتی، این آیه تصریح می‌کند که بدبختی از خود ما و نه از دین است.

مشکلاتی که امروز در جامعه به چشم می‌خورد، اگر به نام دین یا اسلام تمام می‌شود، یا از ضعف برنامه‌ریزی است یا از بد اجرا کردن؛ اما اصل دین، اصل قرآن، اصل تشیع و اصل وجود اهل‌ بیت(ع) هیچ خدشه‌ای ندارد.

ایکنا ـ به بدعت، خرافات اجتماعی و وظیفه مردم اشاره کردید. جمع‌بندی توضیحات شما در خصوص این موارد چیست؟

فال بد یا «طیره» یکی از جلوه‌های خرافات جاهلی است که در جامعه عرب پیش از اسلام رواج داشت و معمولاً با پرندگان یا حوادث طبیعی فال گرفته می‌شد. قرآن کریم و سنت پیامبر(ص) این رفتارها را صریحاً نقد می‌کند؛ زیرا اساساً چنین عملی مبتنی بر جهل و ترس غیرمنطقی است و هیچ ارتباطی با هدایت الهی ندارد.

درواقع، فال بد نمونه‌ای روشن از خرافه‌ای است که اگر در جامعه دینی نهادینه شود، به بدعت تبدیل می‌شود. بدعت، یعنی هر عملی که به نام دین انجام شود، ولی اصالتاً در دین وجود نداشته باشد و مردم را از مسیر صحیح دور کند.

روایات معتبر نیز نسبت به این موضوع هشدار داده‌اند. در حدیثی از امام صادق(ع) آمده است: «احترامُ المُبتَدِعِ هَدمُ الإسلام»؛ یعنی هرگونه حمایت یا تمکین به بدعت‌گذار، عملاً موجب تضعیف و تخریب اسلام می‌شود. این حکم نشان می‌دهد که دین پاک و صحیح هیچ‌گاه با بدعت یا خرافه آمیخته نمی‌شود و احترام به بدعت‌گذار، درواقع آسیب‌رساندن به جامعه دینی است. بنابراین، هر فرد در جامعه وظیفه دارد که نسبت به خرافات اجتماعی و بدعت‌های دینی حساس باشد و با توان و وسع خود، اقدام به اصلاح کند.

یکی از پیام‌های اصلی آیات ۱۸ و ۱۹ سوره یاسین این است که سکوت در برابر بدعت و خرافه توجیه‌پذیر نیست. حتی اگر فرد یا گروهی قدرت و نفوذ زیادی داشته باشند، ایمان واقعی به دین ایجاب می‌کند که انسان با روشنگری، هدایت و بیدارگری فکری، جلوی انتشار خرافه را بگیرد.

بدعت و خرافه نه‌تنها جامعه را از مسیر اخلاقی و دینی منحرف می‌کند، بلکه زمینه‌ساز فساد اجتماعی و اخلاقی نیز می‌شود. وقتی مردم به جای منطق و عقل، به خرافه و پیشگویی‌های بی‌پایه متوسل شوند، تصمیمات اجتماعی و فردی‌شان دچار خطا می‌شود و اثرات منفی گسترده‌ای بر خانواده، اقتصاد و نظام اجتماعی باقی می‌گذارد.

نکته مهم دیگر اینکه خرافه و بدعت همیشه با تظاهر دینی همراه است؛ یعنی افرادی که خود را اهل دین معرفی می‌کنند، ممکن است به‌دلیل قدرت یا موقعیت، خرافه را رفتار دینی جا بزنند. قرآن و روایات هشدار می‌دهند که پیروی از این افراد نه‌تنها هدایت نمی‌آورد، بلکه افراد جامعه را از مسیر حقیقی دین دور می‌کند. این موضوع در آموزه‌های اهل بیت(ع) نیز تصریح شده است؛ آنان همیشه مردم را به تمیزدادن دین ناب از خرافه و بدعت فرامی‌خواندند.

از منظر تربیتی و اجتماعی، وظیفه هر فرد در برابر خرافه و بدعت چند وجه دارد:

نخست: آگاه‌سازی خود؛ باید بتواند تفاوت میان دین اصیل و باورهای انحرافی را تشخیص دهد.

دوم: روشنگری عمومی؛ هر فرد با وسع و توانایی خود، حتی در حد مشورت، آموزش یا نقد علمی می‌تواند جامعه را از تأثیر بدعت و خرافه محافظت کند.

سوم: مبارزه فعال و مستمر؛ همان‌طور که پیامبران با صراحت و شجاعت با خرافه و انحراف مقابله می‌کردند، مؤمنان نیز نباید به بهانه احترام به افراد یا جایگاهشان سکوت کنند.

در مجموع، خرافه و بدعت تهدیدی جدی برای جامعه دینی هستند و مبارزه با آن‌ها، هم وظیفه فردی و هم مسئولیت جمعی است. آیات ۱۸ و ۱۹ سوره یاسین به‌وضوح نشان می‌دهند که ریشه مشکلات اجتماعی و بدبختی‌ها، نه ایمان به خدا، بلکه اسراف، طغیان و پیروی از خرافات است. پس هر تلاش برای رفع بدعت و روشنگری جامعه، هم نوعی عبودیت و هم حفاظت از مسیر صحیح دین است و باید با شجاعت، علم و اخلاص انجام شود.

انتهای پیام
خبرنگار:
زهرا سادات محمدی
دبیر:
محبوبه فرهنگ
captcha