کد خبر: 1335937
تعداد نظرات: ۳ نظر
تاریخ انتشار : ۱۷ آذر ۱۳۹۲ - ۱۵:۰۹
پس از هزار و اندی سال؛

صدای گریه‌‎های نازدانه حسین(ع) هنوز هم دل‌ها را بیدار می‌کند

گروه اندیشه: اگر گوش جان بسپاری هنوز هم صدای گریه‌های نازدانه حسین(ع) را از خرابه شام می‌شنوی که پاسخ کوبنده و دندان شکنی است به هم‌نسلان آن خوارجِ پینه بر پیشانی بسته، همانها که حریم امن اهل بیت پیامبر(ص) را مورد بی‌حرمتی قرار دادند.


به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، این جا مشهدالرضاست، هیئت جامعه الحسین(ع) میزبان مادران و دخترانی است که در سالروز شهادت دردانه امام حسین(ع) گردهم آمده اند تا در جوار حریم امن رضوی تسلی ده قلب داغدار ولی زمان باشند.



مادران آمده بودند با کودکانی سه ساله که شاید داغ دل زینب(س) را مرهمی باشند، شاید بتوانند پس از قرنها از گذشت واقعه جانسوز کربلا مظلومیت خاندان اهل بیت(ع) را به همگان نشان دهند.



این جا مملو از دختران کوچک و زیبایی است که مظلومیت سه ساله حسین(ع) و شیرین زبانی‌های او را در مقابل دیدگان ترسیم می‌کنند، امروز حسینیه جامعه الحسین(ع) مشهد میزان غنچه‌هایی است که هر کدام کنجکاوانه و مشتاقانه گوش فرا دادند تا از دردانه حسین(ع) بشنوند و بیاموزند، آمده بودند تا ادامه دهنده راه بی‌بی رقیه(ع) باشند، دردانه‌ای که دوری پدر و مصیبت عظمای رفته بر خاندانش را تاب نیاورد و به دیدار او شتافت.



این سه ساله‌ها آمده‌اند تا پروانه شمع وجود دردانه حسین(ع) شوند، خود را بیمه آن حضرت کرده و سر بر آستان کوچک اما آسمانی این بانوی بزرگوار بسایند و چون او پیام رسان نهضت عظیم حسینی شوند تا دختران زینبی و فاطمی و مادرانی آسمانی شوند.



و چه زیبا، مریدان این مکتب فرزندان خود را به هر بهانه‌ای سر سپرده آل الله می‌کنند، آن هنگام که در همایش شیرخوارگان حسینی معجون محبت، عشق و عقلانیت را یک جا در کام فرزندانشان می‌ریزند و اکنون هم که سنشان به سه سالگی رسیده این تجدید روحیه، عهد و پیمان را در قالب همایش سه ساله های حسینی(ع) ادامه می‌دهند.



مادران عاشق حسین(ع)، هر ساله و همه روز این ارادت را با روضه، نوا و کلام به وجود نازنینان خود تزریق می‌کنند تا آنان با دریافت این انرژی بی‌پایان، با سر نهادن بر این آستان و حرکت در مسیری که از بدو تولد با آن آشنا هستند، گام‌هایی بلند، محکم و پیوسته‌ای را برای یاری رساندن به منتقم خون حسین(ع) بردارند.



چنین جلساتی، شور و شعور حسینی را با هم همراه کرده تا نوگلان این دیار، نسلی حسینی، زینبی و عاشورایی پرورش یابند، پس ای اشک ها در عزای مصیبت خاندان عصمت و طهارت(ع) فرو ریزید و ای دل ها نالان شوید، چون شیعه با این اشک‌ها سیل به راه می‌اندازد و طومار زندگی ظالمان و فاسدان را در هم می‌پیچید.



ای سه ساله حسین(ع)، چه گذشت بر تو آن هنگام که 72 یار پدر را دیدی که جان خویش نثار آن معشوق بی‌مانند کردند و به ندای هل من ناصر ینصرنی او لبیک گفتند و عرضه داشتند: «آنان که تو را ندارند، هیچ ندارند ای حسین(ع)».



خرابه شام، از آن هنگام که تو ای رقیه(س)، سر بریده پدر را در مقابل دیدگانت دیدی و در غم این مصیبت بزرگ طاقت نیاورده و روح کوچک و نازنینت به حریم امن الهی پرواز کرد، روی آرامش شبانه به خود ندید و در این اندوه بزرگ نه تنها مردان و زنان حسینی بلکه همه سه‌ساله‌ها و کودکان عاشورایی در همه مکان‌ها و زمان‌ها داغدار شدند.



تو با آن گریه‌های شبانه‌ات که پایه‌های کاخ ظلم و شقاوت را به لرزه در آورد، پیام‌رسان مکتب پدر شدی و بار این رسالت را همچون عمه‌ات زینب(س) با آن پاهای زخم خورده، دل داغ دیده و شانه‌های کوچک بر دوش گرفتی که اگر همراهی و صلابت عمه‌ات زینب(س) نبود پیام آن حرکت عظیم بر زمین می‌ماند.



ای عزیز زینب(س)، آن هنگام که عمویت عباس(ع) از علقمه نیامد تا قطره آبی برای لبان تشنه‌ات بیاورد و نبودنش جگرت را بیشتر از تشنگی سوزاند، چه بر لب زمزمه کردی و از خدا چه خواستی که اولین کسی بودی که به پدر در خلد برین پیوستی، ای بی‌قرار عمو!



دردانه حسین(ع) هنگامی که در خرابه شام و در حال خواب دست‌های گرم و نوازشگر پدر را احساس کردی، از خواب پریدی و بهانه او و آغوش گرمش را گرفتی، و در آن خرابه‌ روضه‌خوان پدر شدی. اما آن حکومت جور سر نورانی او را برایت آورد و تو چه معصومانه با آن سر بریده درد دل کردی و چه گذشت میان تو و آن سر مقدس که دست در گردن پدر انداختی و به خواب رفتی؛ خرابه دیگر طاقت تنهایی تو را نداشت، صبح که بیدار شدی خود را چون فرشته‌ای در بهشت دیدی کنار برادرت اصغر(ع)...



رقیه جان(س) آن بوسه آخر که بر لبان پدر زدی چه کرد با وجودت و چه طعمی داشت که جان دادی؛ آیا بوی وصال می‌داد؟



اگر گوش جان بسپاری هنوز هم صدای گریه‌های نازدانه حسین(ع) را از خرابه شام می شنوی که پاسخ کوبنده و دندان شکنی است به هم نسلان آن خوارجِ پینه بر پیشانی بسته، همانها که حریم امن اهل بیت پیامبر(ص) را مورد بی‌حرمتی قرار دادند، اما هنوز هم صدای مظلومیت و بزرگی روح رقیه(س) در گوش تاریخ می‌پیچید و دل‌ها را بیدار می‌کند چون گریه های شبانه‌اش صدای مظلومیت و آزادی خواهی حسین(ع) است.



و اینک هم حریم سه ساله کربلا، پناه خیل عاشقان ولایت است تا اندوه غیبت مولای ما، مهدی موعود(عج) را تسکین دهد.



یا رب؛ به حق دختر کوچک و نازنین حسین(ع) فرج امام(عج) ما را برسان...



زهرا قندهاری

سیده آفرین
|
-
|
۱۸:۲۰ - ۱۳۹۲/۰۹/۲۰
0
0
به نام خدا.چقدر دیر صدای ناله های زهرای سه ساله را از لابلای خرابه های باور های بزنگار رفته شنیدیم.زهرای سه ساله برای خود نمی گریست بلکه برای ریشه ی ظلمی که گریبانگیر تمامی کودکان و زنان عالم می شد ضجه می زد. چه بسازمزمه ی آخر او با حسین هم راجع به تهاجم فرهنگی که نقش کلیدی زن را از او می دزد، بوده باشد!!!
ناشناس
|
-
|
۱۶:۴۸ - ۱۳۹۲/۱۲/۲۰
0
0
زیبا و تاثیر گذار بود متشکرم
ناشناس
|
-
|
۱۶:۴۸ - ۱۳۹۲/۱۲/۲۰
0
0
زیبا و تاثیر گذار بود متشکرم
captcha