کد خبر: 1552136
تاریخ انتشار : ۱۹ خرداد ۱۳۸۶ - ۱۱:۱۹

يك مدرس حوزه علميه مشهد: امام خمينی(ره) كاستی های عرفان را با حكمت متعاليه جبران می كرد

گروه انديشه و علم: يك مدرس حوزه علميه مشهد گفت: در منظومه فكری امام خمينی(ره) عرفان در ميدان های گوناگون حضور دارد. او با چنين نگاهی باعث حضور عرفان در عرصه سياست شد.

به گزارش خبرگزاری دانشجويان ايران(ايكنا) شعبه خراسان رضوی، حجت الاسلام يدالله يزدان پناه در همايش امام خمينی در عينيت حكمت و عرفان اسلامی در مشهد گفت: امام خمينی(ره) به عنوان عالم دينی در سطوح علوم مختلف، مجتهدی توانمند و ژرف انديش بود. او سالها در وادی فلسفه، عرفان، اخلاق و فقه در حوزه های علميه تدريس كرد و در هر يك از اين رشته ها از درجات عالی اجتهاد برخوردار بود.
پزدان پناه تاكيد كرد: امام(ره) با مهارت بی نظيری كه در علوم مختلف دينی داشتند و همه را جزو جدايی ناپذير دين می دانستند اما عرفان و معرفت خود را در صدر علوم نشانده بودند و ابعاد ديگر دين را بستر رسيدن به عرفان كرده اند.
وی ادامه داد: امام(ره) در كتاب «شرح جنود عقل و جهل» تاكيد می كنند كه عرفان و معرفت الله مقصود نهايی دين است و انسانی بايد از طريق عمل به دستورات شريعتی و فقه اصغر در عبادات و امور سياسی و... به مقام عرفان و معرفت بالله به صورت شهودی دست يابد.
اين مدرس حوزه با اشاره به كتاب های بسياری كه امام خمينی(ره) در حوزه عرفان نظری نوشته اند، خاطر نشان كرد: كتاب های امام با قلمی فنی و همراه با اصطلاحات و تحليل های خالص عرفانی نگاشته شده است و حاوی نظرات اختصاصی ايشان درباره عرفان نظری است.
يزدان پناه فهم متون دينی مثل آموزه های عرفانی را يكی از كاركردهای عرفان نظری دانست و افزود: امام به عنوان كسی كه محقق در عرفان و مجتهد در فهم متون دينی بوده است به خوبی به اهميت متون دينی واقف بود و از كسانی كه در فهم متون دينی گرفتار ظواهر شده اند و نمی توانند به عمق معارف دينی دست يابند به شدت انتقاد می كرد.
وی به كاركرد ديگر عرفان نظری اشاره كرد و گفت: عرفان نظری علاوه بر آموزه های توحيدی ناب كه زمينه فهم عميق از معارف توحيدی را فراهم می كند مشتمل بر مباحث انسان كامل و ولايت است اين ويژگی ژرف و باطنی روايات اصل بيت درباره ولايت و امامت به استوار سازی فرهنگ تشيع بسيار كمك می كند.
يزدان پناه به تعامل عرفانی با اخلاق اشاره كرد و گفت: امام خمينی عمل به اخلاق را مقدمه تهذيب نفس و سير و سلوك را مقدمه حصول معارف دانسته اند از سويی حضور عرفان در كتاب های اخلاقی امام بسيار پررنگ است.
وی تصريح كرد: امام در باب تعامل فقه و عرفان معتقد بود كه فقه ظاهر انسان را بر عهده دارد و عرفان به حيطه باطن انسانی تعلق دارد ولی ظاهر از باطن بريده نيست. در حقيقت دين از طريق فقه و ظاهر انسان را به سوی باطن می كشاند.
يزدان پناه گفت: امام به ساحت دين و انسان يعنی شريعت، طريقت و حقيقت اشاره می كند و ياد آور می شود كه فقه و احكام شريعت است، سير و سلوك باطنی و طی طريق به سوی خدا طريقت نام دارد و وصول الی الله و شهود حق تعالی و جلوه های او حقيقت ناميده می شود، پس طريقت و حقيقت به باطن اختصاص دارد و شريعت به ظاهر وی خاطر نشان كرد: امام معتقد بود كه راه رسيدن به طريقت و حقيقت، شريعت است با چنين نگاهی فقه را كه متكفل دنيای انسان است بستر دست يابی انسان به توحيد و معنويت دانست در واقع انسان به وسيله شريعت و فقه يابد به عمق و باطن سفر كند بنابر اين همه عبادات بلكه همه فقه برای ونصول انسان به خداذ و معرفت قلبی اوست.
وی تاكيد كرد: در حقيقت در منظومه فكری امام، عرفان از فقه و فقه از عرفان جدايی ندارد. آن چه امام به عنوان فرهنگ وظيفه مطرح كرد و گفت كه ما «مامور به وظيفه ايم نه نتيجه» از پشتوانه عميق عرفانی برخوردار است و با چنين نگاهی كه برگرفته از آيات و روايات و هماهنگی با روح عرفانی است، عمل به شريعت و دستورات دينی شيرينی و حلاوت خاصی پيدا می كند و همين نگاه امام است كه باعث حضور عرفان در عرصه سياست هم شده است و اين در عملكرد امام به خوبی قابل مشاهده است.
يزدان پناه يادآور شد: بين تصوف بازاری و عرفان حقيقی كه امام مدافع آن بود فرسنگ ها فاصله است. تصوف بازاری در جهل و بی سوادی گرفتار شده كه از سوی افرادی چون امام با عنوان چهل صوفيه خوانده شده است عرفانی كه دستخوش تعصبات فرقه ای، بدفهمی، عرفان نمايی پل رسيدن به دنيا، ابزار دست دشمنان اسلامی و... واقع شده است.
گفتنی است در اين همايش دكتر مهديه محقق، پژوهشگر ومدرس دانشگاه درباره نقش فلسفه در تمدن اسلامی ايران سخن گفت.
سپس علی رضايی تهرانی پيرامون نقش فلسفه در منظومه فكری و رفتاری امام به ايراد سخن پرداخت.
وی در اين باره افزود: فلسفه دانی به معنای داشتن تفكر فلسفی كه بيش ترين اثر را در فكر و رفتار انسان دارد با كسانی كه فلسفه خوانده اند و دانسته اند اما دارای تفكر فلسفی نيستند تفاوت بسيار دارد.
وی از امام خمينی به عنوان يك فيلسوف دارای تفكر فلسفی ياد كرد و افزود: فلسفه دانی امام در منظومه ی فكری و رفتاری او نقش بی نظيری داشته است گرچه عرفان نقش اول را در تفكر و رفتار امام ايفا می كند ولی امام عرفان را با قرائت صدرايی می بيند و كاستی های آن را با تحليلی های عميق حكمت متعاليه جبران می كند.
لازم به ذكر است همايش امام خمينی در عينيت حكمت و عرفان اسلامی به همت دفتر تبليغات اسلامی خراسان رضوی برگزار شد.
captcha