کد خبر: 2518513
تاریخ انتشار : ۲۴ فروردين ۱۳۹۲ - ۱۳:۵۸

فاطمه(س)؛ بانويی به وسعت مظلوميت تاريخ

گروه اجتماعی: فاطميه، واژه غريبی است كه بعد از گذشت بيش از 1400 سال هنوز هم آتشی به دل‌های شيعيان می‌افكند و آه از نهاد دوست‌داران اهل بيت(ع) بلند می‌كند.

فاطميه، واژه غريبی است كه بعد از گذشت بيش از 1400 سال هنوز هم آتشی به دل‌های شيعيان می‌افكند و آه از نهاد دوست‌داران اهل بيت(ع) بلند می‌كند.
در خصوص ايام فاطميه تاكنون مورخين و اسلام شناسان سخنان زيادی به زبان آورده و هر كدام بر اساس معرفت خود، مطالبی را پيرامون شخصيت و زندگی حضرت فاطمه زهرا(س) عنوان كردند و تقريبا همه آنها كه از مذاهب مختلف پيروی می‌كنند، به مظلوميت ام ابيها اعتراف داشته‌اند و دارند.
مظلوميتی كه نه از سوی دلسوزی و ترحم است، بلكه اين اعتراف به دليل ظلم و ستمی است كه بی‌دليل و تنها به دليل بندگی خداوند و حمايت از بزرگ‌مرد تاريخ بر دختر رسول خدا(ص) وارد آمده است.
بانويی كه آنقدر جايگاهش والا بود كه خداوند سوره‌ای از قرآن مجيد را به نام او رقم زده و در زمانی كه اعراب جاهل شبه جزيره عربستان تولد دختر را ننگ می‌دانستند، در ظلمت جهل آن سرزمين طلوع كرد تا افق روشنی را پيش‌روی جهان بشريت قرار دهد.
زندگی آن حضرت در دوران حياتشان با سختی‌ها و مشكلات فراوانی همراه بود و علی رغم اينكه ايشان دختر رسول خدا(ص) و همسر جانشين پيامبر رحمت و مهربانی(ص) بودند، هيچ برتری دنيايی نسبت به سايرين نداشت و آنگونه كه مورخين درمنابع معتبر آورده اند، با وجود توانايی مالی، ايشان در سطح پايين‌ترين افراد جامعه امرار معاش می‌كردند.
اما مصيبت دختر رسالت و مادر امامت پس از رحلت رسول گرانقدر اسلام، چندين برابر شد، زيرا از طرفی داغ فراق پدر، شمع وجود حضرت زهرا(س) را قطره قطره آب می‌كرد و از طرفی نيز بی‌حرمتی و جسارت به حضرت علی(ع)، زندگی دنيايی را بر ايشان تنگ كرده بود.
بی‌حرمتی‌هايی كه پايانی نداشت و جسارت قاصبين خلافت را تا جايی رساند كه حتی خانه‌نشينی جانشين پيامبر(ص) را نيز تحمل نكردند و درب منزل ايشان را به آتش كشيدند.
امام صادق(ع) مى‏فرمايند: «مادرم فاطمه(س)، پس از رحلت پدرشان، هفتاد و پنج روز زندگى كردند، ولى در اين ايام بسيار محزون بودند و در فراق پدر مى‏سوختند».
در طول اين مدت جبرئيل به حضور زهرا(س) مى‏رسيد، و او را در عزاى پدر تسليت مى‏گفت، و دلش را از غصه‏ها آرام مى‏ساخت و از جايگاه پيامبر(ص) و اخبار او آگاهش مى‏كرد، حتى اخبار آينده را در مورد فرزندانش به اطلاع او مى‏رسانيد و اميرالمؤمنين(ع) نيز آنها را مى‏نوشت.
مظلوميت ام ابيها(س) تا زمان پايان حيات ايشان نيز ادامه يافت به صورتی كه ايشان در وصيت خود به امام اول شيعيان چنين فرمودند: «يا على! من فاطمه دختر حضرت محمّد(ص) می‌باشم. خدا مرا در دنيا و آخرت براى تو تزويج نمود، يا على! مرا غسل بده، شبانه دفن كن، شبانه بر بدنم نماز بگذار، شبانه بخاكم بسپار، احدى را از فوت من آگاه مكن، من تو را بخدا می سپارم و تا روز قيامت به فرزندانم سلام می‌رسانم»
در شب دفن فاطمه(س) گوشه‏اى از شخصيت آن‏ بانوى بزرگوار به عالم بشريت‏ شناسانده شد، على(ع) بزرگ مردى بود كه جنگ‏ها و شمشيرها و ناملايمات زندگى در او هراسى به وجود نياورد اما غصه مرگ فاطمه، كمر او را شكست، زيرا او مى‏دانست فاطمه كه بود.
ايشان بر جنازه فاطمه زهرا(س) نماز خواند، سپس دست‏ها را به سوى آسمان بلند كرد و فرياد زد: «هذه بنت نبيك فاطمه اخرجتها من‏الظلمات الى النور، پروردگارا! اين فاطمه، دختر پيامبر تو است كه او را ازظلمات به سوى نور بردى»، گفته‏اند كه تا على(ع) اين سخن را گفت زمين به‏ اندازه يك ميل در يك ميل، نور باران شد و بدن فاطمه را در بر گرفت.
يزيد بن عبدالملك نوفلى از جدش چنين روايت كرده است كه روزى خدمت حضرت فاطمه زهرا(س) مشرف شدم، ابتدا آن حضرت بر من سلام كرد و فرمود:« پدرم در زمان حياتش فرمود: هركس سه روز بر من و تو سلام كند، بهشت براى او خواهد بود».
وی می گويد از حضرتش پرسيدم: آيا اين مطلب تنها مخصوص دوران حيات و زندگى شما و رسول‌الله(ص) است كه آن حضرت در پاسخ فرمودند: «هم در زمان زندگى و هم پس از مرگ ما».
مصطفی ياوری‌نسب
captcha