عنوان سوژه: ابعاد اعتقادی، اخلاقی و اجتماعی انتظار (به مناسبت نيمه شعبان)
مقدمه
بیشك مؤلفه انتظار در فرهنگ و باور شيعی، با معطوف كردن و جهت دادن باورها و رفتارهای باورمندان به آن، به سمت آينده و با تقويت آيندهگرائیِ موجود در اكثر اديان، نقشی مؤثر در تمايز يافتن فرهنگ شيعی از ساير فرهنگها و مذاهب ايفا كرده است.
اين تمايز در واقع با تأكيد بر انتظار و ترسيم مشخصههای جامعه آرمانی منتظَر، در روايات ائمه(ع) شيعه انجام گرفته و به يكی از عناصر هميشه حاضر در فرهنگ مذهبی و اجتماعی جامعه شيعی بدل شده است. اين فرهنگ تأثيرات خود را در جنبهها و جهات گوناگونی به منصه ظهور رسانده كه يكی از جدیترين اين تأثيرات به ثمر رسيدن انقلاب اسلامی در پرتو آرمانگرائی شيعی است.
مبانی نظری
اگر بتوان آيندهگرائی را يكی از ويژگیهای به شدت تقويتشده در اديان ابراهيمی دانست، در حالی كه اين آينده در نزد يهوديت به گونهای تحريف شده صرفاً در روی زمين و در جستوجوی سرزمين موعود خلاصه میشود و در نزد مسيحيان، آينده روشن فقط در آسمان تحقق میيابد و سهم زمين از آن، تنها خونريزی و جنگ خواهد بود، اما در اسلام با طرح مفاهيم دنيا و آخرت و ترسيم صحنهای قابل درك و قابل تصور از آخرالزمان و قيامت، اين توجه به طور همزمان هم به دنيا و هم به آخرت معطوف شده و جستجوی آينده در هر دوی اين ساحتها جهتدهی شده است.
تلاش برای دستيابی به سرزمين موعود، بیدغدغه پاسخگوئی در ساحتی اعلی و مطلق، آيندهای پريشان را پيش روی انسان قرار میدهد. اين سرزمين موعود كه به دليل آلوده بودنش به تصويرهای جامعه بيمار يهود، ناتوان از به همراه داشتن نشان آسمانی خويش است و از ظهور مطلق الهی در صحنه حساب قيامت واهمه دارد و از سپردن خويش به اين باور ناتوان است، با علی السويه كردن ارزشها و منتشر ساختن فرد در امكاناتش، هرگونه مركزيتی را جز مركزيت نفس حيوانی او میزدايد و انسان را از اعتلا بازمیدارد.
مسيحيت در مقام تلاشی برای رفع اين مانع و بركشيدن انسان از اين مرحله و باورمند ساختنش به آسمان، ابتدا و در عكسالعمل ناخودآگاه در مقابل سرسختی چارهناپذير قوم يهود و سدی كه از همين راه در آگاهی انسانی پديد آمده بود، جز از طريق نفی دنيا درك نشد، اما اين نفی در گذر زمان به عكس خود بدل شد و زمينههای دنياپرستانه يهودی در مسيحيت نيز غلبه يافت و اكنون تنها شايد فقط در برخی از فرقههای محدود مسيحی بتوان سراغی از منجیگرايی واقعاً مسيحی را يافت و جريان منجیگرايی غالب در مسيحيت نيز اكنون چيزی جز جستجوی ارض موعود با تمام امكانات جهنمیِ دنيوی نيست.
اما آن چه اسلام را در زمينه اين آيندهگرايی از ساير اديان متمايز میسازد ارائه تصويری كامل از بهشت و دوزخ در قرآن كريم و نظريهای نظاممند در باب عدالت در بيان معصومين(ع) است كه جلوه و تحقق نهايی خود را در حكومت عدل مهدی موعود(ع) میيابد. میتوان گفت كه با تكميل شدن پازل هستیشناسی دينی با پرداخت مناسب مؤلفه معاد در دين اسلام، نسبت نظر و عمل در جهانبينی اسلامی به گونهای تعيين میشود كه با گشوده شدن امكان معرفتشناختی طرح مفهوم عدالت به نحوی منسجم همراه است. در واقع طرح دقيق و عميق معاد در دين مبين اسلام، همزمان با نزديك ساختن مفهوم عدل به ذهن بشر، زوايای تحقق آن در دنيا را نيز شفافتر میسازد و با ايجاد آمادگی در انسان و وسعت بخشيدن به افق نگاه حقيقتبين او در دنيا، امكان سخن گفتن از عدل را به نحوی حقانیتر ميسر میكند. اينها همه با اسلام و آموزههای اسلامی محقق شد.
بنابراين در اسلام توجه به آينده دنيا در پرتو انسجام و عمق يافتن آيندهگرايی اخروی نظام میيابد و همواره به جنبههای آرمانی زندگی الهی انسان متعهد باقی میماند و از همين مسير از بقيه جريانات و مكاتب منجیگرا جدا میشود. بیشك چنان كه تا حدی اشاره شد ابعاد اعتقادی اين مقوله در قالب آرمانگرايی اسلامی و كيفيت آيندهگرايانه و كمالگرايانه فرهنگ انتظار قابل بررسی است. همچنين رد اين تأثيرات را میتوان در حوزه اخلاق و در مواردی از قبيل رابطه كمال انسانی و انديشه مهدويت، مؤلفههای انگيزشی و جنبههای كابردی موعودگرايی در اخلاق و يا مباحث مرتبط با اميد و معنای زندگی در حوزههای مباحث روانشناختی و يا عناصر هويتبخش و حركت آفرين در سطح اجتماعی نيز پی گرفت. آن چه در نهايت و با بررسی عناصر اعتقادشناختی، ارزششناختی، روانشناختی، جامعهشناختی و مواردی از اين دست حاصل خواهد شد، غنای مفهومی «فرهنگ انتظار» خواهد بود كه خود در مرحلهای ديگر میتواند منجر به ترسيم الگوی كمالگرايانه و آيندهگرايانه شيعی، با تفكيك دقيق عناصر و مؤلفههای دخيل و شناخت مراحل و فرآيند هويتيابی جامعه شيعی منتظر شود.
محورهای سوژه «ابعاد اعتقادی، اخلاقی و اجتماعی انتظار»
- تحليل مفهومشناختی انتظار و بررسی نسبت آن با ساير عناصر و مؤلفههای فكر شيعی
- بازخوانی آموزههای اعتقادی، اخلاقی و اجتماعی اسلام با محوريت مفهوم انتظار
- ميزان تحقق يافتن اين آموزهها در قالب فرهنگ انتظار و تمايز يافتن هويتی جامعه شيعی از اين رهگذر
- اولويتبندی اوصاف و ويژگیهايی كه جامعه منتظر معطوف به آن تعريف و تصوير شده است
- مراحل و فرآيند هويتيابی فرد و جامعه شيعی با توجه به اولويتبندی مطرح شده در محور قبلی
- واژه انتظار در وهله اول معطوف به چه چيزی تعريف میشود؟
- تعاليم و آموزههای اسلامی و شيعی در حوزههای اعتقادی، اخلاقی و اجتماعی چگونه میتواند با محوريت مفهوم انتظار بازخوانی شود؟
- تأثير آموزههای اعتقادی اسلام و شيعه را چگونه میتوان در فرهنگ انتظار مشاهده كرد و يا اين كه چگونه اين آموزهها در فرهنگ انتظار به كمال میرسند؟
- آيا میتوان از نظريهای آيندهگرايانه در اخلاق سخن گفت كه ضمانت اجرايی خود را در فرهنگ انتظار به دست میآورد؟
- مؤلفههای انگيزشی و جنبههای كاربردی فرهنگ انتظار برای اخلاق چيست؟
- رابطه اميد به زندگی و باور به موعود چيست؟
- ميزان تأثير باور به منجی در احساس معناداری زندگی تا چه حد است؟
- موارد فوق تاكنون تا چه حد جامعه شيعی را از نظر هويتی از ساير گروهها و مكاتب متمايز ساخته است؟
- اوصاف و ويژگیهايی كه برای فرد و جامعه منتظر برشمرده شده و يا بنا به تعريف بايد دارا باشند، با چه اولويتبندیای مطرح شده يا بايد مطرح شود؟
- اين اولويتها چه مراحل و فرآيندی را برای فرهنگ انتظار و جامعه واجد چنين فرهنگی ترسيم میكند؟