به گزارش خبرگزاری بينالمللی قرآن (ايكنا)، آيتالله محسن اراكی، دبيركل مجمع جهانی تقريب مذاهب اسلامی، امروز، 3 تيرماه، در دومين روز برگزاری نهمين همايش بين المللی دكترين مهدويت به بيان سخنانی با موضوع ظهور منجی آخرين از نگاه فلسفه تاريخ اسلامی پرداخت و گفت: ما از منابع دينی قرآن و سنت به يك فلسفه تاريخ كامل دست پيدا می كنيم كه در آن هم پيدايش جوامع، هم پيدايش دولت ها و هم پيدايش تمدن ها و هم حركت تاريخ و جايگزينی تمدن ها نسبت به هم تبيين و تفسير شده است.
آيت الله اراكی برای ترسيم جايگاه منجی آخرين در فلسفه تاريخ اسلامی ابتدا به اصول كلی اين فلسفه تاريخ پرداخت و بيان كرد: با يك نگاه بسيار كلی می توان چند اصل را به عنوان اصول حركت تاريخ و فلسفه تاريخ از نگاه اسلام و منابع اسلامی عرضه كرد؛ اصل اول اين است كه جامعه بشر در حركت به سوی جامعه عدل سراسری است و اين نقطه غايی حركت جوامع بشری است كه از آغاز در حركت به سمت اين جامعه برترين بوده اند و هستی جامعه بشری بر مبنای حركت و تطور جامعه بشری برای رسيدن به اين نقطه غايی شكل گرفته است.
وی ارادی بودن حركت جوامع بشری را اصل دوم حاكم بر تاريخ دانست و گفت: تحولات جامعه بشری با اراده رقم می خورد اما بر اساس اين فلسفه تاريخ مبتنی بر منابع اسلامی در ميان جوامع بشری هميشه يك اراده جمعی شكل می گيرد كه اين اراده جمعی است كه سرنوشت جوامع را رقم می زند.
آيت الله اراكی اين حركت تاريخی و ارادی جامعه بشری را در عين حال قانونمند دانست و عنوان كرد: البته اين قانونمندی با ارادی بودن آن در تنافی نيست. آن چه كه در فرهنگ دينی ما از آن به قضا و قدر ياد می شود تعبيری از همين قانونمندی اراده انسانی، چه در بعد فردی و چه در بعد جمعی است كه البته در بعد جمعی می توان از سنن الهی سخن گفت. بر اين اساس اراده جمعی سرنوشت جامعه ها را رقم می زند اما اين اراده جمعی در چارچوب سنت های الهی حركت می كند.
دبير كل مجمع جهانی تقريب مذاهب اسلامی در ادامه به تبيين سنت های اصلی از منظر اين فلسفه تاريخ پرداخت و عنوان كرد: سنت اول سنت ضرورت وجود فرصت عدل در جامعه بشری است. قرآن بر اين سنت تأكيد دارد كه در جامعه بشر، در همه ادوار و در همه زمينه ها، فرصت پيدايش آن جامعه عدل برين هميشه بايد وجود داشته باشد و اراده جمعی بشر بايد بتواند آن جامعه عدل را تشكيل دهد و برقرار كند.
وی با بيان اين كه اين فرصت عدل در دو چيز خلاصه می شود يا از دو حقيقت مهم در جوامع بشری برمی خيزد، اظهار كرد: يكی آن چيزی كه در واژگان دينی ما از آن به ميزان و همچنين شاهد و همچنين امام تعبير شده است؛ شخصيتی كه اين سه خاصيت در او تبلور پيدا كند كه امام و راهنمای مردم به سوی آن جامعه عدل باشد و اراده او اراده و پيشرو برتر باشد. او در عين حال شاهد است، يعنی رفتار و شخصيت او كاملاً نشان دهنده و گواه بر عدل است. رفتار آن ها جلوه گر كتاب است و كسی كه بخواهد كتاب را تفسير كند و حقايق كتاب را بيابد بايد به اين چنين شاهدی رجوع كند. او همچنين ميزان است و اين ميزان بودن در رفتار او مشخص است و عدل را در رفتار او بايد ديد و آن جا كه نمی توان شناخت عدل كدام است و مرزهای عدل و ظلم دچار تيرگی می شوند ميزان تشخيص حق و عدل اوست.
آيت الله اراكی با بيان اين كه ميزان نيز همچون كتاب بعد از رسول اكرم(ص) ماندگار خواهد بود، ادامه داد: هم شاهد بايد هميشه در جوامع بشری موجود باشد هم اين كه هر جامعهای دارای شهيدی است. شاهد هر امت بايد در ميان آن امت زنده باشد فلذا شهادت مستلزم معاصرت است.
وی پس از تبيين بخش اول فرصت عدل، در نقش امام شاهد ميزان، از وجود امت همراه و پذيرا به عنوان بخش دوم فرصت عدل سخن گفت و بيان كرد: اين امت يا دعوت امام ميزان را اجابت می كند و از او تبعيت و با او در اقامه جامعه عدل همراهی ميكند و به بستر پديد آمدن آن جامعه عدل بدل ميشود و يا منشأ پيدايش نسلی میشود كه نسل همراه امام باشد و اگر نه اجابت كند دعوت پيامبران و رهبران الهی را و نه بستری برای پديد آمدن چنين جامعه ای در آينده شود محكوم به انقراض خواهد شد؛ چرا كه فلسفه وجودی خود را از دست خواهد داد.
آيت الله اراكی از سنت خلافت الهی به عنوان دومين سنت در اين نگاه اسلامی به فلسفه تاريخ ياد كرد و گفت: اين خلافت دارای سه مرحله خلافت فردی، خلافت جمعی صغير و خلافت جمعی كبير است كه خلافت جمعی صغير در دوران نبی مكرم اسلام محقق شد و حكومت عدل آخرالزمان همان خلافت جمعی كبير خواهد بود كه اين خلافت ها نيز با شهادت همراه است و حركت تاريخ از اين سه مرحله كلان عبور خواهد كرد.
وی اصل سوم را مبنی بر اين دانست كه دستيابی به جامعه خلافت كلان يا جامعه عدل كلان بر اساس دو سنت تثبيت امت پيرو نبی و ياری و رشد آن محقق می كند، اظهار كرد: در صورتی كه يك امت بپذيرد كه به دو ميثاق طاعت و نصرت عمل كند؛ دو ميثاقی كه رابطه امت و امام با آن ها برقرار و تعريف می شود و لذا يك امت واحده برخوردار از با دو رابطه ولايت طولی و ولايت عرضی و يك جامعه با يك بافت الهی و با يك بفات اطاعت خدايی شكل می گيرد.
دبير كل مجمع جهانی تقريب مذاهب اسلامی ادامه داد: در صورتی كه چنين نشد سنت استبدال جاری خواهد شد و خداوند با اين سنت يك جامعه و امت را كنار می زند و امت ديگری را جايگزين آن می كند. در چند جای قرآن كريم به اين سنت اشاره شده است كه اگر جوامعی كه به قدرت و شوكت و عزت می رسند به شرط اطاعت و نصرت رهبران الهی عمل كنند، اين قدرت ادامه خواهد يافت و سنت تثبيت و اسناد و انماء در حق آن ها جاری خواهد شد و گرنه به طور حتم اين عزت و اين تمدن از آنان سلب خواهد شد و به دست قوم ديگری سپرده خواهد شد.
وی افزود: يا جامعه بايد اين مسئوليت خلافت الهی و عمل به آن را بپذيرد و اگر ابا كند سنت استبدال جايگزينی صورت می گيرد و و اين دستگردی قدرت همچنان ادامه خواهد يافت تا آن جامعه وفادار به ميثاق طاعت و نصرت شكل بگيرد و آن جامعه وفادار است به ميثاق طاعت و نصرت است كه اگر بر آن ميثاق پايدار بماند، توفيق رهبری كل جوامع بشر برای برپايی خلافت كبری و جامعه خلافت كبير به او دست خواهد داد.
آيت الله اراكی سنت بعدی را مشير به نحوه جابجايی جوامع عنوان كرد و گفت: نحوه تعامل مردم و جوامع قدرتمند با رهبران الهی اساس حركت جوامع و دستگردانی قدرت است. بر اين اساس در قرآن از امام الهی كه همچنان كه گفته شد يك فرصت است، به نعمت كبری يا اتمام نعمت تعبير شده است؛ كه نعمت برگزيدگی برای برپايی حكومت عدل است. وقتی رهبری الهی در جامعه ظهور می كند اين رهبری الهی در واقع اتمام نعمت و اتمام حجت با جامعه متمكن به برپايی عدل است و اگر اين جامعه اين نعمت را شكرگزار بود اين نعمت در حق اين جامعه تداوم خواهد يافت و گرنه اين نعمت از اين جامعه سلب خواهد شد.
وی از اصل ديگری نيز سخن گفت و بيان كرد: بر مبنای نحوه تعامل جوامع با رهبران الهی سنتی به نام سنت ظهور و غيبت رهبران شكل می گيرد. در يك جامعه تمكن اقامه عدل وجود دارد و با ظهور يك رهبر الهی و شاهد اتمام نعمت شده است و اگر جامعه همراه اين امامت نشد سه نوع غيبت ممكن است پديد آيد.
دبير كل مجمع جهانی تقريب مذاهب اسلامی افزود: اولين نوع غيبت غيبت تعليق است اين جا جايی است كه همه فرصت ها به رهبر الهی داده نشده است و برخی از مسئوليت ها به عوامل مختلف تعليق می شود. نوع دوم غيبت مكانی است كه رهبر در صورتی كه امكان عمل كردن به مسئوليت ها برای او وجود نداشته باشد به مكان ديگری نقل مكان می كند و غيبتی مكانی ايجاد می شود. نوع ديگر نيز غيبت زمانی است كه راهبر الهی در شرايطی كه به هيچ وجه امكانی برای حضور و ظهور نباشد اين جا سنت غيبت زمانی اجرا می شود.