کد خبر: 4362286
تاریخ انتشار : ۱۴ تير ۱۴۰۵ - ۰۳:۰۴

حکمرانی رهبر شهید، پاسخی به نیاز تاریخی امت اسلام و مقابله با استعمار مدرن

درک ابعاد حکمرانی رهبر شهید انقلاب، نیازمند تحلیل دقیق عقبه‌های فکری و سیر تکاملی اندیشه‌های ایشان است. این مسیر که از دغدغه‌های طلبگی در مشهد آغاز و با هدایت امام خمینی (ره) به کمال رسید، در واقع تلاشی برای بازگرداندن مفهوم توحید از فضای خصوصی و سلوکی به میدان اثرگذاری اجتماعی بود. در این راستا، حجت‌الاسلام حمید پارسانیا عضو هیئت علمی دانشگاه تهران در برنامه «جریان» شبکه یک، با بررسی تحولات فقاهت از دوران میرزای نائینی تا ولایت فقیه، تبیین کرد چگونه این حکمرانی توانست شکاف میان «حضور فرهنگی» و «اقتدار سیاسی» را ترمیم کرده و پاسخی تمدنی به نظم جهانی باشد.

پارسانیا
به گزارش ایکنا؛ حکمرانی ۳۷ ساله رهبر شهید انقلاب، فراتر از یک مدیریت سیاسی، پاسخی به خلأ تاریخی قدرت در امت اسلام و تکامله‌ای از مفهوم «توحید» در عرصه اجتماعی است. حجت‌الاسلام پارسانیا در تحلیلی جامع، این دوران را حاصل پیوند میان سنت حوزوی و نیازهای مدرن دانشت که توانست با عبور از «کباده روشنفکری»، الگویی نوین از اقتدار سیاسی در برابر هژمونی استعمار مدرن ارائه دهد.

پارسانیا در ابتدای تحلیل خود اظهار کرد: ویژگی‌های اخلاقی رهبر شهید نظیر تواضع، ساده‌زیستی، پاک‌دستی و زهد، نباید صرفاً به‌عنوان فضائل فردی نگریسته شوند، زیرا این ویژگی‌ها در قامت حاکمیت و در نحوه اداره جامعه متجلی شده‌اند. وی معتقد است عظمت این جایگاه و نقش، متناسب با عظمت یک مقطع تاریخی، یک فرهنگ و تمدن و تمامی کسانی است که زمینه پدید آمدن این مقطع را فراهم کردند و عملکرد رهبری در این بستر و در پیوند با این عقبه‌های تاریخی و تمدنی قابل تحلیل است.

عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، سیر تحول فکری رهبر شهید را در دو مقطع کلیدی بررسی کرد: در مقطع نخست، ایشان در دوران طلبگی و پیش از وقایع ۱۵ خرداد، تحت تأثیر چهره‌هایی چون «نواب» و محیط روشنفکری مشهد که نسبت به مسائل سیاسی حساس بودند، به این باور رسید که اسلام نباید تنها در زندگی خصوصی افراد جستجو شود، بلکه باید به آسیب‌هایی که امت اسلامی در سطح نظام سیاسی و جهانی با آن‌ها مواجه است، پاسخ داد. در مقطع دوم، مواجهه با امام خمینی(ره) در دو مرحله (دوران تحصیل در قم و جنبش ۱۵ خرداد و سپس در جریان انقلاب) رخ داد.  پارسانیا اشاره کرد حتی خود رهبر شهید نیز در ابتدا پیش‌بینی نمی‌کردند که انقلاب با این سرعت پاسخ دهد و پیروز شود؛ اما همین اتفاق، قدرت و عظمت ریشه‌های تاریخی و فرهنگی این خیزش را به اثبات رساند.

وی یکی از محورهای اصلی تحلیل خود را بازتعریف مفهوم «توحید» قرار داد. وی بیان کرد در تاریخ، عارفان توحید را در عرصه اخلاق و سلوک، و فقها آن را در عرصه عبودیت و رفتار می‌دیدند؛ اما رهبر شهید، توحید را به «عرصه سیاست و نظام اجتماعی» بردند. از نگاه ایشان، اسلام یک پدیده شخصی نیست، بلکه پدیده‌ای اجتماعی، تاریخ‌ساز و تمدن‌ساز است. ایشان متوجه شدند که پس از دوران نبوت و مدینه، یک آسیب جدی در سطح نظام سیاسی امت اسلامی رخ داده و این «کمبود قدرت سیاسی» مسئله اصلی زمانه است؛ لذا «توحید سیاسی» را به‌عنوان پاسخی به این نیاز تاریخی مطرح کردند. وی تأکید کرد این توحید سیاسی، جدا از توحیدهای فقهی، فلسفی و عرفانی نیست، بلکه تکامله‌ای از یک مجموعه فرهنگی است که امام خمینی(ره) فضای عینیت بخشیدن به آن را فراهم آوردند.
 
پارسانیا

 

تحول از «کباده روشنفکری» به بصیرت تمدنی و نظم جهانی

پارسانیا با نقل خاطره‌ای از نشستی با رهبر شهید (طرح کوثر در تهران)، به تعبیری از ایشان اشاره کرد که فرمودند: «ما که کباده روشنفکری را به تن داشتیم، امام(ره) ما را متحول کرد.» وی تحلیل کرد ایشان در محیط روشنفکری حضور داشتند، اما در جستجوی این بودند که آیا ظرفیت‌های عرفانی و سنتی (که در دوران معاصر در ایران فعال نبود) می‌تواند پاسخگوی نیازهای کلان زمین و زمانه باشد یا خیر (مسئله‌ای که شاید از زمان سید جمال‌الدین افغانی مورد توجه متفکرین بود). امام خمینی(ره) این حلقه را وصل کرد و نشان داد که ظرفیت‌های سنت حوزوی، پاسخگوی نیازهای روز زمانه و مسائل کلان سیاسی است و می‌توان در عین حضور در سنت حوزوی، در سطح سیاست جهانی فعال بود و در برابر نظم جهانی (تقسیم‌بندی بلوک شرق و غرب) ایستاد؛ چنان‌که در جنگ هشت ساله، هماهنگی قدرت‌های جهانی در برابر این هویت جدید به‌وضوح مشاهده شد.

عضو هیئت علمی دانشگاه تهران در تحلیل شکاف میان «حضور فرهنگی» و «اقتدار سیاسی» در تاریخ اسلام اظهار کرد: در تاریخ ما، دین و هویت ملت در لایه‌های فرهنگی حضور داشت اما در تصمیم‌گیری‌های کلان (حاکمیت) راست‌قامت نبود و به اسارت درآمد (مانند حملات مغول). در آن دوران، دفاع از فرهنگ اسلامی عمدتاً در زندگی خصوصی، اخلاق، فتوت و عرفان می‌چرخید و فقاهت نیز بیشتر ناظر به مسائل خصوصی زندگی افراد بود و نوعی فاصله نسبت به قدرت سیاسی داشت. اما از قرن ۱۸ و ۱۹ به بعد، با پدیده «استعمار مدرن» و هژمونی قدرت‌های بیرونی مواجه شدیم. قدرت‌های استعماری راهبردی داشتند که از مفاهیم فرهنگی اسلام پوشش می‌گرفتند تا خود را توجیه کنند (مانند پادشاهانی که خود را اسلام‌پناه معرفی می‌کردند)، اما در واقعیت، به دنبال حذف لایه‌های عمیق تمدن اسلامی بودند.
 
وی تأکید کرد: قدرت‌های استعماری، برخلاف قدرت‌های قدیمی، در فرهنگ ما شکل نگرفته‌اند و هدفشان حذف کامل این تمدن است. در این شرایط، حضرت امام(ره) ذخایر فرهنگی را به گونه‌ای فعال کرد که پیشینه تاریخی نداشت و «ولایت فقیه» را به‌عنوان پاسخی به این استعمار و نیازهای کلان سیاسی مطرح کرد.
 
پارسانیا

 

تکامل نهاد علم: از میرزای نائینی تا ولایت فقیه

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در بررسی تحول نقش فقاهت، به دیدگاه‌های میرزای نائینی در صدر مشروطه اشاره کرد و گفت: ایشان تعبیری به کار بردند که اگر متولی یک موقوفه نباشد و کسی آن را غصب کرده باشد، باید سعی کرد دست‌کم آن غاصب را در چارچوب مقاصد موقوفه الزام کرد. در واقع، نهاد علم در صدر مشروطه احساس کرد اگر نمی‌تواند نهاد سیاست را به حسب ذات خودش بنشاند، لااقل در حوزه عمل، سیاست را در چارچوب مقاصد شریعت نگه دارد. اما امام خمینی(ره) این مسیر را دگرگون کرد و مرجعیت را از مقام صرفِ «افتاء و تقلید» و «قضا» (که در مسائل خصوصی و شرعی بود) به حوزه «مدیریت اجتماعی و سیاست» کشاندند و منصب «حکم» را که در تاریخ مرجعیت (حتی از زمان شیخ انصاری) در حاشیه بود، به مرکزیت رساندند.

 

پیشینه جامع رهبر شهید: پیوند حوزه، دانشگاه و جامعه

پارسانیا در تحلیل شخصیت رهبر شهید تأکید کرد: ایشان نه تنها در متن حوزه (تحت تعلیم اساتیدی چون امام(ره) و آیت‌الله میبدی و شاگردان محقق اصفهانی) رشد کردند، بلکه حضور فعال در بخش‌های دیگر جامعه داشتند. ایشان در دورانی به قدرت رسیدند که جامعه با ذهنیت‌های جدید و دانش‌های نوین دانشگاهی مواجه بود.

وی اشاره کرد: رهبر شهید در محیط روشنفکری مشهد و شمال غرب ایران، با جریاناتی چون مارکسیسم، چهره‌های روشنفکری چون دکتر شریعتی و مؤسساتی چون مؤسسه مطالعات اجتماعی تعامل داشتند. این پیشینه جامع (ترکیبی از حوزه و محیط روشنفکری)، باعث شد تا ایشان بتوانند در افق باز شده توسط امام(ره)، با درک نیازهای نوین جامعه، رهبری را به گونه‌ای پیش ببرند که هم ریشه در سنت داشته باشد و هم با واقعیت‌های مدرن تعامل کند.

مقابله با هژمونی غرب و بازسازی علوم
 
عضو هیئت علمی دانشگاه تهران در ادامه، به رویکرد رهبر شهید در قبال دانش پرداخت و اظهار کرد: ایشان در عین مقابله سیاسی با غرب، به ضرورت مقابله با «هژمونی مفاهیم نظری» آن‌ها در جهان واقف بودند. از این رو، بر بحث «بازسازی علوم» و برقراری ارتباط میان علوم پایه و بنیادهای عمیق فرهنگی و تمدنی تأکید داشتند تا علم مدرن را درونی کرده و آسیب‌های سیاسی و فناوری را برطرف کنند.

پارسانیان در پایان تأکید کرد: حکمرانی رهبر شهید، در امتداد مکتب امام خمینی(ره) و پاسخی به نیاز تاریخی امت اسلام بود. وی معتقد است این حرکت در سطح امت اسلامی و جهانی، امواج قوی‌تری در پیش دارد و یقیناً آیندگان، خود را وام‌دار این مقطع تاریخی خواهند دید و تمام بست، عظمت و جایگاهی را که در آینده می‌یابند، به این سرچشمه نسبت خواهند داد.
انتهای پیام
دبیر:
سلما آرام
captcha