
به گزارش ایکنا، حجتالاسلام علوی تهرانی در جلسات هفتگی صبحهای جمعه که در حسینیه آیتالله علـوی تهرانی برگزار شد با بیان اینکه دعا برای امام زمان(عج) در حقیقت مسیری برای رشد و کمال خود ماست، نه نیاز ایشان، تأکید کرد که یاد امام نباید در حاشیه مجالس باشد؛ بلکه باید با سادهسازی این انس و برپایی جلسات خانوادگی، محبت حضرت را به متن زندگی و کانون خانوادهها آورد.
مشروح سخنان ایشان را در ادامه میخوانیم:
خدای متعال در آیه ۷۲ سوره مبارکه حج میفرماید: «وَ إِذَا تُتْلَىٰ عَلَیْهِمْ آیَاتُنَا بَیِّنَاتٍ تَعْرِفُ فِی وُجُوهِ الَّذِینَ کَفَرُوا الْمُنْکَرَ ۖ یَکَادُونَ یَسْطُونَ بِالَّذِینَ یَتْلُونَ عَلَیْهِمْ آیَاتِنَا…» و هنگامی که آیات روشن ما بر آنان خوانده میشود، در چهرههای کسانی که کفر ورزیدهاند، آثار انکار را به وضوح میبینی؛ آنچنان که نزدیک است به کسانی که آیات ما را بر آنان میخوانند، حملهور شوند. پرسش این است که تلاوت کدام آیه، مخالفان را چنان آشفته و خشمگین میکرد که حتی به فکر تعرض و حمله به پیامبر اکرم(ص) میافتادند؟
امام موسی بن جعفر(ع) از پدر بزرگوارشان امام جعفر صادق(ع) در تفسیر این آیه نقل میفرمایند که هرگاه در قرآن کریم آیهای درباره امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب(ع) نازل میشد که متضمن وجوب اطاعت از ایشان بود، یا فضیلتی از فضایل آن حضرت را بیان میکرد مانند آیه «لَیْلَةُ المَبِیت»، یا به ولایت ایشان اشاره داشت مانند آیه شریفه «إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللَّه…»، و یا آیاتی در شأن خاندان عصمت و طهارت نازل میشد، گروهی از امت به شدت خشمگین و عصبانی میشدند. این خشم و حسادت به حدی بود که تصمیمات سختی علیه پیامبر اکرم(ص) گرفتند؛ از جمله در جریانی که توطئه ترور پیامبر(ص) را طراحی کردند. طراحان این توطئه ۱۴ نفر بودند که شناختن آنان نشان میدهد جریان سقیفه و کنار زدن امیرالمؤمنین(ع) برنامهای ناگهانی نبوده، بلکه از پیش طراحی شده بود.
پذیرش یا انکار ولایت، آزمون بزرگ امت است
هنگامی که پیامبر اکرم(ص) در غدیرخم ولایت امیرالمؤمنین(ع) را ابلاغ فرمودند، این افراد چنان از غضب لبریز شدند که از روی دشمنی گفتند: «ای کاش پیامبر به جای علی، این سوسمار را به امامت ما معرفی میکرد» این برخوردها، مصداق بارز همان آیه شریفه است که میفرماید نزدیک بود به تلاوتکننده آیات الهی حملهور شوند. حتی در واپسین روزهای عمر شریف پیامبر(ص)، هنگامی که ایشان فرمودند قلم و دواتی بیاورید تا سندی بنویسم که هرگز گمراه نشوید، با بیادبی مانع شدند و گفتند او هذیان میگوید؛ که تمام این رفتارها ریشه در انکار ولایت داشت.
بنابراین، اگر امروز نیز مشاهده میکنیم که عدهای علیه امیرالمؤمنین(ع) و مکتب اهل بیت(ع) موضعگیری میکنند، نباید گمان کرد که این جریانی نوظهور است؛ این تقابل تاریخی از روز نخست وجود داشته است. چنانکه امام رضا(ع) فرمودند، پذیرش یا انکار ولایت امیرالمؤمنین(ع)، آزمون بزرگ این امت است؛ آنان که ولایت را پذیرفتند، راه ملائکه را در سجده بر آدم رفتند و آنان که سر باز زدند، راه ابلیس را در پیش گرفتند.
این آزمون و تقابل تاریخی تا به امروز جریان دارد و تا روزی که حضرت حجت(عج) ظهور فرمایند، ادامه خواهد داشت. از این رو، اگر امروز در خیابان، فضای مجازی یا هر جای دیگری مشاهده کردید که عدهای با حق عناد میورزند، بدانید که این تبار انحرافی، پیشینهای تاریخی دارد و ریشهاش به صدر اسلام بازمیگردد.
عوامل کمال بخش به نماز
در ادامه مباحث گذشته پیرامون تعقیبات نماز، به بررسی پیوند میان نمازگزار و امام زمان(عج) پرداختیم. تعقیبات نماز یعنی ادعیه، آیات، اذکار و سورههایی که بلافاصله پس از نمازهای واجب خوانده میشوند از مهمترین عوامل کمالبخش به نماز هستند. نمازهای ما ممکن است در مرتبهای نباشد که شایسته پذیرش الهی باشد؛ چرا که شاخص پذیرش واقعی نماز، امیرالمؤمنین(ع) است و اعمال ما با آن تراز فاصله دارد. اما این کاستیها ونقصها به برکت تعقیبات نماز جبران میشود. بنابراین شایسته است که بر خواندن تعقیبات مداومت داشته باشیم.
تعقیبات نماز، پیوند مؤمن با وجود حضرت حجت (عج) است
بخش مهمی از تعقیبات نماز، به پیوند مؤمن با وجود نازنین حضرت حجت(عج) اختصاص دارد که پیش از این، سه بخش از آن را تبیین کردیم. بخش اول دعا برای تعجیل در ظهور آن حضرت است. بخش دوم ادعیه ویژه جهت شرفیابی به محضر امام و دیدار با ایشان و بخش سوم عهد، پیمان و میثاق بستن با امام عصر(عج). اما بخش چهارم از این تعقیبات، دعا برای خود امام زمان(عج) است که از چند جنبه و جهت مطرح میشود: جهت اول؛ دعا برای شخص امام و قیام ایشان. در این بخش، پس از نماز عرضه میداریم: «اللَّهُمَّ عَجِّلْ فَرَجَهُ» خداوندا، در فرج و گشایش امر او تعجیل فرما، «وَ سَهِّلْ مَخْرَجَهُ» و خروج و قیامش را آسان گردان، «وَ أَوْسِعْ مَنْهَجَهُ» و راهش را فراخ و وسیع ساز، «وَ أَنْفِذْ أَمْرَهُ» و فرمانش را در سراسر گیتی نافذ بگردان، «وَ اشْدُدْ أَزْرَهُ» و پشتوانهاش را محکم و نیرومند ساز.
جهت دوم؛ دعا برای حاکمیت، استقرار دولت و شوکت امام است. در ادعیه دیگر، ابعاد حاکمیت و دوام ملک ایشان است. فرازهای نورانی که در تعقیبات نقل شده است، جلوه کاملی از دعا برای شخص، قیام، و حاکمیت حضرت ولیعصر(عج) است که پس از اقامه نماز، واسطه فیض و کمال اعمال مؤمنان قرار میگیرد.
پرسش این است که آیا امام عصر(عج) به دعای ما نیاز دارد؟ پاسخ روشن است؛ خیر، ایشان هیچ نیازی به دعای ما ندارند. درست مانند نماز خواندن ما؛ آیا پروردگار متعال به نماز ما محتاج است؟ خیر، نیاز از سوی ماست که به واسطه نماز بالا برویم و رشد کنیم. خدا و اولیای او بینیاز مطلقاند. اگر ما برای طول عمر و سلامتی امام زمان(عج) دعا کنیم یا صدقه بدهیم، در حقیقت به سود خود کار کردهایم؛ چرا که در سایه این پیوند، خودمان به کمال و رشد روحی میرسیم. خداوند متعال به هیچیک از اعمال ما نیاز ندارد.
در حدیث قدسی آمده است که پروردگار میفرماید: «اگر همه شما، از اولین تا آخرین مخلوق، مرا همچون پیامبرم عبادت کنید، به اندازه بال پشهای به سلطنت من افزوده نمیشود؛ و اگر همگی نافرمانی کنید، به اندازه بال پشهای از فرمانروایی من کاسته نخواهد شد.» پس ارزش افزودهای برای ساحت ربوبی وجود ندارد، بلکه این مسیر بندگی، راه رشد و تعالی خود ماست.
موانع استجابت دعا
حال چرا باید برای امام زمان(عج) دعا کنیم؟ در این باب به دو دلیل اشاره میکنم؛ یک دلیل عام که مربوط به آداب کلی دعا در حق دیگران است و یک دلیل خاص. در تحلیل دلیل نخست، باید به موانع استجابت دعا نگاه کنیم. متأسفانه ما در دعاهایمان بیشتر به دنبال امور مادی هستیم؛ مثلاً میگوییم: «خدایا فلان مقدار پول به من بده» اما به ندرت برای عقل، یقین و ثبات قدم در مسیر ولایت دعا میکنیم. گویی معنویت را پیشفرض داشتههای خود میدانیم. در گذشته انشایی با موضوع «علم بهتر است یا ثروت» مینوشتیم؛ امروز که محاسن برخی از ما رو به سپیدی گذاشته، شاید هنوز در مقام عمل نتوانیم انشای درستی بنویسیم و میان مادیگرایی و معنویت، دومی را برگزینیم. تشخیص و ترجیح حق بر منفعت مادی، آزمون سختی است.
برای اینکه دعای ما مستجاب شود، معصومین(ع) دستورالعملهایی به ما آموختهاند. یکی از مهمترین راههای جلب اجابت، «دعا در حق دیگران» است. امام باقر(ع) در روایتی شریف میفرمایند:«أَوْشَکُ دَعْوَةٍ وَ أَسْرَعُ إِجَابَةٍ دَعْوَةُ الْمُؤْمِنِ لِأَخِیهِ بِظَهْرِ الْغَیْبِ»نزدیکترین و سریعترین دعا به اجابت، دعای مؤمن برای برادر ایمانیاش در غیاب اوست.
چقدر در سفرهای زیارتی مثل کربلا، یا در خلوتهای خود، خالصانه پشت سر برادران ایمانیمان دعا میکنیم؟ این دعا به سرعت مستجاب میشود. در روایت آمده است هنگامی که شما پشت سر برادر ایمانی خود دعا میکنید، فرشته موکل از سوی پروردگار آمین میگوید و خطاب به شما عرضه میدارد: «وَ لَکَ مِثْلَاهُ» دو برابر آنچه برای او خواستی، سهم خودت باد. دعای ما ممکن است با موانعی روبهرو باشد، اما آمین فرشته الهی قطعاً مستجاب است. ثمره دیگر این روش در حدیثی از پیامبر اکرم(ص) آشکار میشود. خداوند به حضرت موسی(ع) فرمود: «مرا با زبانی بخوان که با آن گناه نکردهای.» موسی(ع) عرض کرد: «پروردگارا، من چنین زبانی را از کجا بیاورم؟» فرمود: «بِالِسَانِ غَیْرِکَ» با زبان دیگری مرا بخوان. یعنی بگذار دیگران برای تو دعا کنند و تو نیز برای آنان دعا کن. بر همین اساس، در سنت اسلامی تأکید شده است که ابتدا برای دیگران دعا کنید؛ چنانکه وارد شده است: «مَنْ قَدَّمَ أَرْبَعِینَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ ثُمَّ دَعَا اسْتُجِیبَ لَهُ» هر کس پیش از دعای خود برای چهل مؤمن دعا کند، دعایش مستجاب میشود مورد تأکید است. شایسته است پس از مناجات با پروردگار و خواندن اذکار مأثور، سر به سجده بگذاریم و عرض کنیم: «اللَّهُمَّ رَبَّ الْفَجْرِ وَ اللَّیَالِی الْعَشْرِ وَ الشَّفْعِ وَ الْوَتْرِ وَ اللَّیْلِ إِذَا یَسْرِ وَ رَبَّ کُلِّ شَیْءٍ وَ إِلَهَ کُلِّ شَیْءٍ وَ مَلِیکَ کُلِّ شَیْءٍ، صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ افْعَلْ بِی وَ بِفُلَانٍ وَ فُلَانٍ…» و نام چهل مؤمن را جاری کنیم؛ سپس بگوییم: «خداوندا! با ما آنگونه رفتار کن که تو شایسته آنی (که همان مغفرت و رحمت است)، نه آنگونه که ما سزاوار آنیم.»
در دعا چه طلب کنیم
در پیشگاه خداوند باید چه بخواهیم؟ ما عرض میکنیم: «خداوندا، با ما چنان رفتار کن که شایسته توست، نه آنچه سزاوار ماست.» شایسته پروردگار، جود، کرم و مغفرت است؛ چرا که او اهل تقوا و آمرزش است. وقتی انسان به درگاه کریم میرود، او از سرِ کرم خویش میبخشد، نه بر اساس بضاعت مزجات و عمل قلیل بندهاش. پس در سجدهها، نه تنها برای گناهان، که برای گشایش در کار و رفع گرفتاریهای برادران دینیمان دعا کنیم.
ثمرات وضعی دعا برای دیگران
دعای بنده در حق برادر دینیاش در غیاب او، دو ثمره قطعی دارد که در روایات مورد تأکید قرار گرفته است: نخست فزونی رزق که خداوند رزق و روزی دعاکننده را وسعت میبخشد. دوم دفع ناخالصیها و بلاها که خداوند مکروهات و مصائبی را که در مسیر زندگی است از دعاکننده دور میسازد.
بسیار پیش میآید که انسان دچار دلتنگی یا گرفتاریهای مبهم میشود؛ در این مواقع، تنها دو رکعت نماز بخوانید و در آن برای چهل نفر از برادران ایمانیتان دعا کنید؛ خواهید دید که چگونه غبار غم از دلتان رخت برمیبندد و راه گشایش باز میشود. حال، اگر دعا در حق یک برادر مؤمن چنین اثر شگرفی دارد، تصور کنید دعا کردن برای ولیامر و حجت خدا چه جایگاهی دارد و چه ملکوتی را برای مؤمن به ارمغان میآورد؟
روایتی بسیار تکاندهنده از رسول اکرم(ص) نقل شده است که میفرمایند: «هرگاه کسی در حق برادر یا خواهر ایمانی خود دعا کند، خداوند به تعداد تمام مردان و زنان مؤمنی که از آغاز خلقت تا روز قیامت پا به عرصه وجود میگذارند، به او پاداش و برکت عطا میفرماید.» این حقیقتی است که درک ابعاد آن دشوار است؛ شما برای یک نفر دعا کردید، اما خداوند در گنجینهای به وسع تمام تاریخ ایمان را به روی شما میگشاید. ثمره این دعا تنها به دنیا محدود نمیشود. در روایات آمده است که در روز قیامت، زمانی که بنده را به سوی دوزخ میبرند، ملائکه مأمور اجرای حکماند. در آن لحظه حساس، خیل عظیم مؤمنان و مؤمناتی که بنده در دنیا برایشان دعا کرده بود، زبان به شفاعت میگشایند و عرض میکنند: «پروردگارا! این همان کسی است که در دنیا ما را فراموش نکرد و برای ما دعا میکرد.» خداوند نیز شفاعت آن جمع کثیر را در حق این دعاکننده میپذیرد و او را از عذاب میرهاند. این است منطق پیوند مؤمنان با یکدیگر و با امام زمانشان؛ منطقی که دعا را از یک خواسته شخصی، به یک معامله عظیم با پروردگار و پیوندی ناگسستنی با امت اسلام تبدیل میکند.
دعا برای امام زمان(عج)؛ شاهراه شفاعت است
دعا در حق امام زمان(عج) را دستکم نگیرید. اگر کسی سودای رسیدن به شفاعت محمد و آلمحمد(ص) را دارد، باید در حق امام زمان(عج) دعا کند. چرا که آن حضرت، خلاصه و چکیده تمام ۱۲۴ هزار پیامبر الهی است. وقتی شما برای او دعا میکنید، گویی برای تمام انبیا دعا کردهاید؛ چرا که ایشان وارث تمامی دعاهای ابراهیم(ع)، اسماعیل(ع) و عیسی(ع) است. آیا مگر نه این است که در زیارات میخوانیم: «السَّلامُ عَلَیکَ یَا إِمَامَ المُسلِمِین»؟ دعای یکایک پیامبران، نثار وجود نازنین اوست.
شخصیت والای معاویه بن وهب را در نظر بگیرید. او از آن چهار ستون اصلی دین است که امام صادق (ع) دربارهشان فرمود: «اگر این چهار نفر زراره، محمد بن مسلم، ابوبصیر و معاویه بن وهب نبودند، دین جدم(ص) بر زمین میماند.» راوی میگوید در ایام وقوف در عرفات، معاویه را دیدم که در تمام مدت، غرق در گریه و تضرع بود. اما نکته شگفتآور این بود: او برای خودش دعا نمیکرد. تمام دعاها و اشکهایش برای دیگران بود. وقتی از او پرسیدم چرا چنین میکنی؟ او با تأکیدی تکاندهنده که نشان از عمق ایمانش داشت، گفت: «اگر این را از مولایم امام صادق(ع) نشنیده بودم، میخواستم که خدا مرا کر و کور کند و از شفاعت پیامبر(ص) محروم گردم.»
معاویه نقل کرد که امام صادق(ع) فرمود: «هرگاه مؤمنی در غیاب برادر دینیاش برای او دعا کند، فرشتهای از آسمان دنیا او را صدا میزند: ای بندهی خدا [بدان که] برای تو دو برابر آنچه برای او خواستی، منظور شد.»
این یعنی یک تجارت آسمانی. ما متأسفانه در جلساتمان به غیبت راغبتریم؛ غیبتی که به مثابه خورشت مجالس عمل میکند. همانطور که خورشت، غذا را خوشمزه میکند، غیبت هم مجالس را برای اهل لهو و غفلت جذاب کرده است؛ وگرنه جمع شدن چند نفر و سکوت مطلق، کار دشواری است. اما ببینید تفاوت را؛ اگر لحظهای سکوت کنید، ملالآور است، اما اگر برای برادران ایمانیتان دعا کنید، چه اتفاقی میافتد؟ این دعا به آسمانها میرود و در هر آسمان، ملکی با پاداشی فزاینده بر آن آمین میگوید: از آسمان اول صد هزار برابر دعایت برای توست و از آسمان دوم دویست هزار برابر و این صعود تا آسمان هفتم ادامه مییابد که به هفتصد هزار برابر میرسد. حالا تصور کنید؛ اگر دعا برای یک برادر دینی چنین ثمرهای دارد، دعای بنده و شما در حق امام عصر(عج)، که جان جهان و ولی مطلق خداست، چه غوغایی در ملکوت به پا میکند و چه پاداش بیکرانی را برای ما رقم میزند؟ این، همان راهی است که هم رزق دنیوی را وسعت میبخشد، هم غمها را میزداید و هم تضمینکننده شفاعت در عرصه قیامت است.
فراتر از محاسبات؛ رسیدن به خزائن الهی
وقتی از صد هزار یا هفتصد هزار برابر سخن میگوییم، این تنها ابتدای مسیر است. حقیقت دعا زمانی رخ میدهد که از سقف آسمانها عبور کند و به عِندَ الله برسد. آنجا که دعا در حق حجت خدا میشود، پروردگار متعال، ضریب فضل خویش را میگشاید؛ آنگاه دیگر سخن از حساب و کتاب مادی نیست، بلکه بنده به خزائن غیب الهی متصل میشود. یک «اللهم عجل لولیک الفرج» در این جایگاه، ضرب در هزاران هزار میشود و پاداشی مییابد که هیچکس جز پروردگار بینیاز عالم، اندازه و حدود آن را نمیداند.
چرا جلسهای برای خود امام نداریم
بیایید صادقانه سخن بگوییم؛ آیا بعد از ۱۴۰۰ سال، ما به رشد و بلوغ مذهبی رسیدهایم؟ هنوز هم در جلسات ما، دعا برای امام زمان(عج) در حاشیه است؛ گویی پیوست جانبی دیگر دعاهاست. هنوز جلسهای که تنها و تنها با محوریت او و برای او تشکیل شود، در میان ما مرسوم نشده است.
آنچه در توقیعات مقدسه و سیره بزرگان آمده، این است که نباید یاد ایشان را در میان سایر ذکرها گم کرد. ما از صدیقه طاهره(س) میگوییم که جانِ فدای او باد، اما آیا فراموش کردهایم که امام زمان(عج) ثمره آن طهارت است. اینکه جلسهای با نام جلسه امام زمان(عج) داشته باشیم و دغدغهمان فقط ظهور، نصرت و بقای امر او باشد، نه تنها یک مستحب، که یک ضرورت تمدنی و تکلیف معرفتی است.
دعوت به یک اقدام انقلابی
آقا! خانم! برادر من! منتظر نمانید که مداحی بیاید، جلسهای برپا شود یا دعوتنامهای برسد. این وظیفه من و شماست. چرا این کار را به خانهها نمیبرید؟ به جای سرگرمیهای بیهوده، شبها دور هم بنشینید؛ زن و فرزند را جمع کنید. قرار نیست کار پیچیدهای انجام دهید؛ این سیره را در خانواده نهادینه کنید. دور هم بنشینید و دعای آلیاسین بخوانید. صلوات برای سلامتی امام زمان(عج) بفرستید. با هم دعای فرج زمزمه کنید. صدقهای برای سلامتی ایشان کنار بگذارید؛ صدقهای که برای او باشد، نه با نیتهای جانبی. این یعنی «تمدنسازی مهدوی» از درون خانهها. اگر این فرهنگ در خانهها نهادینه شود، اگر زن و فرزند ما با نام امام زمان(عج) شب را به صبح برسانند، آنگاه ما جامعهای تربیت کردهایم که منتظر واقعی است. اینکار، نشانه معرفت است؛ نشانه اینکه دیگر شد یا نشد در قاموس ما جایی ندارد. ما وظیفهمان را انجام میدهیم، بقیه با خداست. به قول بزرگی، ما باید به جایی برسیم که امام زمان(عج) در خانهی ما حضور معنوی داشته باشد، نه اینکه ما فقط در روز مبادا و هنگام گرفتاری، یادی از ایشان کنیم.
در باب سادگی دلدادگی
گمان نکنید برپایی جلسه انس با امام زمان(عج)، تشریفات خاص یا شرایط پیچیدهای میخواهد. خیر؛ فقط یک معرفت میخواهد. همان معرفتی که باعث میشود انسان در خانه، دور سفره، یا در یک نشست خانوادگی ساده، کار امام را در اولویت قرار دهد. مگر میشود که ما برای همه چیز دنیا وقت بگذاریم، اما برای یاد حجت خدا وقت کم بیاوریم؟ این تفاوت نگاه، همان تفاوت میان عادت و معرفت است.
تداوم عاشورا در مصیبت عقیله بنیهاشم
اما بگذارید کلام را به سمتی ببرم که دلها را به تپش میآورد. ما عادت کردهایم روضه را در دهه اول محرم خلاصه کنیم، اما حقیقت این است که مصیبتِ آلالله بعد از عاشورا آغاز شد. عاشورا که تمام شد، تازه محور مصیبت یعنی وجود نازنین حضرت زینب کبری(س) پا به میدان گذاشت. مصیبت اسیری کمتر از مصیبت شهادت نبود. وقتی عصر عاشورا، عقیله بنیهاشم وارد گودال قتلگاه شد، چشمش به پیکری افتاد که دیگر رمقی نداشت. روایتها جانکاه است؛ وقتی دستهای مبارکش را زیر بدن قطعهقطعه شده برادر برد، لحظهای بود که گویی تمام عالم ایستاد. نیزهها و شمشیرهای شکسته را از پیکر برادر بیرون میکشید. اینجاست که انسان میپرسد: آیا برادر، حضور پیامبر را در آن لحظه احساس کرد؟ مگر نه اینکه در روایت داریم هر کس از دار دنیا میرود، امیرالمؤمنین(ع) بر بالینش حاضر است؟ چنانکه حضرت به حارث همدانی فرمود: «یا حارث! من یموت یرنی» ای حارث، هر کس بمیرد، مرا میبیند؛ چه مؤمن باشد، چه منافق. حال، اگر امیرالمؤمنین(ع) بر بالین هر انسانِ معمولی حاضر است، آیا در آن ظهر هولناک، در آن لحظهای که شمر ملعون بر سینه عزیز زهرا(س) نشسته بود، رسولالله(ص) و امیرالمؤمنین(ع) ناظر نبودند؟
این فکر، سینه را میسوزاند؛ که تمام آن لحظات دردناک، تمام آن جراحتها، جلوی دیدگان پر از اشک پیامبر(ص) و علی(ع) بود. این سوز دل حضرت زینب(س) بود که نه تنها داغ برادر را دید، بلکه میدانست این صحنه، داغ قلب جدّش رسولالله و پدرش امیرالمؤمنین نیز هست و ما شیعیان، باید با همین سوز، با همین درک از حضور امام، برای فرزند همان ذبیح عطشان دعا کنیم، تا شاید مرهمی باشیم بر دلی که ۱۴۰۰ سال است، خون میگرید.
انتهای پیام