
این پژوهشگر در ادامه افزود: در این منظومه، «کرامت» مبنای اخلاق و سیاست، «عدالت» معیار ساماندهی و مشروعیت سیاسی، و «سعادت» غایت نهایی حرکت فرد و جامعه است. تبیین و تحمیل این چهار رکن نشان میدهد که میتوانیم امام(ع) را یک فیلسوف سیاسی بنامیم.
وی با اشاره به مفهوم «حق» در اندیشه امام رضا(ع) اظهار کرد: حق در اینجا مفهومی قراردادی — شبیه به آنچه در تفکرات غربی وجود دارد — نیست، بلکه ساختار وجودی عالم و معیار تشخیص صدق، عدالت و مشروعیت است. از این رو، حق، مبنای مشروعیت امام است و مادامی که امام بر اساس حق رفتار کند، مشروعیت دارد؛ در مقابل، هر نظام سیاسی یا معرفتی که حقمدار نباشد، مشروعیت خود را از دست خواهد داد. امام(ع) در استدلالی با مامون بر همین مبنا تأکید کردند و فرمودند: «اگر امامت حق شماست، دلیلی ندارد که آن را به من اعطا کنید و اگر حق شما نیست، دلیلی ندارد که آن را از کسی سلب نمایید.»
استاد دانشگاه باقرالعلوم(ع) با بیان این نکته که بر این اساس، امام حافظ حق و عدالت است و حق، مبنای مشروعیت امامت است، تصریح کرد: امام رضا(ع) در فرازی از دعای خود درباره امام زمان(عج) فرمودند: «خدایا راه روشن پیامبرت را توسط او زنده کن تا ذرهای از حق از دین احدی از مردم پوشیده نماند و حق و عدالت به دست او آشکار شود.» لذا رعایت حق، چه در معنای «حقبودن» و چه «حقداشتن»، در برابر مشروعیت حکومت است.
یوسفیراد در ادامه اظهار کرد: امام رضا(ع) به دلیل برخورداری از حکمت نظری و عملی الهی، یک فیلسوف سیاسی است؛ چرا که پیامبران و امامان به واسطه ظرفیت عقلی خود در اتصال به عالم بالا، از این حکمت بهرهمند شدهاند. امام توانایی تشخیص مسائل عمومی و حقیقی جامعه و ارائه راهحل برای آنها را دارد؛ از این رو، امام رضا(ع) از برجستهترین نمونههای فلاسفه الهی و انسانمحور در سنت فلسفی اسلامی است؛ فلسفهای که در آن چهار محور بنیادین سعادت، عدالت، کرامت و حق، به عنوان یک منظومه یکپارچه در کنار هم قرار دارند.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در ادامه با اشاره به جایگاه کرامت انسانی در منظومه رضوی بیان کرد: در اندیشه امام رضا(ع)، انسان دارای کرامت ذاتی و ظرفیت عقل خدایی است. در این دیدگاه، امام نه در رابطه مرید و مرادی یا حاکم و محکوم، بلکه به عنوان مربی، معلم و راهنمایی برای شکوفایی، رشد و توسعه این کرامت عمل میکند. از نظر ایشان، چون انسان حامل روح الهی است، دارای کرامتی ذاتی است که همین امر، مبنای اخلاق، حقوق و سیاست در اندیشه رضوی قرار میگیرد.
وی افزود: در نزد امام(ع)، پیروان تمامی ادیان و مذاهب دارای حقوق هستند و کمبودهای معیشتی و اقتصادی نباید منجر به نادیده گرفته شدن کرامت انسانی شود. وی در این راستا به نمونهای اشاره کرد که در آن یکی از شاگردان امام(ع) درباره فردی «اهل ذمه» که دچار فقر شدید شده بود، پرسید؛ آن شخص پیشنهاد کرده بود فرزندش را به بردگی درآورد تا در ازای آن، غذا و پوشاک دریافت کند. امام(ع) در پاسخ به زکریا (آن شاگرد) فرمودند: «این کودک انسانی آزاد است و قابل خرید و فروش نیست و حتی نسبت به افراد ذمی نیز چنین کاری روا نیست.»
یوسفیراد تصریح کرد: فلسفه و اخلاق امام(ع) بر پایه مدارا، احترام و رشد فضائل استوار است. ایشان اخلاق را نه امری فردی، بلکه موضوعی اجتماعی و تمدنی میدانستند و در برخورد با مردم، همواره مونسی غمخوار، پدری مهربان و برادری دلسوز بودند.
وی افزود: امام رضا(ع) حتی در مواجهه با مخالفان، دشمنان و اهل کتاب نیز رویکردی اخلاقی و عادلانه داشتند که میتواند الگوی جامع «سیاست اخلاقی» باشد. دلبستگی و تعلق امام(ع) به تمامی مردم، از نوع پیوندی عمیق است که را میتوان به مهر مادری نسبت به فرزند تشبیه کرد.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در ادامه با اشاره به مقوله «عدالت» بیان کرد: عدالت، معیار تحقق امامت است و از دیدگاه امام رضا(ع)، معیار اصلی سنجش هرگونه حکومتی است؛ بهگونهای که هر حکومتی بدون عدالت، فاقد مشروعیت خواهد بود. امامت در این دیدگاه، فراتر از یک حوزه فردی، ابعادی سیاسی و اجتماعی دارد و در توزیع فرصتها و قدرت، محور جامعه است. امام رضا(ع) عدالت را نه یک شعار، بلکه ساختاری سیاسی، فرهنگی و اجتماعی میدانند؛ سیستمی جامع که تمامی ابعاد سیاسی، اجتماعی و اقتصادی را در بر میگیرد. البته ایشان تأکید دارند که ریشه عدالت در اخلاق جمعی و فردی است و عدالت بدون پشتوانه اخلاقی، پایداری نخواهد داشت.
وی افزود: سیره امام رضا(ع) گواه آن است که عدالت صرفاً یک مفهوم نظری نیست، بلکه یک «شیوه زیست» است. ایشان با تبیین ویژگیهای لازم برای امام و حاکم جامعه، بهگونهای زیرکانه، مشروعیت دستگاه خلافت و مامون را زیر سؤال بردند. امام(ع) در یکی از مناظرات خود فرمودند که امام باید از هرگونه آلودگی و گناه پاک باشد تا مفاهیمی چون عدالت، حکمت، راستگویی و بخشندگی بر او صدق کند؛ در حالی که بنیعباس از این معیارها برخوردار نبودند.
یوسفیراد در محور «سعادت» خاطرنشان کرد: امام رضا(ع) در پیامی به حضرت عبدالعظیم حسنی (ره) از ایشان خواستند تا به دوستداران امام بگویند در دل خود راهی برای شیطان نگشایند و آنان را به راستگویی، ادای امانت، ترک جدال در امور بیهوده و صله رحم و روابط دوستانه دعوت کنند؛ چرا که این رفتارها موجب تقرب به خداوند و اولیای الهی است.
وی در پایان تصریح کرد: امام(ع) در حدیث «سلسلهالذهب»، رکن سعادت و شرط ورود به بهشت را «توحید» و «پیروی از ولایت اهل بیت(ع)» بیان فرمودند و تأکید کردند که پیروی از ولایت، شرط پذیرش توحید است و توحید بدون ولایت، به دوزخ منتهی میشود.