کد خبر: 4362149
تاریخ انتشار : ۱۳ تير ۱۴۰۵ - ۱۵:۵۱
معاون علمی بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی مطرح کرد

درس‌هایی از «شعب ابی‌طالب» برای امروز

محمود ملکی، در سلسله نشست‌های «در محضر حکیم شهید»، با تحلیل تاریخی ماجرای شعب ابی‌طالب، بر ضرورت بازخوانی ابعاد اجتماعی، سیاسی و اقتصادی این مقطع الهام‌بخش از صدر اسلام تأکید کرد. وی در این نشست، تحریم‌های همه‌جانبه قریش علیه پیامبر اکرم(ص) و پیروان ایشان را نه یک فشار مقطعی، بلکه پروژه‌ای سیستماتیک برای درهم‌شکستن اراده جبهه حق و زمینه‌سازی برای حذف فیزیکی رسول خدا(ص) توصیف کرد.

تاب‌آوری در منطق اسلامی، فقط تحمل رنج نیست

به گزارش ایکنا، محمود ملکی، معاون علمی بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی، ۱۳ تیرماه طی سلسله نشست‌های «در محضر حکیم شهید»، به موضوع «ره‌یافتی از رهنمودهای رهبر شهید؛ تاب‌آوری و بازاندیشی تاریخی شعب ابی‌طالب» پرداخت. وی با اشاره به استقامت در ماجرای شعب ابی‌طالب به‌عنوان یکی از عمیق‌ترین و الهام‌بخش‌ترین مقاطع تاریخ صدر اسلام، بر ضرورت بازخوانی ابعاد اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و ایمانی مقاومت مسلمانان در این دوران سخت از حیات پیامبر اکرم(ص) تأکید کرد.

ملکی با بیان اینکه تاریخ صدر اسلام صرفاً مجموعه‌ای از وقایع گذشته نیست، بلکه منبعی زنده برای فهم منطق مقاومت، صبر، انسجام و ایستادگی در برابر فشارهای همه‌جانبه است، اظهار کرد: ماجرای شعب ابی‌طالب یکی از روشن‌ترین جلوه‌های تاب‌آوری در منظومه تمدنی اسلام به شمار می‌آید.

وی افزود: در این دوره، قریش پس از آنکه در برابر گسترش اسلام و نفوذ روزافزون دعوت نبوی احساس ناتوانی کرد، تدریجاً از تمسخر، تهدید و آزار به مرحله تحریم و محاصره رسید تا در نهایت، برای حذف کامل پیامبر (ص) و پیروان ایشان برنامه‌ریزی کند.

ملکی با تشریح سیر فشارهای قریش علیه مسلمانان اظهار کرد: فشارها از آغاز دعوت علنی پیامبر(ص) آغاز شد و با افزایش نفوذ اسلام در میان مردم، شدت یافت. اسلام نه‌تنها بت‌پرستی را نفی می‌کرد، بلکه مناسبات ناعادلانه، امتیازطلبی اشرافی، تبعیض، ستم اجتماعی و ساختار قدرت مستقر در مکه را به چالش می‌کشید؛ از همین‌رو، سران قریش اسلام را نه صرفاً یک دعوت معنوی، بلکه تهدیدی جدی برای منافع سیاسی، اجتماعی و اقتصادی خود می‌دیدند.

معاون علمی بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی در بخش دیگری از این نشست، هجرت مسلمانان به حبشه را یکی از نخستین جلوه‌های تدبیر نبوی در حفظ جان و ایمان مؤمنان دانست و افزود: هنگامی که فشار مشرکان مکه شدت یافت و عرصه بر مسلمانان تنگ شد، پیامبر اکرم(ص) گروهی از یاران خود را به هجرت به حبشه، سرزمین پادشاهی عادل (نجاشی)، توصیه کردند. این هجرت اقدامی صرفاً جغرافیایی نبود، بلکه نشانه‌ای از عقلانیت، آینده‌نگری و مدیریت بحران در نخستین سال‌های دعوت اسلامی بود.

در ادامه، وی به نقش مؤثر جعفر بن ابی‌طالب در دربار نجاشی اشاره کرد و گفت: او با سخنانی استوار، تصویری روشن و اصیل از حقیقت اسلام ارائه داد و با شرح تحول جامعه مسلمانان از وضعیت جاهلیت و تلاوت آیاتی از سوره مریم، تأثیری عمیق بر نجاشی گذاشت؛ تا جایی که پادشاه حبشه مسلمانان را تحت حمایت خود قرار داد و توطئه‌های نمایندگان قریش برای بازگرداندن آنان ناکام ماند.

ملکی همچنین اسلام آوردن حمزه بن عبدالمطلب را یکی از نقاط عطف تاریخ مکه دانست و افزود: حضور شخصیتی شجاع و بانفوذ مانند حمزه، روحیه‌ای تازه به مسلمانان بخشید و نشان داد که جبهه حق در حال تقویت است و چهره‌های مقتدر و اثرگذار نیز به حمایت از پیامبر(ص) برخاسته‌اند. وی اشاره کرد این تحولات، نگرانی قریش را دوچندان کرده و آنان را به سمت تصمیمات شدیدتری سوق داد.
 
وی در ادامه با تحلیل سیر دشمنی قریش، تأکید کرد: مخالفان پیامبر پس از ناکامی در متوقف کردن دعوت اسلامی، به این جمع‌بندی رسیدند که برای فراهم کردن زمینه حذف فیزیکی ایشان، باید ابتدا حمایت‌های اجتماعی و قبیله‌ای از رسول خدا(ص) را شکست دهند.

تحریم شدید پیامبر(ص) و قریش

وی در ادامه افزود: از همین رو، قریش پیمانی ظالمانه منعقد کرد و متعهد شد که با بنی‌هاشم و بنی‌مطلب هیچ‌گونه دادوستد، معاشرت، همکاری و پیوندی اجتماعی نداشته باشد. در این معاهده تصریح شده بود که هیچ کالایی به آنان فروخته یا از آنان خریداری نشود، ازدواجی با ایشان صورت نگیرد و در هیچ سطحی، رابطه‌ای عادی و انسانی با آنان برقرار نشود؛ مگر آنکه محمد(ص) را تسلیم کنند. این پیمان که در منابع تاریخی به «صحیفه» شهرت یافته است، به نشانه رسمیت و تعهد عمومی، در کعبه یا بر دیوار آن آویخته شد.

معاون علمی بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی با تأکید بر اینکه وقایع شعب ابی‌طالب صرفاً فشاری مقطعی نبود، بلکه نوعی تحریم همه‌جانبه اقتصادی، اجتماعی و سیاسی به شمار می‌رفت، اظهار کرد: تحریم اقتصادی به این معنا بود که بنی‌هاشم و همراهانشان از حق خرید و فروش محروم شدند و قریش می‌کوشید با فشار بر بازار، منع ورود کالا و افزایش عمدی قیمت‌ها، راه رسیدن غذا و مایحتاج ضروری را بر محاصره‌شدگان ببندد. 

وی اشاره کرد: تاجران خارج از مکه نیز از فروش به آنان منع شده بودند و هر کسی که برای کمک تلاش می‌کرد، با تهدید و سخت‌گیری سران قریش روبه‌رو می‌شد. گزارش‌های تاریخی حاکی از آن است که حتی در مواردی که افرادی چون غلامان می‌خواستند غذایی به شعب برسانند، کسانی مانند ابوجهل مانع از شکستن این محاصره می‌شدند.

ملکی در ادامه بیان کرد: تحریم اجتماعی نیز بخشی از این فشار سیستماتیک بود؛ چرا که قریش قصد داشت بنی‌هاشم و بنی‌مطلب را نه‌تنها از بازار، بلکه از کل جامعه حذف کند (از جمله منع نشست‌وبرخاست، رفت‌وآمد و وصلت). هدف از این اقدام، قرار دادن این مجموعه بزرگ در وضعیت انزوا، طردشدگی و فرسایش روانی بود تا در نهایت تحت فشار، از حمایت پیامبر(ص) دست بردارند. 

وی افزود: در کنار این موارد، تحریم سیاسی نیز دنبال می‌شد تا با شکستن پشتوانه قبیله‌ای پیامبر (ص)، راه برای تسلیم یا قتل ایشان هموار گردد. بنابراین، شعب ابی‌طالب تنها یک محاصره اقتصادی نبود، بلکه پروژه‌ای برای درهم شکستن اراده و انسجام جبهه حق و زمینه‌سازی برای قتل رسول خدا(ص) بود.

شعب؛ مدرسه انسجام و پایداری

وی با بیان اینکه در شعب ابی‌طالب نه‌تنها مسلمانان، بلکه گروهی از بستگان پیامبر(ص) از بنی‌هاشم و بنی‌مطلب — حتی کسانی که هنوز ایمان نیاورده بودند — به انگیزه عِرق قبیله‌ای، پیوند خویشاوندی و تعهد به حمایت از خاندان خود در کنار ایشان ماندند، افزود: این مسئله بسیار حائز اهمیت است؛ زیرا نشان می‌دهد مقاومت در شعب، صرفاً یک حضور اعتقادی نبود، بلکه نوعی همبستگی اجتماعی و خویشاوندی نیز در آن نقش داشت. این جمع سه سال در کنار هم زیستند و بار محاصره و سختی‌ها را مشترکاً بر دوش کشیدند و از این منظر، شعب ابی‌طالب را مدرسه‌ای از هم‌سرنوشتی، انسجام درونی و پایداری جمعی دانست.

ملکی در ادامه به نقش حضرت ابوطالب(ع) پرداخت و اظهار کرد: ابوطالب در این دوران، ستون استوار حمایت از پیامبر و تکیه‌گاه اصلی بنی‌هاشم بود. وی نه‌تنها در سطح قبیله‌ای و اجتماعی از رسول خدا(ص) دفاع کرد، بلکه به‌طور مستقیم و دائمی مراقب جان آن حضرت بود. در گزارش‌های تاریخی آمده است که ابوطالب در شب‌ها جای خواب پیامبر (ص) را تغییر می‌داد و حتی برای جلوگیری از سوءقصد، فردی دیگر را به جای ایشان می‌خواباند. این مراقبت مستمر، نشان‌دهنده واقعی و جدی بودن خطر قتل و هوشیاری و فداکاری ابوطالب در خنثی کردن این تهدیدهاست.

وی در توصیف وضعیت زندگی در شعب، از فقر شدید، کمبود غذا و فشار طاقت‌فرسای معیشتی سخن گفت و بیان کرد: محاصره‌شدگان در تنگنایی سخت قرار داشتند و در این سه سال، بارها با گرسنگی و محرومیت دست‌وپنجه نرم کردند. با این حال، وی تأکید کرد که آنچه آنان را پایداری بخشید، نه امکانات مادی، بلکه ایمان، اراده، فداکاری و روحیه ایستادگی بود. در این دوران، کسانی که تمکن مالی داشتند، تمام توان خود را در راه حفظ جمع هزینه کردند که این دوره را عرصه‌ای روشن از انفاق، همدلی و ترجیح مصلحت جمع بر رفاه فردی می‌سازد.
 
معاون علمی بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی در بخشی دیگر از این بازاندیشی تاریخی، به اشعار ابوطالب اشاره کرد و افزود: این اشعار در آن روزگار، کارکردی فراتر از ادبیات داشتند و نقش رسانه، اعلان موضع، دفاع اجتماعی و تقویت روحیه را ایفا می‌کردند. اشعار ابوطالب نشان می‌دهد که او در برابر ظلم قریش سکوت نکرد، بلکه با زبان اثرگذار آن زمان، از پیامبر (ص) حمایت کرده و چهره ستمگرانه دشمنان را آشکار ساخت.

ملکی با اشاره به پایان محاصره و فرجام «صحیفه»، گفت: پس از حدود سه سال، شدت ستم و سنگینی این رفتار غیرانسانی به حدی رسید که حتی برخی از افراد قریش نیز آن را ناروا دانسته و درصدد پایان دادن به این وضعیت برآمدند. وی اشاره کرد که در برخی گزارش‌ها آمده است پیامبر (ص) خبر داد موریانه‌ها صحیفه را خورده‌اند و جز نام خدا چیزی از آن باقی نمانده است.
 
وی افزود: هرچند درباره جزئیات این روایت از نظر سندی گفتگوهایی وجود دارد و برخی آن را ضعیف دانسته‌اند، اما اصل وجود صحیفه، وقوع محاصره و لغو این پیمان، در گزارش‌های تاریخی مورد تأکید است. به عبارت دیگر، حتی اگر درباره جزئیات اختلاف باشد، در اصل ظلم سازمان‌یافته قریش و فروپاشی این پیمان تردیدی نیست.

ملکی با اشاره به درس‌های امروزین از ماجرای شعب ابی‌طالب تأکید کرد: این واقعه صرفاً یک خاطره تاریخی نیست، بلکه نمونه‌ای روشن از تاب‌آوری مؤمنانه، انسجام درونی، مدیریت بحران، رهبری الهی و مقاومت در برابر محاصره همه‌جانبه است. مسلمانان در آن دوره، در برابر تحریم اقتصادی، طرد اجتماعی و فشار سیاسی، نه از حقیقت دست کشیدند و نه فروپاشیدند؛ بلکه با وجود تمام مضیقه‌ها، ایستادند، هزینه دادند و با حفظ انسجام، از این گذرگاه دشوار عبور کردند.

تاب‌آوری صرف تحمل رنج نیست

وی در پایان تأکید کرد: تاب‌آوری در منطق اسلامی، صرفاً به معنای تحمل رنج نیست، بلکه هنر ایستادگی هدفمند، هوشمندانه و امیدوارانه در شرایط دشوار است. بازاندیشی تاریخی شعب ابی‌طالب نشان می‌دهد که اگر جامعه‌ای از رهبری الهی، همبستگی اجتماعی، فداکاری درونی و روحیه استقامت برخوردار باشد، می‌تواند سخت‌ترین تحریم‌ها و فشارها را پشت سر بگذارد. این همان درسی است که از تاریخ صدر اسلام برای امروز نیز قابل دریافت است: مقاومت، چنانچه با ایمان، انسجام و تدبیر همراه باشد، به شکست منتهی نمی‌شود، بلکه به بلوغ، استحکام و در نهایت پیروزی می‌انجامد.

انتهای پیام
خبرنگار:
علی فرج زاده
دبیر:
سلما آرام
captcha