محمد محمدرضايی، استاد فلسفه پرديس قم دانشگاه تهران، در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن (ايكنا)، در باب مقاله جديد عبدالكريم سروش با عنوان «محمّد(ص): راوی روياهای رسولانه»، به بيان نتايج مترتب بر اين مقاله در چند محور پرداخت و گفت: بر اساس مفاد اين مقاله قرآن مستقيماً و بیواسطه تأليف و تجربه و جوشش و رويش جان پيامبر گرامی اسلام(ص) است و زبان و بيان اوست. نكته دوم اين است كه اگر پيامبر گرامی اسلام(ص) عمر بيشتری میيافت و غواصی را بهتر میآموخت و حوصلهای فراختر و هاضمهای قویتر میيافت، قرآن را فربهتر و جهان را توانگرتر میكرد.
محمدرضايی ادامه داد: نكته سومی كه در اين مقاله مطرح شده اين است كه محمد(ص) راوی است و چنان نيست كه مخاطب آواهايی قرار گرفته باشد و در گوش و باطنش سخنانی را خوانده باشند و فرمان به ابلاغ آن داده باشند؛ بل محمد(ص) روايتگر تجارب و ناظر مناظری است كه خود ديده است. همچنين بر اساس آن چه مطرح شده اين نظارهها و مشاهدهها در خواب بوده است. نكته ديگر اين است كه گويی ما هنگام قرائت قرآن فراموش میكنيم كه خوابنامهای را میخوانيم كه زبانش نه زبان بيداری، بلكه زبان خواب است. خواب همواره و در صريحترين صورتش باز هم رمزآلود و مهآلود و نيازمند خوابگزاری است و زبان آن را معادل زبان بيداری گرفتن خطايی مهلك و عظيم است. به تعبيری میتوان گفت كه زبان قرآن رمزآلود است.
وی اين مطالب را مطالب تازهای ندانست و عنوان كرد: اين مباحث كم و بيش توسط متفكران مغرب زمين در حوزه مسيحيت مطرح شده است و نويسنده با كمی تغيير آنها را از آن متفكران به عاريت گرفته است. اما مسئله اين است كه ايشان برای هيچ كدام از دعاوی خود دليل متقن و روشنی ارائه نداده است. ايشان فقط به زبان شعر مطلبی را به پيامبر(ص) نسبت میدهد و میگويد «خواب میبينم ولی در خواب نه/ مدعی هستم ولی كذاب نه».
محمدرضايی در نقد اين مطلب در ابتدا با اشاره به اين كه وحی به صورتهای مختلفی بر پيامبر(ص) نازل میشده است، عنوان كرد: اين سخن درستی است كه يكی از راههای وحی از طريق خواب است اما طريق وحی منحصر به خواب نيست و قرآن در آيهای شيوههای مختلفی را كه خداوند با پيامبرانش سخن میگويد متذكر میشود و میگويد كه «وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن یُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْیًا أَوْ مِن وَرَاء حِجَابٍ أَوْ یُرْسِلَ رَسُولًا فَیُوحِیَ بِإِذْنِهِ مَا یَشَاءُ؛ و هيچ بشرى را نرسد كه خدا با او سخن گويد جز [از راه] وحى يا از فراسوى حجابى يا فرستادهاى بفرستد و به اذن او هر چه بخواهد وحى نمايد.» (شوری/51).
استاد دانشگاه تهران در باب طريق رؤيا كه گاه روح قوی پيامبر(ص) حقايقی از وحی را از اين طريق دريافت كردهاند، با اشاره به ماجرای قربانی كردن حضرت اسماعيل(ع) گفت: خداوند برای اين كه حضرت ابراهيم(ع) را امام مردم قرار دهد، او را به آزمايشاتی مبتلا كرد و از آن جمله اين كه فرزند خود را در راه خدا قربانی كند. ما وقتی كه آيهای را كه در اين باره در قرآن آمده است، مورد توجه قرار میدهيم، میبينيم كه وقتی حضرت ابراهيم(ع) میگويد من در خواب ديدم كه تو را ذبح میكنم حضرت اسماعيل(ع) به پدر میفرمايد كه آن چه را به تو امر شده انجام بده؛ يعنی همان جنبه واقعی آن خواب را مورد فهم قرار میدهد و آمادگی خود را برای قربانی شدن اظهار میكند و در واقع بنابراين يك معنای روشن و واضح را از اين خواب متوجه میشود.
وی ادامه داد: ما بر اين باوريم كه يكی از راههای وحی خواب است، اما خوابی كه مهآلود و رمزآلود نيست. اين در حالی است كه نويسنده مقاله «محمّد(ص): راوی روياهای رسولانه» معتقد است كه قرآن خوابنامهای مهآلود و رمزآلود است و معنای روشنی ندارد؛ در صورتی كه وقتی حضرت ابراهيم به فرزندش گفت كه من خواب ديدهام كه تو را به دستور خداوند ذبح میكنم، هر دو معنای واقعی و ظاهری آن را متوجه شدند و هم حضرت ابراهيم و هم حضرت اسماعيل به آن گردن نهادند. پس نتيجه آن چه ايشان مدعی آن است اين خواهد بود كه وحی رمزآلود و مهآلود باشد كه اين نكته درستی نيست.
محمدرضايی در باب ديگر طرق وحی بيان كرد: راه ديگری كه خداوند از طريق آن با پيامبر خود سخن میگويد، اين است كه گاهی وحی به قلب پيامبران القا میشود. سومين روش در شكلی است كه خداوند در حجاب غيب است و از طريق ايجاد صوت با پيامبر سخن میگويد؛ مانند زمانی كه حضرت موسی(ع) در كوه طور بود و خداوند با ايجاد صوت با حضرت موسی(ع) سخن گفت. چهارمين روش وحی نيز از طريق فرشته وحی است.
وی الفزود: بنابراين اين كه ما بياييم و همه راههای وحی را به يك شكل آن منحصر كنيم و بگوئيم كه قرآن خوابنامه است و پيامبر(ص) از طريق خواب همه مطالب را دريافت كرده و آن هم خوابی رمزآلود و مهآلود كه روشن و شفاف نيست، ادعای صحيحی و ايشان هم دليل روشنی بر اين مطلب ارائه ندادهاند.
محمدرضايی به عنوان دومين انتقاد به مقاله «محمّد(ص): راوی روياهای رسولانه» گفت: با توجه به اين كه در اين متن قرآن خوابنامهای رمزآلود و مهآلود دانسته شده است كه روشن نيست و دارای ابهام است، اين سؤال مطرح میشود كه آيا چنين قرآنی میتواند معجزه پيامبر(ص) قرار بگيرد؛ معجزهای كه در اوج فصاحت و بلاغت است و خطاب آن به همه مردم است؟ آيا چنين كتابی میتواند كتاب هدايت باشد؟ و مردم به چه دليل موظف خواهند بود كه از پيامبر(ص) اطاعت و از اين خوابنامه تبعيت كنند و آن را برنامه هدايت خود بدانند؟ يا به تعبير ديگر دليل صحت دعاوی پيامبر گرامی اسلام(ص) و ملاك صحت اين خوابنامه چيست؟
وی ادامه داد: ما میدانيم كه قرآن معجزه جاودانه پيامبر گرامی اسلام(ص) است و خداوند در قرآن میفرمايد «وَإِن كُنتُمْ فِی رَیْبٍ مِّمَّا نَزَّلْنَا عَلَى عَبْدِنَا فَأْتُواْ بِسُورَةٍ مِّن مِّثْلِهِ؛ و اگر در آنچه بر بنده خود نازل كردهايم شك داريد پس اگر راست مىگوييد سورهاى مانند آن بياوريد» (بقره/23) بنابراين به باور ما قرآن تنها معجزهای است كه حقانيت آن در خود آن است، چرا كه بر آنيم كه قرآن بلاغ مبين و در پيامرسانی خود روشن و شفاف است و اگر قرآن نعوذبالله خوابنامه، يعنی مجموعهای مبهم و رمزآلود باشد، طبيعتاً نمیتواند معجزه جاودانه باشد و ملاكی برای صحت آن و صحت دعاوی پيامبر(ص) و اعتبار تبعيت از ايشان در دست نخواهيم داشت.
ادامه دارد ...