کد خبر: 2575136
تاریخ انتشار : ۲۳ مرداد ۱۳۹۲ - ۱۱:۳۶
نقد و بررسی قرآن‌پژوهی مستشرقين/16

لزوم تفكيك محققان از غرض‌ورزان در مواجهه با خاورشناسان

گروه انديشه: خاورشناسان دو گروه هستند؛ يك گروه كه در حقيقت محقق هستند و برای كشف مجهول به بررسی‌ اسلام می‌پردازند و لو اينكه از يك منظر مادی به حقايق دين ما می‌نگرند، ولی يك عده ديگر نيز هستند كه از روی غرض‌ورزی فعاليت خود را به القای شبهه در دين معطوف كرده‌اند.

حجت‌الاسلام والمسلمين محمدصادق يوسفی‌مقدم، رئيس مركز فرهنگ و معارف قرآن كريم، در گفت‌و‌گو با خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا) به تبيين روش كار مستشرقان پرداخت و در اين زمينه گفت: مستشرقان يا خاورشناسان يك جريان فكری هستند كه نه تنها در بحث اسلام و قرآن تحقيقاتی دارند، بلكه در ساير حوزه‌های فكری و فرهنگی دنيا نيز مشغول به مطالعه هستند.
وی افزود: بخشی از مستشرقان بدون شك محقق هستند، ولو اينكه با يك نگاه ماترياليستی يا اومانيستی به قرآن نگاه می‌كنند و قرآن را يك حقيقت ماوراء مادی و وحيانی نمی‌دانند، اما به عنوان يك محقق مشغول تحقيق هستند. اين دسته از مستشرقان وتحقيقاتشان قابل توجه است، اما با لحاظ اين موضوع كه قرآن را كتابی وحيانی نمی‌دانند بلكه با آن مواجهه تاريخی دارند كه جريان‌سازی فكری خاصی را صورت داده است.
يوسفی مقدم گفت: يك عده‌ در بين مستشرقان هستند كه با عنوان مستشرق عمدتا به القای شبهه می‌پردازند؛ يعنی سعی آنها بر اين است كه به نوعی اعتقادات و انديشه‌های جامعه اسلامی را متزلزل كنند، ولی با روش‌های ماهرانه‌ای شبهه‌افكنی می‌كنند كه ممكن است حتی افراد تحصيل‌كرده هم متوجه نشوند؛ آن ها حتی در مطالعه زندگی پيامبر(ص) هم نقاط شبهه‌دار را بزرگ می‌كنند.
رئيس مركز فرهنگ و معارف قرآن كريم گفت: اين عوامل باعث می‌شود كه با ديدی دقيق و حساس به اين قشر از خاورشناسان نگاه كنيم و در هرصورت عامل تحقيق و پژوهش يك واقعيتی است و انسان بايد اين مسئله را بپذيرد كه صاحب‌نظران ديگر به خود اجازه می‌دهند كه در حوزه‌های مختلف دين ما وارد شوند و تحقيق، اظهار نظر و نقد كنند.
اين پژوهشگر عرصه قرآن و حديث گفت: از طرف ديگر، ما نيز بايد در تحقيقات و بررسی‌های خودمان اين دقت‌نظر را داشته باشيم كه اين خاور‌شناسان دو گروه هستند؛ يك گروه كه در حقيقت محقق هستند و برای كشف مجهول به اين بررسی‌ها می‌پردازند ولو اينكه از يك منظر مادی به حقايق دين ما می نگرند، ولی عده ديگری نيز هستند كه به غرض‌ورزی و القای شبهه در دين اسلام می‌پردازند، ولی حتما بايد اين دو گروه را مورد مداقه قرار دهيم.
يوسفی مقدم در ادامه با ذكر مثالی گفت: به عنوان مثال راجع به ناخوانا و نا‌نويسا بودن پيامبر اسلام(ص) بحثی وجود دارد كه آيا پيامبر(ص) قبل از بعثت خواندن و نوشتن می‌دانستند يا خير؟ كه اين بحثی كليدی در حوزه فكری است؛ البته مشهور محققان ما بر اين باور هستند كه پيامبر(ص) نه قبل از بعثت و نه بعد از آن خواندن و نوشتن نمی‌دانستند.
وی افزود: عده‌ای از خاورشناسان براين باور هستند كه پيامبر(ص) قبل از بعثت خواندن و نوشتن نمی‌دانستند. فردی نظير رژی بلاشر چنان حرفی را می زنند، ولی برخی ديگر ادعا می‌كنند كه پيامبر خود را بی‌سواد جلوه می‌دادند و عده‌ای نيز هستند كه معتقد هستند پيامبر سواد نداشتند و آن چه را كه آورده‌اند، فوق بشر است ولو اينكه ما اعتراف نكنيم كه وحی است، اما از توان بشر عادی خارج است.
ادامه دارد...
captcha