رمضان علیتبار فيروزجايی، استاديار پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامی و مدير گروه منطق فهم دين اين پژوهشگاه، در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن (ايكنا)، به بيان سخنانی در باب دينشناسی و فرصتها و آسيبهای علمی و تجربی پيش روی آن و نيز ارزيابی و تعيين جايگاه مطالعات دينشناسانه پرداخت.
وی ضمن تأكيد بر لزوم مشخص شدن تلقی و تعريف ما از دين، علم، روش و منابع علم و دين، اظهار كرد: اگر تعريف، منابع و هدف محقق مورد قبول و سازگار با دين باشد، به هر نتيجهای كه میرسد و حتی با فرض اينكه به نظريه غلطی به لحاظ علمی و نظری برسد، میتوان گفت كه نتايج او دينی است.
علیتبار افزود: وقتی كه شما دين را تعريف میكنيد، مبانی كه همان پيشفرضها و هدف ماست، در تعريف اثرگذار میشوند. برای مثال اگر دين را حقيقتی تعريف كنيم كه مقصود آن راهنمايی انسان به سعادت ابدی و اخروی و رساندن انسان به كمال نهايیای باشد كه راه آن نيز از اين دنيا میگذرد و در واقع آن را يك حقيقت راهنما بدانيم و در كنار اين تعريف، منبع آن نيز معلوم و مشخص شود، مبانیای به دست میآيد كه روش را نيز در دل خود دارد.
وی ادامه داد: اگر ما معتقد باشيم كه از يك سو دين منشأ الهی دارد و نه منشأ وهمی و خيالی و از سوی ديگر ساخته و پرداخته بشر نيست و راهبری آن هم تكروشی و تكابزاری نيست و از وحی، عقل و فطرت به عنوان منابع خود استفاده میكند و از روش هر كدام در راهبری خود بهره میبرد، در اين صورت علم در طول دين و در دل دين قرار میگيرد و با آن منافات نخواهد داشت و دينشناسی علمی هم در طول آن خواهد بود.
علیتبار در ادامه با اشاره به انحای دينشناسی گفت: گاهی دينشناسی وحيانی است و محقق برای شناخت به وحی و قرآن مراجعه میكند تا ببيند كه خود وحی و قرآن در مورد دين چه میگويد؛ مدل ديگری از دينشناسی نحوه دينشناسی عقلی است و راه آن مراجعه به مباحث عقلی فلاسفه در مورد دين است. نمونه ديگر دينشناسی عرفانی است كه به وسيله كشف و شهود و لمس دين در درون خود و رسيدن به مقامات و بيان اين يافتههای درونی صورت میگيرد، اما آنچه كه از دينشناسی علمی مراد میشود، دينشناسی با نگاه تجربی است.
مدير گروه منطق فهم دين پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامی درباره مطالعات تجربی در باب دين اظهار كرد: اين مطالعات كه در قالب جامعهشناسی، روانشناسی، تاريخ، انسانشناسی و رشتههايی از اين قبيل انجام میشود، غالباً توسط دانشمندانی انجام شده است كه يا ملحد بودهاند يا مبنايی ضددينی داشتهاند و به همين دليل به بحث در باب معنايی خودساخته از دين پرداختهاند و ما اگر بخواهيم به اين مطالعات تجربی بپردازيم، به دليل اينكه نمیتوانيم تعريف و مبانی آنها را بپذيريم، ابتدا بايد تعاريف آنها از دين را نقد كنيم.
وی با بيان اينكه با تركيب منابع و به تبع آن تركيب روش میتوان به تعريف درست دين دست يافت و حقيقت دين را شناخت، اظهار كرد: حقيقت دين امری ماورائی است و نمیتوان با تجربه صرف يا عقل تنها، به آن دست يافت و آن را در مفاهيم يك علم خاص بشری محدود كرد، اما در آن بخش از كاركردهای دين يا ويژگیهای دين كه خاصيت تجربی دارد يا جنبه كمی دارد و در فضای مادی قرار میگيرد، علم میتواند نظر دهد؛ اما علم نمیتواند همه واقعيتها را نشان دهد و توضيح دهد؛ همانطور كه عقل هم فقط میتواند كليات را دريابد و بپذيرد و توان ورود به جزئيات را ندارد.
علیتبار ادامه داد: در برخی موارد ديگر نياز به مطالعات ميدانی است، و وحی تنها به صورت اشارهوار به آن میپردازد و اين ما هستيم كه بايد مطالعه كنيم؛ اين نشان میدهد كه جنبه تجربی نيز مورد توجه و تأكيد وحی بوده است و هرچند خود وحی نتايج آزمايشگاهی و آزمونی را به ما نمیگويد، اما توصيه به آزمون و آزمايش و مطالعه تجربی و حتی ميدانی میكند. همچنين است در مورد جنبههای عقلی و شهودی و فطری كه هم مورد توجه وحی است و هم ابزارهايی در اختيار آن و هم برای شناخت آن هستند.
وی اضافه كرد: برای مثال بعضی چيزها جنبه فطری دين را در بر میگيرد؛ مانند پرستش، گرايش به زيبايی و گرايش به كمالات؛ اينها چيزهايی است كه مربوط به فطرت است و قبل از اينكه پای عقل در ميان باشد، فطرت است كه اين گرايشها را مشخص میكند. در مرحلهای ديگر عقل میآيد و كليات دين و آموزههای دينی و جزئيات تجربی را میسنجد و شهود نيز در جای خود و با روش خود، آثار و نتايج خود را به همراه دارد.
اين عضو هيئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامی بر همين اساس، تكروشی و تكمنبعی عمل كردن در دينشناسی را منجر به نتايج ناقص دانست و عنوان كرد: به كار بردن هر كدام از روشها و منابع مذكور، به استقلال، میتواند ناقص باشد. از نظر خود وحی هم اينكه ما به مطالعه تجربی بپردازيم، اشكالی ندارد و خود وحی هم میگويد كه بعضی چيزها را خودتان بايد در فضای تجربه مشاهده و مطالعه كنيد؛ آيات و رواياتی كه به سير و مشاهده زمين و اهل آن و انديشيدن در خلق آسمان و زمين و موجودات ديگر دعوت میكند يا به فراگيری علم و حكمت از هر كجا و هركسی فرا میخواند، همگی دلالت بر همين امر دارند و جهتهای لازم را نشان میدهند.
علیتبار همچنين با اشاره به اين مطلب كه طبيعت نيز همچون قرآن كه كتاب شريعت است، كتاب الهی است، عنوان كرد: قرآن كتاب تدوين و طبيعت كتاب تكوين الهی است و اگر اين نگاه را داشته باشيم، مطالعه در زمينه دينشناسی علمی و عقلی و تجربی جايگاهش مشخص و كامل میشود وگرنه اگر تكروشی يا تكبعدی عمل كنيم، به نگاه كاريكاتوری به دين منجر میشود كه قطعا ناقص است.