به گزارش خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) شعبه خراسان رضوی، به نقل از ستاد خبری جشنهای ميلاد رضوی،رواق كوثر حرم مطهر رضوی عصر ديروز ميزبان 800 بيمار دياليزی بود كه همچون قطرهای جاری در نهر سپيد عشاق عترت به منظور تبريك و شاد باش ميلاد معصومه اهل بيت(س) به حرم امامالرئوف علیبنموسیالرضا(ع) مشرف شده بودند.
صدای اذان مكبر در فضای اين حرم ملك پاسبان طنين انداز شده بود كه وارد رواق كوثر میشويم؛ رواقی كه معماری زيبای ايرانی اسلامی آن، انسان را برای دقايقی از توجه به اطراف خود باز میدارد. تابلوی بزرگی كه صلوات خاصه امام رضا(ع) بر آن نوشته و پرچمهايی كه فرا رسيدن دهه كرامت را به حضار تبريك و شاد باش میگويند، بر جای جای اين رواق زيبا خود نمايی میكنند.
ميهمانان دياليزی حضرت كه در رواق كوثر گرد هم آمدند، آمادهی اقامه نماز مغرب و عشاء میشوند، نماز جماعت به امامت حجت الاسلام و المسلمين نجات خيری در صفوف منظم اقامه میشود. در اين خيل جمعيت پيرمردی كه درگوشهای به صورت نشسته نماز خود را میخواند، جلب توجه میكند. در فاصله بين دو نماز مغرب و عشاء به سراغش میروم و پس از سلام، دليل تشرفش را در قالب اين گروه جويا میشوم، میگويد: «من دخترم دياليزی است. چند روز پيش از طرف انجمن بيماران كليوی دو ژتون غذای حضرت و دعوت نامه شركت در جشن به او دادند، اما چون كسالت داشت نتوانست امشب مشرف شود. من به همراه خانمم آمدهام. مشهدیام اما در اين هفتاد و چند سال كه از خدا عمر گرفتهام تا كنون توفيق نداشتهام كه ميهمان غذای حضرت باشم. خدا را شكر كه بالاخره اين غذا نصيب من هم شد، از حضرت ممنون هستم.»
پس از اقامه نماز عشاء مراسم جشن ميلاد با تلاوت آياتی چند از كلام الله مجيد بهطور رسمی آغاز میشود. قاری علی نباتی با صوتی زيبا و تحسين برانگيز فضايی معنوی را در رواق كوثر ايجاد میكند. پس از قرائت قرآن، گروه تواشی فدك الزهرا(ع) اجرای برنامه دارند. در همين حين جوانی را میبينم كه از جمعيت جدا نشسته و به ستونی تكيه داده و آرام نظرهگر تواشيح است.
سرصحبت را با او باز میكنم و نحوه دعوت به اين مراسم را از او جويا میشوم. میگويد: به همراه خواهرش كه بيمار كليوی و دياليزی است آمده و اين دومين نوبتی است كه توفيق ميهمانی سفره حضرت نصيبش میشود.
در كلامش بارها برای شفای بيماران آرزو میكند و میگويد: «اميدوارم اين غذای متبرك و شفا بخش حضرت نصيب همه زائران ايشان شود و كسی نا اميد از اين حرم بر نگردد.»
كمی آن طرفتر خانم مسنی بر روی ويلچر نشسته و در حالی كه اجرای تواشيح را نظارهگر است، قطرات اشك از چشمانش جاری میشود. خواستم به سمتش بروم اما كمی درنگ كردم. نخواستم خلوتش را بر هم بزنم كه ناگهان متوجه من میشود. اشكهايش را با گوشه چادر پاك میكند و سرش را پايين میاندازد.
نزديك شدم، سلام كردم و از دخترش كه در كنار او نشسته و اجازه صحبت با مادرش را میگيرم. عذر خواهی میكند و میگويد مادر امروز دياليز داشتهاند... كه ناگهان خانم مسن به ميان حرف او میپرد و خودش سرصحبت را باز میكند.
میگويم: مادر ايام دهه كرامت و جشن ميلاد است، چرا گريه میكنيد؟ با لهجه شيرين مشهدی میگويد « اشكم، اشك شادی به خاطر لطف خداست، خدا را شكر امام رضا(ع) گوشه چشمی هم به ما كرد. پس از اين همه سال برای اولين بار، آن هم در اين شرايط بيماری
زيارتش را قسمتم كرد.» بغضش میشكند و ديگر چيزی نمیتواند بگويد و فقط آرام میگويد «توكلم بر خداست و راضی به رضای او هستم»، ديگر هيچ نگفتم و رفتم.
احساس كردم، توكلش، آن توكلی بود كه نفی همه حسابها و كتابها به قدرت ايمان است. تكيه بر عشق است و ديگر هيچ!
در اين آستان ملك پاسبان قدس رضوی چنانت به درد اشك، دعا خواهم گفت كه حاجتم را روا داری.
در پايان اين مراسم ميهمانان دياليزی علیبنموسیالرضا(ع) به تماشای كليپ صلوات خاصه امام رضا(ع) نشستند و سپس برای صرف شام راهی مهمانسرای حضرت شدند.