کد خبر: 2587951
تاریخ انتشار : ۲۰ شهريور ۱۳۹۲ - ۰۹:۱۴
مرجعيت قرآن در تمدن‌سازی/12

تبيين جايگاه آموزه‌های قرآنی ناظر به نظام‌های عينی و علمی تمدن‌

گروه انديشه: اگر بخواهيم منظر آموزه‌های الهی قرآن را كه ناظر به بحث تمدن هستند، دريابيم، بايد بخشی از آن آموزه‌ها و تعاليم را ناظر به عينيت‌های خارجی و بخشی از آن‌ها را معطوف به نظام معرفت‌های انسانی‌ای بدانيم كه قرار است در كنار هم و ‌در تناظر و همكاری با هم انسان را به تكامل برسانند.

حجت‌الاسلام و المسلمين ذبيح‌الله نعيميان، عضو هيئت علمی پژوهشگاه انديشه سياسی اسلام، وابسته به دبيرخانه مجلس خبرگان، در گفت‌وگو با خبرگزاری بين‌المللی قرآن (ايكنا)، به بيان نكاتی در باب تمدن‌سازی قرآنی پرداخت و گفت: برای اين كه بخواهيم افق ديدی را داشته باشيم كه قرآن كريم و اسلام و آموزه‌های دينی برای ما و در واقع برای نحوه زندگی و سلوك و سبك زندگی ما در افق تمدنی تصوير می‌كنند، بايد نظری به ابعاد مختلف تمدن داشته باشيم.
نعيميان با اشاره به دو بعد تمدن بيان كرد: يك بعد تمدن نظام‌های عينی‌ای است كه در عالم خارج تحقق عينی دارند. اين نظام‌ها، البته اگر بخواهيم نگاهی به تعدد آن‌ها نداشته باشيم، بريده از هم نيستند. نظام‌های اقتصادی، نظام‌های حقوقی، نظام‌های فرهنگی، نظام‌های سياسی، نظام خانواده به عنوان بخشی از نظام كلی اجتماعی، تشكيل‌دهنده نظام‌های عينی‌ای هستند كه اگر اجزاء هر كدام از اين‌ها در تناسب با يكديگر باشد، تحقق نظام‌واری پيدا می‌كنند كه بخشی از تمدن را شكل می‌دهند.
وی افزود: اگر اجزاء اين نظام‌های عينی در سازوكاری رقم خورده باشند كه هماهنگی و اعتدال لازم در ميان عناصر و مؤلفه‌های مربوط به هر يك از اين نظام‌ها را برای آن‌ها به ارمغان آورده باشد نهايتاً ممكن است به وضعيت خاصی برسيم كه در باب آن می‌توان با عنوان نسبت ميان عينيت‌ها سخن گفت.
نعيميان اظهار كرد: ما نظام‌های مختلفی داريم كه در كنار يكديگر قرار دارند و عناصر تشكيل‌دهنده هر كدام از اين نظام‌ها بايد با يكديگر سازگار باشند و از تناسب و هماهنگی لازم در بين خود برخوردار باشند تا هر كدام از اين نظام‌ها شكل بگيرند. پس از اين مرحله نيز، اگر بخواهيم نسبت بين اين نظام‌های عينی را هم در نظر بگيريم، مشابه همين وضعيت را بايد بتوانيم پيش‌بينی كنيم و بگوئيم كه بايد بين اين انواع مختلف نظام‌هايی كه به صورت عينی در عالم خارج وجود دارند، نسبتی خاص و تعادلی خاص برقرار باشد تا بتوانند اين نظام‌ها در كنار يكديگر و در تعامل و در تناسب با يكديگر تحققی نظام‌وار در عالم خارج پيدا كنند و بخشی از تمدن را شكل دهند.
نعيميان در كنار اين نظام‌های عينی به نظام‌های علمی و معرفتی به عنوان بعد ديگر تمدن نيز اشاره كرد و گفت: نظام علمی و معرفتی به اين معناست كه انسان در بررسی و تحليل مسائل مختلف می‌تواند به صورت نظام‌وار و هماهنگ، به مطالعه موضوع مورد نظر خود بپردازد و منظومه‌ای از آموزه‌ها و برداشت‌ها و نكات انتزاعی در مورد آن‌ها را طراحی كند و در كنار يكديگر قرار بدهد و يك منظومه معرفتی خاصی را شكل بدهد و رقم بزند.
وی افزود: حال اگر يك نظام علمی خاص را معطوف به يك نظام عينی خارجی بدانيم، نشان‌دهنده اين است كه در واقع يك نظام معرفتی و علمی متناظر با آن نظام عينی شكل گرفته است و می‌تواند در خدمت بررسی آن و در خدمت جهت‌دهی آن، تحليل آن و تعامل با آن باشد.
نعيميان عنوان كرد: اگر ما بيش از يك نظام علمی و معرفتی، يعنی مجموعه‌ای از نظام‌های علمی و معرفتی كه ناظر به نظام‌های عينی متناظر با خودشان هستند، داشته باشيم در اين جا نياز داريم كه بين اين نظام‌های معرفتی نيز يك نظام‌ كلان و يك انتظام خاص را سراغ بگيريم و علاوه بر اين اگر مجموعه نظام‌های عينی نيز در نسبتی كه بين خودشان برقرار می‌كنند به صورت تكاملی رشد خوبی پيدا كرده باشند ما می‌توانيم به يك وضعيت خاصی برسيم كه می‌توانيم از آن به وضعيت تمدنی ياد كنيم.
وی افزود: در مجموع بايد ابتدا بين تك تك اجزاء هر كدام از نظام‌های علمی و نظام‌های عينی‌ای كه متناظر با يكديگر هستند و سپس بين نظام‌های علمی و نظام‌های عينی نيز نسبت خاصی برقرار باشد. اگر اين نسبت هماهنگ و سازوار باشد ما می‌توانيم وضعيتی را در عالم خارج سراغ بگيريم كه يك پايه آن به نظام‌های عينی برمی‌گردد و پايه ديگرش به نظام‌های علمی و معرفتی؛ در اين جا می‌توانيم برداشت و انتظاری را كه از اين مجموعه دوگانه ‌می‌كنيم با عنوان يك تمدن خاص باشد؛ كه می‌تواند در ادوار مختلف و در وضعيت‌های تمدنی متفاوت مورد تحليل نيز قرار بگيرد.
نعيميان با اشاره به موضوع اصلی اين گفت‌وگو بيان كرد: اگر بخواهيم ببينيم كه ديدگاه اسلامی چيست و منظری كه قرآن كريم و آموزه‌های الهی قرآن، ناظر به بحث تمدن، دارند كدام است؟ بايد بخشی از آن آموزه‌ها و تعاليم را ناظر به آن عينيت‌های خارجی بازشناسی كنيم؛ آموزه‌هايی كه در وضعيت ايده‌آل يا نسبتاً ايده‌آل به يك وضعيت تمدنی رسيده‌اند و از انسجام مناسب با خود برخوردار شده‌اند و بخشی از آموزه‌های قرآن را می‌توانيم ناظر و معطوف به نظام معرفت‌های انسانی‌ای بدانيم كه قرار است در كنار مجموعه نظام‌های عينی و ‌در تناظر با آن‌ها و به همكاری يكديگر انسان را به تكامل برسانند.
وی افزود: اگر ما بتوانيم آموزه‌هايی را كه خدای متعال با زبان بسيار ساده آن‌ها را در قرآن مطرح فرموده است با نظم و ترتيب استخراج كنيم و در كنار هم قرار دهيم خواهيم ديد كه اين جهت كمالی را نسبت به هر دو مجموعه علمی و عينی‌ای كه ما از آن ياد كرديم می‌توانيم پيدا كنيم.
ادامه دارد ...
captcha