فروغ پارسا، عضو هيئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) به مباحثی در مورد سير مطالعات قرآنپژوهی در اروپا پرداخت و در اين زمينه گفت: بايد دانست آئين مقدس اسلام كه در جامعه نسبتاً بدوی عربستان پديدار شد، در اندك زمانی توانست با تكيه برآموزههای قرآنی، مرزهای خود را در شرق و غرب عالم بگستراند و فرهنگ و تمدن توانمندی را بنياد گذارد.
وی افزود: تمدن اسلامی به گواهی تاريخ، تأثير سازندهای بر روند حيات بشری داشته و ملل مختلف از آن بهرهها بردهاند. نفوذ اسلام به اروپا از اواخر قرن هفتم ميلادی آغاز شد و بهتدريج اسپانيا و سيسيل و بخشهای ديگری از اروپا به تصرف اسلام درآمد. و به اين ترتيب بخشهايی از اروپا در گستره اسلام قرار گرفت و بخشهای ديگری از آن در همسايگی دولت اسلامی بود. بیترديد آشنايی غرب با فرهنگ و تمدن اسلامی از آن دوران آغاز شده بود.
اين پژوهشگر عرصه مطالعات اسلامی ادامه داد: با آغاز جنگهای صليبی در قرون وسطی، از اواخر قرن يازدهم تا اواخر قرن سيزده، اروپائيان بهطور اجباری و اضطراری به شرق روی نمودند و به گنجينههای نهان و اسرار نهفته شرق و دانش مسلمانان پیبرده، درصدد كندوكاو و پژوهش در اين فرهنگ عظيم برآمدند. بسياری از مورخان بسط تمدن و تجمل در غرب را نتيجه جنگهای صليبی میدانند.
پارسا گفت: برخی معتقدند يگانه عامل نهضت جديد اروپا و پيدايش عصر تجدد يا رنسانس، اطلاع و آگاهی غربيان از تمدن مسلمين است كه با مطالعه و تحقيق در كتب و آثار تمدن شرقی و اطلاع از بدايع و اختراع مسلمانان درصدد تكميل و تقسيم اين اختراعات برآمده پيشرفتهای عظيمی در عالم علم و هنر از خود آشكار نمودند.
وی افزود: اروپائيان قسمت عمده دوره قرون وسطی را به نقل آثار و ترجمه افكار دانشوران اسلامی گذرانده و شماره كتبی كه دانشمندان اروپا در اين دوره از كتب مسلمين نقل و ترجمه كردهاند بالغ بر 300 عنوان بوده است.
اين عضو هيئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در ادامه گفت: در اين زمان بود كه دانشمندان غربی به آموزش زبان عربی همت گماشتند. نخستين كسی كه زودتر از همه مترجمان به كار ترجمه و نقل مبادرت نموده و در اين راه شهرتی زياد داشته، پاپ سيلوستر دوم است كه در فاصله سالهای 999 تا 1003 ميلادی به اين كار مبادرت كرده است. بعد از وی «هرمان» متوفی 1054 ميلادی اين كار را به عهده گرفت. در سال 1130 در طليطله، انجمنی از مترجمان تحت رياست رئيس اسقفها يعنی (ريمون) تشكيل شد و به ترجمه مهمترين كتابهای علمی عربها اقدام كردند.
وی ادامه داد: از گزارشهای تاريخی درخصوص مواجهه غربيان با تمدن اسلامی مشاهده میشود كه به طور اخص در ارتباط با كتاب مقدس اسلام يعنی قرآن خصومت ويژهای از خود بروز دادهاند. از جنگهای صليبی به اين سو راهبان، اسقفها و مبلغان مسيحی با هدف خدشه وارد كردن براسلام و تغيير معنای قرآن كريم و وارد كردن انواع شبههها بهقرآن، به ترجمه قرآن مبادرت كردند. قديمیترين ترجمه قرآن به زبان لاتين ترجمهای است كه به تشويق «پيرلوونرابل»، كشيش كليسای كلونی طی سالهای 1141 تا 1143 ميلادی صورت گرفته است.
پارسا افزود: كار اين ترجمه را گروهی به سرپرستی «روبردو رو تين» انجام دادند، ولی ايشان كار خود را به ابراز عقيده درباره بعضی آيات قرآن منحصر كردند. گفتهاند مترجم واقعی شخصی به نام «پيرتولدوئی» بوده است كه ظاهراً از دين اسلام به مسيحيت درآمده بوده است و عربی را بهتر از لاتينی میدانسته و به همين جهت دستياری كه نام او هم «پير» بود، به او دادند تا در انشای لاتينی وی تجديد نظر كند.
وی ادامه داد: اين ترجمه كه با هدف تبليغ و ضد اسلام بوده است، چهار سال پيش از دومين جنگ صليبی تقديم قديس برنارد كلونی شده است. اين ترجمه به مدت 5 قرن وسيله تبليغ مسيحيان بر ضد دين اسلام بوده است و اروپائيان طی قرنها اين ترجمه را مطابق قرآن واقعی میشناختند.
اين مدرس دانشگاه ادامه داد: پس از رنسانس، ارتباط دانشمندان غربی با اسلام و قرآن تا حدودی معتدل شد، ولی اساس و مبنای آگاهی و شناخت اروپا از قرآن به طور قابل ملاحظهای از انديشههای افراطی ضداسلامی روحانيون قرون وسطی متأثر بود. از اواخر قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم، دانشمندان غربی فعاليتهای ارزندهای در راستای قرآنپژوهی انجام دادند، ولی در مسير پژوهشهای خود بيشتر در نقد و نفی اصالت اين كتاب مقدس كوشيدند تا شناخت بیطرفانه و منصفانه از آن. به تدريج با دگرگونیها و تحولاتی فرهنگی سياسی، شاهد آن بودهايم كه روند پژوهشهای قرآنی خاورشناسان نيز دگرگون شده و مطالعات جديد قرآنپژوهان غربی تا حدود زيادی در جهت شناساندن معارف قرآن به اروپائيان موفق بوده است.
ادامه دارد...