محمدهادی همايون، معاون آموزشی و تحصيلات تكميلی دانشگاه امام صادق(ع) در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن (ايكنا)، به بيان نكاتی درباره تمدن قرآنی پرداخت و عنوان كرد: موضوع تمدن در قرآن كريم با توجه به مأموريتی كه پيش روی جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی با عنوان تمدنسازی و احيای تمدن اسلامی و ايجاد تمدن نوين اسلامی قرار داده شده است، میتواند موضوعی بسيار مهم و كاربردی برای امروز ما باشد.
همايون در باب واژه تمدن با اشاره به معاصر بودن معنای امروزين آن، گفت: تقريباً از زمانی كه پديدهای با نام رنسانس در سرزمينهای اروپايی ايجاد شد، محققان متوجه شدند كه اتفاقی در حال افتادن و شكلگيری است كه وضعيت را با وضعيت پيش از آن متفاوت كرده است و صرف نظر از اين كه ما در مورد اين اتفاق نگاه مثبت يا نگاه منفیای داشته باشيم، اما به هر حال اين پديده يك پديده قابل ارزيابی بود كه میتوانست اختلافاتی با وضع پيش از خود داشته باشد.
وی با بيان اينكه اين وضعيت جديد بعدها در مطالعاتی كه انجام شد، تمدن نام نهاده شد، بيان كرد: بعدها براساس خوانده شدن اين وضعيت به وضعيت تمدنی، نظرياتی شكل گرفت و بعداً مصاديقی برای آن در طول تاريخ رديابی شد. برای مثال، به دليل اينكه اين تمدن بسيار علاقه داشت ريشهای برای خود پيدا كند و فكر كرد كه میتواند ريشه خود را در يونان بيابد ـ به نظر رسيد كه آن اتفاقی هم كه در يونان افتاده است چيزی بوده كه میتوانستند اسم آن را تمدن بگذارند اگر چه كه قبلاً اين اسم بر آن گذاشته نشده بود.
همايون افزود: محققان اسلامی ما نيز وقتی كه با اتفاق مشابهی در صدر اسلام مواجه شدند، به تبع همين نوع نامگذاری، اسم تمدن اسلامی را برای آن گذاشتند. مصاديق ديگری نيز برای تمدن مطرح شده و وجود دارد و البته خب اين موضوع ديگر الان اصطلاح شده و ما هم فعلاً از همين اصطلاح ناچار هستيم استفاده كنيم تا ادبيات جديدتری بر اساس آن چيزی كه امروز در پی انقلاب اسلامی دارد اتفاق میافتد شكل بگيرد.
عضو هيئت علمی دانشگاه امام صادق(ع) انتخاب حوزه مطرح شده در اين گفتوگو را برای ورود به اين ادبيات جديد، انتخابی درست و دقيقی خواند و عنوان كرد: قرآن كريم میتواند منبع و ملاك خيلی خوبی برای دستيابی به ادبيات جديدی باشد كه ما در مسير انقلاب اسلامی به آن نياز داريم.
وی در ادامه با اشاره به تحقيقات خود برای معادليابی برای واژه «تمدن» در قرآن، گفت: من با واژگان متعددی مواجه شدهام كه ما میتوانيم برای تمدن در قرآن كريم بيابيم و خيلی از محققانی هم كه در اين زمينه كار كردهاند، واژههايی مانند «قريه»، «امت» و «مدينه» را به تبع همان نامگذاری كه در رنسانس شده بود، پيشنهاد كردهاند اما من فكر میكنم كه ما يك بار بايد خودمان را بدون هيچ پيرايهای از آن چه كه در ادبيات اين رشته اتفاق افتاده است، در معرض قرآن قرار بدهيم و ببينيم كه چه واژهای را خود قرآن كريم به ما پيشنهاد میكند.
همايون واژه «مُلك» را به عنوان واژهای كه در قرآن به كار رفته و میتواند آن اتفاق عظيمی را كه ما بخش بسيار ناچيزی از آن را تمدن نام گذاشتهايم تبيين كند، معرفی كرد و افزود: شما از همان روز اول خلقت آدم با واژه «ملك» مواجه میشويد؛ در ماجرای شجره ممنوعه كه شيطان در پی فريفتن آدم و حوا و نسل انسان به طور كلی است و میگويد كه «هَلْ أَدُلُّكَ عَلَى شَجَرَةِ الْخُلْدِ وَمُلْكٍ لَّا یَبْلَى؛ آيا تو را به درخت جاودانگى و ملكى كه زايل نمىشود راه نمايم»(طه/120). شيطان در اين جا پادشاهیای را وعده میدهد كه هيچ وقت كهنه نمیشود. در جای ديگری میگويد كه «مَا نَهَاكُمَا رَبُّكُمَا عَنْ هَذِهِ الشَّجَرَةِ إِلاَّ أَن تَكُونَا مَلَكَیْنِ أَوْ تَكُونَا مِنَ الْخَالِدِينَ؛ پروردگارتان شما را از اين درخت منع نكرد جز [براى] آنكه [مبادا] دو فرشته گرديد يا از [زمره] جاودانان شويد» (اعراف/20).
نويسنده كتاب «مهدويت و تمدن جهانی اسلام» با بيان اين كه اين ملك خالد و جاويدان ملكی است كه ما در آخرالزمان منتظر آن هستيم و قرار است كه ان شاء الله اتفاق بيفتد، اظهار كرد: ما در طول تاريخ هم مصاديقی از اين ملك را داشتهايم؛ كما اين كه در دوران حضرت نوح پديدهای به نام دولت نوح (به تعبير روايات) شكل میگيرد. در پايان دوره اولوالعزم اول و در پايان دوران اولوالعزم دوم در زمان حضرت يوسف بخشی از اين ملك محقق میشود (چون حضرت يوسف عزيز مصر بود و ملك نبود) و اوج اين ملك در پايان دوران اولوالعزم سوم يعنی در دروان حضرت سليمان نبی شكل میگيرد كه ديگر اين ملكی است كه تا آخرالزمان بینظير است.
ادامه دارد ...