به گزارش خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) شعبه خراسان رضوی، به نقل از دبيرخانه كانونهای فراغت مشهد، حجتالاسلام محمدحسين گلكار، معاون فرهنگی مؤسسه مطالعات راهبردی علوم معارف اسلام، 11 مهرماه در چهاردهمين نشست توانمندسازی همياران كانونهای فراغت مشهد كه با موضوع «اصول و مبانی تفكر سيستمی» و با حضور دبيران مناطق كانونهای فراغت مشهد و كارشناسان دبيرخانه كانونهای فراغت در فرهنگسرای غدير برگزار شد، به تشريح و تحليل اصول و مبانی تفكر سيستمی و تأثيرگذاری انسان بر عالم هستی و همچنين تأثيرپذيری از آن پرداخت.
حجتالاسلام گلكار تأكيد كرد: برای انجام فعاليتهای فرهنگی در سطح جامعه، بايد ابتدا لایه فرهنگی دين را استخراج و فعال كرده و سپس بر اساس آن به مدلسازی و در نهايت به عملياتی كردن آن در سطح جامعه بپردازيم كه برای تحقق اين مهم بايد جايگاه لایه فرهنگی دين در تمدن و تمدن سازی اسلامی مشخص باشد.
این استاد حوزه و دانشگاه به اصول و نيازهای شكلگيری يك تمدن اشاره و خاطرنشان كرد: برای شكلگيری هر تمدن بايد سيستمهای معرفتی، قانونی و فرهنگی كه جوابگوی انسانهای تحت تكلف آن تمدن هستند، شكل بگيرد كه در اين ميان ابتدا بايد سيستم معرفتی و در ادامه سيستم قانونی مبتنی بر سيستم معرفتی و در پايان سيستم فرهنگی مبتنی بر سيستم قانونی شكل بگيرد، از اينرو برای انجام فعاليتهای فرهنگی در قالب تمدنسازی دينی قبل از فرهنگسازی بايد نظام قانونی و قبل از نظام قانونی بايد سيستم معرفتی و فكری تدوين شده باشد.
معاون فرهنگی مؤسسه مطالعات راهبردی علوم معارف اسلام با تأكيد بر اينكه تفكر سيستمی بهترين الگو برای تدوين نظام معرفتی صحيح است، ابراز كرد: در هر سيستمی از جمله سيستم تفكر صحيح شاخصههايی چون عناصر ورودی، نقطه شروع فعال سازی سيستم، برنامه حركت، نقطه مركزی پردازشگر و خروجی و هدف ما بايد مشخص باشد.
وی ذهن و عملكرد صحيح ذهن را نقطه شروع و فعالسازی تفكر سيستمی عنوان كرد و افزود: ذهن برای فهميدن هر موضوعی چهار مرحله مقايسه، تجزيه، تركيب و انتزاع را برای كشف رابطهها طی میكند و هرچه محدوده و گستره كشف رابطهها وسيعتر باشد، فهم عميقتری از موضوع بهدست میآيد.
به گفته حجتالاسلام گلكار خروجی و هدف تفكر سيستمی شناخت واقعيتها، دوری از توهم و حداقل رسيدن به فهم كاربردی است كه برای رسيدن به اين خروجی مطلوب بايد بر روی نقطه مركزی پردازشگر، كه همان «ذهن مسئلهياب شبكهای» است، تمركز كرد.
وی به تفاوت مسئله با سؤال اشاره كرد و با بيان اينكه ذهن ما در تفكر بايد بهدنبال پاسخ مسئلهها حركت كند نه پاسخ سوال ها، گفت: اين اولويت و نياز انسان است كه سوال را به يك مسئله تبديل می كند؛ در واقع ممكن است يك سؤال مدتهای طولانی در ذهن انسان باشد اما تا زمانیكه احساس نياز به پاسخ آن را احساس نكند و به عبارتی آن سؤال به مسئله تبديل نشود، بهدنبال پاسخش نمیرود.
معاون فرهنگی مؤسسه مطالعات راهبردی علوم معارف اسلام تصريح كرد: زمانی میتوانيم تفكر صحيحی داشته باشيم كه ابتدا مسئلههای موضوع مورد تفكر را كشف كرده و سپس بهدنبال پاسخ آن برويم.
استاد حوزه و دانشگاه بيان كرد: در اولين قدم در مرحله تمركز بر ذهن مسئلهياب شبكهای بايد تمام مسئلههای موجود در رابطه با موضوع مورد تفكر و سؤالهايی كه بهدنبال آن ايجاد میشود را كشف و تهيه كنيم زيرا تفكر صحيح بايد پاسخگوی تمام مسئلههای مرتبط با موضوع مورد تفكر باشد.
وی با تأكيد بر اينكه مسئله بهدنبال نياز ايجاد میشود، گفت: برای كشف مسئلهها به شكل روشمند و موجه توسط ذهن مسئلهياب، بايد در قدم اول شبكه نيازهای موضوع مورد تفكر را استخراج و كشف كنيم.
حجتالاسلام گلكار در ادامه به بيان مراحل كشف نيازهای مرتبط با موضوع مورد تفكر پرداخت و ابراز كرد: تصور وضعيت مطلوب، ادراك كمال بودن آنچه مشاهده شده است، برخورد با مشکل نفس، ادراك مشکل و نقصی كه در نفس وجود دارد و احساس نياز به كسب كمال و ميل به حركت به سمت آن مراحلی هستند كه برای كشف نياز بايد طی شوند.
معاون فرهنگی مؤسسه مطالعات راهبردی علوم معارف اسلام با بيان اينكه حركت در نظام هستی بهسمت برآيند نيروها شكل میگيرد، گفت: نظام هستی، يك شبكه است و همه ذرات هستی با هم در ارتباط بوده و بر يكديگر تأثير میگذارند.
استاد حوزه و دانشگاه اظهار كرد: انسان در نظام هستی با كل عالم از جمله عالم دنيا، عالم برزخ، عالم قيامت، مأورای طبيعه و ... در ارتباط است، بر آنها اثر میگذارد و از آنها تأثير میپذيرد، در نتيجه هر تصميمی كه میگيرد بر كل عالم هستی اثر میگذارد و نيرو وارد میكند و متناسب با كمیّت و كيفيت آن تصميم، از سمت عالم هستی نيز بر او نيرو وارد میشود كه برآيند اين نيروها بر اراده انسان، مسير حركت او را مشخص میكند.
وی تأكيد كرد: از اينرو در تفكر سيستمی بايد گستره تفكر را به اندازه مقياس همه عالم هستی و ارتباطهای تأثيرگذار و تأثيرپذير موجود در آن قرار دهيم، همچنين بايد توجه داشت كه حركت در اين مسير به تنظيم قانون ارتباطات نياز دارد كه اين قانون فقط توسط عقل شناخته و انتخاب می شود.