سيديحيی يثربی، مفسر قرآن و استاد فلسفه و عرفان در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن (ايكنا) در ابتدا به منظور تبيين موضع خود درباره اعجاز علمی قرآن، به طرح مباحثی در باب اعجاز قرآن به طور كلی پرداخت و در ادامه نكاتی را در مورد اعجاز علمی قرآن مطرح كرد.
يثربی با اشاره به وجه اعجاز به عنوان شاهدی بر صداقت نبی در ادعای نبوت به عنوان مقدمه نخست بحث از اعجاز، گفت: در جائی كه انسانی مانند ما ادعا كند كه من با عالم غيب و خداوند ارتباط دارم و چيزهايی میدانم كه شما نمیدانيد، وظيفه ما اين نيست كه اين ادعا را بپذيريم، بلكه وظيفه داريم كه اين ادعا را انكار كنيم. بنابراين وظيفه فرد در مقابل ادعای نبوت اين نيست كه فوراً بگويد «آری، راست میگويی» بلكه بايد بگويد كه «در حقيقت من هم نمیدانم و من هم مانند تو هستم؛ از كجا معلوم كه تو به جائی متصل هستی و از كجا معلوم كه انسان میتواند به جايی وصل باشد». اما از طرف ديگر وظيفه پيغمبر اين است كه به نوعی راستگويی خود را اثبات كند و وسيله اثبات اين راستگويی و اتصال به عالم غيب میتواند گوناگون باشد كه از جمله يكی همين معجزه است.
وی افزود: او بايد معجزهای بياورد تا مردم بفهمند كه اگر اين آدم به جايی وصل نبود اين كار را نمیتوانست انجام بدهد؛ پس به جايی وصل است كه میتواند برای مثال كوه را تكان بدهد و ... .
اين استاد فلسفه و عرفان با بيان اينكه معجزه خود به دو قسم عمده معجزههای حسی مقطعی و معجزههای عقلی دائمی تقسيم میشود، اظهار كرد: معجزههای حسی مانند تكان دادن كوه يا اژدها كردن عصا يا شفا دادن نابينا مقطعی هستند؛ يعنی در يك لحظه از تاريخ انجام میپذيرند و فقط يك عده میتوانند آن را ببينند. برای مثال اگر عصای موسی اژدها شد، فقط تعدادی كه در آن جلسه بودند توانستند آن را ببينند و همه مردم نديدند. اگر برای مثال بيماری به دست حضرت عيسی(ع) شفا يافت اين را تعداد معدودی در آن منطقه ديدند و تمام عالم كه اين را نديدند. اينها معجزههای حسی محدود و منطقهای و مربوط به مقطع معين زمانی هستند؛ يعنی هم حسیاند، هم در يك لحظه تاريخی و هم در يك نقطه جغرافيايی خاص انجام میپذيرند و در مقاطع ديگر تكرار نمیشوند و در نقاط ديگر هم ديده نمیشوند.
يثربی در تشريح معجزههای عقلی بيان كرد: معجزههای عقلی، به عكس معجزههای حسی، هميشه و برای همه انسانها قابل بررسی هستند. اين استدلال قرآن كريم كه «اگر اين آيهها از طرف خدا نازل نمیشد، در آن اختلاف زيادی میديديد» يك معجزه عقلی است كه برای هميشه قابل بررسی است و محدود به زمان معين، نقطه معين و افراد معين نيست. اين ديگر محدود به 20 نفر در عربستان يا 100 نفر در آمريكا نيست. همچنين عقلانی بودن اصول دين و اينكه شما بايد آن را با عقل بپذيريد، نشان از معجزگون بودن آن دارد.
نويسنده «تفسير روز» افزود: اينكه دينی اصول خود را عقلانی كند و در برابر تمام اديانی كه در آن زمان تحريفشده يا باطل بودند، ايمان را به باور موجه بدل سازد، چيزی نيست كه برای يك لحظه در تاريخ مطرح باشد، بلكه چيزی است كه در هميشه تاريخ باقی میماند. اين در حالی است كه كانت در قرن 18 میگفت من میخواهم عقل را كنار بزنم تا جائی برای ايمان باز كنم، اما پيامبر اسلام(ص) و دين او میگويد كه ايمان را هم بايد با همين عقل و علم بفهمی.
يثربی به عنوان مقدمه بعدی بحث خود، معجزههای مقطعی را مربوط به انبيايی دانست كه دارای نبوتهای مقطعی بودهاند و اظهار كرد: نبوتهايی كه برای يك مرحله خاص بودند، دارای معجزههای مقطعی بودند. برای مثال پيامبرانی كه برای يك نسل و دو نسل میآمدند، معجزات حسی داشتند؛ مانند حضرت موسی(ع) و حضرت عيسی(ع). اما پيامبری كه برای همه انسانها و زمانها میآيد، نبايد محدود به معجزه حسی باشد و بايد معجزه عقلی جاودانه داشته باشد؛ چون همه انسانها در همه زمانها مانند همان انسانهای صدر اسلام در جزيرة العرب، بايد نبوت او را با دليل قبول كنند و حق دارند كه اين كار را بكنند.
وی افزود: اگر آنها بخواهند ايمان بياورند، بايد دليلی بر راستگويی پيامبر پيدا كنند و اين چيزی است كه در همه زمانها مطرح است. اگر اين نبوت برای 50 يا 100 سال بود، همان معجزه محدود حسی كافی بود، اما اين معجزهها در تاريخ ممكن است انكار شوند؛ چنان كه الان در تاريخ وجود تاريخی بعضی چيزها و بعضی انسانها را كه در صفحات تاريخ ذكر شده است، انكار میكنند. در اين صورت پذيرش معجزه جای خود را دارد و در صورتی میتواند به عنوان شاهدی بر نبوت و شاهدی برای دين جاويدان مورد پذيرش قرار گيرد كه معجزهای جاويدان باشد.
اين مفسر قرآن به عنوان مقدمه بعدی بحث خود بر اين مطلب تأكيد كرد كه معجزه بايد حساسيت زمان را در نظر بگيرد و در اين رابطه بيان كرد: معجزه بايد تناسب و نسبتی با حساسيتهای مردم دوره خود داشته باشد. در زمان حضرت موسی(ع) و در بين مردم آن دوره، جادوگری خيلی رواج داشت و معجزه موسی(ع) هم چيزی بود شبيه به جادوگری كه مردم آن را میشناختند و برخی در آن تخصص داشتند و اهل تخصص راحتتر آن را قبول میكردند؛ چنان كه جادوگران فرعون چون میدانستند كه كار موسی از جنس كار آنها نيست، قبل از همه به حضرت موسی(ع) ايمان آوردند. در زمان حضرت عيسی(ع) نيز حساسيت به طب و بيماری بود و لذا معجزه ايشان چيزی بود كه پزشكان حيران میماندند كه اين كار طب معمولی ما نيست و معجزه است.
يثربی با بيان اينكه معجزه پيامبر دين جاويد نبايد در عين حساسيت به زمان، حسی و مقطعی باشد، اظهار كرد: معجزههای كتاب آسمانی هميشگی او نيز اينگونه است و در واقع معجزاتی است عقلانی. بخشهايی از آيات قرآن هست كه از رسول خدا(ص) معجزههای حسی خواسته شده است و پيغمبر(ص) در پاسخ میگويد كه اين كار من نيست و من بشری مانند شما هستم كه پيامی را كه به من داده شده، به شما ابلاغ میكنم و اينگونه نبوده است كه پيوسته بيماران را شفا دهد يا عصا به اژدها تبديل كند يا به سنگ و چوب دستور دهد، چرا كه معجزههای او نبايد از نوع معجزههای حسی باشد.
وی ادامه داد: آن چه باقی میماند، اين است كه معجزههای او در عين عقلی بودن و پايدار بودن در تناسب با حساسيت مردم باشد. مردم هم هميشه يكگونه حساسيت ندارند، بلكه يك زمان به جادوگری حساس بودند، زمانی به طب و پزشكی، حتی در نخستين مرحله بعثت پيامبر اكرم(ص) مردم عربستان به فصحات و بلاغت حساسيت داشتند و قرآن هم با توجه به همين حساسيتشان با آنها وارد بحث شد و گفت آيهای مانند آيههای من بياوريد؛ چون حساسيت آنها به كلام بود؛ اما برای مثال آيا در قرن چهارم، مراكشیها، تركيهایها و هندیها به كلمات قرآن حساس بودند؟ آنها اصلاً عربی نمیدانستند تا مقايسه كنند و ببينند كه مثل آن را میتوانند بياورند يا نمیتوانند بياورند.
اين استاد فلسفه و عرفان، حساسيتهای كنونی در سطح جهانی را نه به فصاحت و بلاغت، بلكه به آزادی انسانها، حقوق بشر، مسئله كنترل قدرت و رفع ظلم و اجرای عدالت دانست و بيان كرد: بنابراين قرآن كريم بايد معجزهاش مطابق حساسيت روز ما باشد و من معتقدم كه عالیترين معجزهها را برای روزگار ما دارد، ولی افسوس كه ما متوجه نيستيم.
وی با اشاره به جايگاهی كه جهان امروز برای عقلانيت قائل است و نمونههای فراوانی كه از اين جهت در الفبای اسلام وجود، اما در غرب تمدنساز شده است، عنوان كرد: مباحثی كه قرآن در باب علم و عقل دارد و اصولی كه اين كتاب بر آن استوار است و از آنها سخن گفته، همان معجزههايی است كه دنيای امروز از دست يافتن به آنها به خود افتخار میكند.
يثربی در بخش پايانی بحث خود با بيان اينكه كار قرآن هدايت است، خاطرنشان كرد: ما بايد كلمه هدايت را به درستی بفهميم. هدايت يعنی راه نشان دادن، نه فرد را بر دوش گرفتن و در مقصد فرود آوردن. قرآن به ما راه نشان میدهد و اين يعنی اگر برای مثال میخواهی به دماوند بروی، از اين مسير برو، اما مرا بر دوش نمیگذارد و ببرد در دماوند بگذارد و بگويد دماوندی كه میگفتی اينجاست. در نجات اخروی نيز همين است و به ما راه نشان داده میشود و خود ما هستيم كه بايد كار كنيم.
وی با بيان اينكه رويكرد قرآن در همه حوزهها و از جمله در دانش همينگونه است، عنوان كرد: بعضی از آقايان گذشته و فضلای معاصر سعی میكنند بگويند كه قرآن قوانين فيزيك، شيمی و ... را در اختيار ما گذاشته است و سعی میكنند كه اينگونه موارد را معجزه علمی نشان دهند. اين به نظر من درست نيست؛ چرا كه اولاً اين امور در قالب دو فرمول يا هزار فرمول قابل گرد آوردن نيست و حد و حدود ندارد تا قرآن بيايد و آنها را بيان كند و علاوه بر اين، اين جنبهها اموری بشری هستند.
اين مفسر قرآن افزود: كار قرآن اين نيست كه بگويد تو بنشين تا خدا به جای تو كار كند، بلكه كار قرآن اين است كه تو كار كن و خدا تو را راهنمايی میكند. بنابراين وجه اعجاز قرآن در نشان دادن راه است و نه ارائه نظريه علمی.
يثربی البته اين قبيل تلاشها را بیحاصل ندانست و در پايان با تأكيد بر اينكه ترجيح خود او تكيه بر معجزههای هدايتی قرآن و نه وجوه ايصال به مطلوبی آن است، بيان كرد: من هيچ وقت نمیخواهم حقانيت مولا علی(ع) يا پيامبر گرامی اسلام(ص) را با جملهای ثابت كنم كه آن جمله نشان میدهد كه میتوان هواپيما سوار شد. اينگونه جملهها نه از يك سو هواپيما ايجاد میكند ـ چون هواپيما ايجاد كردن نياز به كارهايی بشری دارد ـ و نه از سوی ديگر چندان برای اثبات آن حقانيت مفيد خواهد بود.