
عبدالوهاب اصغرزاده، استاد دانشگاه علمی ـ کاربردی فرهنگ و هنر مشهد در گفتوگو با خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی در مورد شاخصهای هنر انقلابی و ارزشی اظهار کرد: در واقع هنر انقلابی و ارزشی، آرمانی است که در هر تمدن و جامعهای بر اساس معیارهای ایدئولوژی آن جامعه خلق میشود.
وی با بیان اینکه هنر ایرانی سابقه 10 هزار ساله دارد، افزود: بخشی از این هنر به احساسهای ذاتی و فطری انسان بازمیگردد و بخشی از آن هم هنری است که هنرمند با منش خلاقانه خود خلق میکرده است، البته در طول تاریخ با هنر درباری که توسط حاکمان و صاحبان ثروت هدایت میشد، نیز مواجه هستیم.
این استاد دانشگاه با اشاره به اینکه بعد از اسلام به جهت تغییر ارزشهای فرهنگی، هنرهای دینی مطرح میشود، ادامه داد: مثلا در این زمان هنر خوشنویسی در ارتباط با قرآن و کتابآرایی و همچنین در معماری مساجد تجلی پیدا میکند که نقشمایههای آن را به صورت گچبریها و خوشنویسیها بر روی ورقههای فلزی شاهدیم.
وی اضافه کرد: این روند در طول تاریخ ادامه و تکامل پیدا میکند و در زمان حمله مغول هنر ایرانی با هنر چین پیوند میخورد، سپس در دوره صفوی که اوج تجلی هنر ایران است بدان جهت که همزمان با برتری ایدئولوژی مذهب تشیع در این دوران(قرن 10 هجری) هنر ایرانی هم به عنوان هنر ویژه ایدئولوژی شیعی مطرح میشود.
هنر ایرانی، هنری معنوی است
اصغرزاده اضافه کرد: به عنوان مثال هنر نگارگری در زمینه نقاشی ایرانی در واقع بازآفرینی فضاسازی بهشت است، یعنی همان تصاویر شاهنامهها و ... رنگ و بوی معنوی پیدا میکند زیرا هنر ایرانی به طور کلی یک هنر معنوی است.
وی با بیان اینکه در دوران معاصر و همزمان با انقلاب اسلامی، هنر هم متحول شد، اظهار کرد: در زمینه هنر انقلابی در تمام دنیا و تاریخ، چنین تغییراتی وجود داشته است، به عنوان نمونه نقاشان مکزیک، انقلاب ضد امپریالیستی را از نقاشیهای دیواری که حرکت خودجوش جامعه را علیه فئودالها و استکبار نشان میداد، شروع کردند.
رئیس اسبق اتحادیه صنایع دستی استان خراسان رضوی اضافه کرد: همچنین در کشور شوروی سابق و به دنبال انقلاب بلشویکی در این سرزمین آرمانهای انقلابی در قالب هنر و به شکل گرافیک محیطی مورد توجه قرار گرفته است.
وی اظهار کرد: در اوایل انقلاب اسلامی هنرمندان نقاش ایرانی در چند مسیر از جمله مدرنیته، سنتی، تلفیقی و آرمانهای انقلابی فعالیت میکردند که با آغاز جنگ تحمیلی حس معنویت در هنر تصویری دو چندان شد، از همین رو تلفیق هنر سنتی با آرمانگراییهای جدید سبب شد که هنر از جایگاه بسیار بالای ایدئولوژیکی و معنوی برخوردار شود.
این استاد دانشگاه در مورد مؤلفههای هنر اسلامی در عرصه نقاشی گفت: در اوایل ورود اسلام به ایران صورتگری حرام شد، لذا خلق صورت به سمت خلق تجرید(انتزاع) و هنرهای تزئینی رفت و به مرور در طول تاریخ فرهنگ تصویری و خاص ایرانی شکل گرفت که این روند در دوره صفوی به تجلی اصلی خود رسید.
نقاشی قهوهخانه؛ نمونه بارز نقاشی مذهبی بعد از ظهور تشیع
وی افزود: بعد از ظهور تشیع در ایران، نمونه بارز نقاشی مذهبی را در اواخر دوره قاجار به نام «خیالینگاری» شاهد هستیم که مردمیترین و سنتیترین نقاشی ایرانی است، در این هنر عدهای نقاش در مراکز اجتماعی آن زمان که قهوهخانهها بودند با بازآفرینی تصاویر عاشورایی به نام «نقاشی قهوهخانه» توانستند، ارادت خودشان به اهل بیت(ع) را جاودان کنند.
اصغرزاده عنوان کرد: از همین روست که بهترین شیوه نقاشی مذهبی را در آثار پردههای قهوه خانه و در دیوارنگارههایی که در تکایا و حسینیهها روی گچ انجام شده و به آن «سقاخانه» گفته میشد، میبینیم زیرا نقاشان حرفهای از روی ارادت قلبی این تصاویر را خلق کردند و جنبه احساسی این تصاویر بسیار قویتر از جنبه آکادمیک آنهاست، از همین رو جزو منابع ارزشمند نقاشی ایرانی بهشمار میروند.
وی در مورد جایگاه هنر انقلابی که به ارزشها میپردازد، ابراز کرد: مضامین هنر نقاشی در دوران انقلاب، جنگ تحمیلی و دهه 60 بیشتر فرهنگ شهادت بود اما این روند در سالهای بعد به مرور کمرنگ شد، البته در دو دهه اخیر دیوارنگاریها دوباره رایج شد، به ویژه در شهر مشهد که به عنوان یکی از سردمداران نقاشی دیواری در کشور مطرح است.
این هنرمند نقاش اضافه کرد: در واقع در این شرایط مردم و نسل جدید میتوانند با آرمانهای انقلاب و شهدا با استفاده از دیوارنگاریهای بزرگ که هنرمندان نقاش خلق میکنند، آشنا شوند و این فرهنگسازی توانست به عنوان گرافیک محیطی یک نقاشی آرمانی و انقلابی را جایگزین عوامل تزئینی و محیطی کند.
استاد دانشگاه علمی ـ کاربردی فرهنگ و هنر مشهد با اشاره به وضعیت تحلیلی هنر نقاشی اسلامی استان خراسان رضوی در سه دهه گذشته عنوان کرد: متأسفانه فعالیت در این عرصه در استان به صورت پراکنده و غیرمنسجم بوده است.
وی ادامه داد: در حیطه نقاشی هنرمندان معاصر، نوآور، نوگرا و مدرنیسم را در کنار هنرمندان بازاری داریم، همچنین نگارگران سنتی و هنرمندان آموزش دیده در دانشگاههای جدید التأسیس مشهد در 10 سال گذشته توانستند تا حدودی در این زمینه تحول ایجاد کنند لذا چند سالی است که شاهد هنرهای محیطی، المانهای نوروزی و دیوارنگارها در مشهد هستیم.
اصغرزاده افزود: متأسفانه میان هنرمندان انسجام خاصی وجود ندارد تا در زمینه نقاشی و هنر قرآنی و ارزشی فعالیت کنند به گونهای که هر کس با توجه به سبک و خلقیات خودش در این سه دهه کار کرده است و چون کار مستحکمی هم از قبل وجود نداشته است، هر هنرمند مستقل عمل میکند.
حمایت مادی و معنوی از هنرمند؛ عامل شکوفایی، رشد و حرکت به سمت تولید آثار فاخر
وی در مورد وضعیت فعلی و امکان تحول و تغییر در آثار تولیدی و حرکت به سمت مفاهیم ارزشی، گفت: به دلیل اینکه در دوره تیموری و صفویه اوج شکوفایی هنر ایرانی را در همه رشتهها داشتیم، از هنرمند حمایت شد اما در زمانهایی این حمایت به دلایل مختلف مانند تحولات تاریخی و ... وجود نداشته و هنر تحلیل رفته است.
این استاد دانشگاه علمی ـ کاربردی فرهنگ و هنر افزود: وجود قوانین برای حمایت و خرید آثار هنری از هنرمندان توسط ادارات دولتی برای بخش هدایای خود نمونهای از قوانینی است که به این امر به ویژه در مشهد به خوبی عمل نشده است.
وی اضافه کرد: هنرمندانی که در زمینه تولیدات و آثار مربوط به حرم ائمه(ع) فعالیت میکنند، نمونهای از بخشهای مورد فعالیت حوزه هنر قرآنی و ارزشی است که در این زمینه جای کار بسیار است، لذا اگر حمایت قوی و جدی اتفاق بیفتد، مسلما این تولیدات میتواند پررنگتر شود.
رئیس اسبق اتحادیه صنایع دستی استان خراسان رضوی بیان کرد: در واقع آنجایی که از هنرمند حمایت شده و هنر به عنوان یک حرفه کاربردی مانند نقاشی روی سفال و تذهیب جلد قرآن از جنبه تزئینی و زیبایی خود متفاوت شده است، شکوفایی را شاهد بودیم که در این عرصه بالا بردن و توجه به سلیقه مردم ضروری است.
وی با بیان اینکه متأسفانه هنر نقاشی غریب واقع شده و هنر در چارچوب مراکز آموزشی و آکادمیک اسیر است، اظهار کرد: به جهت جایگاه بسیار بالای هنر و هنرمند باید به هنرمندان توانمند بهویژه در استان خراسان توجه کنیم تا در کنار آن زمینه کشف و ظهور استعدادهای جدید نیز فراهم شود.