
به گزارش خبرگزاری بین المللی قرآن(ایکنا) از قم، در این میزگرد که به همت دفتر قم جامعه العلوم برگزار شد حجت الاسلام والمسلمین قاضی زاده در میزگرد سومین همایش بیداری قرآنی گفت: ما در اندیشه اسلامی قرآن را به عنوان منبع اول و سنت را به عنوان برادر و عدل قرآن داریم. از یک جهت نفی تفسیر به رای و از طرف دیگر روایاتی که ما را به اهل بیت ارجاع داده است و این تراث قرآنی و روایی سبب شده تا در طول تاریخ گرایشات مختلفی در میان مفسران پدید آید.
وی ادامه داد: چهار دیدگاه مختلف دربار قرآن وجود دارد؛ برخی معتقدند که در تفسیر قرآن، با توجه به صراحت قرآن و مرجعیت آن برای ادله دیگر حوزه دین تفسیر باید با خود قرآن صورت گیرد. این نظریه طرفداران کم و بیشی داشته و طبق برخی روایات ائمه هم این گونه تفسیر کرده اند ولی آن طور که باید در طول تاریخ مورد توجه جدی قرار نگرفته است و به آن تصریح نشده است تا در دوره معاصر کسانی مانند علامه و صادقی این روش را طرح کرده اند.
وی افزود: در مقابل دیدگاه دومی مطرح است که می گوید قرآن فی نفسه تفسیرناپذیر است و ما حتما باید آن را با روایات تفسیر کنیم که عرض عریضی است و مثلا خویی بی توجهی به سنت در تفسیر را در جایی که سنت وجود دارد از مصادیق تفسیر به رای می داند و برخی با شدت بیشتری آن را مطرح کرده اند.
قاضی زاده عنوان کرد: برخی تفسیر قرآن به سنت با تاکید بیشتر بر قرآن را عنوان می کنند اما اگر در جایی روایات مغیر معنا داشتیم باید به آنها مراجعه کنیم براساس اینکه سنت می تواند مخصص قرآن باشد.
وی در تبیین نوع چهارم بیان کرد: تفسیر قرآن محوری و سنت مداری که سعی کردند سهم سنت را بیشتر جلوه دهند. این چهار نظریه وجود دارد که قابل بحث و نقد هستند.
در ادامه این بحث حجت الاسلام والمسلمین محمد عبداللهی، رئیس موسسه معارف اسلامی امام رضا(ع) در سخنانی با بیان اینکه قرآن دارای آیات متشابه و محکم است گفت: علامه در ذیل آیه 7 سوره آل عمران می فرماید که متشابه وقتی عرضه می شود افراد مفهوم آن را می فهمند و با مجهول و مجمل فرق دارد اما ظاهر آن مراد نیست و کسانی که در قلبشان انحراف است دنبال آن می روند.
عبداللهی تصریح کرد: صادقی می فرماید وظیفه ما این است که متشابه را به محکم رد کنیم مثلا آیاتی که کرسی را برای خدا بیان کرده است که تا اینجا مطلب وی بیان کرد: مسلم است اما آنچه به این دو بزرگوار عرض می کنیم که این فرمایش مشکلی هم دارد.
عبداللهی اظهار کرد: رد متشابه به محکم هیچ وقت آیه متشابه را محکم نمی کند بلکه آن را از معنای ظاهر بیرون می آورد. رد مشتابه به محکم متشابه را مبهم می کند و راهی جز اهل بیت برای رفع این ابهام وجود ندارد و این ارتباط وثیق میان اهل بیت و قرآن به همین دلیل است که رد روایت ثقلین داریم.
همچنین حجت الاسلام والمسلمین محمدکاظم رحمان ستایش از استادان حوزه و دانشگاه قرآن و حدیث گفت: میان سنت و روایت تفاو ت هست و آنچه در اختیار ماست سنت نیست بلکه نقل های سنت و خبرهای آن است که از آن به حدیث تعبیر می شود و علوم حدیث هم برای تدقیق در بحث درستی گزارش از سنت ایجاد شده است.
وی افزود: هیچ کس مدعی اسلام نمی تواند سنت را منکر شود بلکه اختلافات مربوط به نقل سنت است و در روش احراز سنت اختلاف است نه در حجیت آن. آیت الله صادقی نیز تاکید بر روی سنت دارد نه روایت و ... برای احراز سنت که سند و متن را لحاظ می کنند ایشان خیلی وارد نشده بلکه راهی را رفته که به لحاظ متن محوری سراغ احادیث رفته است.
رحمان ستایش تصریح کرد: اگر سنتی احراز شود برای ایشان قابل استفاده است و کاربرد قرآن در تفسیر قرآن به قرآن در موضوع عبارات است و نمی شود قرآن با مردم حرف بزند با چیزی که نمی فهمند.
استا حوزه علمیه بیان کرد: اما آیا اشارات و لطائف و حقایق را همه می فهمند مرحوم صادقی براساس روایات تصریح می کند که عبارات برای همه مردم است ولی اشارات و دقایق را می توان با روایات فهمید.
وی افزود: اولین کاکرد سنت از دید مرحوم صادقی چند چیز است که تبیین کرده که یکی از آن نسخ است و کارکرد دوم این است که وقتی قرآن از تبیین برخی قوانین کوتاه آمده است مانند تبیین احکام فرعی و ... ائمه را مبین و مفسر قرآن گرفته اند.
رحمان ستایش ادامه داد: از دید وی تبیین روش های اجرایی حکومت قرآنی کارکرد سوم سنت است و روایت تا زمانی که حکایتگر سنت نیست از دید وی معتبر نیست.
وی بیان کرد: 11 هزار و 796 روایت در تفسیر الفرقآن به کار رفته است که گمان نکنم متون تفسیری دیگر بیش از این داشته باشد اما در راستای تبدیل به سنت شدن مورد استفاده قرار داده است زیرا در موار زیادی در روایات داریم که ابزار فهم دلالات به نحو کلی نباید مورد بی مهری قرار گیرد.
وی تاکید کرد: تشابه این جور است که کلمه و معنای آن شبهه انگیز است و کسانی که در قلوبشان زیغ است دنبال این هستند که راه شبهه را بروند اما قرآن جلوی این تشابه انحرافی را می گیرد و این که باب ناحق سد شود کفایت می کند.