کد خبر: 3306926
تاریخ انتشار : ۰۳ خرداد ۱۳۹۴ - ۰۸:۵۲

شهید خادم‌الشریعه؛ از نبوغ نظامی در جنگ تا مقاومتی اعجازگونه در بستان

گروه حماسه: شهید خادم‌الشریعه پس از فرماندهی تیپ 21 امام رضا(ع) نبوغ نظامی و کارایی را بیش از پیش به نمایش گذاشت به گونه‌ای که با مقاومت اعجازگونه در بستان از مناطق فتح شده پاسداری کرد.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، محمدمهدی اخگری، ملقب به خادم‌الشریعه، خردادماه سال 1337 در روز جمعه، روز نزول رحمت الهی در شهرستان سرخس، متولد شد، آخرین فرزند خانواده حاج صادق خادم‌الشریعه بود و موجی از شادی به همراه خود آورد.

عشق به دین، قرآن و اهل بیت عصمت و طهارت(ع) برجسته‌ترین ویژگی‌ این خانواده به شمار می‌رفت و بر همین اساس با الهام از نام مقدس منجی جهان بشریت حضرت ولی عصر(عج) برای نوزاد پسر خود نام محمدمهدی را برگزیدند، هویت او با این نام شریف تبرک یافت و اسم او زینت‌بخش خانواده شد.

دوران کودکی محمدمهدی در کانون پرمهر خانواده سپری شد و او با برخورداری از نعمت آغوش گرم و پرمحبت والدین پرورش یافت، محیط مذهبی اطرافیان نیز در ساختار روحی او تأثیر بسزایی داشت به گونه‌ای که از همان سنین کودکی به فراگیری آموزش‌های دینی اشتیاق وافری از خود نشان می‌داد و نسبت به انجام فرایض مذهبی اهتمام می‌ورزید.

پدر محمدمهدی به خاندان پیامبر(ص) عشق و علاقه فراوانی داشت و همین محبت فوق‌العاده سبب شد که جوار بارگاه نورانی علی‌بن موسی‌آلرضا(ع) را برای سکونت برگزیند و به مشهد هجرت کند، فضای مذهبی و علمی مشهد مقدس بیش از پیش در شکوفایی استعدادهای علمی و دینی محمدمهدی تأثیر گذاشت و پایه‌های اعتقاد دینی او را محکم‌تر ساخت.

دوران درس و تحصیل

محمدمهدی با علاقه تمام به مدرسه پاگذاشت و تحصیلات خود را آغاز کرد، در کنار آموزش‌های مدرسه به فراگیری قرآن پرداخت، باورهای اعتقادی خود را با آموخته‌های قرآنی سیراب کرد و تحصیلات دوره متوسطه را در یکی از بهترین دبیرستان‌های مشهد که به نام دبیرستان علوی شهرت داشت، ادامه داد.

همگانی و همراهی با انقلابیون

محمدمهدی در دوران قیام و مبارزه با رژیم منحط ستم‌شاهی آگاهانه وارد عرصه مبارزات انقلاب شد، در جلسات انقلابی به طور فعال شرکت می‌کرد، انتقال آموخته‌های مبارزاتی و انجام برنامه‌های تشکیلاتی در اولویت فکری او قرار داشت. توزیع اعلامیه و شرکت گسترده در تظاهرات و مخالفتهای مردمی برای وی از اهمیت خاصی برخودار بود و عمیقا به مبارزه با رژیم دست نشانده طاغوت و نابودی نظام پوشالی ستم‌شاهی ایمان داشت که در همان جهت، تلاش جدی می‌کرد.

همچنین شهید خادم الشریعه به روحیه معنوی افراد توجه خاصی داشت و به آن اهتمام می‌ورزید، به طور فعال در جلسات قرآن و برنامه‌های مذهبی شرکت می‌کرد و دوستان خود را به حضور منظم، در این جلسات فرا می‌خواند، مسجد کرامت که پایگاه فعال انقلابیون و مرکز حضور شخصیت‌های برجسته انقلاب بود، محل رفت و آمد محمد مهدی بود و از برنامه‌های فرهنگی آن نیز بهره می‌برد.

مجموعه تلاش‌های انقلابی محمدمهدی، بارها او را تا مرز دستگیری، به وسیله عوامل ساواک پیش برد ولی زیرکی و کاردانی و مهم‌تر از همه رعایت اصول پنهان‌کاری، او را از خطر نجات داد؛ این شهید بزرگوار در همه مراحل مبارزه به کار گروهی و حفظ جان هم‌رزمانش توجه داشت، یک بار که نیروهای امنیتی رژیم شاه، یکی از دوستانش را دستگیر کردند محمدمهدی خادم الشریعه با بکار بردن ترفند زیرکانه‌ای طراحی ربودن مدارک همراه او را برنامه‌ریزی کرد و اسباب رهایی او را فراهم ساخت.

حضور در عرصه‌ جهاد مسلحانه

عشق به انقلاب و امام، محمدمهدی را به سپاه علاقه‌مند کرد و او نیز همچون هزاران جوان عاشق مکتب، به سپاه پاسداران پیوست و خدمت خالصانه را سرلوحه کار خود قرار داد.

روحیه تشکیلاتی، برخورد خوب، رفتار متین و چهره گشاده محمدمهدی، فرماندهان وقت سپاه خراسان را برآن داشت تا مسئولیت دفتر فرماندهی سپاه استان را به او محول کنند و از وجود ایشان در این بخش مهم بهره لازم را ببرند، رفتار او به گونه‌ای بود که مراجعات پرسنل سپاه و سایر ارباب رجوع را به بهترین شکل پاسخ می‌داد و در حد توان خود به مشکلات آنان رسیدگی می‌کرد.

لیاقت و کاردانی او در مدت کوتاهی درخشید و علاقه اطرافیان را نسبت به خود برانگیخت، رفتار شایسته او نه تنها کمترین کدورتی ایجاد نمی‌کرد، بلکه محبوبیت روز افزون او را در پی داشت دوستان او همگی به این نکته اذعان دارند که محمدمهدی خادم الشریعه، در طول مسئولیت‌های خطیر خود با ارباب رجوع بهترین برخوردها را داشت و دراین راه تلاش فوق‌العاده‌ای می‌کرد تا کسی را از خود نرنجاند.

به خاطر رفاقت و دوستی هرگز به مقررات اداری و ضوابط کاری پشت نمی‌کرد و در همه حال به قوانین احترام می‌گذاشت و به آن پایبند بود و در یک کلام می‌توان گفت نظم ظاهری، انضباط‌ کاری و رعایت شئون پاسداری را سرلوحه کار خود قرار داده بود.

از روزهای آغازین جنگ، شور و اشتیاق زائدالوصفی در محمدمهدی برای حضور در میادین رزم مشاهده شد، عرصه‌های جنوب و غرب کشور میعادگاه سواران خورشید در مقابل خفاشان شب‌پرست بود؛ خدمات صادقانه او در پشت جبهه مورد نیاز بود و نقش تعیین کننده‌ای در تقویت یگان‌های رزمی ایفا می‌کرد، هر چند در آن مقطع زمانی از حضور مستقیم در جبهه محروم بود ولی به رزمندگان و مجاهدان و خانواده شهیدان عشق می‌ورزید و احترام فوق‌العاده‌ای برای آنان قائل بود.

تا قبل از عزیمت به جبهه هفته‌ای دو بار از خانواده های شهیدان خبر می‌گرفت، در بعضی موارد به نیازمندی‌های آنان رسیدگی می‌کرد و احتیاجات آنان را برآورد می‌ساخت، این توجه و رسیدگی در مورد سایر محرومان و نیازمندان نیز صدق می‌کرد، اشتغالات نظامی او در سپاه هیچ‌گاه در فعالیت‌های اجتماعی و مسئولیت‌های خطیری که در مقابل جامعه احساس می‌کرد، خللی ایجاد نکرد به طور پنهانی به فقرا کمک می‌‌نمود و سایر دوستان خود را نیز به فعالیت در امور خیر و کارهای مردمی هدایت می‌کرد.

بار خطیر مسئولیت

حضور محمدمهدی در جبهه‌های جنوب در شرایطی صورت گرفت که نیروهای اعزامی از استان خراسان، حضور پراکنده‌ای در مناطق جنگی جنوب داشتند، این پراکندگی، کار پشتیبانی نیروها را با مشکل روبه‌رو ساخته بود و نابسامانی‌های متعددی در پی داشت، فرماندهان سپاه با انگیزه حضور منسجم و سازمان یافته نیروهای خراسان در اندیشه ایجاد یگانی رزمی با کادری قوی و کارآمد از سپاه خراسان بودند.

نتیجه این تصمیم به تشکیل تیپ 21 امام رضا(ع) انجامید و مسئولان امر در جهت سازماندهی تیپ رزمی، برنامه‌های خود را به طور گسترده آغاز کردند، اولین گام شکل‌گیری تیپ، تعیین فرمانده آن بود و محمدمهدی خادم‌الشریعه از نخستین افراد برگزیده برای این مسئولیت مهم بود، زمانی که فرماندهی تیپ را به ایشان پیشنهاد کردند، نخست با فروتنی و تواضع که از ویژگی‌های برجسته محمدمهدی بود، از پذیرش آن امتناع ورزید و در مقام توجیه عدم پذیرش خود، سنگینی مسئولیت را عنوان کرد.

ولی در آن شرایط از نظر مسئولان سپاه خراسان مجموعه صلاحیت‌ها و توانائی‌های او مورد تائید قرار گرفته بود و بر همین اساس به طور جدی از ایشان خواستند مسئولیت جدید را بپذیرند و تلاش‌های سازمانی خود را آغاز کند، او نیز با اعتماد به نفس و توکل به ذات اقدس الهی، فرماندهی تیپ را پذیرفت و با کفایت و نبوغ نظامی خود به سازماندهی یگان رزمی تیپ 21 امام رضا(ع) پرداخت.

اولین مأموریت؛ پدافند منطقه عمومی بستان

مشورت با هم‌رزمان، بهره‌گیری از تجارت دیگران و اهتمام به کار گروهی سرلوحه کار او بود، دانش نظامی خود را با تجارب دیگران در هم آمیخت و در مدت کوتاهی تیپ تازه تأسیس 21 امام رضا(ع) را آماده پذیرش مأموریت ساخت، اولین مأموریت مهم تیپ 21، پدافند منطقه عمومی بستان بود که در عملیات طریق القدس، در آذرماه سال 60 آزاد شده بود.

محمدمهدی خادم‌الشریعه با ایستادگی و مقاومت و با هدایت نیروهای رزمی خود، تلاش همه جانبه ارتش تا بن‌دندان مسلح عراق را ناکام گذاشت به طوری که حضور صدام به عنوان رئیس جمهور عراق و فرمانده کل ارتش بعث نیز نتوانست راهی در گشودن تنگه چزابه بیابد، آتش بازی توپخانه سنگین عراق در چزابه، پرحجم‌ترین تهاجم توپخانه‌ای دشمن تا آن روز بود.

به عقیده کارشناسان نظامی مهمات به کار رفته در حمله چزابه معادل کل مهماتی بود که تا آن روز علیه مواضع ایران مصرف شده بود و با آن برابری می‌کرد اما نیروهای رزمنده تیپ 21 با رشادت تمام پاتک‌ دشمن را دفع کردند و شجاعانه از مناطق فتح شده پاسداری کردند.

مقاومت اعجازگونه و شگفت‌انگیز نیروهای تیپ 21 در تنگه چزابه، نبوغ نظامی و کارآیی، عملیاتی خادم الشریعه را بیش از پیش به نمایش گذاشت و شایستگی‌های او را بیشتر از گذشته نشان داد.

پس از این عملیات سخت و طاقت‌فرسا بخش عمده نیروهای تیپ به همراه فرماندهان خود جهت تجوید قوا به مرخصی رفتند، ولی محمدمهدی جهت بازسازی مجدد ارکان تیپ از مرخصی استفاده نکرد و با درک شرایط حساس جبهه همچنان به انجام وظیفه پرداخت پس از بازسازی تیپ از یک فرصت کوتاه استفاده کرد و آخرین دیدار خود را با خانواده‌ به جای آورد.

دیدار معبود

اردیبهشت 61 فرا رسید، همه یگان‌های مستقر در جنوب، خود را برای عملیاتی حساس و سرنوشت‌ساز آماده می‌کردند، مراحل عملیات بیت‌المقدس با هدف آزادسازی خرمشهر آغاز شد، شهری که بوی خوش مقاومت آن با بوی گل‌های اردیبهشت در هم آمیخت و شاهدان شهیدن را از عطر بهشتی خود سرمست کرد.

سردار سرافراز چزابه، آزادسازی خرمشهر را آرزوی دیرینه خود می‌دانست و بر همین اساس به طور فعال در مراحل عملیاتی آزادسازی آن فعالانه شرکت کرد و نیرو‌های تحت امر خود را به همین منظور آماده‌پذیرش ماموریت‌های جدید ساخت.

سپیده دم روز 31 اردیبهشت 1361 از راه رسید و افول ستاره سحری را به همراه آورد، خادم الشریعه همچون هلالی ناتمام به خسوف گرایید و به آرزوی دیرینه خود رسید، در آن روز بود که به همراه تعدادی از فرماندهان جهت بازدید از گردان‌های مستقر در خطوط  مقدم به ایستگاه حسینیه رفته بود، شهادت برایش آغوش گشود و او را تا ملکوت اعلی بالا برد.

captcha