کد خبر: 3322626
تاریخ انتشار : ۱۳ تير ۱۳۹۴ - ۰۵:۴۵

طنین اذان مغرب؛ گم‌گشته‌ای در نمایشگاه قرآن مشهد/ تلنگرهایی که در حد حرف باقی ماند

گروه اجتماعی: ساعات ملکوتی اذان مغرب، گوش روزه‌داران در پی صدای ربنا است اما در نمایشگاه قرآن مشهد، صدایی به صدا نمی‌رسد و اذان مغرب، غریب‌تر از هر نوایی، گم‌گشته است؛ این در حالی است که تلنگر طنین غریبانه اذان در نمایشگاه، تنها در حد قول مسئولان اما بدون عمل باقی ماند.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، دقایقی پیش از آغاز رسمی دهمین نمایشگاه بین‌المللی قرآن و عترت مشهد، به درب ورودی می‌رسم اما بر اساس روزمرگی همیشه غرفه‌داران، باز هم هیچ‌کس پاسخگوی این درهای بسته نیست؛ گمان می‌کنم امروز خورشید بیشتر از هر روز دیگر، مشهد را زیر ذره‌بین قرار داده است و حالا پشت درهای بسته ایستاده‌ام، مجبورم برای ورود، به درب پارکینگ با فاصله 200 متری مراجعه کنم.

بالاخره فاصله 200 متر که به چشم من بیش از دو کیلومتر می‌آمد، با زحمت فراوان و عطشی که در گلویم جا خوش کرده است، به پایان رسید؛ به غرفه‌ها می‌رسم اما معدود افرادی حاضر شده‌اند به گونه‌ای که سکوتی ژرف فضای سالن را فرا گرفته است، ابتدا برق‌ها را وصل کردند و دقایقی بعد اولین روزنه امید از حضور غرفه‌داران گوش را نوازش داد و در ادامه صدای تلاوت یکی از قاریان که از ضبط صوت پخش می‌شد، فضای نمایشگاه را عطرآگین کرد.

تأخیر ورود غرفه‌داران

ساعت 18:45 است اما تنها غرفه‌های انگشت‌شماری فعالیت خود را آغاز کرده‌اند، با این وجود مهمانان و بازدیدکنندگان بر سر عهد خود حاضر شده اما با غرفه‌های بسته و خالی از سکنه روبرو می‌شوند و با خود می‌اندیشند که شاید آن‌ها زودتر از موعد آغاز به کار هفتمین شب برپایی نمایشگاه قرآن و عترت مشهد مراجعه کرده‌اند.

دقایق به سرعت می‌‌گذرد و لحظه به لحظه بر تعداد غرفه‌های گشوده شده اضافه می‌شود؛ یکی از متولیان برگزاری دهمین نمایشگاه قرآن و عترت مشهد خبر از رونمایی تابلوی صلوات خاصه امام رضا(ع) می‌دهد، برای کسب اطلاعات بیشتر به مسئول غرفه مراجعه می‌کنم اما او از این رونمایی اظهار بی‌اطلاعی کرده و بابت اطلاع‌رسانی به وی تشکر می‌کند.

باز رونمایی از کتابی در حال فروش در نمایشگاه قرآن

پس از رونمایی از این تابلوی نفیس معرق کاری شده خبر از رونمایی کتابی به نام «حزب‌اللهی افراطی» می‌دهند، با اشتیاق به سمت غرفه مربوطه حرکت می‌کنم اما زمانی که از این مسئول غرفه برای رونمایی پرس‌وجو می‌کنم، تازه به یاد می‌آورد که باید از نویسنده آن کتاب دعوت به عمل آورد.

در همین حین پسر جوانی برای خرید کتابی به همین نام مشابه اقدام می‌کند، با علامت سؤالی که در ذهنم نقش بسته از مسئول غرفه پیگیر می‌شوم و او در پاسخ خبر از رونمایی کتابی می‌دهد که تاکنون در نمایشگاه مشهد به فروش می‌رسیده است و من در ذهن خود به دنبال معنایی متقارن با «باز رونمایی» می‌گردم.

مسئولان از راه می‌رسند اما هنوز نویسنده این کتاب هنوز حاضر نشده است، یکی از مسئولان نمونه‌ای از کتاب را نظاره می‌کند و قول رونمایی را به فردا واگذار می‌کند و دوباره پیش می‌روند، شاید به سمت رونمایی و یا بهتر است بگویم «باز رونمایی» دیگر.

یکی پس از دیگری غرفه‌ها را نظارت می‌کنم، اما بعضی از غرفه‌ها آنچنان غریبانه به حال خود رها شده‌اند که کم مانده تار عنکبوتی آنجا را زینت بخشد چرا که نه تنها مسئولی برای پاسخگویی حاضر نیست، بلکه جز پلاستیک زباله‌ای و چند بطری آب معدنی خالی، چیزی در آن غرفه برای عرضه به بازدیدکنندگان از دهمین نمایشگاه قرآن و عترت مشهد، وجود ندارد.

اذان مغرب، نوایی گم گشته در نمایشگاه قرآن مشهد

در ساعات ملکوتی اذان مغرب، گوش روزه‌داران در پی صدای ربنا است اما در نمایشگاه قرآن مشهد، صدایی به صدا نمی‌رسد و اذان مغرب، این ندای ربانی که مسلمانان را به نماز و عمل خیر فرا می‌خواند، غریب‌تر از هر نوایی، گم‌ گشته است و این در حالی است که تلنگر طنین غریبانه اذان در نمایشگاه، تنها در حد قول مسئولان اما بدون عمل باقی ماند.

به سمت غرفه خبرگزاری ایکنا در حرکت هستم که نگاهم بر روی سفره پهن شده‌ای که همه دور آن نشسته و افطار می‌کنند خیره می‌ماند، به تلفن همراه خود که نظر می‌اندازم، گویا اذان گفته شده است و مسئولان با علاقه‌ای وافر درصدد شگفت‌زده کردن غرفه‌داران برآمده و از پخش اذان در داخل سالن و غرفه‌ها خودداری کرده‌اند.

ساعت به سرعت در گذر است و من از ترس بسته‌شدن درب ورود و خروج آن هم پیش از موعد، خود را به غرفه می‌‌رسانم و در دل آرزو می‌کنم که ای کاش مسئولان کمی بیشتر دریابند واژه واژه‌های کلام وحی را.

captcha