کد خبر: 3327656
تاریخ انتشار : ۲۲ تير ۱۳۹۴ - ۱۵:۰۸

تعقل؛ ابزار نیل به ایمان در اندیشه شیعی/ وهابیت غافل از این معناست

گروه فعالیت‌های قرآنی: عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد گفت: اساسی‌ترین اصل در جهان‌بینی اسلامی و شیعی برخلاف فرقه وهابیت آن است که هستی، متکی بر محسوسات نیست، بلکه می‌توان از قدرت تعقل و نشانه‌ها و پیام‌های عقلانی قابل اثبات نیز بهره جست.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، سومین جلسه از سلسله نشست‌های دینی در ماه مبارک رمضان، با عنوان چگونه با قرآن ارتباط برقرار کنیم، صبح امروز دوشنبه 22 تیرماه، با تلاوت آیاتی از سوره مبارکه قصص آغاز و با ایراد سخنرانی حجت‌الاسلام احمد ترابی، عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد در جمع کارکنان جهاددانشگاهی مشهد برگزار شد.

حجت‌الاسلام احمد ترابی، عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد در ابتدا با تفسیر آیه اول سوره بقره، به تفسیر و تحلیل حروف مقطعه «الم» پرداخت و اظهار کرد: مفسران معتقدند این حروف رمز هستند و در ابتدای هر سوره حروف مقطعه با چهار معنی آمده است؛ اول اینکه خداوند متعال رمزی دارد که علم ما به آن نمی‌رسد، دوم آنکه این حروف رمزی است میان خدا و پیامبرش که پیامبر اکرم(ص) آنها را می‌فهمند ولی ما از درک آن عاجزیم، سوم اینکه ائمه اطهار(ع) نیز معنای آن را متوجه می‌شوند و در نهایت این حروف رموزی هستند که در آینده برای بشر مکشوف خواهند شد.

حجت‌الاسلام ترابی با بیان برداشت خود از این حروف در ابتدای برخی از آیات قرآن کریم ابراز کرد: خداوند متعال اول این سوره‌ها را با رمز آغاز کرده که این نشانه شروع رمزآلود هستی است و این معنی هرگز برای انسان قابل کشف نیست؛ ماجرای قبل از آفرینش همواره برای انسان جای سؤال دارد ولی هرگز به پاسخ این سوال دست نمی‌یابد.

قابلیت تدبر و تعقل در آیات قرآن کریم

وی با بیان اینکه کشف رمز هستی که به ذات اقدس الهی و صفات او باز‌می‌گردد، برای ما قابل فهم نیست، افزود: از آیه دوم تا آخر سوره بقره، آیات و نشانه‌ها با ما سخن می‌گویند و برای ما قابلیت درک و تعقل دارند پس با وجود برخی از ابهامات در قرآن کریم نباید این همه نشانه و پیام منطقی را در هستی نادیده بگیریم.

عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد با اشاره به آیه دوم سوره بقره با مضمون «ذَلِکَ الْکِتَابُ لاَ رَیْبَ فِیهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِینَ، این است کتابى که در [حقانیت] آن هیچ تردیدى نیست [و] مایه هدایت تقواپیشگان است»، موضوع شک و تردید را مطرح ساخته و عنوان کرد: سؤال اینجاست که چرا قرآن مجید برای متقین وسیله هدایت است و نه برای گمراهان؟ مگر نه اینکه قرآن مسیر هدایتی برای همه بشریت است؟ پاسخ این است که گمراهان دو گروه‌ هستند؛ عده‌ای که از بی‌تقوایی گمراه شده‌‌اند و عده‌ای که بی‌تقوا نیستند اما گمراه شده‌اند.

وی همچنین ادامه داد: اگر انسانی تقوا داشته باشد و با این حال گمراه شود، قرآن او را هدایت می‌کند، مقصود از مؤمن متقی به معنای متقی درجه یک نیست بلکه منظور انسان کافر گمراه شده‌ای است که با مبانی اولیه اسلامی آشنایی ندارد، اگر این انسان متقی باشد یعنی مدیریت بر نفس خود داشته و هوسران، بهانه‌جو و گریزان از مسئولیت نباشد، با قرآن هدایت می‌شود.

 شک و تردید محملی برای حرکت بر مدار نفس 

حجت‌الاسلام ابوترابی بسیاری از ماتریالیست‌های جهان را متعلق به گروه اخلاقی و نه فلسفی دانست و عنوان کرد: این گروه افرادی بی‌تقوا هستند چرا که بر مدار دل و هوس خود حرکت کرده و شک و تردید را محمل بی‌دینی خود قرار می‌دهند، بدین معنا که به صورت احساسی و نه استدلالی خدا را رد می‌کنند.

وی همچنین گمراهی انسانها و انحراف حرکت وی را در پیروی از دین، به بهانه تبعیت از نفس دانست و افزود: در تمام طبقات اجتماعی انحراف و گمراهی وجود دارد البته افرادی هستند که از مسیر صحیح منحرف نشده و حجتی برای سایر هم‌نوعان و هم‌کیشان خود محسوب می‌شوند؛ اگر پزشکی با وجود مراجعه بیماری که در راستای تخصص او نیست او را رد کند و به پزشک معالج مرتبط ارجاع دهد، حجتی برای هم‌صنفان خود می‌شود.

غفلت زدگی مبتلا به گنهکاران

عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد با بیان تعبیری از قرآن، کافر را شخصی معرفی کرد که بفهمد و علی‌رغم اینکه فهمیده به عمل اشتباهش ادامه ‌دهد، ابراز کرد: کسی را که خواب است می‌توان بیدار کرد اما فرد به خواب‌زده و غفلت‌زده را نه؛ ما گاهی قصد آگاهی و بیداری نداریم بلکه به دنبال ادامه عمل اشتباه خود بوده تا آن را توجیه کنیم، برای این منظور عمل ناشایست دیگران را الگوی عمل خود می‌سازیم.

وی اضافه کرد: اگر عملی به نفع ما تمام شود از عبارت «خدا خیر دهد» استفاده می‌کنیم زیرا از خواسته دل و نفس ما تبعیت می‌کند و در صورتی جریانی به ضرر ما پیش برود از عباراتی همچون «کی از عالم دیگر خبر آورده، من را در گور دیگری نمی‌گذارند، همه دروغ می‌گویند و …» سوء استفاده می‌کنیم.

ایمان به غیب؛ نخستین پله ایمان از منظر قرآن

حجت‌الاسلام ترابی با تشریح اینکه قرآن کریم سه شرط متقین را ایمان به غیب، نماز و انفاق معرفی کرده است، بیان کرد: اولین ویژگی که برای یک انسان مؤمن در سوره بقره یاد شده، ایمان به غیب است بدین معنا که محور اصلی ایمان، قبول یا عدم قبول غیب است؛ ایمان به غیب با ذهن و ادراک مرتبط است و بعد عملی ندارد، نماز نیز عبادتی فردی است، اما انفاق، یک خصلت عملی و اجتماعی محسوب می‌شود.

وی همچنین با تشریح جزئیات عالم غیب از منظر قرآن مجید ادامه داد: قرآن کریم عوالم را به دو عالم شهود(قابل رویت انسان‌هاست) و عالم غیب (که به حس در نمی‌آید) دسته‌بندی می‌کند و عالم غیب نیز به دو گونه مطلق و نسبی است؛ عالم غیب مطلق در سه زمان گذشته، حال و آینده برای بشر پنهان است و تنها برای ذات اقدس الهی قابل درک است.

عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد در خصوص اختلاف نظر شیعه در این نکته با  فرقه وهابیت ابراز کرد: وهابیت معتقد است ما خدا را در جهان دیگر رؤیت می‌کنیم ولی بر مبنای منابع تشیع و احادیث اهل بیت(ع) برای رؤیت خدا، بایستی ذات بی‌نهایت او را محدود در ابعاد و اندازه‌ها کرد و این امری غیرممکن است؛ از دیگر سو عالم غیب نسبی با مفاهیمی همچون قیامت و یا امام زمان(عج)، در حال حاضر نامشهود است اما در آینده به مرحله شهود می‌رسد.

وی با بیان درک معرفتی ادراکی و احساسی گروه‌هایی از افراد جامعه به آیات 55 سوره بقره «وَإِذْ قُلْتُمْ یَا مُوسَى لَن نُّؤْمِنَ لَکَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْکُمُ الصَّاعِقَةُ وَأَنتُمْ تَنظُرُونَ، و (نیز به خاطر بیاورید) هنگامی که گفتید ای موسی ما هرگز به تو ایمان نخواهیم آورد مگر اینکه خدا را آشکارا (با چشم خود) ببینیم، در همین حال صاعقه شما را گرفت در حالی که تماشا می‌‏کردید» اشاره و عنوان کرد: برخی معتقدند ما تنها اموری را می‌پذیریم که از راه‌های ادراکی و احساسی قابل لمس باشند اما برخی مفاهیم مثل قیامت و یا وجود ذات الوهیت را که با قدرت تعقل و با نشانه‌ها و دلایل عقلانی قابل اثبات هستند، می‌توان پذیرفت.

حجت‌الاسلام ترابی در جمع بندی بحث امروز در خصوص آیه دوم سوره بقره عنوان کرد: اول اینکه ایمان از عمل جدا نیست و در کنار ایمان به غیب، وظایف و تکالیف عملی مومن بازگو شده است، دوم اینکه اساسی‌ترین اصل در جهان‌بینی اسلامی(برخلاف وهابیت) آن است که هستی، منحصر به محسوسات نیست، سومین پیام به اقامه نماز و انفاق به عنوان مهم‌ترین اصول عملی ایمان اشاره دارد و چهارمین پیام نیز به برگزاری دائمی و نه موسمی و مقطعی نماز اختصاص دارد.

captcha