
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، احترامی که مردم به قاریان قرآن میگذارند ممکن است آنها را دچار تکبر و غرور کند؛ به همین سبب، رفتار آنان نباید تداعیکننده چنین احساسی در مردم باشد، چرا که تکبر و غرور از جمله آسیبهای محتمل برای قاریان به شمار میرود.
اما این اتفاق زمانی میتواند راهی برای کسب درجات معنوی و سیر تعالی باشد که این امر برای فرد محرز شده و درصدد جبران آن برآید. موضوعی که محسن امامیکشفی، استاد برجسته قرآن مشهدی با نقل خاطرهای از تلاوت خود در سال 1379 در نزد اساتید تهران بدان اشاره میکند.
غرور کاذب افول قاریان را به همراه دارد
محسن امامیکشفی، استاد برجسته مشهدی در این باره به ایکنا، گفت: یکی از مواردی که من همیشه به متعلمان و شاگردان خودم یادآوری میکنم، این است که اگر هرکدام از آنها دارای صوت و لحنی زیبا و طنینی خوش هستند مواظب بوده، مبادا خدای نکرده، غروری کاذب بر آنان حکمفرما شود که اگر چنین شد مطمئن باشند که به زودی دوران افول آنها خواهد رسید.
وی با ابراز تأسف از اینکه بعضی از قراء ما به جای اینکه حنجره و صوت خود را در استخدام آیات الهی در بیاورند و به وسیله آن مفاهیم کلام خداوند را به مستمعان القاء کنند برعکس عمل کرده و آیات قرآن را جهت ارائه هنر خود به مردم به خدمت میگیرند، افزود: آنها گوئی با استفاده از کلام الهی قصد دارند جشنوارهای از نغمات قرآنی به راه بیندازند و هدفی بر آن مترتب نیست به جز اینکه ویترینی درست کنند از هنر صوت و لحن خود و غافل از اینکه قرآن ابزاری برای ارائه خودنمائی نیست و اگر چنین شد مطمئنا مجازاتی سخت از طرف خداوند در پی خواهد داشت.
این استاد برجسته صوت و لحن با اشاره به اینکه مشابه همین اتفاق برای خودش افتاده است، اظهار کرد: در سال 1379 که در تهران خدمت اساتید تلمذ میکردم، جمعه شبی در مسجدالنبی(ص) نارمک در محفلی که بسیار شلوغ هم بود، بنده سوره مبارکه جمعه را از حفظ با اختلاف قرائت به سه روایت «حفص ازعاصم»، «ورش ازنافع» و «خلف ازحمزه» به سبک استاد عبدالباسط تلاوت میکردم.
وی ادامه داد: جمعیت به وجد آمده بود و مرتب مرا تشویق میکردند، من معمولا در هنگام تلاوت دستهای خود را کنار گوشهایم میگذاشتم و چشمان خویش را میبستم زیرا تمام حواسم به این بود که مبادا اختلاف قرائت را اشتباه بخوانم، تا اینکه رسیدم به آیه 9 سوره جمعه که یادم هست آن آیه را در دستگاه نهاوند و به زیبایی تمام خواندم و روی کلمه «وَذَرُوا الْبَیْعَ» وقف کردم.
امامیکشفی در ادامه با بیان اینکه نگاهی به جمع کثیر حضار انداختم و بسیار از تشویقهای آنان مشعوف شدم و دیدم که خیلی مرا تشویق میکنند از این بابت به «خودم گفتم محسن جان دمت گرم با این تلاوتت، این تویی که داری این جور قشنگ میخوانی آن هم با اختلاف قرائات»، اضافه کرد: به خود قرآن قسم در آن لحظه چنان کبر و غروری مرا فراگرفت که نگاهم به مستمعان، نگاهی تکبرآمیز و فخرفروشانه بود به محض اینکه چنین تفکری وجودم را فرا گرفت آمدم که دنباله آیه را بخوانم ولی متأسفانه هر چقدر فکرکردم دنباله آیه یادم نیامد.
وقتی تکبر آدمی را به خود میآورد
وی ادامه داد: آن هم سورهای که من هر هفته جمعهها در نمازهایم میخواندم و شاید بیش از هزار بار آن را خوانده بودم ولی هر چقدر فکر کرده، یادم نیامد مجددا برگشتم از ابتدای آیه 9 از «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا» شروع کردم به تلاوت تا «وَذَرُوا الْبَیْعَ»، باز یادم نیامد دوباره برگشتم با روایت «ورش» خواندم بازهم یادم نیامد، مجددا برگشتم با روایت «خلف» خواندم باز هم ادامه آیات یادم نیامد داشتم از خجالت آب میشدم فهمیدم که غرور کار دستم داده از خدا کمک خواستم و به التماس و توبه به درگاه خداوند روی آوردم.
این استاد اختلاف قرائات افزود: یاد آیه 22 یونس افتادم که خداوندمتعال میفرماید «... دَعَوُاْ اللّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ لَئِنْ أَنجَیْتَنَا مِنْ هَذِهِ لَنَکُونَنَّ مِنَ الشَّاکِرِینَ» لذا با ذکر این آیه در ذهنم و خواندن خدا با خلوص نیت و توبه به درگاهش بلافاصله ادامه آیه یادم آمد و تلاوتم را به خوبی به اتمام رساندم.
مرا ببینید و عبرت بگیرید
وی با تأکید بر اینکه همیشه این خاطره خودم را برای تمامی شاگردانم و دوستان قرآنیم بدون هیچگونه خجالتی تعریف میکنم و میگویم «فَاعْتَبِرُوا یَا أُولِی الْأَبْصَارِ، مرا ببینید و عبرت بگیرید»، یادآور شد: در آن مکان و زمان به جای القاء مفاهیم الهی درصدد مطرح کردن خودم بودم نه قرآن، در آن لحظه در مقابل حضار داشتم ویترین هنرهایم را به منصه ظهور مینشاندم که خداوند هم با بیدار کردن وجدانم، این مسئله را به من گوشزد کرد.
این اندرز حکیمانه را از حضرت استاد شنیده بودم ولیکن قرائت این رقیمه لطف دیگری داشت، امیدوارم در کنف رب جلیل جامعه قرآنی امروز و فردای ما همواره از برکات وجودی حضرت استاد بهره مند باشد تا بدین سان جویبار زلال قرآن جاری و ساری باشد، ان شاء الله تعالی..