منورالسادات شایستهخو گفت: وقتی از پیامبر(ص) بهعنوان مرآت الهی یاد میشود، بدین معناست که وجود شریف ایشان آیینهای تمامنما از اسماء و صفات الهی بود؛ یعنی هرکس به ایشان مینگریست، تجلی رحمت، عدل، علم، مهربانی و حکمت خداوند را در رفتار و گفتارشان مشاهده میکرد.
منورالسادات شایستهخو، مدیر مؤسسه علمی مکتب نرجس، در گفتوگو با ایکنا از خراسانرضوی، با اشاره به آیه ۴ سوره «قلم» که خداوند در قرآن درباره ایشان میفرماید: «وَإِنَّکَ لَعَلَیٰ خُلُقٍ عَظِیمٍ» و نیز آیه ۲۱ سوره «احزاب» که میفرماید: «لَقَدْ کانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ»، اظهار کرد: در پاسخ به این سؤال که انسان بدون وجود فیزیکی پیامبر چگونه میتواند به سمت خدا حرکت کند، باید گفت آینه بودن پیامبر(ص) به جسم ایشان محدود نبود، بلکه به حقیقت و سیره ایشان مرتبط است؛ لذا حرکت به سمت خدا بدون حضور فیزیکی ایشان از طریق قرآن و سنت ممکن است.
وی ادامه داد: قرآن کریم و سنت نبوی، آینه مکتوب و گفتاری هستند؛ بهطوری که انسان با تدبر در قرآن و عمل به سنت، گویی همچنان به همان آینه مینگرد، چراکه سیره ایشان، تفسیر عملی قرآن است. از طریق عقل و فطرت نیز این مهم امکانپذیر است؛ زیرا خداوند در نهاد هر انسانی فطرت توحیدی قرار داده است. عقل سلیم و فطرت پاک، خود آینهای درونی هستند که انسان میتواند با پالایش آن، انعکاس صفات الهی را در وجود خود بیابد.
شایستهخو با اشاره به این سخن حضرت علی(ع) که میفرماید: «خداوند رسولان را فرستاد تا گنجینههای عقل را در انسانها شکوفا کنند»، بیان کرد: پس از پیامبر، امامان معصوم(ع) و اولیای الهی، ادامهدهندگان همان آینه بودند. در عصر غیبت نیز، عالمان ربانی و صالحان، پرتوهایی از آن نور را بازتاب میدهند.
وی با تأکید بر خودسازی و تهذیب نفس، تصریح کرد: انسان با تطهیر درون از رذایل اخلاقی، میتواند قلب خود را چون آینهای صیقلی برای تجلی صفات الهی آماده کند. همانگونه که پیامبر(ص) فرمودند: «خداوند را چنان بپرست که گویی او را میبینی؛ زیرا اگر تو او را نمیبینی، او تو را میبیند.» که این همان معنای احسان در کلام نبوی است.
مدیر مؤسسه علمی مکتب نرجس با بیان اینکه آینه فیزیکی پیامبر اکرم(ص) وسیله بود، نه هدف، بیان کرد: هدف، انعکاس صفات الهی در جان انسان است و این انعکاس از مسیرهای فوق همچنان تا قیامت میسر است.
وی با اشاره به اینکه جای خالی پیامبر اکرم(ص) بهعنوان اسوه اخلاق، با «ترکیبی از چند معیار» پر میشود که در منابع دینی ما بهصراحت به آنها اشاره شده است، گفت: قرآن کریم بهعنوان معیار اصلی است و پیامبر(ص) فرمودند: «إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ: کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی» (حدیث ثقلین). پس مهمترین معیار، قرآن است. اما قرآن بهتنهایی کافی نیست، بلکه نیاز به «مفسر معصوم» دارد که همان عترتاند. عترت و امامان معصوم(ع) بهعنوان مفسران سیره بهشمار میروند و پس از پیامبر(ص)، آنان ادامهدهنده خطمشی اخلاقی و عملی ایشان بودند. آنان در اخلاق، عبادت، معاشرت، عدالت همان سیره نبوی را عمل میکردند. بنابراین، معیار دوم برای پر کردن خلأ پیامبر، پیروی از اهلبیت(ع) است.
شایستهخو به معیارهای چهارگانه در کلام امام علی(ع) اشاره کرد و افزود: حضرت علی(ع) در خطبهای معروف، معیارهای شناخت سیره پیامبر را صدق و راستی، امانتداری، مهربانی و رحمت و عدالت و انصاف برمیشمارند؛ بهطوری که پیامبر هرگز دروغ نگفت و راستی را در همه امور بهکار برد. ایشان قبل و بعد از بعثت «محمد امین» بودند. مهربانی و رحمت از ویژگیهای بارز ایشان بود و خداوند در آیه ۱۰۷ سوره انبیا درباره ایشان فرمود: «وَ مَا أَرْسَلْنَاکَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعَالَمِینَ». همچنین در هیچ موردی، حتی در حق دشمنان، از عدالت منحرف نشدند.
وی تصریح کرد: در نبود معصوم (دوران غیبت)، ولیفقیه و فقیهان عادل بهعنوان ناظران بر اجرای سیره نبوی، جایگاه هدایت و نظارت را برعهده دارند. آنان با استنباط از قرآن و سنت، خلأ رهبری اخلاقی و عملی را تا حد امکان پر میکنند.
شایستهخو از سنت بهعنوان قالب رفتاری و اخلاق قرآنی بهعنوان محتوا یاد کرد و گفت: پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «أَدَّبَنِی رَبِّی فَأَحْسَنَ تَأْدِیبِی» (پروردگارم مرا ادب کرد و نیکو ادب کرد). پس اخلاق پیامبر اکرم(ص) ریشه در تربیت الهی داشت. ما نیز باید با تبعیت از قرآن و سیره، آن ادب الهی را در خود نهادینه کنیم.
وی با تأکید بر اینکه جای خالی پیامبر(ص) با معیارهایی چون قرآن، عترت، فقاهت و عقل سلیم پر میشود، بیان کرد: باید توجه داشت که هیچیک از اینها بهتنهایی کافی نیستند؛ بلکه ترکیب قرآن، سنت، عترت، عقل و اجماع امت، چارچوب کامل سلوک دینی را میسازد.
شایستهخو با اشاره به تفاوت پیروی کورکورانه از رهبر با پیروی از شعائر و سیره پیامبر، این تفاوت را از چند زاویه تحلیل کرد و گفت: پیروی کورکورانه مبتنی بر تعصب، ترس، منفعت شخصی یا عادت است. فرد بدون بررسی و آگاهی، از رهبری که منافعش را تأمین میکند یا او را میترساند، تبعیت میکند. در این نوع پیروی، «هویت فرد» حل میشود و عقل او به تعلیق درمیآید. اما پیروی از سیره پیامبر(ص) مبتنی بر آگاهی، محبت و ایمان آگاهانه است.
مدیر مؤسسه علمی مکتب نرجس افزود: خداوند در قرآن در آیه ۳۱ سوره آلعمران، پیروی از پیامبر را مشروط به شرایطی میکند و میفرماید: «قُلْ إِن کُنتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِی»؛ یعنی پیروی باید از روی محبت و عشق به خدا باشد، نه از روی ترس یا منفعت.
وی ادامه داد: در پیروی از پیامبر(ص)، معیار قرآن و حکم الهی است. حضرت محمد(ص) فرمودند: «إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُکُمْ» و در بسیاری از موارد، مثل جنگ بدر و مشورتها، نظر اصحاب را میپذیرفتند؛ بهطوری که قرآن در آیه ۱۵۹ سوره آلعمران به پیامبر اکرم(ص) میفرماید: «وَ شَاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ». پس حتی پیامبر نیز به مشورت و رأی مردم توجه داشتند و پیروی از ایشان، هرگز به معنای تعطیلی عقل نبود.
شایستهخو هدف پیروی از سیره پیامبر را رسیدن به قرب الهی و تحقق عدالت و رحمت در جامعه دانست و گفت: در پیروی کورکورانه، به محض خطای رهبر یا تغییر شرایط، فرو میپاشد و اغلب به فاشیسم یا فرقهگرایی تبدیل میشود. پیروی آگاهانه از سیره پیامبر، همچنان پابرجاست، زیرا ریشه در قرآن دارد، نه در شخص خاص.
وی به شاخصهای پیروی نبوی اشاره کرد و افزود: قرآن معیارهای پیروی مطلوب را در آیات متعدد برمیشمارد؛ بهطوری که در آیه ۵۹ سوره نساء درباره اطاعت از خدا و رسول میفرماید: «أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ» و در همان آیه در رد اختلافات به خدا و رسول سفارش میکند و میفرماید: «وَ إِن تَنَازَعْتُمْ فِی شَیْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَی اللَّهِ وَ الرَّسُولِ». همچنین قرآن بارها مردم را به تعقل دعوت کرده و از تقلید کورکورانه نهی نموده است و در آیه ۲۱ سوره لقمان میفرماید: «وَ إِذَا قِیلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنزَلَ اللَّهُ قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَیْنَا عَلَیْهِ آبَاءَنَا». پس پیروی از پدران و رهبران بدون دلیل، مذموم است.
شایستهخو اظهار کرد: پیروی از سیره پیامبر اکرم(ص)، یک تبعیت آگاهانه، عقلانی و عاشقانه است؛ در حالیکه پیروی کورکورانه، یک تبعیت جاهلانه، ترسمحور و منفعتطلب است و مؤمن واقعی، نهتنها از رهبران، بلکه حتی از پیامبر نیز با بصیرت پیروی میکند و بصیرت خود را با قرآن و عقل میسنجد.
وی درباره بازشدن درهای تفکر و مسئولیت انسان پس از وحی بیان کرد: پایان وحی قرآنی به معنای پایان هدایت الهی نیست، بلکه انتقال از دوران نص و وحی به دوران امامت و اجتهاد است. خداوند متعال برای هدایت بشر، دو حجت، حجت ظاهری (پیامبر و امامان) و حجت باطنی (عقل) قرار داده است.
شایستهخو افزود: پس از رحلت پیامبر(ص)، حجت ظاهری در قالب امامت ادامه یافت و حجت باطنی (عقل) نیز بهکار گرفته شد تا جامعه هرگز بدون راهنما نماند. این نگاه را در چند محور تبیین میکنیم:
وی با بیان اینکه در دوران پیامبر(ص)، احکام و معارف دین بهصورت مستقیم از طریق وحی یا سنت ایشان دریافت میشد و با رحلت ایشان، در وحی بسته شد، اما در علم و هدایت بسته نشد، اظهار کرد: در دیدگاه شیعه، خداوند برای تداوم هدایت، امامان معصوم(ع) را بهعنوان جانشینان رسولالله(ص) بر روی زمین قرار داد.
مدیر مؤسسه علمی مکتب نرجس افزود: پیامبر(ص) در حدیث متواتر ثقلین فرمود: «إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ: کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی، مَا إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدِی» (حدیث ثقلین؛ متواتر در منابع شیعه و سنی). بنابراین، قرآن بهعنوان نص مکتوب و عترت بهعنوان مبیّن و مفسر، هر دو باقی ماندند. اما پس از امامان معصوم(ع) و در عصر غیبت، راه اجتهاد و استنباط برای فقیهان عادل جامعالشرایط گشوده شد.
وی بیان کرد: در مکتب شیعه، اجتهاد به معنای تلاش علمی برای استخراج احکام از قرآن و سنت با ابزار عقل و اجماع است. امام زمان(عج) در توقیع شریف خود خطاب به اسحاق بن یعقوب فرمودند: «وَ أَمَّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَةُ فَارْجِعُوا فِیهَا إِلَی رُوَاةِ حَدِیثِنَا، فَإِنَّهُمْ حُجَّتِی عَلَیْکُمْ وَ أَنَا حُجَّةُ اللَّهِ» (در دوران غیبت، در مسائل پیشآمده به راویان حدیث ما رجوع کنید؛ آنان حجت من بر شما هستند). این حدیث، پایه ولایتفقیه در عصر غیبت است.
شایستهخو تأکید کرد: در نگاه شیعه، دروازه اجتهاد هیچگاه بسته نشد؛ بلکه از زمان امام باقر(ع) و امام صادق(ع) که مکتب فقهی اهلبیت را تأسیس کردند، تا عصر حاضر، فقیهان با تکیه بر قرآن، سنت، عقل و اجماع به استنباط احکام پرداختهاند. امام صادق(ع) فرمودند: «عَلَیْنَا إِلْقَاءُ الْأُصُولِ وَ عَلَیْکُمُ التَّفْرِیعُ»؛ لذا مسئولیت اجتهاد و استنباط برای فقیهان و تقلید آگاهانه برای عموم در نظر است.
وی افزود: در نگاه شیعه، پس از پیامبر(ص) و در عصر غیبت، جامعه به دو دسته تقسیم میشود؛ یک دسته مجتهدان و فقیهان هستند که موظفاند با بهرهگیری از قرآن، سنت، عقل و اجماع به استنباط احکام بپردازند. این اجتهاد هیچگاه متوقف نشده و همواره «باب اجتهاد» باز است. امام صادق(ع) فرمودند: «عَلَیْنَا إِلْقَاءُ الْأُصُولِ وَ عَلَیْکُمُ التَّفْرِیعُ» (بر ماست القای اصول و بر شماست استخراج و تفریع فروعات از آن اصول.)
مدیر مؤسسه علمی مکتب نرجس گفت: دسته دیگر، عموم مردم هستند که موظفاند در مسائل تخصصی دینی به مجتهد جامعالشرایط رجوع کنند، اما این رجوع «تقلید کورکورانه» نیست، بلکه باید مجتهد را با معیارهای عقلی و شرعی بشناسند (اعلمیت، عدالت، تقوا، آگاهی).
شایستهخو بیان کرد: در مسائل اعتقادی، تقلید جایز نیست و هر فرد موظف است با استدلال و تفکر، اصول دین خود را بشناسد؛ در مسائل فقهی نیز، مقلد باید از روی آگاهی و بصیرت، مرجع خود را انتخاب کند. در آیه ۴۳ سوره نحل قرآن کریم میفرماید: «فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِن کُنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ» و امام صادق(ع) در تفسیر این آیه فرمودند: «نَحْنُ أَهْلُ الذِّکْرِ» (ما اهل ذکر هستیم). پس در عصر غیبت، فقیهان بهعنوان وارثان علم امام، مصداق اهل ذکر برای مردماند.
وی درباره مسئولیت اقامه قسط و عدل و تشکیل حکومت اسلامی تصریح کرد: در نگاه شیعه، پس از پیامبر(ص)، مسئولیت اجرای عدالت نهتنها برعهده امت است، بلکه برپایی حکومت اسلامی را نیز شامل میشود. حضرت علی(ع) در نهجالبلاغه هدف حکومت خود را چنین بیان میکند: «اللَّهُمَّ إِنَّکَ تَعْلَمُ أَنَّهُ لَمْ یَکُنِ الَّذِی کَانَ مِنَّا مُنَافَسَةً فِی سُلْطَانٍ وَ لَا الْتِمَاسَ شَیْءٍ مِنْ فُضُولِ الْحُطَامِ، وَ لَکِنْ لِنَرُدَّ الْمَعَالِمَ مِنْ دِینِکَ وَ نُظْهِرَ الْإِصْلَاحَ فِی بِلَادِکَ»؛ خدایا! تو میدانی که آنچه از ما بود، نه رقابت بر سر قدرت بود و نه طلب دنیا، بلکه برای بازگرداندن نشانههای دین تو و اصلاح در بلاد تو بود.
شایستهخو بیان کرد: در عصر غیبت، ولایتفقیه بهعنوان نظام سیاسی اسلام، ادامهدهنده همان مسئولیت اجرای عدالت و حفظ دین است. امام خمینی(ره) براساس همین نگاه، نظریه ولایت مطلقه فقیه را تبیین کرد و آن را از احکام اولیه اسلام دانست که هدفش تأمین مصالح جامعه اسلامی و اجرای حدود الهی است.
وی گفت: در نگاه شیعه، پس از پیامبر(ص)، هر فرد مؤمن نسبت به جامعه خود و در زمینه تبیین دین، امر به معروف و نهی از منکر، مسئول است؛ بهطوری که در آیه ۱۱۰ سوره آلعمران قرآن میفرماید: «کُنتُمْ خَیْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنکَرِ». همچنین امام باقر(ع) فرمودند: «إِنَّ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیَ عَنِ الْمُنْکَرِ فَرِیضَةٌ عَظِیمَةٌ بِهَا تُقَامُ الْفَرَائِضُ»؛ امر به معروف و نهی از منکر فریضهای بزرگ است که سایر واجبات به واسطه آن برپا میمانند.
وی در پایان با بیان اینکه این مسئولیت شامل عالمان دین، فقیهان و مبلغان میشود که وظیفه دارند معارف اهلبیت(ع) را تبیین کنند، شبهات را پاسخ دهند و جامعه را از انحراف فکری و اخلاقی بازدارند، گفت: در اینباره امام صادق(ع) فرمودند: «فُقَهَاءُ أُمَنَاءُ الرُّسُلِ مَا لَمْ یَدْخُلُوا فِی الدُّنْیَا»؛ فقیهان امانتداران رسولاناند، مادامی که وارد دنیاطلبی نشوند.
انتهای پیام