
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، یکبار دیگر نوای پرسوزو گداز یا رب یا رب حسین بن علی(ع) در صحرای عرفات، در گوش زمان میپیچد و دلهای عاشق را بار دیگر به زلف معشوق بیهمتا گره میزند. آری، دوباره روز شیدایی اهل طاعت فرا رسیده تا عارفانه سرود بندگی بخوانند و عاشقانه نجوای بندگی سر دهند تا با نوای استغاثه و استغفار، نفس اماره را به مسلخ برند و پاک و مطهر در حریم قربان پا بگذارند...
و اما اینجا، در قبلهگاه مشتاقان آل محمد(ص) غوغایی دیگر برپاست... زائران و مجاوران کوی رضا(ع) با پای جان از گوشهگوشه ایران خود را رساندهاند، پیر و جوان، زن و مرد، همه و همه از قافله عشق جا نمانده و از مسافتهای دور و نزدیک از ساعتها قبل خود را به این حریم ملکوتی رساندهاند.

مراسم سخنرانی و مداحی مدتی است که آغاز شده و زمان، شروع لحظات ناب بندگی را به انتظار نشسته است... تمام صحنهای حرم امن امام رئوف مالامال از جمعیت است، آنقدر که جای سوزن انداختن نیست و بسیاری از مردم خارج از صحنها در ورودیهای حرم روی زمین نشسته و برای آغاز دعا لحظهشماری میکنند.
به عشق آقایت که آمده باشی فرقی نمیکند داخل بهشت باشی یا خارج آن، اذن دخولت را قبلتر از مولا گرفتهای و طلبیده شدهای و گرنه تو کجا و توفیق حضور در حرم یار کجا؟! با وجود ازدحام و تراکم بی نظیر بارگاه مطهر رضوی اما مردم همچنان در تبوتاب حضور در این حریم سر از پا نمیشناسند تا حس وصفناشدنی زمزمه مناجاتهای عرفانی عرفه را در بهشت زمین تجربه کنند.
حال و هوای عجیبی در حرم رضوی حاکم است، رفته رفته قرائت دعا آغاز میشود و نوای دلانگیز و جانافزای عرفه در صحن و سرای امام مهربانیها و خیابانهای اطراف حرم مطهر طنینانداز میشود. به هر سو که مینگری هرکس در گوشهای غرق در خلوت خود شده و فراز به فراز این دعای معنوی را با خود زمزمه میکند.

و اما در این میان حضور پرشور و دیدگان اشک آلود جوانانی که به یمن عرفه در طلب استغفار آمدهاند به مراتب دلرباتر است... فقط کافی است دل بدهی تا ببینی چگونه نیایشهای عرفه روحت را به پرواز درمی آورد و قلبت را جلا میبخشد، به این فراز که میرسد «بذنوبی فلا تَفضحنی و به سریرتی فلا تُخزنی» دلهای حاضران تکان میخورد و از پی آن اشکها سرازیر...
هرچه ثانیههای ناب عاشقی از پی هم میدوند، نالهها پرسوزتر و دیدگان بارانیتر میشود... عطر نوای یا ربنا یا ربنا اغفرلنا ذنوبنای دلهای شکسته یکبار دیگر به صحن و سرای امام رئوف(ع)، رنگ و بوی اجابت میدهد... «یا من قل له شکری فلم یحرمنی»، با کوه عصیان آمدم، با چشم گریان آمدم...عمرم شده صرف گناه، اما پشیمان آمدم...
در فراز به فراز دعای عرفه و در لحظات ناب این روز، اشکهای زائران و مجاوران کوی رضا(ع) همچنان میبارید، غبار غم از دل برمیگرفت و زنگار گناه با خود میشست... دستهای مشتاقان به رسم عاشقی به تمنای اجابت به آسمان بلند بود و نالههای العفو العفو زائران شنیدنی بود، اصلا مگر میشود با این تلاطم و شیدایی بخشوده نشوی و نامید بازگردی از درگاه ملکوتیاش، آن هم وقتی مولای غریب را واسطه درگاهش کردهای.

همو که به عشق بازگشت بندهاش دهها بار از او مشتاقتر است و بنده اگر توان درک این اشتیاق وصفناشدنی را داشت هر لحظه قالب تهی مینمود... اصلا فراخوانده شدهای تا عرفه بهانهای باشد برا بخششت... بناز که سر بر آستان معبودی میگذاری که توبه بندهاش را به انتظار نشسته است و رحمت واسعه اش لحظه به لحظه بی تاب بخشش است و عرفه بهترین فرصت مغتنم...
ثم یا الهی انا المعترف بذنوبی، فاغفرهالی اناالذی اسأت... انا الذی اخطأت... فرازهای دیگری از دعاست که توسط اهالی عرفه به زیبایی زمزمه میشود... اینجا که میرسد گویی دیگر حجابی بین تو و معبودت نیست و چه زیباست قرب الهی که پس از این دعا و اشکهای عاشقان نصیب بندگان میشود... ترنم عطر گلاب رضوی نیز هر از گاهی اشک و گلاب را با هم در می آمیزد و حالوهوای دلچسبتری را به دلهای شکسته میدهد.
اینجا حریم رضاست و گویی انقلابی برپا شده است... با نجوای نیایشهای عارفانه دلدادگان حق، خشت به خشت حرم بوی استغاثه و استغفار به خود گرفته است، در لابه لای فرازهای عارفانه عرفه، مداح گاه به گاه دلهای سوخته از غم حسین(ع) را روانه کربلا میکند تا اشکهای دلدادگی از غم مصیبت عظمایی که تا ابد مهر ننگ بر پیشانی بشریت زده است، رنگ خون به خود بگیرد.

با نزدیکتر شدن به غروب، دعا فرازهای پایانی خود را طی میکند، هرجا که سخن از رحمت است، عاشقان امام مهربانیها یکدل و یکصدا رو به آسمان زمزمه میکنند «یا ارحم الراحمین»... دیگر لحظات آخر فرا رسیده است، آنجا که طلاییترین فراز دعاست... در این فراز پایانی امام حسین(ع) از خدا چه میخواست که با چهرهای به پهنا اشکآلود، سر به آسمان رو به معشوق حقیقیاش با صدایی بلند فریاد می زد اگر به من عطایش کنی، باکم نیست که چه از من دریغ خواهی کرد و اگر آن را دریغ کنی، هرچه عطا کنی برایم سودی نخواهد داشت؟! و آن طلب چیزی نیست جز «فکاک رقبتی من النار»...
و دیگر بار نوای «یارب، یارب» حاضران در فضای حرم رضوی طنینانداز میشود و اینگونه لحظات معنوی عرفه رو به پایان است، عرفه ای دیگر به پایان رسید و دلهای مشتاقان در حسرت ظهور آن مولایی است که در صحرای عرفات ندای العجل العجل سر میدهد. کاش که لایق دیدار رویش باشیم و زمان ظهورش را درک کنیم...
محبوبه اسدپور